منوچهر اسدبیگی:

قیامت، بهشت و جهنم در قرآن و اسلام

 

قیامت در قرآن

 

در بیش از هزار آیه قرآن در مورد قیامت، روز رستاخیز، روز حساب و روز شمار وعده داده شده و پاداش و کیفر اخروی، نوید و هشدار داده شده و با مژده بهشت و ترس از عذاب و شکنجه جهنم پیوسته مومنین را به رحمت خدا و کافران را به عذاب الهی وعده داده است.

 

 

آیاتی از قرآن در مورد قیامت:

 

سوره قیامت آیه‌های ۱ و ۳ تا ۱۳: نه چنان‌ است که منکرین گویند سوگند می‌خورم به روز قیامت - آیا می‌پندارد انسان که جمع نخواهم کرد استخوانهایش را - آری توانائیم بر اینکه راست کنیم انگشتهایش را – می‌پرسد که کی باشد روز قیامت - پس چون خیره شود چشم - و تیره گردد ماه - و جمع شود آفتاب و ماه - گوید انسان آن روز کجاست گریزگاه - نه چنین است نیست پناهی – به سوی پروردگارتست در آن روز جای قرار - خبر داده شود انسان در آن روز به آنچه پیش فرستاده و باز پس داده است.

 

سوره النباء آیه‌های ۱۹ و ۲۰: و گشوده شود آسمان، پس گردد درها - و روان گردانیده شود کوهها پس گردد سراب.

 

سوره المرسلات آیه‌های ۸ تا ۱۰: (آنچه وعده کرده می‌شود) به وقوع آینده است پس آنگاه که ستاره‌ها محو شوند - و آنگاه که آسمان شکافته گردد - و آنگاه که کوهها برکنده شود.

 

سوره الانشقاق آیه‌های ۱، ۳ و ۴: آنگاه که آسمان بشکافد - و آنگاه که زمین کشیده شود - و بیرون آید آنچه در آنست و خالی شود.

 

سوره مدثر آیه‌های ۸ تا ۱۰: پس چون دمیده شود در صور - پس اینست آن روز روزی دشوار- بر کافران غیر آسان.

 

سوره انفطار آیه‌های ۱ تا ۴: آنگاه که آسمان بشکافد - و آنگاه که ستاره‌ها فروریزند - و آنگاه که دریاها به هم راه داده شوند - و آنگاه که قبرها زیر و رو شوند.

 

سوره العادیات آیه ۹: آیا پس نمی‌داند که چون برانگیخته شود آنچه در گورهاست.

 

سوره القارعته آیه‌های ۴ تا ۶: و باشند کوهها چون پشم رنگارنگ وازده - پس اما آنکه گران آمد سنجیدنهایش پس اوست در عیش پسندیده - و اما آنکه سبک آمد سنجیدنهایش پس مأوایش دوزخ است.

 

سوره المزمل آیه‌های ۱۴ تا ۱۷: روزی که به زلزله در آید زمین و کوهها و شوند کوهها تلهای ریگ پراکنده - پس چگونه پرهیز خواهید کرد اگر کافرید روزی که می‌گرداند کودکان را پیران.

 

سوره المعراج آیه‌های ۴ تا ۸: عروج می‌کنند ملائکه و روح سوی او در روزی که هست مقدارش پنجاه هزار سال - روزی که باشد آسمان چون فلز گداخته.

 

سوره الحاق آیه‌های ۱۴ تا ۱۷: و برداشته شود زمین و کوهها پس به هم زده شوند، به هم زده‌شدنی یکمرتبه - و فرشتگانند در اطراف (آسمان) آن و بردارند عرش پروردگارت را به بالای سرشان در آن روز هشت فرشته.

 

سوره التکویر آیه‌های ۱ تا ۸ و ۱۰ تا ۱۳: آنگاه که آفتاب در هم پیچیده شود – و آنگاه که ستاره‌ها فرو ریزند - و آنگاه که کوهها مانند پر شوند - و آنگاه که شتران آبستن بار نهند - و آنگاه که وحوش حشر کرده شوند - و آنگاه که دریاها پر کرده شوند - آنگاه که نفسها جفت کرده شوند - و آنگاه که دختران زنده در گور کرده پرسیده شوند که به کدام گناه کشته شدند - و آنگاه که نامه‌ها گشوده شود - و آنگاه که آسمان کنده شود - و آنگاه که دوزخ افروخته شود - و آنگاه که بهشت نزدیک کرده شود.

