دعوت
از همه فعالین
رادیکال و
انقلابی جنبش
زنان!
طی
دهههای
اخیر،
گرایشات
رادیکال و
انقلابی زنان
اعم از سوسیال–فمنیستها،
رادیکال
فمنیستها،
سوسیالیستها
و کمونیستها
علیرغم فعالیت
پیگیرانه در
جنبش زنان
عموماً فضائی
مستقل برای
بیان عقاید و
ایدههای خود
نداشتهاند.
جمع
ما* از
گرایشات
گوناگون چپ و
کمونیستی
زنان بر آن
شدیم تا فضا و
مکان مناسبی
برای بحث و
گفتگو حول افق
و دورنما،
پیشرویها،
ضعفها و
محدودیتهای
جنبش زنان فراهم
آوریم. با
همکاری خود در
این نشست،
گرایش
انقلابی و رادیکال
درون جنبش
زنان را تقویت
کنید.
برای
شرکت در بحث و
گفتگو و ارائه
سخنرانی با
ارسال فشرده
آن با ایمیل
زیر تا تاریخ ۱۰
فوریه ۲۰۱۲
با ما تماس
بگیرید.
۸ آوریل ۲۰۱۲؛
زمان:
جمعه ۶ تا یکشنبه
مکان:
Jugendherberge
Horner Rennbahn
Rennbahnstr.
100
22111 Hamburg
www.Jugendherberge.de/jh/hamburg-horn
با ما
با استفاده از
ایمیل روبروتماس
بگیرید:
Zanane.chap@live.com
۱۰
ژانویه ۲۰۱۲
*فراخوان:
زنان
مبارز و
انقلابی!
به
جرات میتوان
گفت که طی ۳۲ سال
حاکمیت جمهوری
زن ستیز
اسلامی زنان
پویاترین قشر
اجتماعی
بودند که به طور
دائم علیه این
رژیم مبارزه و
مقاومت کردهاند.
تمام عمرننگین
جمهوری
اسلامی با این
تخاصم اجتماعی
رقم خورده است
و همه گروهها
و احزاب و
جریانات
سیاسی و
طبقاتی مختلف
را مجبور به
موضعگیری
کرده است.
جناح
رفرمیست و
محافظهکار
جنبش زنان که
دیدگاهها و
منافع زنان
طبقات مرفه
جامعه را نمایندگی
می کند،
خواهان
اصلاحاتی
جزئی در
قوانین
جمهوری
اسلامی است و
آنرا «راه»
دستیابی زنان
ایران به «آزادی
و برابری» میداند.
اما
گرایشات
رادیکال و
انقلابی زنان
که از همان
فردای ۸ مارس ۱۳۵۷
پا به میدان
مبارزه
سازمانیافته
علیه جمهوری
اسلامی
گذاردند، گام
ابتدائی و
اولیه در راه
رهائی زنان را
در سرنگونی
کامل جمهوری
اسلامی و
جدائی قطعی
دین از دولت
میدانند. این
جناح از جنبش
زنان علاوه بر
موضعگیری
روشن در مورد
اینکه رسیدن
زنان به هیچ
سطح از «آزادی
و برابری» در
چارچوب
جمهوری اسلامی
ممکن نیست، در
شرایطی که
"دعوای" میان
امپریالیسم و
بنیادگرائی اسلامی
صحنه سیاست
جهانی را رقم
میزد (و
کماکان مولفه
مهمی از اوضاع
جهان است) با
صراحت اعلام
کرد که هر دوی
اینها
نمایندهی
نظامهای
اجتماعی
هستند که
فرودستی زن و
ستم جنسیتی
بخشی لاینفک
از آنان است و
جنبش زنان
باید مستقل از
هر دو تکامل
یابد و برای
رهائی خود
مبارزه کند.
تفاوت
میان دو راه و
دو افق و دو
برنامه در جنبش
زنان به خصوص
در دهسال
اخیر برجستهتر
از هر زمان
دیگر شده است.
با این وصف
هنوز توازن
قوا به نفع
گرایش
رادیکال و
انقلابی برهم نخورده
است. این امر
در شرایطی که
جامعه ما میتواند
بسرعت به سوی
یک تعیین تکلیف
سیاسی برود
خطر مهمی برای
جنبش رهائی زنان
است. زیرا
نیروهای
بورژوائیِ
جنبش زنان به
طور قطع تلاش
خواهند کرد انرژی
مبارزاتی
زنان ایران را
دستمایه
بازسازی نظام
ستم و استثمار
کهن در اشکالی
نوین کنند.
مبارزه
برای برهم زدن
این توازن قوا
کماکان در
دستور کارما
است. اما دست
یابی به آن در
گرو حرکت
متمرکزتر و
تکاپوی بیشتر
زنان کمونیست است.
