مجید مشیدی:

نه، فراموش نخواهیم کرد، عفو هرگز!


۲۳ سال پیش، در ماههای مرداد و شهریور، هزاران تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندانهای جمهوری اسلامی در پی فتوای خمینی جلاد در پی دادگاه‌های یک‌دقیقه‌ای محاکمه و بلافاصله اعدام شدند. این قتل‌عام عظیم نه اولین جنایت جمهوری اسلامی و نه آخرین آن بود، اما بی‌تردید اوج وحشیگری رژیم اسلامی علیه زندانیان سیاسی و جنایت علیه بشریت است که می‌بایست در دادگاه بین‌المللی پیگیری شود. فرمان این جنایت تاریخی را خمینی شخصا صادر کرد و تمامی سردمداران کنونی و گذشته حکومت راساً بر اجرای این جنایت نظارت و یا از تمام وقایع اطلاع داشتند. برای نسل جوان که از عملکرد رژیم اسلامی در دهه شصت آگاهی ندارد، این جنایت را می‌بایست تشریح کرد تا بدانند که تمام جناح‌های رژیم از ابتدا تاکنون در کشتار آزادیخواهان در کنار یکدیگر بوده اند.

 

در تابستان خونین ۶۷ خمینی جنایتکار فتوای خود را برای قتل‌عام زندانیان سیاسی این‌چنین صادر کرد :

 

"از آنجا  که منافقین خائن به‌هیچوجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و  به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده‌اند و با توجیه محارب بودن آنها و جنگ‌های کلاسیک آنها در شمال و غرب کشور با همکاری‌های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنان برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تاکنون کسانی که در زندان‌های سراسر کشور سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند محارب و محکوم به اعدام می‌باشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجت‌الاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماینده‌ای از وزارت اطلاعات می‌باشد، اگر چه احتیاط بر اجماع است، و همین طور در زندان‌های مراکز استان کشور، رای اکثریت آقایان قاضی شرع، دادستان انقلاب و یا دادیار و نماینده وزارت اطلاعات لازم‌الاتباع می‌باشد. رحم بر محاربی ساده‌اندیشی‌ست، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا، از اصول تردید ناپذیر نظام اسلامی‌ست، امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام، رضایت خداوند متعال را جلب نمائید. آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است، وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند (اشهداعلی‌الکفار) باشند. تردید در مسائل قضائی اسلام، نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد."

 

احمد خمینی در پشت فتوا از پدرش می‌پرسد:

 

بسمه تعالی

پدر بزرگوار حضرت امام مد ظله العالی

پس از عرض سلام، آیت‌الله موسوی اردبیلی در مورد حکم اخیر حضرتعالی درباره منافقین ابهاماتی داشته‌اند که تلفنی در سه سؤال مطرح کردند:

۱ – آیا این حکم مربوط به آنهاست که در زندان‌ها بوده‌اند و محاکمه شده‌اند و محکوم به اعدام گشته‌اند ولی تغییر موضع نداده‌اند و هنوز هم حکم در مورد آن‌ها اجرا نشده است، یا آنهایی که حتی محاکمه هم نشده‌اند، محکوم به اعدامند؟
۲ – آیا منافقین که محکوم به زندان محدود شده‌اند و مقداری از زندانشان را هم کشیده‌اند ولی بر سر موضع نفاق میباشند محکوم به اعدام میباشند؟

۳ – در مورد رسیدگی به وضع منافقین آیا پرونده‌های منافقینی که در شهرستانهایی که خود استقلال قضایی دارند و تابع مرکز استان نیستند باید به مرکز استان ارسال گردد یا خود میتوانند مستقلاً عمل کنند؟"


خمینی با خشم
، وقاحت و شقاوتی کم‌نظیر در زیر نامه می‌نویسد:

 

بسمه تعالی

در تمام موارد فوق هر کسی در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعاً دشمنان اسلام را نابود کنید. در مورد رسیدگی به وضع پروندهها در هر صورت که حکم سریعتر انجام گردد همان مورد نظر است.

روح‌الله الموسوی الخمینی"۱

 

پس از فتوای خمینی جلاد در سال ۱۳۶۷، بی‌درنگ رژیم اسلامی هزاران زندانی سیاسی را سراسیمه به جوخه اعدام سپرد. هزاران انسان شریف که بخشی از پیشروترین زنان و مردان ایران بودند به دستور شخصی خمینی و با توافق همه سران رژیم، قتل‌عام شدند. سران رژیم تلاش کردند که نسل جوان از این کشتار آگاهی نیابد. کشتار تابستان خونین ۶۷، تداوم کشتار زندانیان سیاسی که از سی خرداد  ۱۳۶۰ آغاز شده بود، است.

 

قبل از سال ۶۷ هم جنایاتی که در زندان‌ها علیه زندانیان سیاسی انجام می‌شد بسیار فاجعه‌آمیز بود که نایب ولایت‌فقیه آن دوران حسینعلى منتظرى در آن‌زمان در نامه معروف خود به خمینى می‌نویسد: ‌"آیا میدانید كه جنایاتى در زندانهاى جمهورى اسلامى به نام اسلام در حال وقوعند كه شبیه آن در رژیم منحوس شاه هرگز دیده نشد؟ آیا میدانید كه تعداد زیادى از زندانیها تحت شكنجه توسط بازجویانشان كشته شده‌اند؟ آیا میدانید كه در زندان (شهر) مشهد، حدود ۲۵ دختر به خاطر آنچه بر آنها رفته بود، مجبور به درآوردن تخمدان یا رحم شدند؟ آیا میدانید كه در برخى زندانهاى جمهورى اسلامى دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار میگیرند" ....  این حرف‌های جانشین ولایت‌فقیه در آن دوره است. منتظری که خود یکی از تئورسین‌های تز ولایت‌فقیه است یک لحظه فکر کرده که کم و بیش  تمام جنایاتی که در اوائل حاکمیت اسلامی اتفاق افتاد در کارنامه ایشان نیز ثبت شده است و هیچ گریزی از این واقعیت وجود ندارد. بسیاری از اعدامی‌ها در تابستان خونین ۶۷ همان زندانیانی بودند که جانشین رهبر از آنان نام برده است.