 

سوره النازغات آیه‌های ۸ تا ۱۰، ۳۴ و ۳۶ تا ۴۱: دلها در آنروز ترسان باشد - چشمهاشان فرو رفته – می‌گویند آیا ما ردشده‌گانیم به حالت اول - پس چون آمد بلای مستولی بزرگ - و ظاهر گردانیده شود دوزخ برای کسی که ببیند - پس اما آنکه زیاده‌روی کرد در عصیان - و برگزید زندگانی دنیا را - پس به درستی که دوزخش بود جایگاه ـ و اما آنکه بیم داشت از مقام پروردگارش و منع کرد نفسش را از خواهش- پس به درستی که بهشت باشد جایگاهش.

 

و البته آیات تکراری بیشتری نیز وجود دارد که از ذکر آنها خودداری می‌شود.

 

 

مفهوم آیات قیامت:

 

به طورخلاصه معنی و مفهوم آیات مربوط به قیامت به وضوح می‌رساند که:

 

- در صور و بوقی دمیده می‌شود، ماه تیره می‌گردد، آفتاب در هم پیچیده می‌شود، درهای آسمان گشوده می‌شود، آسمان که چون فلز گداخته شده، کنده می‌شود و می‌شکافد و فرشته‌ها سرازیر می‌شوند، ستاره‌ها فرو می‌ریزند، کوهها برکنده می‌شوند ریزه و ذره می‌شوند و با زمین به هم زده می‌شوند، زمین به زلزله عظیمی درآورده می‌شود و هر آنچه را در آن است بیرون می‌اندازد

 

- شترهای آبستن بار می‌نهند، قبرها زیر و زبر می‌شوند، آنچه در گورهاست برانگیخته می‌شود، خدا استخوانهای مردگان را جمع می‌کند و حتی انگشتهای مردگان را راست می‌کند، کودکان پیر می‌شوند، و از دختران زنده‌به‌گورشده سوال می‌شود، چشمها خیره می‌شوند، انسانها به دنبال گریزگاه می‌گردند.

 

- آنروز برای کافران بسیار دشوار است، در آنروز آنهائی که سنجیدن‌هایشان گران بود برای عیش پسندیده (با حوری‌های بهشتی) در بهشت انتخاب و آنها که سنجیدن‌هایشان سبک بود جایشان در جهنم تعیین می‌شود، ملائکه و روح به سوی خدا عروج می‌کنند و آن روز عذاب و آخر زمان برای کافران مقدارش پنجاه‌هزار سال است، هشت‌تائی از فرشته‌ها هم که در اطراف آسمان هستند عرش خدا را به بالای سرشان برداشته و نگه می‌دارند.

 

- نامه اعمالی که فرشته‌ها تهیه کرده‌اند باز می‌شود، آتش جهنم افروخته می‌شود و هیزمش زیاد می‌شود، بهشت نزدیک‌تر می‌شود، همه دلها در آنروز ترسانند، چشمها فرورفته می‌شوند، جهنم دیده می‌شود و آنانی که عصیان کردند و زندگانی دنیا را برگزیده بودند و کفار و مشرکین و منافقین و.. می‌روند در آتش جهنم و عذاب و شکنجه می‌شوند و آنان که از خدا می‌ترسیده‌اند و از آرزوها و خواهشهای زمینی دور بودند و خداپرست و دنبال آخرت بودند به بهشت می‌روند و..

 

 

 بررسی - چقدر یاوه‌بافی؟

 

