بابک حکمت:

زن در اسلام و قرآن محمد

 

مقدمه:

 

قبل از پرداختن به آیات خدای محمد در قرآن راجع به زن ، کنیز و مملوک ، به بررسی مختصری از تاریخچه وضعیت عمومی زنان در کشورهای باستانی و قبل از اسلام می‌پردازیم .(این مطالب از کتابهای محققینی چون گزنفون، ویل دورانت، دیاکونوف، راوندی و...اقتباس شده است .)

 

در بابل قدیم:

وظایف زن بچه آوردن و پروردن، آب از چاه یا رودخانه آوردن، پختن، شستن، بافتن و تمیز کردن خانه بود. مرد می‌توانست زن خود را به علل نازایی، زنا، ناسازگاری و بد اداره کردن خانه طلاق دهد و تنها کاری که باید می‌کرد این بود که جهیزیه زن را به وی بازگرداند و به او بگوید "تو زن من نیستی"، ولی زن چنین حقی نداشت. اگر زنی می‌توانست ثابت کندکه نسبت به شوهرش وفادار بوده و شوهر در حق وی سختی روا داشته، طلاق نمی‌گرفت ولی عملاً حق داشت جهیزیه خود را بردارد، خانه شوهر را ترک کند و به خانه پدر بازگردد.

 

در آشور:

اگر مردی زن خود را در رابطه جنسی با مرد دیگری  دستگیر میکرد ، حق کشتن او را داشت .مردان می توانستند تعدادی کنیز برای خود بعنوان معشوقه بگیرند ، ولی زنان موظف بودند که کاملا نسبت به شوهر خود وفادار باشند.

 

زن در حکومت هخامنشیان:

در نخستین تمدن آریائی مردان تنها یک زن می‌گرفتند. اما پس از تشکیل حکومت هخامنشیان، در نتیجه تکامل طرز تولید و افزایش تولید اضافی و ظهور طبقات مختلف، تعدد زوجات در بین طبقات مرفه و ممتاز جامعه و به خصوص در بین سلاطین و شاهزادگان رواج یافت. زنان و کودکان در کارهای ساختمانی و تولیدی مثل مردان شرکت داشتند. ویل دورانت نوشته : در زمان زرتشت، زنان منزلتی عالی داشتند، با کمال آزادی و با روئی گشاده در میان مردم رفت‌وآمد می‌کردند و صاحب ملک و زمین می‌شدند و در آن تصرفات مالکانه داشتند - پس از داریوش مقام زن مخصوصا در میان طبقه ثروتمند تنزل پیدا کرد. زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمدوشد در میان مردم بودند آزادی خود را حفظ کردند. زنان بالای اجتماع جرأت نداشتند جز در تخت روان روپوش‌دار از خانه بیرون بیایند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقشهائی که از ایران باستان برجای مانده هیچ صورتی از زن دیده نمی‌شود. کنیزکان آزادی بیشتری داشتند جه لازم بود ار مهمانان خواجه خود پذیرایی کنند. در رساله اندرز آذر پاد مهر سپندان به نقل دینشاه آمده که - زن و فرزند خود را از تحصیل دانش و کسب هنر بازمدار تا غم و اندوه بر تو راه نیابد و در آینده پشیمان نشوی. در ایران باستان غیر از زنان وابسته به طبقه اشراف، سایر زنان از قید حجاب آزاد بودند.

 

قوانین بابلیان در دوره داریوش:

مرد فقط می‌تواند یک زن داشته باشد ولی اگر زن نازا باشد می‌توان زن غیرعقدی داشت. ازدواج بی‌قرارداد قانونی نیست. اگر آزاد با کنیزی ازدواج کند، آن کنیز مقام آزاد را می‌یابد .اگر شوهر زنش را طلاق دهد باید جهیزیه او را رد کند و یک سهم پسری از مال خود را به او ببخشد ولی اگر زن نازاست فقط جهیزیه به او برمی‌گردد. در مورد خیانت زن، شوهرش او را اخراج یا برده می‌کند. زن می‌تواند اموالش را خودش اداره کند، اجاره دهد، جهیزیه خود را پس بگیرد، مال خود را ببخشد، تجارت کند، در زمره روحانیون درآید. دخترانی که جهیزیه گرفته‌اند از ارث محرومند ولی آنها که جهیز ندارند در ارث بردن با پسران مساویند .

 

در انجیل مسیح آمده است:

.... اما من می‌خواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح خداست. زیرا که مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است، مرد به جهت زن آفریده نشده بلکه زن برای مرد، زن را اجازه نمی‌دهم که تعلیم گیرد و بر شوهر مسلط شود بلکه در سکوت بماند. زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حوا، و آدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورد و در تقصیر گرفتار شد. ای زنان شوهران خود را اطاعت کنید چنانکه خداوند را، زیرا شوهر زن، سر زن است.

 

وضعیت زن در اعراب جاهلیت:

زن در جامعه عرب استقلال و شخصیت نداشت، جزءمایملک مرد به شمار می‌رفت و هرگونه رفتاری با وی متداول و مجاز بود، در نزد بعضی از اعراب زن مثل سایر ترکه میت به وارث او منتقل می‌شد، بعضی از اعراب مولود دختر خود را می‌کشتند. 

 

 

آیات قرآنی و اسلام محمد در رابطه با زن:

 

سوره اعراف آیه ۱۸۹:

اوست خدایی که شما را از نفس واحده آفرید و جفت او را از او آفرید تا موجب آرامش او شود.

 

سوره بقره آیه ۲۲۰:

و نکاح نکنید زنان مشرکه را تا وقتیکه ایمان آورند و هر آینه کنیز مومنه بهتر است از مشرکه و اگر چه خوش آید شما را و نه زن دهید مشرکان را تا وقتی که بگروند و هر آیینه بنده مومن بهتر است.

 

سوره بقره آیه ۲۲۳:

زنان شما کشتزارند مر شما را پس بیایید کشتزار خود را از هر جا خواسته باشید و مقدم دارید برای خودتان.

 

سوره المومنون آیه‌های ۵ و ۶:

و آنان که ایشانند مر عورتهاشان را نگاه‌دارندگان - مگر بر زوجهاشان یا آنچه را مالک شد دستهاشان پس به درستی که ایشانند غیر ملامت‌کرده‌شدگان.

 

سوره نور آیه‌های ۲ و ۴:

زن زناکار و مرد زنا کار پس بزنید هر یک از آن دو را صد تازیانه - و آنان که نسبت زنا دهند به زنان با عفت پس نیاورند چهار گواه پس بزنید ایشان را هشتاد تازیانه و قبول نکنید مر ایشان را گواهی.

