علی طایفی:

اسلام سیاسی و حقوق بشر در ایران

 

 

مقدمھ

 

پس از گذشت بیش از یکصد سال از اولین پیروزی جنبش مشروطھطلبی درایران و فراز و نشیب‌ھای بسیاری کھ جامعھ ایران در طولاین دوره به ویژه با روی کار آمدن پھلوی‌ھای پدر و پسر و گسترش مدرنیزم حتی با رھبری سردار مدرنیزم رضاپھلوی شاھد شکلگیری و توسعھ آن بود، امروزه جامعھ ایران در گریبان چنان ناسازه و پارادوکس‌‌ھای جدی است کھ روز به روز نھال توسعھ را نحیف‌تر می‌سازد و شاخھ‌ھای بی‌جان دمکراسی و سکولاریزم را میخشکاند. در مروری بر ھمھ نھادھا و نمادھای توسعھ‌ای کھ در طول قرن حاضر شمسی تا پیش از انقلاب بھ ثمر رسید، مھمترین پرسش محوری در تبیین علل عقب‌ماندگی ایران این است کھ گلوگاه اصلی عدم‌توسعھ و دمکراتیزه کردن و سکولاریزه شدن جامعھ ایران چیست؟ برای پاسخ‌دھی بھ این پرسش ھدف اصلی مقالھ بررسی تطبیقی گذرایی است بر مبانی حقوقی اسلامی با حقوق بشر کھ در ھر دو نظام حقوقی محوریت تام و تمام دارد.

 

 

اسلام سیاسی چگونھ شکل گرفت؟

 

اسلام در قرآن از ھمان ابتدا دارای دو ماھیت مختلف بود. سوره‌ھا و آیات قرانی در دوره مکی دارای جھت مھرآمیز و دعوت بھ خدای مھربانی بود کھ بخشنده ھمگان بود. پس از دھ‌‌‌‌‌‌‌سال بعثت محمد و ھجرت وی از مکھ بھ مدینھ و تشکیل اولین دولت اسلامی و دستیابی بھ قدرت سیاسی، ماھیت و جھت سوره‌ھا و آیات قرانی نیز تغییر کرد. دراین دوره زندگی محمد و محتوای قران نیز جھت خشونت، تھدید و جنگ‌ورزی را به خود گرفت. از این زمان دین قالب شریعت به خود می‌گیرد. در این فرایند محمد پیامبر بھ محمد خلیفھ تبدیل شده و نطفھ‌ھای امپراتوری و خلافت اسلامی شکل می‌گیرد.

 

با شکل‌گیری اسلام سیاسی و پیوند آن با قدرت و پی‌ریزی بنیانھای خشونت دینی و سیاسی تدریجا در طول ٢٠٠ سال نھادھای دینی سیاسی جدیدی با مضامین دینی- اسلامی شکل گرفتند:

١. شکل گیری شریعت اسلامی متشکل از نظام حقوقی الھی و ازلی ابدی و تدوین تدریجی آن،

٢. تشکیل دادگاه شرع اسلامی، اجرای مجازات اسلامی و به وجود آمدن حاکم شرع کھ محمد اولین حاکم شرع بود،

٣. تشکیل نھاد جھاد به صورت رسمی و نیروی نظامی جھاد اسلامی و مرزگذاری بین مسلمانان و کفار،

۴. تشکیل مساجد برای ادای نماز جماعت و اتحاد و ھمبستگی مسلمانان و پدید آمدن نھاد امام جماعت

۵. درگیری بر سر قدرت و اختلاف بین خلفا و جانشینان محمد بین چهار شخصیت اصلی اسلامی ابوبکر، عثمان، عمر و علی

۶. تشکیل مدارس و مکتب اسلامی برای تربیت روحانیون جھت آموزش دین و تربیت مروجان دینی و پدید آمدن علمای دینی، و تشکیل دو فرقھ اصلی شیعھ و سنی و آغاز نبرد‌‌ھا و کشمکشھای درونی در دین اسلام سیاسی.

 

در طول ٢٠٠ سال پس از بھ قدرت رسیدن محمد در مدینھ تا دوره خلافت بنی‌عباس؛ نھاد جنگ و آتش خشونت ھمواره شعلھ‌ور بود. این فرایند از خلافت بنی‌امیھ تا ظھور جنبش ایدئولوژیک و سیاسی-دینی اخوا‌ الصفا با جھت نظامی و فرھنگی و سیاسی تا بنیا گرایی اسلامی در عصر معاصر (بن‌لادن، جماعت اسلامی در پاکستان و حزب‌الله در ایران و لبنان و ...) ھمواره زمینھ تضاد و خشونتورزی را فراھم ساختھ است.