انسان از اینهمه تناقض‌گوئی و یاوه‌بافی و بی‌اطلاعی از سوی به اصطلاح خدای دانا تعجب می‌کند. انگار این خدا از طبیعت و قوانین طبیعی و وضعیت زمین و خورشید و ستاره‌ها و کائنات چیزی نمی‌داند. آخر این بی‌نهایت ستاره‌ها چگونه به یکباره فرو می‌ریزند، آنهم لابد روی زمین چون از نظر قرآن آنها زینتها و چراغهائی برای زمین محسوب می‌شوند، و در آن حال زمین باشد و قبرهایش هم زیر و رو شود!؟ آخر آسمان را چه می‌پنداشته که درهایش گشوده و یا بشکافد، چگونه خورشید در هم پیچیده و جمع خواهد شد و زمین می‌ماند و می‌تواند تمام استخوانهای مردگان را هم جمع‌آوری کرد و...از روز پنجاه هزار سال و هشت فرشته‌ای که عرش خدا را بالای سرشان نگه داشته‌اند، از حرکت انسانها و مردگان زنده شده و حرف زدن آنها در آن وضعیت که به اصطلاح خورشید و ستاره‌ای نیست می‌گذریم!! اصلا بهتر است از همه این یاوه‌بافی‌های پوچ، ابلهانه و کودکانه بگذریم. این آیات آنقدر بی‌محتوا و بی‌ارزش است که احتیاجی به بحث و بررسی نمی‌تواند داشته باشد. در این زمانه و با پیشرفت علم دیگر جائی برای این خرافات و اساطیر گذشتگان باقی نمی‌ماند و فاقد هر گونه ارزشی است. اما درباره این مزخرفات و خرافاتی که در قرآن آمده و کلام خدا محسوب می‌شود، آقایان روشنفکر و آگاه مسلمان چه دارند که بگویند؟ و یا به دنبال چه توجیهات و تفاسیری هستند؟ ناگزیرند که چگونه و با چه استدلالهای من‌درآوردی اینها را علمی نشان دهند تا قرآن و خدا و محمدشان را از خطر بی‌اعتباری نجات دهند!؟ و نیز باید از یاوه‌های احمقانه‌ای که در کتب حدیث و روایت و.. مسلمین و شیعیان که درباره قیامت و از علائم رستاخیز و روز محشر آمده نظیر – جهالت آشکار شود و زنا رواج گیرد و شراب نوشند، روز قیامت از بز شاخ‌دار که بز بی‌شاخ را شاخ زده تقاص کنند، چاه جمکران و.....، دجال ظهور می‌کند و امام زمان با شمشیر می‌آید، قبل از قیامت خدا امام زمان یا مهدی موعود را می‌فرستد تا حکومت الهی را تاسیس کند، برای ظهور آقا امام‌زمان باید در زمین فساد و تباهی و ظلم رواج یابد تا مقدمات ظهور مهدی و قیامت مهیا شود و.. – بگذریم که فقط وقت‌گیر است و اما خنده‌دار که بیشتر به درد تفریح و جوک می‌خورد تا بررسی!!

 

در اینجا به مفهوم جمله معروف مارکس "دین افیون توده‌هاست" پی می‌بریم که استثمارگران و سرمایه‌داران و اربابان مذهبی دست در دست هم وسیله اشاعه همین خرافات و وعده‌های روز قیامت و....... بهره‌کشی و استثمار توده‌های مردم را ادمه می‌دهند. همین خرافات و جهل و افکار خرفت‌کننده مذهبی است که به مردم می‌آموزد، به جای رهایی واقعی، به دنبال رهائی پوچ و خیالی آسمانی باشید، به دنبال تغییر وضع موجود نباشید، چشم به آسمان بدوزید و فقط منتظر ناجی امام زمان باشید. بسوزید و بسازید و اطاعت کنید و تسلیم قضا و قدر شوید، مهدی روزی قیام خواهد کرد و وظیفه اوست که جهان را پر از عدل و داد کند، این افیون به توده‌ها می‌گوید: ای توده‌های مردم زحمتکش با وعده (دروغین و خیالی و آسمانی) بهشت، این زندگی جهنمی (عینی و واقعی موجود) را تحمل کنید!

 

 

بهشت در قرآن

 

آیاتی از قرآن در مورد بهشت:

 

سوره بقره آیه ۲۴:

و مژده ده آنان را که گرویدند و کردند کارهای شایسته که مر ایشان‌راست بهشتهائی که می‌رود از زیر آنها نهرها هر گاه روزی داده شوند از آن جنت‌ها از میوه رزقی گویند این همان است که روزی وعده داده شدیم از پیش و آورده شوند با آن میوه شبیه به هم و از برای ایشان است در آنجا زنان پاکیزه و ایشان در آن جاویدانند.

 

سوره النساء آیه ۶۱: و آنان که ایمان آوردند و کردند کارهای شایسته، زود باشد که درآوریمشان در بهشتهائی که می‌رود از زیرشان نهرها. جاودانیان در آن که همیشه از برای ایشانست در آنها جفتهای پاکیزه و درمی‌آوریمشان در سایه پاینده.

 

سوره دهر آیه‌های ۱۳ تا ۲۱: تکیه‌زدگان در آن بر سریرها نه ببینند در آن آفتابی و نه سرمائی - و نزدیک است به ایشان سایه‌های آن و رام‌کرده شده خوشه‌های آن - و به گردش درآورده  می‌شود بر ایشان ظرفهائی از نقره و قدح‌هائی که باشند آبگینه‌ها – آبگینه‌ها که باشند از سیم .. - و آشامانیده شوند در آن جامی را که باشد ممزوج به زنجبیل آمیخته - چشمه روان در آن نامبرده می‌شود سلسبیل - و گردش می‌کنند بر ایشان پسران جاویدانی چون بینی ایشان را پنداریشان مروارید در رشته ناکشیده - و چون بینی آنجا بینی تازه نعمت و پادشاهی عظیم - بالاشان جامه‌های دیبای نازک سبز و دیبائی ستبرق و پیرایه‌کرده شده به دستوانها از سیم و آشامایند ایشان‌را پرودگارشان شرابی پاکیزه.