 

سوره احزاب آیه ۳۵:

به درستی که مردان گردن‌نهندگان و زنان گردن‌نهنده و مردان شکیبا و زنان شکیبا و مردان باخضوع و زنان باخضوع و مردان صدقه‌دهنده و زنان صدقه‌دهنده و مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار و مردان نگاهدارنده فرجهای خود و زنان نگهدارنده و مردان یادکنندگان خدا را بسیار و زنان یادکننده، شمرده خدا مر ایشان را آمرزش و مزدی بزرگ.

 

سوره احزاب آیه ۷۳:

تا عذاب کند خدا مردان با نفاق و زنان با نفاق و مردان شرک‌آورنده را و زنان شرک‌آورنده را و توبه پذیرد خدا از مردان گرونده و زنان گرونده و باشد خدا آمرزنده مهربان.

 

سوره تکویر آیه‌های ۸ و ۹:

و آنگاه که دختران زنده در گور کرده پرسیده شوند - که به کدام گناه کشته شده است.

 

سوره نساء آیه ۳: 

و اگربترسید که عدل نورزید در یتیمان پس نکاح کنید آنچه را خوش آید شما را از زنان دو و سه و چهار پس اگر بترسید که عدالت نورزید پس یکی یا آنچه را مالک باشد دستهاتان آن نزدیکتر است که میل نکنید.

 

سوره نساء آیه ۲۹:

و آنکه استطاعت ندارد از شما به توانگری که زنان آزاد ایمان‌دار به زنی خواهد. پس از آنچه مالک شد دستهاتان از کنیزانتان که ایمان دارند و خدا داناتر است به ایمانتان. بعضی‌تان از بعضی است پس به زنی بخواهید آن‌را به رخصت صاحب‌هاشان.

 

سوره نساء آیه ۳۸:

مردان کارگذاران فرمانروایند بر زنان به آنچه فزونی داده خدا بعضی ایشان را بر بعضی و به آنچه انفاق کردند از اموالشان پس نیک زنان پرستارانند و نگاه‌دارنندگانند خود را در وقت حاضر نبودن شوهر به نگاهداشت خدا و آن زنانی که می‌ترسید از نافرمانی ایشان پس پند دهید آنها را و دوری کنید از آنها در خوابگاه‌ها و بزنید ایشان را پس اگر فرمان برند شما را پس مجوئید بر ایشان راه آزاری به درستیکه خدا باشد برتر بزرگ.

 

همچنین آیات دیگری نیز در مورد برتری مردان بر زنان در مورد طلاق و نکاح، وظایف زنان، کارهائی که بر زنان ممنوع و حرام است، شهادت دادن زنان، منع قضاوت و غیره آمده که از ذکر آنها خودداری و مفهوم آن آیات و آیاتی که در بالا آمد و آنچه را که فقه اسلامی از قرآن در مورد زنان تفسیر نموده و جزو شریعت اسلامی می‌دانند در زیر می‌آوریم و بعد به بررسی آنها می‌پردازیم.

 

مفهوم آیات قرآنی و نظر شریعت اسلام درباره زن و نقد و بررسی آنها:

 

خلق زن در قرآن:

خدا از باقیمانده خمیره آدم ، حوا را برای آسایش و آرامش و شرکت در زندگی آدم و به کار انداختن کارخانه آدم‌سازی خلق کرده، زن جزء اخیر و علت تامه کمال آفرینش است. و فقهای اسلام می‌گویند که خدا در قرآن گفته: برای فرزندان پسر آدم دخترانی چون مادرشان از جنس حوریه و جنیه آفریدیم و توالد و تناسل از فرزندان طبقه دوم آنها شروع شده و دخترعموها با پسرعموها عقد بستند. و روایت شده از امام باقر و امام صادق شیعیان در بحار مجلسی که :هر زن خوش‌روی و خوشب‌وی و خوش‌خوی و خوش‌سیرت باشد، نسبش به مادر حوریه می‌رسد و هر زن بدخوی و بدبوی و بدروی و بدنفس باشد نسبش به مادر جنیه می‌رسد. جالب است بدانید که برخی فقها گفته‌اند: حوا مادر بزرگ همه بشر و شاخص تربیت و تعلیم در نشو و نمای فرزندان بود، او مادر نمونه بود و بیش از ۵۰۰ فرزند آورد و همه را به ترتیب تعلیم مکتب آسمانی داد و به کمال رساند!

 

بررسی:

در مورد خلق آدم و حوا از گل و...... می‌گذریم، کودکانه و غیرعلمی بودن این داستان را قبلا در بحث تکامل روشن کرده‌ایم. اما باید در اینجا توجه کنیم که در قرآن و اسلام حتی از نظر به اصطلاح آفرینش انسانها، زن در درجه دوم قرار دارد و از همین‌جاست که درجه دوم بودن و مقام پایین‌تر داشتن از مرد برای زن یک اصل است. زنی که خدا او را برای آرامش‌خاطر و آسودگی خیال مرد درجه اول آفریده است. در مورد ازدواج به اصطلاح فرزندان حوا با حوریه و جنیه، به علت بسیار مزخرف بودن آن می‌گذریم و نکته دیگر اینکه خدای دانا و توانای قرآن محمد هیچ خبری از اجتماعات اولیه بشری و انواع ازدواج در پیش از تاریخ و اوائل تاریخ بشری نداشته و مسلمین هم بدین‌خاطر می‌خواهند ثابت کنند که حتی از شروع زندگی به اصطلاح فرزندان آدم و حوا ازدواج بین برادر و خواهر نبوده و اخلاقی و شرعی بوده و آنها حرام‌زاده نبوده‌اند!

 

تقدم مرد بر زن در قرآن و اسلام:

مردان بر زنان قیومت دارند و برتری داده شده‌اند، مردان کارگذار و فرمانروایند بر زنان، زنان برای مردان همچون کشتزارند، مرد می‌تواند در یک‌زمان چهار زن و تعدادی کنیز غیرعقدی داشته باشد، مرد باید اجازه بیرون رفتن زن از خانه را بدهد، زن باید خود را برای هر لذتی که مرد می‌خواهد تسلیم نماید و بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن او جلوگیری نکند، دختری که به حد بلوغ رسیده اگر بخواهد شوهر کند واجب است از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد، مرد می‌تواند زن خود را طلاق دهد حتی بدون‌اینکه زن را آگاه کند، مرد می‌تواند زن را قبل از عقد کردن ببیند (و به قول روایتی که در کافی از ابی‌عبدالله آمده: باید ببیند که چه چیزی می‌خرد و مالش را برای چه می‌دهد!)، شریعت اسلامی تسلط مرد بر زن را مسلم شناخته: مرد خودرا مالک زن می‌داند، مرد در ارث و شهادت دادن دوبرابر زن حقوق دارد، مرد قوی و زن ضعیف است، مرد حاکم و زن رعیت است، مرد آقا و زن تابع است، مرد اجازه دارد زن خود را بزند، زن از نظر عقل در درجه پس از مرد قرار دارد، به علت ضعف مدارک و مشاعر زن طلاق به مرد سپرده شده، قرآن و اسلام تعدد زوجات را برای مردان تصویب نموده، باید در امور مالی و قضایی و حقوقی به جای یک مرد دو زن شهادت دهند.