 

 

خشونت در آموزه‌ھای قرانی و اسلام سیاسی

 

قرآن مدنی، یا قرآن خشون‌ زا، مملو از آیات و سوره‌ھایی است کھ تاییدکننده خشونت، تھدید و تحقیر و تبعیض بین گروه‌ھا و اقشار اجتماعی است. در این دوره بھ اقتضای ضرورت توسعھ قدرت اندیشھ دینی اسلام و حوزه نفوذ مسلمانان بھ رھبری محمد، آیات بسیاری برای توجیھ گسترش‌طلبی دینی و سیاسی و اقتصادی از این خصیصھ برخوردار شدند. برخی از مھمترین این آیات عبارتند از:

١. آنھا (کفار) را ھرکجا یافتید بھ قتل رسانید و از آنھا یاور و دوستی نباید اختیار کنید." سوره نسا، آیھ ٨٨

٢. "آنان کھ بھ آیات ما کافر شدند بزودی در آتش دوزخشان درافکنیم کھ ھرچھ پوست تن آنھا بسوزد بھ پوست دیگرش مبدل سازیم تا سختی عذاب را بچشند کھ ھمانا خدا مقتدر و کارش از روی حکمت است." سوره نسا، آیھ ۵۶

٣. "ھمانا کیفر آنانکھ با خدا و رسول او بھ جنگ برخیزند و در زمین بھ فساد کوشند جز این نباشد کھ آنھا را به قتل رسانده یا بھ دار کشند و یا دست و پایشان بھ خلاف ببرند، یا با نفی و تبعید از سرزمین صالحان دور کنند، این ذلت و خواری عذاب دنیوی آنھاست." سوره مائده، آیھ ٣٣

۴. "دست زن و مرد دزد را بھ کیفر اعمالشان ببُرید." سوره مائده آیھ ٣٨

۵. "نفس را در مقابل نفس قصاص کنید و چشم را بھ مقابل چشم و بینی را بھ بینی و گوش را بھ گوش و دندان را بھ دندان و ھر زخمی را قصاص ھمان خواھد بود." سوره نسا آیھ ۴۵

۶. "اگر (زنھا) مطیع نشدند آنان را بھ زدن تنبیھ کنید." سوره نسا، آیھ ٣۴

 

 

جنگ و سرکوب دگراندیشان

 

در طول ٢٣ سال دوره بعثت یا پیامبری محمد و ١٠ سال حکومت اسلامی بھ رھبری محمد در مدینھ، کھ اندیشھ خشونت و جنگ برای انتشار آموزه‌ھای دینی و گسترش‌طلبی ارضی و دامنھ نفوذ سیاسی و نظامی، ۲۷ لشکرکشی و از جملھ ۹ جنگ خونین عمده در دوران زندگی سیاسی محمد علیھ قبایل گوناکون و یھودیھا صورت گرفت. مجموعھ لشکرکشی‌ھا و جنگ‌ھای این دوره بین ۳۵ تا ۴۸ بار است. جنگھای بھ رھبری محمد به نام "غزوه" از بزرگترین و خونبارترین جنگ‌ھای این دوره محسوب می‌شوند. در طول دوره شک‌ گیری و تحکیم حکومت و امپراتوری اسلامی در طول ٢٠٠ سال، جنبش‌ھا و اعتراضات سیاسی و اندیش‌ ای زیادی رشد و گسترش یافت کھ به شدت سرکوب شدند. از سرکوب "خوارج"، کھ موافق خلافت علی نبودند و بھ انجام انتخابات آزاد تاکید میورزیدند، تا اندیشھ مترقی "اعتزالیون" ھمھ شواھد بزرگی از سرکوب دگراندیشان در حکومت اسلامی ھستند. مذھب اعتزال کھ در زمان اولین خلفای عباسی به ویژه مامون ظھور، رشد و اھمیت پیدا کرد معتقد بود کھ قرآن مخلوق است و با اندیشھ فرقھ مسلط دیگر اسلامی به نام "اشاعره "مخالفت می‌ورزید؛ توسط خلیفھ امپراتوری بن‌ عباسی، متوکل، شدیدا سرکوب‌شده و رھبران آن بھ قتل رسیدند. این وقایع ادامھ خشونت‌ورزی و جن‌ افروزی اسلام سیاسی محمد و عدمتحمل اندیشه‌ای به جز اندیشھ اسلامی با روایت محمد بود.