 

سوره زخرف: گردانیده می‌شود بر ایشان کاسه‌های پهنی که از طلاست و کوزه‌های بی‌دستگیره و در آنست آنچه خواهش دارد آن‌را نفسها و لذت می‌برد چشمها و شمائید در آن جاودانیان.

 

سوره غاشیه آیه‌های ۱۲ تا ۱۶: در آنست چشمه روان - سریرهای رفیعه - و قدحهای گذاشته - و بالشهای به هم پیوسته - و فرشهای نفیس گسترده.

 

سوره  المطففین آیه‌های ۲۳ تا ۲۸: بر سریرها نظاره می‌کنند – می‌یابی در رودهاشان تازگی بهشت - آشامانیده می‌شوند از صاف شراب مُهرشده - و مزاجش از چشمه کوثر – چشمه‌ای ست که می‌آشامند از آن نزدیکان.

 

سوره واقعه آیه‌های ۱۵ تا ۲۷: با سریرهای بافته از زر و جواهر تکیه‌زنندگان بر آن که روبروی یکدیگر – می‌گردند بر ایشان پسران جاودانیان - با قدحها و ابریق‌ها و جامی از شراب جاری - درد سر نمی‌کند از آن و نه از خود روند - و میوه از آنچه اختیار کنند - و گوشت مرغ از آنچه می‌خواهند - و حوران فراخ چشم چون امثال مروارید در پرده‌ها نگهداشته – نمی‌شنوند در آن لغوی و نه اسناد بد کردنی - مگر گفتن سلامی سلامی - در زیر سدر بی‌خار و درخت مورد برهم پیچیده - و سایه همیشه کشیده‌شده - و آبی ریزان‌شده - و میوه بسیار - نه گسسته شوند و نه منع‌شده - و فرشهای بالابرده‌شده - که ما آفریدیم آنها را آفریدنی - پس گردانیدیمشان باکره‌ها - شیفته شوهر خود هم سن.

 

و به علت طولانی شدن از ذکر دیگر آیات که مطالبش درباره: باغها، انگورها، دختران نار پستان، جامهای پُرشراب، زنان فرو هشته هم سن، بالشهای سبز و بساط قیمتی، بهشتی که عرض آن چون آسمان و زمین است، خوب‌زنان نیکو، حوران پرده‌نشین در خیمه‌ها و... می‌باشد خودداری می‌کنیم.

 

مفهوم آیات بهشتی:

 

این آیات به وضوح حکایت از این دارند که: وقتی مومنین، گروندگان به خدا، صالحین، آنانی که به دنبال زندگی دنیوی نبودند، از پی خواهش نفس نرفتند، اصول و فروع دین را انجام دادند، از خدا ترسیدند و به روزی خود و از آنچه خدا در دنیا به آنان داده راضی بودند و عصیان نکردند و از خدا ناامید نشدند و صبر کردند، پس از گرفتن نامه‌اعمال و رسیدگی به پرونده‌شان توسط فرشتگان، به بهشتی منتقل می‌شوند که وعده داده‌شده، که با همه نعمتهایش و چشمه کوثر و نهرها و تختها و فرشها و ظروف نقره و طلا و جامها در انتظار آنهاست، و در آنجا می‌توانند دلی ازعزا درآورده و بهترین میوه‌ها، شرابها، عسل، شیر و مرغ و.. بخورند و بیاشامند و از حوری‌های زیبای فراخ‌چشم و زنان زیبا و باکره‌ها لذت ببرند، و خلاصه هرچه محرومیت و محدودیت در دنیا داشتند را جبران کنند آن هم در سطحی عالیتر و بهتر و با کیفیتی برتر از زمین، که گرما و سرما هم مزاحم نیست، آن هم برای مدتی نامحدود و جاویدان. ضمن اینکه در بهشت از خوردن و آشامیدن و عیش کردن به آنها سستی هم دست نمی‌دهد (با خوردن آنهمه شیر و عسل و میوه و.. باید هم همینطور باشد!). حال این باغبانها و آشپزها و سازندگان ظروف، چه کسانی هستند لابد برده و کارگران هستند؟ معلوم نیست تکلیف نوزادان و بچه‌ها و زنان چه می‌شود در بهشت هم که باز مردسالاری‌ست!

 

 بررسی مفهوم آیات:

 

بررسی هم نیاز دارد!؟ واقعا که چه مهملات و مزخرفاتی را باید خواند و از قرآن در آورد و بررسی کرد! البته برای اینکه نشان داد دین اسلام و مذهب و قرآن پوچ و یاوه است چاره‌ای جز این کار نیست!