هر چند زنان کمونیست
همواره هسته
مرکزی و سازشناپذیر
و پیگیر گرایش
رادیکال در
جنبش را
تشکیل دادهاند،
اما برنامه و
افق کمونیستی
در جنبش زنان آنچنان
که باید پژواک
نیافته و همواره
در پس پرده
قرار گرفته
است. حال آنکه
در زمینه
رهائی زنان از
قید ستم،
کمونیسم
رادیکالترین
فکر و تلاش
تاریخ بشر
بوده است.
رهائی انسان
از جهنم جامعه
طبقاتی و
رهائی کامل زن
از قید ستم
کاملا به
یکدیگر
وابستهاند و
این دو با
رسیدن جامعه
بشری به
کمونیسم (که در
آن نه از
روابط سنتی
مالکیت اثری
است و نه از
افکار سنتی)
متحقق خواهند
شد.
ما در
آستانه
دگرگونیهای سیاسی
و اجتماعی
ناگزیری
ایستادهایم.
بدون شک زنان
نیروی
اجتماعی بزرگ
و تاثیرگذاری
در تغییر و
تحولات سیاسی
آینده ایران خواهند
بود. اما سوال اینجاست
که به نفع چه
طبقه و برنامهای
عمل خواهند
کرد؟ آیا قادر
خواهند بود
برنامه، افقی
وسمتی را در
پیش بگیرند که
منطبق بر رهائی
کامل زنان
باشد؟ آیا قادر
خواهند بود
تشخیص دهند که
عمیقترین
منافعشان در
دگرگونی
انقلابی نظام
سیاسی،
اقتصادی،
اجتماعی و
ایدئولوژیک
در ایران
است؟
این
مسئله به طور
تعیینکنندهای
وابسته به
دخالتگری
زنان کمونیست
انقلابی در
جنبش زنان است.
دخالتگری
نظری و عملی
آنان میتواند
در جابهجایی
تناسب قوای
موجود در جنبش
زنان نقش بالائی
را ایفا کند و
از این طریق
بر کل صحنه
سیاسی و صفآرائی
طبقاتی در
ایران تاثیر
گذارد. باید
با جدیت افق و
برنامه
کمونیستی در
مورد امر رهائی
زنان را شفاف
کنیم و دست به
تلاشی عظیم و
جسورانه در
فراگیر کردن
آن بزنیم تا
برنامه و افق
کمونیستی
تبدیل به قطب
تاثیر گذاری
در جامعه شود.
به
جرات میتوان
گفت اگر
کمونیسم
واقعی تبدیل به
قطب تاثیرگذاری
در جنبش زنان
نشود مبارزات
زنان ایران برای
رهائی کامل در
نیمه راه
مانده و حتا
میتوان گفت
انرژی رهاشده
از این
مبارزات دست
مایه نوسازی
نظام ستم و
استثمار در
اشکال جدید
خواهد شد.
در
شرایطی که
تودههای
مردم بیزار از
شکافهای
طبقاتی و فقر و
استثمار، ستم
دینی و
جنسیتی، رواج
جهل و سنتهای
عقبمانده،
بیحقوقی و
ستمگری ملی، دست
به اعتراض و
شورش و مبارزه
میزنند، افق
و برنامه
انقلاب
کمونیستی میتواند
خشم زنان را
به نیروی
قدرتمندی در
راه سرنگونی
جمهوری
اسلامی تبدیل
کند. این حرکت
نه فقط در
ایران بلکه در
کل خاورمیانه
و جهان گام
مهمی در جهت
رهائی بشریت
بوده و مسیر
حرکت مبارزات
رهائیبخش را
روشنائی
خواهد بخشید.
اما
بر کسی پوشیده
نیست که
گرایشات
گوناگونی در
میان زنان
کمونیست هست.
در نتیجه
فرآیند شفافیت
بخشیدن به افق
و برنامه
کمونیستی در
زمینه مبارزه
رهائیبخش
زنان، ضرورتا
نیازمند دامن
زدن به بحث و جدل
و جوشش فکری
است. برای
فراگیر کردن
دورنمای
کمونیسم و
دامن زدن به
بحث در میان
زنان رادیکال
وانقلابی و کل
جامعه، بر
آنیم که
کنفرانسهائی
را به حول:
جنبش رهایی
زنان نیاز به
کدام افق
دارد؟ ساختار
ستم بر زن در کارکرد
نظام کنونی
حاکم بر جهان
چه جایگاهی دارد؟
مبارزه علیه
آن در برنامه
و افق
کمونیستی چه
جائی دارد؟
کدام پراتیک
مشخص جهت بر
هم زدن توازن
قوای موجود در
جنبش زنان
مورد نیاز
است. و ...
سازماندهی
کنیم. (زمان و
محل اولین
کنفرانس در
اطلاعیهای
جداگانه
منتشر خواهد
شد.)
فریده
رضائی، آذر
درخشان، زمان
مسعودی،
صدیقه محمدی،
ثریا فتاحی و
لیلا پرنیان
۲۹
اکتبر ۲۰۱۱