 

اصولا در دین اسلام و البتھ به همین شکل در سایر ادیان، حقوق الھی در برابر حقوق بشر قراردارد. در اینجا برخی از آیاتی کھ تایی کننده اندیشھ مسلط نظام حقوق الھی در برابر ھر نظام انسانی است آورده م‌ شود:

١. "قانون سنت خدا ھرگز مبدل نخواھد شد و طریقھ حق و سنت الھی ھرگز تغییر نمی‌پذیرد." سوره فاطر آیھ ۴٣

٢. "کلام خدای تو از روی راستی و عدالت بھ حد کمال رسید و ھیچکسی تبدیل و تغییر آن کلمات نتواند کرد." سوره انعام آیھ ۱۱۵

٣. "ما بعضی از مردم را بر بعضی دیگر برتری دادیم تا عده‌ای از آنھان عده دیگری را بھ خدمت خود گیرند." سوره زخرف آیھ ۳

 

و بسیاری آیات دیگر. در ادامھ و تایید ھمین اندیشھ است کھ خمینی رھبر انقلاب اسلامی ایران در بیانات خوداز جمله  می‌گوید:

·       "آنچھ کھ آنھا حقوق بشر می‌نامند مشتی قوانین فاسد است کھ توسط صھیونیستھا برای از بین بردن حقیقت دین است"،

·       "وقتی دنبال حق ھستیم نباید بھ سازمان ملل برویم، باید سراغ قرآن مقدس رفت".

 

 

توسعھ‌نیافتگی ملل مسلمان

 

شواھد بسیاری از پژوھش‌ھای انجام‌شده نشان می‌دھد کھ عقبمانده‌ترین کشورھای اسلامی آنھایی است کھ بیشترین حجم مردم آنان را مسلمانان تشکیل می‌دھند. بیش از ۵٠ کشور اسلامی در جھان از مھمترین کانون‌ھای جھانی در تضییع حقوق بشر به شمار می‌روند. باوجودیکھ ٣۶ کشور در طول ٢٠ سال گذشتھ به سوی دمکراسی ثابت گام نھاده‌اند، ولی ھیچیک از آنھا دارای اکثریت اسلامی نیستند، ھر چند کھ ھندوستان دارای بیش از ١٠٠ میلیون مسلمان است. در بررسی عوامل عقب‌ماندگی جوامع اسلامی با شرایط اقلیمی، اقتصادی، اجتماعی و حتی قومیتی مختلف، مھمترین عنصر مشترک دربین این ممالک، عبارت از وجود اندیشھ اسلامی و اکثریت مسلمانان ساکن در این جوامع است. از اینرو می‌توان چنین گفت کھ اندیشھ اسلامی از این منظر قابلیت سازگاری با اندیشھ مدرنیتھ و نوسازی نھادھا و نمادھای مدرن به ویژه سازگاری با مضامین حقوق بشری را ندارد.

 

در میان مجموعھ وسیع ادیان و حوزه‌ھای تمدنی دنیای امروز از مسیحی کاتولیک، پروتستان و ارتدکس؛ تا مسلمان سنی، شیعی و وھابی؛ و حوزه کنفوسینی تا بودا و از یھود تا برھمن و...، عمده نھادھا و نمادھای توسعھ صنعتی، فناوری و نوآوری، علم و مدارا، مردم‌سالاری و آزادی اندیشھ و انسان ھمگی در دنیایی مرکزیت یافتھ‌اند کھ دو حوزه تمدنی مھم از آن محرومند: اسلام و مسیحیت ارتدکس.