 

ما در اینجا به محمد کاری نداریم که چرا این داستانهای کودکانه را سر هم کرده و در قرآنش به نام سخنان خدا (خدائی که اصلا وجود ندارد) جا زده است. شاید می‌خواسته بدین‌وسیله جامعه را اصلاح کند، و محرومان را دلخوش کند که در آسمان و بهشت به خوشی و زندگی خوب دست پیدا خواهند کرد. شاید می‌خواسته به این وسیله مردم را از گرفتن حقشان از زورمندان و ثروتمندان  و برده‌داران و آقاها (که خود یکی از آنها بوده) بازدارد. شاید برای اینکه اسلام و قرآنش و خدایش را پیش برد و در جنگها پیروز شود اینها به دردش می‌خورده است. شاید منظورش این بوده که مرهمی بر روی زخمهای محرومین و فقرا و زحمتکشان بگذارد که از غذا و میوه و پوشاک و مسکن برخوردار نبوده‌اند، چه اگر فقرا شکرگذار و راضی به رضای خدا باشند و مال دنیا را (که ندارند) مذمت گویند و آلوده به مفاسد مال دنیا و جیفه دنیوی نشوند (که نمی‌شوند) بهتر بتوانند با شکم گرسنه زندگی کنند و دل خوش داشته باشند تا در عوض حق داشته باشند و بتوانند در بهشت از آب کوثر بنوشند و در کنار حورالعین تا ابد خوش بگذرانند. پس مزاحم بقیه هم نمی‌شوند، با پولدارها هم خوب می شوند. شاید چون اغلب زنان عرب آن موقع سیاه بودند وعده حورالعین و زنان زیبای سفید و چشم‌سیاه را داده است. شاید به علت گرمی هوای آن منطقه  و بی‌آبی وعده چشمه و آب و نهرها و... را داده تا این کمبودها در خواب و خیال و آسمان رفع گردد. اصلا شاید می‌خواسته طبقات زیردست چشم طمع به مال و زندگی ثروتمندان نداشته باشند و بفهمند که اگر در این دنیا محرومند و خوب نمی‌خورند و خوب نمی‌نوشند و خوب لذت نمی‌برند در عوض در بهشت آنها سواره‌اند و ثروتمندان پیاده و...

 

به هر حال هر چه منظورش بوده را نمی‌دانم اما می‌دانم که در قرن اتم و فن‌آوری و اینترنت و اطلاعات و ... این حرفهای مفت و یاوه به درد مردم نمی‌خورد و توده‌های مردم باید به جای این بهشت خیالی و دور از دسترس و دروغ تاریخی ساخته‌شده وسیله ثروتمندان به مثابه ترمز و یا محرومین برای دلخوش بودن به مثابه امیدواری، که در قیامت وعده داده‌شده، به ایجاد بهشت واقعی برای خود در زمین واقعی که بر روی آن زندگی می‌کنند دست بزنند و به قولی آسمان را واگذارند برای گنجشکان، که بهترین راه رسیدن به این بهشت زمینی کوتاه کردن دست سرمایه‌داران و به زیر کشیدن آنان و اربابان مذهبی از قدرت است. و به عبادت و دعا و خدا و ترس از او و.. هم نیازی نیست، فقط به آگاهی وعمل ربط دارد و بس. پس آگاه شویم، آگاه کنیم و همه آگاهانه عمل کنیم و تا قیامت صبرنکنیم!

 

 

کتب اسلامی و بهشت

فقط برای خنده و تفریح، بدون شرح!!

 

به نقل از محمد:

ساختمان بهشت خشتی از نقره و خشتی از طلاست و گل آن مشک اذفر است و سنگریزه آن لولو و یاقوت است و خاک آن زعفران است و هر که وارد آن شود پیوسته متنعم است و از بدبختی بر کنار، جاودان زنده است و نمی‌رد، لباسشان کهنه نمی‌شود و...

 

اگر زنی  از زنان بهشت بر زمین نمودار شود زمین را از بوی مشک پر کند و نور خورشید و ماه ببرد.