 

بررسی:

آنچه در بالا آمد به خوبی برتری مرد بر زن در اسلام و قرآن را روشن می‌کند، این برتری مردان بر زنان آنقدر آشکار است که به هیچ‌صورتی نمی‌توان آنرا تأویل و توجیه کرد و مترقی جلوه داد. می‌بینیم که چگونه حکومت مردان و مردسالاری بر سر زنان حاکم است و زنان انسانهای درجه دوم و زیر دست مردان و بردگان خانگی محسوب می‌شوند و اصلا اثری از مساوات و برابری حقوق سیاسی و اجتماعی بین زنان و مردان به چشم نمی‌خورد!

 

تقدم زن بر مرد در قرآن و اسلام:

ببینیم در اسلام و قرآن زن چگونه برتری‌هائی نسبت به مرد دارد: زن تقدم بر مرد دارد و آن از جنبه اخلاقی و احساسات تند و رقیق اوست که چون شدیدالتأثر است و زودرنج باید او را مقدم داشت در خوردن و لباس پوشیدن و مسکن دادن و خوابیدن و موجبات رفاه و آسایش فراهم نمودن زن مقدم بر مرد است. البته اینها در صورتی است که زن وظایفش را نسبت به شوهر انجام دهد و نافرمانی نکند.

 

بررسی:

چنانکه دیدیم برتری و تقدمی که زن به مرد دارد در مورد اموراجتماعی و سیاسی و حقوقی و فرهنگی و اقتصادی نمی‌باشد، بلکه از نوعی است که یک کودک را می‌توان در خوردن و خوابیدن و غیره به بزرگترها برتری داد، تنها در همین حد پایین و کودکانه است!

 

مساوات زن و مرد در قرآن و اسلام:

مساوات زن و مرد در اسلام را فقط می‌توان در قسمت عبادات و بندگی خدا و به اصطلاح در آمرزش و اجر و عذاب آنها در آخرت دید. به طوریکه در سوره احزاب آیه‌های ۳۵ و ۷۳ آمده است: در قسمت عبادات و بندگی زن در کنار مرد می‌باشد یعنی در گردن نهادن و ایمان به خدا، در شکیبائی، در خضوع، در صدقه دادن، در روزه گرفتن، در نگهداری فرج‌های خود و در یاد کردن خدا. و همچنین است مساواتشان در عذاب نفاق و شرک.

 

بررسی:

روشن است که از دید قرآن و اسلام زن از نظر حقوق اجتماعی و سیاسی و غیره هیچگاه برابری با مرد ندارد و فقط برابریشان در عبادت و بندگی و اجر و پاداش و عذاب اخروی، آنهم در آن دنیاست! واقعا که عجب مساواتی دارند!

 

قوانین اسلامی و نظرات قرآن درباره زن:

زن از نظراسلام یک کارخانه آدم‌سازی است که باید نخست در مراقبت از مرد شایسته باشد تا بعد هم بتواند مادر شایسته‌ای باشد. بله کارخانه‌ای‌ست که در قرآن همچون کشتزار مردان از آن یاد شده، اسلام برای زن جنگ را واجب نکرده، اگر زنی مرتد شد کشتن او واجب نیست به خلاف مرد مرتد که باید او را کشت، شرکت دادن زنان در امور مهم اجتماعی با دیانت اسلام مخالف است، اسلام زن را ناقص‌العقل می‌داند، زن از پرداخت جزیه و دیه عاقله معاف است، بر زن قسامه و سوگند درباره قتل واجب نیست، نفقه زن را اسلام به عهده شوهر قرار داده، امامت و پیشوائی و زعامت و راهنمائی و رهبری نیز در حدود اختیارات زن نیست. در اسلام زن برای قضاوت و حکومت منع شده، در قرآن یکی از چیزهائی‌که عظیم شمرده شده کید و مکر زن است، اسلام به مقام مادری زن ارج نهاده، اسلام دختران را از کشتن و زنده به گور شدن نجات داده! و البته ناگفته نماند که در اسلام زن آزاد است که کنیز و غلام بخرد!!

 

بررسی:

به طوریکه دیدیم زن در اسلام از بسیاری حقوق اجتماعی و سیاسی محروم است، اسلام زن را در اجتماع قانونی و حقوقی خانه‌نشین کرده و با مقام مادری زنان را در خانه شوهر، شریک زندگی مرد قرار داده است. این زن که ناقص‌العقل و در مرتبه دوم قرار دارد نباید در اموری چون قضاوت و حکومت و مقامات اجتماعی شرکت داشته باشد و باید در خانه بماند و بچه‌داری و خانه‌داری کند، البته خرجی‌اش به عهده شوهر است! چه لطفی به این زن شده که با این شرایطی که دارد لااقل مجبور به خرجی دادن به شوهر نشده است!

 

قوانینی که در اسلام راجع به زن آمده در همان زمان محمد ارتجاعی و غیرانسانی بوده چه رسد به این زمان، به طور مثال یادآوری می‌کنیم: برتری مرد به زن، قانون تعدد زوجات برای مردان، قوانین عقد و صیغه و طلاق، ازدواج دختر ۹ ساله با مردان میانسال و بیش از ۵۰ سال، قوانین ارث و شهادت و حضانت کودکان و قصاص و سنگسار و...، اینکه مرد می‌تواند زن خود را بزند و ...........