 

 

حقوق بشر و مبانی اندیشھ‌ای آن

 

حقوق بشر به عنوان محصول فرایند شکل‌گیری و رشد تمدن و معرفت بشری است و متعلق بھ ھمھ جامعھ جھانی می‌باشد. حقوق بشر مبتنی بر انسان‌گرایی و محوریت حرمت و مقام انسان در جھان است یعنی در برابر خدا، انسان ارزش می‌یابد. حقوق بشر محصول دوره روشنگری و مبارزه روشنفکران در عصر اسکولاستیک و حکومت دینی کلیسا و روحانیون دینی مسیحیت است کھ علیھ واسطھ‌گری کلیسا بین خدا و انسان، سلطھ‌گری رھبران دینی بر جامعھ، انحصارگری اندیشھ دینی و سرکوب سایر اندیشھ‌ھا و قدرت‌طلبی نھاد دین و کلیسا شورید. حقوق بشر مبتنی بر حقوق طبیعی و اجتماعی انسان در برابر حقوق الھی و تغییرناپذیر آن در معرفت دینی مسیحیت بود.

 

حقوق بشر، پلورالیزم و سکولاریزاسیون پیوندھای بسیار قوی داشتھ و بر این اساس است کھ اندیشھ‌ھای مختلف و متعدد امکان و فرصت اندیشیدن دارند و در عین حال نھاد دین باید کوچک و محدود بھ حوزه‌ھای خصوصی بوده و از حوزه قدرت و حکومت فاصلھ بگیرد. کار قیصر بھ قیصر و کار پاپ را بھ پاپ بسپارید، از شعارھای محوری در شکل‌گیری اندیشھ حقوق بشری است. ازسوی دیگر اوج گیری معرفت علمی در کنار معرفت دینی و فلسفی نیز از دیگر زمینھ‌ھای شکل‌گیری اندیشھ حقوق بشر در دنیای معاصر است.

 

 

مفاد حقوق بشر در مقایسھ با شریعت اسلامی

 

با مروری بر مضامین و مفاد پیمان‌نامھ حقوق بشر بسیاری از فرازھای آن در مقایسھ با مضامین حقوقی دین اسلام متناقض است. در اینجا بھ برخی از مھمترین این فرازھا توجھ می‌شود:

 

آزادی انسان:

در تضاد با مواد ١ تا ۵ پیمان‌نامھ درباره آزادی و برابری انسانھا، عدم تبعیض بر حسب نژاد، رنگ، جنس، مذھب، عقیده سیاسی، ملیت، و وضع اجتماعی، قوانین اسلامی با این بخش از مفاد حقوق بشر ناسازگاراست. برخی از این ناسازگاری‌ھا عبارتنداز:

۱. در شریعت اسلام زنان در مرتبھ فروتری قرار می‌گیرند. ارزش شھادت زن در دادگاه نصف مرد است. آنان حق ازدواج با غیرمسلمانان را ندارند و جنبش‌ھای زنان بھ شدت سرکوب می‌شود،

٢. غیرمسلمانانی کھ در کشورھای اسلامی زندگی می‌کنند در موقعیت فروتری قرار دارند و شھادت آنان علیھ مسلمانان پذیرفتھ نیست،

٣. برده‌داری در اسلام بھ رسمیت شناختھ شده است. مسلمانان مجازند با ھر یک از بردگان (کنیز) مونث‌شان رابطھ جنسی داشتھ باشند؛ سوره نسا، آیھ ٣. و مسلمین مجازند تا زنان متاھل برده را، مالک شوند؛ سوره نسا، آیھ ٢٨.

۴. مجازات‌ھای تخطی‌کنندگان از شرع مقدس عبارتند از: اعدام، قطع اعضای بدن، بھ صلابھ کشیدن، سنگسار، شلاق، درآوردن چشم و... ،

۵. بر ھمین اساس است کھ اکثریت قریب بھ اتفاق تمامی زندانیان سیاسی و دگراندیشان و حتی زندانیان جرایم عادی از روزھای پس از انقلاب تاکنون، شکنجھ را در زندان‌ھای جمھوری اسلامی تجربھ کرده‌اند.

 

حقوق زن دراسلام:

برخلاف ماده ١۶ و ١٨ حقوق بشر در زمینھ برابری موقعیت زن و مرد در ازدواج، تشکیل خانواده، بازار کار و جامعھ، در شرع اسلام آمده است: زن مسلمان حق ازدواج با غیرمسلمان را ندارد. وضعیت حقوق زن و مرد در ازدواج، ھمسرگزینی، فرزندزایی، حق طلاق، حق حضانت کودک، حق سرپرستی، تبار و ھویت، جرایم و مسئولیت مدنی، زنا، پوشاک، حضور در مجامع، احترام متقابل، آموزش، چندھمسری( تعدد زوجات) و... برابر نیست.