 

میوه‌های بهشتی از عسل شیرین‌تر و از کره نرمتر است و هسته ندارد و هر درختی از بالا تا ساق پر از میوه است و هر چه از میوه‌های او چیده شود فورا به جای آن سبز می‌شود و رسیده می‌گردد، میوه‌های بهشت به انسان چنان نزدیک می‌شوند به نحوی‌که اگر خواسته باشند در حال ایستاده یا نشسته و یا خوابیده از آن استفاده نمایند برای آنها ممکن است، از خوردن غذاهای بهشتی لذتی می‌برند که هرگز از غذای دنیا لذت نبرده‌اند، در سفره‌های بهشتی هفتاد نوع غذای لذیذ می‌باشد و هر گاه میل به گوشت طیور پیدا کنند فورا پخته و در طبقی از طلا مقابل آنها گذاشته می‌شود و آن طیورها هر کدام به قدر شتری می‌باشند و چون از آن طیور خوردند و شکر خدا کردند پس به قدرت الهی آن‌مرغ دوباره زنده می‌شود و به هوا پرواز می‌کند. خداوند به هر یک از اهل بهشت قدرت و قوه صد مرد برای خوردن و آشامیدن و جماع را می‌دهد و چون از غذای بهشتی سیر شدند فورا آن غذا مبدل به عرق خوشبو می‌شود و از بدن آنها خارج می‌شود.

 

تختهای بهشتی دارای پایه‌هائی از طلاست و دانه‌دانه نشان به زبرجد و دُرّ و یاقوت است و پایه‌های آن بلند اما چون مومن بخواهد بر روی آن تختها بنشیند آن تخت بر روی زمین پهن می‌شود، چون آن مومن بر روی تخت قرار گرفت فورا بلند می‌شود (لابد مانند شتر! ببخشید قرار بود بدون شرح باشد).

 

در اسرارمعراج آمده:

اگر یک حوری بهشت سر از دریچه بهشت به طرف دنیا بیرون کند از نور جمال او نور خورشید مضمحل و نابود می‌گردد، هیچ بنده‌ای نیست که وارد بهشت شود مگر اینکه دو حوریه  در بالای سر او دو حوریه در پایین پای او می‌نشینند و به صدا و نوای خوش از برای او خوانندگی می‌کنند، حوریهای بهشتی از خاک بهشت خلق شده‌اند و به قدری بدن آنها لطیف است که مغز ساق پاهای آنها از زیر هفتاد حله دیده می‌شود و خداوند به هر مومنی که وارد بهشت شود هشتصد حوری باکره و چهارهزار حوری بیوه تزویج می‌کند و در بهشت نهری است که در کنار آن مانند علفها حوری روئیده می‌شود و چون مومنی به آن نهر عبور می‌کند از هر یک آنها که خوشش آمد دست او را می‌گیرد و به همراه خود می‌برد و خدا او را برای او حلال و تجویز می‌نماید و فورا به قدرت الهی به جای آن حوری یک حوری دیگر روئیده می‌شود.

 

در اسرارمعراج به نقل از محمد آمده:

در شب معراج چون وارد بهشت شدم درخت طوبی را دیدم که دارای پستانهای زیاد می‌باشد مثل پستان گاو و اطفال زیاد به گرد آن درخت می‌چرخند و از آن پستانها شیر می‌خورند و جدم حضرت ابراهیم متصدی پرورش آن بچه‌ها می‌باشد و هر گاه از دهان آن بچه‌ها پستان درآید او به دهان آنها می‌گذارد. از جدم جناب ابراهیم سئوال کردم این اطفال کیستند که تو متصدی آنها می‌باشی؟ فرمود اینها اطفال شیعیان علی می‌باشند که در کوچکی از دنیا رفته‌اند. من چون می‌خواستم به پسرعم‌ات علی ذی‌حق گردم اطفال شیعیان او را سرپرستی می‌کنم.

 

در اسرارمعراج به نقل از امام صادق آمده:

عشق‌بازی با حوری‌های بهشتی در هر نوبت به مقدار پانصدسال از عمر دنیا طول می‌کشد.

 

 

 جهنم در قرآن

 

آیات قرآنی در مورد جهنم:

 

سوره الحاقه آیه‌های ۲۵ تا ۳۸: و اما آنانکه داده شود نامه او به دست چپش پس می‌گوید ای کاش داده نشده بودم من نامه‌ام را - و ندانسته بودم چیست حسابم - ایکاش آن می‌بود حکم‌کننده - کفایت نکرد از من مالم - زایل شد از من اقتدارم - بگیرید او را، پس غل کنیدش - پس در آتشش درآورید - پس او را در زنجیری که ذرع آن هفتاد ذرع است درکشید او را - که او بود که ایمان نمی‌آورد به خدای بزرگ - و رغبت نمی‌داشت بر طعام دادن فقیر - پس نیست مر او را امروز اینجا خویشی - و نه خوراکی مگر از چرک و جراحت نمی‌خورند آن خون و چرک را مگر گناهکاران.

 

سوره جن آیه ۱۵:

و اما تعدی‌کنندگان پس باشند از برای جهنم هیزم.