 

و اما در اینجا آقایان روشنفکر اسلامی همه این بی‌حقوقی‌ها و قوانین ضدزن و ضدبشری را نادیده گرفته و انگشت می‌گذارند بر اینکه محمد و اسلام و قرآن دختران را از زنده‌به‌گور شدن و کشته شدن نجات داده است، اولا اگر این زنده‌به‌گور کردن دختران در بین همه شایع و متداول بوده چگونه نسل اعراب منقرض نشده است؟ در ثانی مگر فقط محمد با این امر مخالف بوده است؟ یعنی هیچکس دیگر درباره نکشتن دختر(در بین عده‌ای معدود) روشنگری نمی‌کرده است؟ و ازهمه اینها گذشته مگر در تمامی جهان این امر انجام می‌شده است؟ دین اسلام که به اصطلاح شریعتی جهانی است در این مورد جز برای معدودی از اعراب اگر قبول کنیم کاری کرده، برای غیرعربها چه کرده است؟ اصلاً اگر قبول کنیم که قرآن کلام خداست، و ازلی و ابدی و برای همه زمانها و مکانها، پس اگر امروز شخصی ۴ زن بگیرد و یا زنش را به علت نافرمانی بزند و یا دختر ۹ ساله اش را بخواهد شوهر دهد و یا به زنش اجازه ندهد از خانه خارج شود، آیا در بین خود مسلمین کسی پیدا می‌شود که او و این اعمالش را تأیید و قبول کند و از او طرفداری کند؟؟

 

کنیزی و بردگی انسانها در قرآن و اسلام:

در سوره مومنون آیه ۶ و نساء آیه‌های ۳ و ۲۹ و بسیاری از آیات دیگر آمده است که - ...آنچه را مالک شد دستهاتان ،... آنچه را مالک باشد دستهاتان از کنیزانتان که ایمان دارند... - در حاشیه قرآنها نوشته شده که مالک شد دستهاتان یعنی حرام است بر شما زن شوهردار مگر آنچه را مالک باشید . مثل اسیر هرچند که شوهر داشته باشد همین که به دست اهل اسلام افتاد و مسلمان شد جایز است نکاحش یا مثل کنیزی که متصرف شود به سببی از اسباب شرعی از جمله بیع و هبه و میراث... بنابراین می‌بینیم که قرآن کنیز و برده را انسان به حساب نیاورده، وقتی در آیاتی آمده زنان آزاد و در کنارش آمده آنچه را مالک شد دستهاتان از کنیزانتان، به خوبی روشن است که خدای قرآن بر روی کنیز و بردگی صحه گذاشته، ضمن اینکه این کنیزان از حقوق ناچیزی که زنان در نکاح داشتند نیز محروم بوده‌اند، وقتی آمده است: اگر بترسید که عدل نورزید (در میان زنان آزاد) پس یکی یا آنچه را مالک شد دستهاتان از کنیزان را به نکاح خود درآورید یعنی برای کنیزان لازم نیست که خرج و مهریه بدهید و نوبت را رعایت کنید زیرا آنها را در ردیف زنان معمولی هم نمی‌دانسته است. محمد خود از کنیزان سهم داشت و چندین زن را به عنوان کنیز از غنایم جنگی و هدایا دریافت کرده بود. آیا امروزه می‌شود و می‌توان با استناد به اینکه قرآن کلام خداست و غیرمحدود در زمان و مکان، به خرید و فروش انسانها به عنوان کنیز و برده پرداخت و درمورد نکاحشان بحث کرد؟ آیا امروزه یکی از خود همین مسلمین جرأت دارد از برده و برده‌داری که قرآن بر آن صحه گذاشته دفاع و طرفداری کند؟؟

 

سخنان محمد و امامهای شیعیان در باره زن که در کتب حدیث و اخبار و روایات اسلامی آمده است:

 

معمولا رسم بر این شده که مسلمین و مخصوصا آن‌دسته از روشنفکران اسلامی که درصدد مترقی جلوه دادن سخنان محمد و امامانشان درباره زنان می‌باشند، سخنانی را از کتب حدیث و روایت می‌آورند که کمتر جای ایراد داشته باشد تا چهره آنان ارتجاعی نشان داده نشود. اما در همان کتب احادیث و غیره در کنار آن سخنان به اصطلاح خوب و اخلاقی، سخنان ارتجاعی و زننده و توهین‌آمیزی نسبت به زنان وجود دارد که روشنفکران مسلمان آنها را ندیده می‌گیرند که برخی از آنها را در زیر می‌آوریم. لازم به ذکر است که منبع این احادیث و روایات کتب از نظر شیعیان منببع معتبری همچون،  "اصول اربعه" و "وسایل الشیعه" و "بحار" و "حلیته المتقین" و..... ، نوشته "کلینی"، "شیخ صدوق"، "شیخ طوسی"، "حر عاملی"، "مجلسی" و........ می‌باشد:  

 

در این روایت‌ها آمده که محمد گفته است:

·       محکمترین سلاح شیطان زنانند.

·       زنان وسایط شیطانند که وسوسه و انحراف می‌یابد و مردان را اسیر بدبختی‌های دنیا و آخرت می‌نمایند.

·       قسمت اعظم جهنمیان زنانند.

·       از جنس زن آنچنان بیمناکم که از شیطان زیرا در قرآن درباره کید شیطان می‌فرماید کید شیطان ضعیف است اما کید زن عظیم است.

·       در بهشت نگریستم و دیدم که بیشتر مردم آن فقیرانند و در جهنم نگریستم و دیدم بیشتر مردم آن زنانند.

·       بیشتر زنان دوزخ آنها هستند که ناسپاس گله شوهر کنند و غیبت نمایند و طلاق بخواهند.

·       اگر زن نبود مرد به بهشت می‌رفت.

·       اگر زنان نبودند خدا چنانکه شایسته پرستش اوست پرستیده می‌شد.

·       اگر زنان نباشند خدای متعال به درستی و شایستگی عبادت می‌شود زیرا زن عامل اشتغال خاطر مرد است و در یک دل دو محبت نگنجد.

·       از زنان بد به خدا پناه برید و از نیکانشان بپرهیزید.

·       برای مردان فتنه‌ای زیان‌انگیزتر از زنان نخواهد بود.

·       خطرناک‌ترین دشمن تو همسر تو است که با تو همخوابه است و مملوک تو.

·       زن از دنده‌ای خلق شده که به هیچوجه راستی‌پذیر نیست اگر با کجی او بسازی ساخته‌ای و اگر خواهی به راستی‌اش بازآوری او را می‌شکنی و شکستن طلاق دادن است.

·       من زنی را که از خانه خود دامن‌کشان برای شکایت از شوهرش بیرون شود دشمن دارم.

·       ندیدم کم خردی که خردمندان را فریب دهد و عقلا را برباید مانند زن.

·       حکایت زن پارسا در میان زنان چون کلاغ نشان‌دار است که یک پای آن سفید باشد.

·       از گفتگو با زنان بپرهیز که هر وقت مردی با زنی خلوت کند، قصد او می‌کند.

·       بهترین سرگرمی مومن شناست و بهترین سرگرمی زن دستگاه نخ‌ریسی است.

·       سعادت و برکت زن برای مرد به  کمی مهر اوست و شومی زن برای مرد کثرت مهر اوست.

·       بهترین زنان آنست که رویش خوبتر و مهرش کمتر است.

·       از همه زنان پُربرکت‌تر آنست که خرجش کمتر باشد.