 

حق آزادی دراسلام:

ھمچنین خلاف مواد ١٨ و ١٩ پیمان‌نامھ، درزمینھ آزادی فکر و مذھب و آزادی بیان و انتشار عقاید، در اندیشھ اسلامی مسلمانان از گرویدن پیروان دیگر ادیان بھ اسلام مسرور می‌شوند، اما گرویدن فرد مسلمان بھ دیگر ادیان ممنوع است. روی‌گرداندن از اسلام، مصداق ارتداد و سزاوار مجازات اعدام است. در ایران، پاکستان و عربستان با توسل بھ شریعت شیعھ، حقوق اقلیت‌ھای بھایی پایمال شده است. مجازات کفرگویی بھ خدا و پیامبر در شرع اسلام مرگ است. در زمانھ مدرن اتھام توھین بھ مقدسات بھانھ‌ای بھ دست دولت‌ھای اسلامی می‌دھد تا بھ سرکوب مخالفان‌شان بپردازند. معتقدان بھ سایر ادیان، بھایی‌گری، صوفی‌گری و سایر فرقھ‌ھای دینی از حق بیان اندیشھ و انتشار آن منع شده‌اند.

 

حق کار در شریعت:

در مقابل ماده ٢٣ پیمان‌نامھ در زمینھ آزادی کار، درآمد آبرومند، برابری شرایط کاری و تشکیل اتحادیھ‌ھا، طبق شریعت اسلام زنان در گزینش شغل آزاد نیستند. برخی مشاغل مانند قضاوت و رھبری جامعھ یا ولایت برای زنان ممنوع است. کیش اسلامِ زنان را از کار خارج از خانھ نیز سخت منع می‌کند. از سوی دیگر غیرمسلمانان در کشورھای اسلامی مجاز بھ گزینش آزادانھ شغل نیستند یا اینکھ اشتغال بھ بعضی کارھا برایشان مجاز نیست. بیش از ۶٠ درصد مردم ایران زیر خط فقر و بیش از ٢ درصد زیر خط بقا زندگی میکنند و نھ تنھا فاقد معاش آبرومند نیستند بلکھ حیات‌شان در خطر است! تشکیل نھادھای مدنی و اتحادیھ‌ھای صنفی و سندیکایی جرم تلقی می‌شود (مانند سندیکای شرکت واحد و سرکوب و دستگیری بیش از ١٠٠٠ نفر در اجتماع کارگران).

 

حق کودک در اسلام:

براساس پیمان جھانی حقوق کودک، افراد زیر ١٨ سال باید از امکانات آموزشی، تفریحی، امنیتی، بھداشتی و درمانی برخوردار باشند و دولتھا از شکنجھ، سو استفاده جنسی و زندان و اعدام کودکان منع شده‌اند. ولی در قوانین اسلامی ھر مردی می‌تواند با دختر بالای ٩ سال ازدواج دائم یا موقت نماید و حتی از دختران زیر ۹ سال حتی شیرخواره نیز بھره و لذت جنسی ببرد! این نکتھ در کتاب "وسایل‌الشیعھ" آیت‌اﷲ خمینی نیز آمده است. شواھد آماری حاکی از آن  است که ھم‌اینک بیش از ٧٠٠ ھزار کودک زیر ١٨ سال درایران حداقل یکبار ازدواج کرده‌اند!

 

حق دگراندیشان در اسلام:

اعدام سیاسی بیش از ۴ نفر در سال ۶٧ در زندان‌ھای کشور از کودکان زیر ١٨ سال تا دختران دوشیزه کھ پس از تجاوز و خشونت و شکنجھ اعدام شدند، آن‌ھم فقط بھ جرم اندیشیدن. تعداد اعدام‌ھا در دوره احمدی‌نژاد دوبرابر شده و بھ حدود ٢٠٠ نفر رسیده و رتبھ ایران از ۴ بھ دوم صعود کرده است.

 

بھ بیان کلی، برابری حقوقی کھ سنگ بنای اندیشھ حقوق بشر است، در چھار ناحیھ توسط حقوق اسلامی یا شریعت نقض می‌شود:

۱. تبعیض حقوقی بین مسلمان و غیرمسلمان و نیز مومن و غیرمومن بھ یک مذھب خاص اسلامی،

۲. تبعیض حقوقی بر اساس جنسیت بین زن و مرد،

۳. تبعیض حقوقی بین برده و آزاد،

۴. تبعیض در حوزه امور عمومی بین فقیھ و غیرفقیھ.