 

 

آنچه که این حوادث را پر فروغ و سازنده جلوه می‌دهد و در ضمیر انسان‌ها تأثیری شگفت‌انگیز می‌گذارد، اینست که انسان‌های در این دنیا، آرامش و امنیت خویش را قربانی می‌کنند و ترس‌هایشان را از یاد می‌برند و با زانوانی متلاشی‌ شده، ایستادگی را زنده می‌کنند تا عمق وجدان‌های به‌خواب‌رفته را بیدار کنند و ظلم و سیاهی و تجاوز را فریاد زنند و سیاستمدارانی را که هر روز به رنگی درمی‌آیند و بر اساس اقتضای زمان و منافعشان سخن می‌گویند، را رسوا کنند. این روزها یادآور حماسه شهدای همیشه جاوید قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ است که یادشان، طلوعی است در بیداری؛ این روزها، روزهای رشد و بالندگی است. اگر این روزها یادآور آزادگی است، روایت ایستادگی نیز هست، قتل‌عام زندانیان سیاسی که امروز زخمی جانکاه و خون‌چکان بر پیکر مردم دردمند شده است، زخمی که پس از گذشت ۲۳ سال نه تنها هنوز التیام نیافته است بلکه در برابر سکوت سرد دنیا، فریاد است تا باز هم روایت مظلومیت و حقانیت را تکرار نماید. اگر طوفان جنایات جمهوری اسلامی، قلب‌های صخره‌ای سرمایه‌داری را از هم نمی‌درد، اما چه بیم که نورهای امید در دل توده‌های مردم درخشیدن گرفته و پیدایش موج بیداری در نزد جوانان باعث شده است تا موضوع جنایات رژیم اسلامی در ابعاد و زوایای گسترده‌تری در سطح جهان مطرح شود. هماوایی و همسویی مردم دنیا ، فریادی است علیه سیاه‌ترین نظام در سرزمین زخم‌خورده‌ای که سر خم کردن و به زانو درآمدن را نیاموخته است.

 

تاکنون کشورهای غربی، این مدعیان "حقوق بشر" در قبال همه جنایت‌های جمهوری اسلامی، سکوت کرده‌اند، چرا که قربانی کردن بهترین فرزندان خلق، امنیت لازم را برای سودهای کلان آنان تضمین می‌کند. جانباختگان این جنایت، ستارگانی هستند که پس از خاموشی هنوز می‌درخشند. داغ ننگ تاریخی این جنایت بر پیشانی جمهوری اسلامی حک شده و به هیچ طریق و ترفندی زدودنی نیست. قتلعام زندانیان سیاسی همچون زخمی عمیق بر پیکر توده‌های مردم باقی است. تا زمانی که مردم ما عاملین این جنایات را به مکافات نرسانند و تا سرنگونی جمهوری اسلامی، درد این رنج همواره با ماست. امروزه سردمداران رژیم بسیار تلاش دارند که بر جنایات گذشته و امروز خود سرپوش بگذارند و چهره خود را مرتب بزک کرده و توده‌ها را فریب داده و خواستارند که اعمال پلیدشان را توده‌ها فراموش کنند. جنایات جمهوری اسلامی نابخشودنی و فراموش‌نشدنی است. جمهوری اسلامی گمان كرده بود، می‌تواند حقیقت را در گورستانهای بی‌نام‌ونشان دفن كند. بر این گمان پلید، مادران و همسران و خانواده‌های آرمیدگان در آن گورستانها خط بطلان كشیدند. هیچیك از آمران وعاملان كشتار زندانیان سیاسی و سایر جنایات ۳۲ ساله جمهوری اسلامی نباید ناشناس بمانند. خون فرزندان مردم كه بر زمین ریخته شده  بی‌شک بی‌جواب نخواهد ماند و نباید گذاشت كه بی‌جواب بماند. و بار مسئولیت این حسابرسی تاریخی بر دوش همه ماست.

 

بیست و سومین سالگرد قتل عام سیاسی فرصتی است تا در مبارزه خودمان علیه تمامیت رژیم اسلامی و طراحان و تدارک‌کنندگان قتل‌عام ۶۷ متحدتر و قدرتمندتر در تدارک تریبونال بین‌المللی علیه جنایات جمهوری اسلامی کوشا باشیم. یکی از راههائی که می‌تواند از تکرار این جنایات در آینده جلوگیری کند به محاکمه کشاندن طراحان و دست‌اندرکاران این فاجعه ملی و افشای دیگر جنایات رژیم اسلامی در سطح بین‌المللی است. یاد و خاطره‌ی تمامی جان‌باختگان خفته در خاوران را گرامی بداریم!

 

سوم سپتامبر ۲۰۱۱

۱۲ شهریور ۱۲۹۰

madjidmoshayedi@gmail.com

www.m-moshayedi.com

 

۱- منبع: خاطرات آیت الله منتظری ، شرکت کتاب، ص ۳۵۱