·       زن خوب آن است که گندم‌گون و دارای چشمهای غزالی و آهوئی باشد، نرم‌پوست و بزرگ کفل و با ملاحت و جذاب و متبسم باشد چه زن جمیل دافع بلغم است.

·       بهترین زنان زنی است که فرزندآور باشد.

·       برترین زنان امت من زنی است که خوشروتر و خوش‌منظرتر و کم‌مهرتر باشد.

·       پرهیز کن از اینکه با زنها مشورت کنی، هما نا رآی و اندیشه زنان ضعیف و ناقص و عزم و اراده آنان سست و موهون است.

·       گروهی که زمام کار خویش به زنی بسپارند هرگز رستگار نمی‌شوند.

·       مردان که اطاعت زنان کنند به هلاکت افتند.

·       با زنان مشورت نمائید که آنها در تشریک مساعی بذل سعی نمایند ولی برخلاف گفته آنها عمل کنید!

 

در این روایت‌ها آمده که علی گفته است:

·       مردم زنها در ایمان و عقل کم بهره‌تر از مرد هستند. اما نقصان ایمان آنها از حکم رفع نماز و روزه در حال حیض آشکار است و اما نقصان خردشان در قبول شهادت است که گواهی دو زن بجای یک مرد قبول است اما نقصان حقوق آنها بهره ارث آنها نصف مرد است.

·       صفات و شجاعت و سخاوت در مرد فضیلت است و در زن نیست.

·       هر زنی که بدون اجازه شوهر از خانه خود بیرون رود مورد خشم خداست تا به خانه برگردد یا شوهر از او راضی شود.

·       زنان را بی‌لباس بگذارید تا در خانه بمانند.

·       خدمتی که به زن می‌کنی صدقه است.

·       زنان اسیران در دست شما هستند و مقدرات آنها به دست شماست.

·       زنان اختیاری از خود ندارند و اسیر مردانند، درباره آنها نیکی کنید.

·       زن باید در حضور شوهر ذلیل و متواضع و منقاد باشد.

·       زن باید سخن شوهر را بشنود و امر او را اطاعت کند و در خواسته او تمکین نماید.

 

در این روایت‌ها آمده که محمد به فاطمه گفته است:

·       اگر جایز بود به غیر از خدا سجده کردن می‌گفتم زنان به شوهران سجده کنند.

·       برای نطفه‌های خود جای مناسب انتخاب کنید و از سیاهان بپرهیزید که سیاهی رنگ زشتی است.

·       زن خوبروی نازا را واگذارید و سیاهی که فرزند بسیار آرد برگزینید.

·       حصیری در خانه افکنده باشد بهتر از زن که عقیم باشد.

 

در این روایت‌ها آمده که محمد به علی گفته است:

·       با زن خودت در اول ماه و نیمه ماه و آخر ماه جماع مکن که ممکن است اولاد تو به مرض جنون یا جذام مبتلا شود.

·       بعد از ظهر جماع مکن که اولاد مات و متحیر و سبک مغز شود.

·       در شب فطر و شب اضحی و نیمه شعبان و شب ۲۹ و ۳۰ شعبان، در زیر آفتاب و زیر درخت میوه‌دار جماع مکن که نقایص در اولاد پدیدار شود.

·       بین اذان و اقامه جماع مکن که اولادت حریص می‌شود.

·       جماع شب اضحی فرزند را ۴ و ۶ انگشتی می‌نماید.

·       در نیمه‌شعبان جماع نباشد که صورتش پُرمو می‌شود.

·       جماع درشبهای دوشنبه فرزند را حافظ قرآن و راضی به قسمت می‌سازد.

·       در آخر رجب موجب بهت و جنون فرزند می‌شود.

·       در شب سه‌شنبه شهید می‌گردد و رقیق‌القلب و سخی‌الطبع می‌شود.

·       شب پنجشنبه حاکم و عالم می‌گردد.

·       شب جمعه فقیه می‌گردد و عصر جمعه دانشمند و محقق می‌شود، جمعه شب به خواست خدا از ابدال می‌گردد و در اول شب موجب سحر و توجه به دنیا می‌باشد.

 

در این روایت‌ها آمده که امام صادق به نقل از صدوق گفته است:

·       کسی که می‌خواهد با زن خود برای اولاد ذکور مجامعت نماید، دست راست خود را بر چشم راست خود بگذارد و ۸مرتبه سوره انا انزلنا بخواند  پس از آن مجامعت کند. به همان اراده و هر روز صبح و عصر ۷ مرتبه سبحان‌الله و ۱۰ مرتبه استقفرالله و ۹ مرتبه سبحان‌العظیم را بخواند.

 

در این روایت‌ها آمده که علی گفته است:

·       دشمن ما اهل بیت نیست مگر کسیکه ولد زنا یا مادرش در حال حیض باوحامله شده باشد.

 

در این روایت‌ها آمده که امام صادق گفته است:

·       در وقت جماع سخن مگو که بیم لال شدن اولاد است، و در آن وقت نظربه فرج زن مکن که بیم کور شدن اولاد است و کراهت دارد رو به قبله جماع کردن.

·       کنیزان خویش را برای شکستن ظرفهایتان مزنید که ظرفها را نیز مثل مردمان اجل‌هاست.

·       دو کس‌اند که نمازشان از سرشان بالاتر نمی‌رود، بنده‌ای که از آقای خود گریخته باشد تا هنگامیکه بازگردد و زنی که نافرمانی از شوهر خود کرده باشد.

·       بندگان خود را رعایت کنید. هرچه می‌خورید به آنها بخورانید و هرچه می‌پوشید به آنها بپوشانید و اگر گناهی کردند که نمی‌خواهید ببخشید، آنها را بفروشید و غذابشان ندهید.

·       درباره دو ضعیف خدا را در نظر بگیرید و رعایت حال آنها را بنمائید: اول زن و دوم بندگان و مملوکان و غلامان که جز شما چشم عنایتی ندارند.

 

بررسی؟

سخنانی که در بالا آمد آنقدر ارتجاعی، بی‌محتوا، احمقانه، خنده‌دار، خرافی، بی‌ارزش و توهین‌آمیز نسبت به زن و انسانیت است که به هیچوجه ارزش بررسی و نقد را ندارد.