 

سوره نساء آیه ۵:

به درستی که آنان که کافر شدند به آیت‌های ما زود باشد که بیندازیمشان در آتش هرگاه پخته شود پوستهاشان بدل می‌کنیم ایشان‌را، پوستهائی جز آنها تا بچشند عذاب را.


سوره انشقاق آیه‌های ۱۰ تا ۱۲: و اما آنانکه داده شود نامه‌اش از پس پشتش ـ پس بزودی بخواند هلاک را - و درآید در آتش سوزان.

 

سوره غاشیه آیه‌های ۴ تا ۷: که داخل می‌شوند در آتش در نهایت گرمی - آشامانیده شوند از چشمه که به منتهای گرمی رسیده - نباشد مرایشان‌را خوراکی مگر از خار خشک - که نه فربه کند و نه کفایت کند از گرسنگی.

 

سوره الصافات آیه‌های ۶۰ تا ۶۶: آیا آن (بهشت) بهتر است در مایه ضیافت یا درخت زقوم به درستی که ما گردانیدیم آنرا بلائی برای ستمکاران - به درستی که آن درختی است که بیرون می‌آید در قعر دوزخ شکوفه‌اش گویا که سرهای دیوهاست - پس به درستی که ایشان هر آینه خورندگانند از آن پس پُرکنندگانند از آن شکمها را - پس به درستی که مرایشان‌راست بر آن آمیختنی از آب گرم - پس به درستی که بازگشت ایشانست هر آینه به سوی دوزخ.

 

سوره حجر آیه‌های ۴۳ و ۴۴:

و به درستی که دوزخ هر آینه وعده‌گاه ایشان است همه - مر آن‌راست هفت در مر هر دری‌راست از ایشان پاره قسمت کرده‌شده.

 

سوره النباء آیه‌های ۲۱ تا ۲۵:

به درستیکه جهنم باشد کمینگاه - درنگ نمایندگان در آن روزگارها نمی‌چشند  در آن خنکی و نه شرابی - جز آب جوشان و چرک و جراحت.

 

و آیات و سوره‌های ..........

 

 

مفهوم آیات جهنمی:

 

این آیات حکایت از این دارد که وقتی قیامت شد و همه صف کشیدند و فرشته‌ها نامه اعمال یکایک میلیاردها انسان را ارائه دادند و در دادگاه توسط خدا رسیدگی و سبک و سنگین و حسابرسی دقیق شد، بیچاره و بدبخت اشخاصی هستند که نامه از پس پشتشان و یا به دست چپشان داده شود، زیرا اینها جایشان در جهنم تعیین‌شده و اکثرا کسانی هستند که ایمان نیاوردند و به آیات خدا و قرآن خدا و دین اسلام و محمد بی‌ایمان و کافر بودند، آیت‌ها را تکذیب می‌کردند، گناهکاران، تعدی‌کنندگان، گمراهان، بی‌نمازان، آنهائی که به فقرا طعام نمی‌دادند، حق یتیمها را می‌خوردند، دستورات قرآنی درباره اصول دین و احکام و عبادات را انجام نمی‌دادند و منافقین و...... همه جزو جهنمیان هستند. که با انواع و اقسام عذابها و شکنجه‌های جاودانی توسط خدا تنبیه و مجازات می‌شوند به این ترتیب که: وارد دوزخی می‌شوند که ۷ در دارد، در غل و زنجیر می‌شوند، زنجیرهای هفتاد ذرعی و بندهائی گران و سپس با انواع آتشهای سوزان پذیرائی می‌شوند، در این آتشها وقتی پوستهایشان پخته شود به طور اتوماتیک پوستهای جدیدی برایشان روئیده می‌شود که مجدد پخته شود و صاحب پوستها غذاب بیشتری بکشند، قسمتی از سوخت این آتشها که در نهایت گرمی و سوزانندگی است، یعنی هیزمش را بعضی از خود جهنمیان و گمراهان تشکیل می‌دهند. جهنمیان در این آتش جاودانند، نه می‌میرند در آن و نه زنده می‌باشند. برخی دیگر از شکنجه‌های جهنم از قبیل با صورت بر روی آتش کشیده شدن و عذابهای بزرگ و سوزنده و پُردرد دیگری هم وجود دارد  که یکی از آنها سقر نام دارد و بدین صورت است که پوست را سیاه می‌کند که ۱۹ فرشته هم در این مورد مسئولیت داشته و موکل می‌باشند. یکی دیگر از بدترین شکنجه‌ها به درختی به نام زقوم ربط دارد که ریشه در قعر جهنم دارد و جهنمیان از آن بالا می‌آیند و در آن‌حال از شکوفه‌هایش که مانند سر دیو است شکمشان را پُر می‌کنند و می‌خورند و وقتی که پس از مدتها توانستند بالاتر بیایند به وسیله گرزهائی که بر فرقشان کوبیده می‌شود باز پرت می‌شوند و برمی‌گردند به قعر جهنم و البته ناگفته نماند که جهنمیان در مورد خوراک و نوشیدنی نیز پذیرائی مخصوص می‌شوند و خوراکشان معمولا چرک و جراحت و خار خشک و نوشیدنیشان از چشمه‌هائی‌ست که به منتهای گرمی رسیده و آب جوشان است. و از خنکی و شراب گوارا هم خبری نیست  و سایه  برای جهنمیان از دود سیاه درست می‌شود که نه سرد است و نه پسندیده و......... اینها معنای واقعی آیات خدای دانا و توانا و عالم و آگاه مطلق بود که در قرآن آمده است!!