 

 

کلیاتی از نظرات درباره زن که ریشه در قرآن و فقه اسلامی دارد و در میان مسلمین رواج داشته و دارد:

 

زن، علیامخدره، جنس لطیف یا ضعیفه یا متعلقین یا منزل یا مادربچه‌ها در زندگی جزء ملازم و لاینفک و دست‌آویز تمایلات مرد می‌باشد، که به تنهایی انسان نیست بلکه با و به کمک یک مرد انسان می‌شود، که کلیه مفاهیم حیات، این نشئه دنیوی در سایه اوست، که نفقه‌خوار و تابع مرد است که برای عشرت و تسکین‌خاطر و برآوردن حاجت و دفع غریزه جنسی مرد آفریده شده که فرزندان او را هم در رحم خویش بپروراند. لذا زن باید نیکوسرشت، اصیل و باخانواده، خوش‌خلق و جمیل باشد و پوشید ، و عقیم نباشد، فریفته جاه و مقام و جمال و مال نگردد، و به علت اینکه زن، ضعف طبیعی دارد و ناقص‌العقل است و دقت نظر، تعمق، تفکر و تدبیر عمیق در او نیست و در چهارچوب احساسات گرفتار است ، که برای همین خدا ولایت بر صغار و رای در طلاق  را به او نداده و در شهادت و ارث و دیه نصف مرد حساب‌شده، و دارای صفاتی است همچون دروغگوئی، سخن‌چینی و غیبت، بخل و رشک و حسد و تظاهر و خودنمائی و تقلید و چشم‌وهم‌چشمی، دلربائی و طنازی و ناز و افاده و سست‌وفای دل‌شکن، مکار و خودپرست، آفت جان و مال، .......... و نیز از وسایل تحریک شیطان است و سرچشمه فتنه و فساد  و چون باتلاقی سرکش‌ترین مردان را در خود فرو می‌برد. بنابراین  برای اصلاح او و اطاعت و فرمانبرداری‌اش هیچ نیروئی قوی‌تر از دین و علل درونی نیست، ضمن اینکه تأدیب او هم کارساز است. تا اینکه از خانه بیرون نرود، و به نحو احسن شوهرداری، بچه‌داری، خانه‌داری، رفت و روب، شستُشوی، پخت و پز و مادری کند، تا در مال و جان شوهر خیانت نکند، و همیشه  در جهت بهره‌برداری جنسی و کام‌جوئی یکطرفه مرد، با خوشرویی و طنازی آماده باشد، خاطر شوهر را آسوده کند و به او آرامش دهد و در عین‌حال فرو دست و برده شوهر باشد.

 

چند بیتی هم از شاعران پر آوازه درباره زنان:

 

سعدی

چو زن راه بازار گیرد بزن               و گرنه تو در خانه بنشین چو زن

ز بیگانگان چشم زن کور باد             چو بیرون شد از خانه در گور باد

 

نظامی

زن چیست نشانه گاه نیرنگ              در ظاهر صلح و در نهان جنگ

 

 

قبل از ادامه مطلب، از کلیه خوانندگان و به خصوص دختران و زنان، درباره نقل این‌همه مطالب و جملات توهین‌آمیز از قرآن، کتب مذهبی، جامعه سنتی و مردسالار درباره زنان پوزش می‌خواهم.

 

 

چگونگی پیدائی بردگی زنان در خانه از نظر تاریخی: 

 

یادآور می‌شود که بینش مذهبی به ما می‌آموزد که زن از اول پس از مرد قرار داشته، در خلقت پس از آدم، حوا خلق شده، زنان همیشه تحت نظر و سرپرستی مردان بوده‌اند. از زمان به اصطلاح "آدم و حوا" تاکنون ازدواج اخلاقی، دینی و در یک شکل بوده و.......... اما از این افسانه‌های کودکانه می‌گذریم و به تاریخ  روابط و اشکال زندگی انسانها می‌پردازیم:

 

جوامع مادرشاهی و پدرشاهی:

انگلس در کتاب "منشاء خانواده، مالکیت خصوصی و دولت" به تفصیل درمورد وضعیت زنان درجوامع مادرشاهی و پیدایش بردگی زنان در جوامع پدرشاهی و اشکال عمده ازدواج در طول تاریخ، مطالبی را نوشته که به اختصار به برخی از آن مطالب می‌پردازیم:

 

اینکه زن، در آغاز جامعه، برده مرد بوده، یکی از مزخرف‌ترین تصوراتی است که از عهد روشنگری قرن هجدهم به ما رسیده است. زنان در میان تمام وحشی‌ها و تمام بربرها نه تنها موقعیت مستقل، بلکه موقعیتی بسیار محترم داشته‌اند.

 

همچنین در مورد روابط جنسی بشر و یا ازدواج نیز اکثر محققان تاریخ و جامعه‌شناس و باستان‌شناس به این نتیجه رسیده‌اند که در عهد قدیم روابط جنسی انسانها در داخل قبیله‌ها به هیچ قانون و قاعده‌ای مقید و محدود نبوده، بطوریکه هر زن به هر مرد و هر مرد به هر زن تعلق داشته است. یعنی نه تنها در آن دوران برادر و خواهر با یکدیگر زن و شوهر بودند بلکه در آن دوران اساسا فکر (زنای با محارم) و قبیح بودن این عمل که امروزه ما بدان اعتقاد داریم وجود نداشت و امری طبیعی و معمولی بوده است. در آن شکل از ازدواجهای گروهی درون قبیله‌ها که به جامعه مادرشاهی معروف است، پدر فرزندان معلوم نمی‌شد اما مادر مشخص بود. و اصل و نسب و تبار از سوی مادر معین می‌شد، بعدا در طی تاریخ، در روابط جنسی زن و مرد محدودیتهائی پدید آمد، یعنی به مرور زمان روابط بین والدین و فرزندان تحریم شد و بعدها روابط جنسی خواهر و برادر.

 

انگلس در جائی دیگر از این کتاب در مورد برده شدن زن و برافتادن حق مادری در جوامع مادرشاهی می‌نویسد:

"برافتادن حق مادری - از بین رفتن تبار و نسب از جانب مادر - شکست جهانی، تاریخی جنس مونث بود. مرد فرمانروائی خانه را نیز به دست آورد. زن تنزل مقام یافت، برده شد، بنده شهوت مرد و ابزاری صرف، برای تولید فرزندان. این موضع تنزل‌یافته زن که به خصوص در میان یونانیهای عهد نیم‌خدایان، و از آن هم بیشتر عهد کلاسیک، به چشم می‌خورد به تدریج بزک شده و آراسته گشته و تا اندازه‌ای در لفاف شکلهای ملایم‌تری پیچیده شد، اما به هیچوجه از بین نرفت. اولین اثر حکومت مطلقه مرد، که اکنون پا برجا شده بود، در شکل بینابینی خانواده که اکنون ظاهر می‌شود - خانواده پدرسالار ـ نشان داده می‌شود، صفت اصلی آن چندهمسری - گو که بعدا چنین می‌شود - نیست، بلکه سازماندهی تعدادی افراد، تحت تقید و آزاد، در یک خانواده تحت قدرت پدرسالارانه رئیس خانواده است. این رئیس خانواده، در شکل سامی، به صورت چندهمسری زندگی می‌کند، افراد تحت تقید، یک زن و چند فرزند دارد، و هدف تمام سازماندهی، نگهداری رمه و گله در یک منطقه محدود است."

 

در جائی دیگر می‌نویسد:

"در مورد تساوی حقوق  مرد و زن در حین ازدواج هم وضع بهتر از این نیست، نابرابری طرفین در مقابل قانون - که میراث شرایط اجتماعی گذشته است - نه علت، بلکه معلول سرکوب اقتصادی زنان است. در خانواده اشتراکی اولیه که زوجهای متعدد و فرزندان آنان را در برمی‌گرفت، اداره امور خانه که به عهده زن بود، همانقدر یک صفت عمومی و اجتماعی ضروری تلقی می‌شد که تهیه غذا به وسیله مرد. این وضع با پیدایش خانواده پدرسالار - و از آنهم بیشتر با خانواده فردی یکتاهمسری - تغییر کرد. اداره امور خانه خصلت عمومی خود را از دست داد، و دیگر امری نبود که مربوط به جامعه باشد که یک خدمت خصوصی شد. زن اولین خدمتکار خانگی گشت، و از شرکت در تولید اجتماعی بیرون رانده شد. تنها، صنعت بزرگ نوین، راه تولید اجتماعی را مجدداً به روی زن باز کرد".

 

انگلس در مورد ازدواج و اشکال آن می‌نویسد:

"بنابراین سه شکل اصلی ازدواج وجود دارد، که حدوداً با سه مرحله عمده تکامل انسانی منطبق‌اند. برای دوران توحش - ازدواج گروهی، برای بربریت - ازدواج یارگیری، برای تمدن - یکتاهمسری به انضمام زنا و فحشاء، در مرحله بالائی بربریت، بین ازدواج یارگیری و یکتاهمسری، فرمانروائی مرد بر بردگان زن و چندهمسری خود را جا داده است. در حقیقت چندهمسری از جانب مرد به طور وضوح محصول برده‌داری است و محدود به موارد استثائی می‌باشد. در خانواده پدرسالاری سامی، فقط پدرسالار و حداکثر یکی دو نفر از پسرانش چندهمسر بودند. دیگران مجبور بودند که هر کدام به یک زن راضی باشند. امروزه نیز در سراسر شرق چنین است. چندهمسری امتیاز ثروتمندان و بزرگان است. زنان را عمدتا توسط خرید بردگان زن به دست می‌آوردند. توده‌های مردم در حالت یکتاهمسری به سر می‌برند."

 

در مورد چند همسری و تعدد زوجات اشاره می‌کنیم که در جنگهای صدر اسلام، زنانی که اسیر می‌شدند به نام کنیز تبدیل به مایملکی برای ارضاء شهوات فاتحین می‌شدند. که در قرآن نیز اشاره شده که آنچه را مالک شد دستهاتان ... و معمولا بهترین زن به عنوان کنیز به محمد می‌رسید و بقیه یارانش نیز به ترتیب زیباترین آنها را برای خود انتخاب می‌کردند. وجود برده‌داری و همچنین قوانین تعدد زوجات برای مردان در اسلام، و کنیزانی که مردان می‌توانستند در اثر خریدن و یا جنگ به دست آورند. در کنار یکتاهمسری، که برای توده مردم وجود داشت، از ابتداء یکتاهمسری را فقط برای زنان و نه مردان مهر زد. که تا امروز نیز این خصیصه خود را حفظ کرده است.

 

ببینیم انگلس در مورد یکتا همسری چه گفته است:

"این شکل از خانواده متکی بر تفوق مرد است. هدف آشکار آن تولید فرزندان با ابویت مسلم است، این ابویت برای اینکه فرزندان در زمان لازم بتوانند ثروت پدرشان را به مثابه ورثه طبیعی او به ارث ببرند ضروری است. خانواده یکتاهمسر از لحاظ سنتی بسیار بیشتر علائق ازدواج، که دیگر اکنون نمی‌تواند به دلخواه طرفین فسخ شود، از ازدواج یارگیری متفاوت است. اکنون علی‌القاعده فقط مرد می‌تواند آنرا فسخ کند و زنش را رها کند."

 

برابری و مساوات کامل و انسانی بین زن و مرد  در دنیای امروز:  

 

انگلس درباره اخلاق سرمایه‌داری مذهبی در کتاب "آنتی‌دورینگ" نوشته است:

"ولی اگر ملاحظه کنیم که هر سه طبقه جامعه مدرن، اریستوکراسی فئودالی، بورژوازی و پرولتاریا هر کدام اخلاقیات مربوط به خود را دارند، می‌توانیم چنین نتیجه بگیریم که انسانها آگاهانه و ناآگاهانه، بالاخره بینش‌های اخلاقی خود را از روابط واقعی‌شان استنتاج می‌کنند {نه از روی قوانین به اصطلاح ازلی ابدی کتب مذهبی}، از روابطی که در آن شرایط طبقاتیشان نهفته است، از مناسبات اقتصادی که طی آن تولید و مبادله می‌کنند. از لحظه‌ای که مالکیت خصوصی بر اشیاء منقول شکل گرفته است، باید در تمامی جوامعی که این مالکیت خصوصی معتبر {و محترم} بوده، این دستور اخلاقی وجود می‌داشت: نباید دزدی کنی. آیا این دستور به دستور اخلاقی جاودانی مبدل می‌شود؟ به هیچوجه. در جامعه‌ای که انگیزه‌های دزدی برطرف شده باشد، در جامعه‌ای که دزدی حداکثر فقط توسط بیماران روانی صورت می‌گیرد، دیگر واعظ اخلاقی که بخواهد مرتبا حقایق جاودانی را موعظه کند که نباید دزدی کرد، مورد تمسخر قرار می‌گیرد. بنابراین ما هر گونه ادعائی را که بخواهد یک جزم اخلاقی را به عنوان قانون اخلاقی ابدی، قطعی و همواره لایتغییر را به ما تحمیل کند، به این بهانه که جهان اخلاقیات هم پرنسیب‌های پابرجائی دارد که ورای تاریخ و تفاوتهای خلقهاست، رد می‌کنیم. {همانند قوانین اسلامی به اصطلاح ابدی در مورد زنان} برعکس ما ادعا می‌کنیم که تمام تئوریهای اخلاقی تاکنون، سرانجام نتیجه‌ی شرایط اجتماعی، اقتصادی همان مرحله است. و همانطوری که جامعه تا به امروز بر اساس تضاد طبقاتی در حرکت بوده، همانطور هم اخلاق، اخلاق طبقاتی بوده که یا تسلط و منافع طبقاتی طبقه حاکم را توجیه کرده و یا اینکه هنگامی که طبقه تحت ستم به اندازه کافی قوی بوده، نارضایتی علیه این تسلط و منافع آینده زحمتکشان را نمایندگی نموده است.