 

 

کتب اسلامی و جهنم:

زنگ تفریح، واقعاً بدون شرح!!

 

به نقل از محمد آمده:

از مردم جهنم آنکه عذابش از همه آسانتر است، دو کفش آتشین به پا دارد که مغز وی از حرارت کفشهایش به جوش می‌آید.

 

اگر دلوی از آشامیدنی جهنم را در دنیا بریزند اهل دنیا را متعفن کند.

 

به نقل از علی آمده:

چون روز قیامت شود ماری از جهنم خارج می‌شود که اسمش حریش است و سر آن در آسمان هفتم و دم آن در زمین هفتم است و چون دهن گشاید از مشرق تا غرب را بگیرد...

 

سجاد گفته:

لباس اهل جهنم از قطران است که مس باشد.

 

محمد باقر گفته:

خدا برای آتش جهنم هفت طبقه قرار داده که در یک طبقه از فشار آتش بدنهای آنها زیر و رو می‌شود، از شدت حرارت گوشت بدن از استخوان جدا می‌شود، پوست بدن اهل هاویه در هم کشیده و سخت می‌شود و بدل به پوست دیگری می‌شود، زنجیر و غلهای سعیر که که خیمه‌هائی از آتش برای ساکنین آن زده شده است و خانه‌هائی از آتش و مار و عقرب و عذابهای دیگر، چاه غضبان که در فلق است و عمق آن چاه صد سال راه است و...

 

بررسی مفهوم آیات جهنمی:

 

درست است، این مطالب آنقدر خرافی، احمقانه، غیرعلمی و پوچ و بی‌ارزش است که احتیاج به بحث و بررسی و نقد ندارد. در اینجا دلم برای آقایان روشنفکر اسلامی به اصطلاح مترقی که پیوسته ماله در دست و حاضر برای منظور درآوردن و تفسیرهای من‌درآوردی هستند، می‌سوزد، که در این‌باره چه دارند که بگویند؟ چگونه می‌خواهند اینها را توجیه کنند و بتراشند تا بیش از این به خدا و قرآن و اسلامشان  لطمه وارد نشود!؟

 

مهمترین توجیه‌ای که کرده‌اند (البته بدون در نظر گرفتن این همه یاوه که در قرآن آمده، و کلام خداست و......) این است که خدا با این عذابها می‌خواهد مردم را بترساند که کارهای زشت نکنند، ظلم نکنند، زور نگویند و حق کسی را نخورند و نیز ثروتمندان از ترس جهنم مجبور شوند به فقرا کمک کنند و خلاصه اینها ترمزی است برای بدکاران و.........

 

آیا واقعا چنین نتیجه‌ای از اعتقاد به جهنم حاصل شده است؟ آیا زور و ظلم و ستم ثروتمندان و زورگویان با ترس از جهنم از بین رفته است؟ آیا دزدی و فساد و فحشا و ...... با ترس از جهنم نابود می‌شود؟ آیا با این ترس دیگر فقیر و بی‌نوا و ستم‌کشیده‌ای وجود ندارد؟ و به طور کلی آیا مشکلات و مسائل اجتماعی و اقتصادی و بی‌عدالتی‌ها و محرومیت‌ها و مفاسد اجتماعی باید از راه ترس از جهنم حل و رفع شود؟ کدام بهره‌کش و ثروت‌اندوز و ظالم و زورگوئی به خاطر ترس از آتش جهنم دست از اعمال ضدانسانی خود کشیده است؟ اتفاقاً برعکس، سر توده‌ها را با این مزخرفات گرم‌کرده که عصیان نکنند و به امید آن دنیا و بهشت و آخرت باشند تا به او و امثال او فرصت دهند در زمین بهشتشان را بسازند.