اینکه در مورد اخلاق، نظیر دیگر بخش‌های شناخت انسانی، پیشرفتی صورت پذیرفته بهه هیچوجه مورد شک و تردید نیست. ولی ما هنوز از اخلاق طبقاتی برتر نرفته‌ایم. اخلاقی که ورای تضاد طبقاتی و ورای خاطره‌ی این تضاد باشد. اخلاقی واقعا انسانی، فقط در آن مرحله اجتماعی میسر است که نه تنها تضاد طبقاتی مرتفع، بلکه همچنین این تضاد در عملکرد زندگی فراموش شده باشد."

 

بنابراین برایمان روشن می‌شود که علت اصلی و واقعی نابرابری زن و مرد، بی‌حقوقی زنها و اسارتشان توسط مردان در جوامع طبقاتی و مذهبی، علت جسمانی و یا روانی ندارد و مربوط به قراردادی خدائی و ازلی و ابدی نیست، بلکه علت آن در ماهیت نظام‌های طبقاتی بهره‌کشی و امروزه به ویژه سرمایه‌داری و در استقرار مالکیت خصوصی بر وسایل تولید نهفته است.

 

در این‌باره لنین می‌گوید:

زن این جنس ستمدیده تحت انقیاد اقتصادی سرمایه‌داری است. مهم نیست تا چه حد دمکراسی موجود باشد. زن یک برده خانگی، برده زنجیرشده به اتاق خواب، بچه‌داری و آشپزخانه باقی می‌ماند."

 

در نظامی که مالکیت خصوصی و مذهب حاکم است، ازدواج می‌تواند به صورت یک قرارداد تجارتی وجود داشته باشد، برای مثال: نامزد کردن کودکان، ازدواج زوجهای با اختلاف سنی بالا، ازدواج‌های اجباری، خرید و فروش دختران، ازدواج با جهیزیه و مهریه و شیربها، انتخاب عروس و داماد بر مبنای اقتصادی، درآمد، موقعیت و مقام اجتماعی و شغلی و طبقاتی، ازدواجهائی که بر مبنای قدرت پدر و اعمال نظر او صورت می‌گیرد و....

 

و اما اینها به هیچوجه نمی‌توانند قوانین ابدی بمانند و با سیر حرکت جامعه و تغییر نظام حاکم همواره تغییر می‌یابند. و یا برای مثال حق طلاق بمانند قدیم نمی‌تواند دربست در اختیار مردان باشد ولی در شرایط کنونی نیز به قول لنین:

"در جامعه تحت سرمایه‌داری حق طلاق بدون استثناء مثل همه حقوق دمکراتیک دیگر، مشروط، محدود، تشریفاتی، تنگ و فوق‌العاده مشکل برای تحقق است."

 

و فقط روزی تغییر واقعی می‌کند و زنان و مردان از حقوقی برابر در طلاق برخوردار می‌شوند که نظام نوین سوسیالیستی واقعی، جایگزین مالکیت خصوصی گردد.

 

تساوی‌طلبی زن و مرد نباید ظاهری و شعاری باشد بلکه باید به طور واقعی و در زمینه‌های حقوقی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هم تحقق یابد. لنین می‌گوید: "شگفت نیست که زنان را بردگان خانگی می‌نامند، موقعیت اجتماعی زنان در همه کشورهای متمدن، حتی پیشرفته‌ترین آنها چنین است. زنان از برابری کامل حقوق در هیچ دولت سرمایه‌داری، حتی آزادترین جمهوری‌ها بهره‌مند نیستند."

 

بنابراین زنان که در طول تاریخ پُرفرازونشیب زندگی بشری و با پیدایش طبقات، همواره اسیر ستم‌کشی دوگانه‌ای بوده‌اند و از آن رنجها دیده‌اند، یعنی از سوئی همانند مردان فرودست (بردگان، دهقانان، کارگران و دیگر زحمتکشان) مورد استثمار طبقات فرادست (برده‌داران، فئودالها، سرمایه‌داران و تجار) جامعه قرار گرفته‌اند و از سوئی به وسیله شوهران و پدران و برادران خویش و یا برخی سنتهای مذهبی و خرافاتی و نادرست و ظالمانه جوامع مورد بهره‌کشی و ستم قرار گرفته‌اند، فقط در نظامی که اثری از این طبقات بالادست و سنتهای نادرست نباشد، یعنی فقط در نظام سوسیالیستی است که به آزادی و رهائی واقعی دست می‌یابند.

 

·       باید ستم‌کشی و بی‌حقوقی و تبعیض علیه زنان  از بین برود.

·       باید همه محدودیتهای حقوقی زنان در مقایسه با مردان لغو گردد.

·       برابری کامل زن و مرد در انتخاب کردن و انتخاب شدن در هر ارگان و در مصادر اجرائی و قضایی تضمن شود.

·       باید تک‌همسری هم برای مردان و هم برای زنان تنها نوع ازدواج قانونی باشد.

·       زن و مرد باید از آزادی کامل و برابر در ازدواج برخوردار گردند.

·       باید ازدواج دختران و پسران زیر ۱۸ سال ممنوع گردد.

·       باید اساس ازدواجها و تشکیل خانواده به اراده خود طرفین باشد و نه بر اساس فشار و اجبار پدر و در نظر نگرفتن رای طرفین و زور و در نظر گرفتن ملاحظات مادی و اقتصادی.

·       برابری کامل زن و مرد در امر طلاق و تکفل فرزندان باید جایگزین قوانین یکطرفه در اینمورد شود.

·       برای از بین بردن تمامی تبعیضات بر زنان در هر یک از شئون اجتماعی، باید خواست جدائی مذهب از دولت همراه باشد.

·       باید تمامی تبعیضاتی که در مورد زنان به استناد قوانین شرعی صورت می‌گیرد نظیر تعدد زوجات و بردگی در خانه لغو شود.

·       برای رفع ستم‌کشی زنان باید با ایجاد رختشوی‌خانه، غذاخوری، مهد کودک، شیرخوارگاه و از این نوع اماکن در محلات مسکونی ایجاد گردد تا فشار کار خانگی زنان کاهش یابد.

·       باید مزد برابر برای کار برابر به زنان و مردان تعلق گیرد و تبعیضات موجود از بین برود.

 

با اجرای بسیار دیگر از این موارد می‌توان از تساوی حقوق زنان با مردان به طور کامل و برابر سخن گفت.

 

 تهران سال ۱۳۸۶