 

 

جمع‌بندی: اسلام سیاسی و حقوق بشر در ایران

 

الف: ازنظر اسلام شیعه، انسان‌ھا بھ چھار درجھ تقسیم می‌شوند:

۱. مسلمانان فرقھ شیعھ،

۲. مسلمانان دیگر فرق مذھبی اسلامی،

۳. اھل کتاب یعنی مسیحیان، یھودیان و زرتشتیان بھ شرطی کھ شرایط ذمھ را بپذیرند و غیرمسلمانانی کھ با دول اسلامی معاھده تمکین امضا کرده باشند،

۴. دیگر انسان‌ھا یعنی کافران حربی کھ کلیھ غیرمسلمانان غیرذمی و غیرمعاھد را در بر می‌گیرند. از این منظر بدن فرد مسلمان طاھر محسوب می‌شود، اما کافر از مشرک و مرتد و کافر گرفتھ تا حتی اھل کتاب یعنی مطلق غیرمسلمانان در کنار سایر نجاسات! نجس محسوب می‌شوند. مسلمان حق ندارد با غیرمسلمان ازدواج کند. چنین ازدواجی شرعاً باطل است. یکی از موانع ارث کفر است، کافر از مسلمان ارث نمی‌برد، ھر چند مسلمان از کافر ارث می‌برد! مسلمان بھ واسطھ قتل کافر کشتھ نمی‌شود، اما واضح است کھ کافر بھ واسطھ قتل مسلمان قابل قصاص است. اگر مسلمانی دست کافری را قطع کند، کافر حق مقابلھ بھ مثل و قصاص را ندارد.

 

ب: زبان ادیان ابراھیمی به ویژه اسلام خشونت‌بار و توام با تھدید و از بالا بھ پایین، از زمان موسی به ویژه با ساختن گوسالھ طلایی و حکم موسی برای کشتن حتی برادران افرادی کھ در این امر مشارکت داشتند، خشونت بھ داخل خانواده کشیده می‌شود. دین اسلام سیاسی و خشن بھ تعبیر اعتزالیون نوعی دین سادیسمی است: خدایی کھ قادر نیست انسانھا را بھ نیکی و مھر دعوت کند و فقط تھدید بھ مرگ و آتش جھنم می‌کند. اگر خدا داناست چرا پیامی می‌دھد کھ تبعیض را ترویج و نھادینھ می‌کند! خدای اسلام تنھا کسانی را مشمول رحمت می‌داند کھ او را می‌پذیرند و باقی مشمول عذاب ھستند یعنی نوعی ھدایت اجباری .

 

پ: مفاد حقوق بشر به دنبال کاھش خشونت است و پیام‌آور صلح، خواه از نظر جنسی، نژاد، دین، ملیت و .. است.  تکثرگرایی مبنای حقوق بشر است. پلورالیزم مبدا روشنگری و آزادی اندیشھ و بیانگر این نکتھ است کھ یک حقیقت وجود ندارد و ھیچکس به خاطر اندیشیدن مورد تھدید و مجازات قرار نمی‌گیرد. مبنای اساسی حقوق بشر مبتنی بر برابری انسان‌ھا بھ حکم انسان بودن و انسان‌محوری است. جایگاه زن به عنوان نیمی از جامعھ انسانی در جوامع اسلامی مغفول است و یکی از مھمترین فرازھای ناسازگاری شریعت اسلامی با حقوق بشر است. بردگی جنسی و اعتقادی ھمچنان وجود دارد و متضاد با حقوق بشر است. در دین اسلام سئوال اساسی این است: تو بگو چھ می‌اندیشی تا بگویم کھ حق تو چیست! و این پیام با روح حقوق بشر ناسازگار و در تضاد است.

 

ت: به نظر می‌رسد بر پایھ سئوال محوری مرور تطبیقی حاضر، یکی از مھمترین موانع شکل‌گیری نھاد و نمادھای نواندیشی و نوگرایی در جامعھ اسلامی ھمچون جامعھ ایران، عدم ناسازگاری اسلام سیاسی با مقدمات توسعھ، علم و فناوری معطوف بھ مدرنیزم است و سرمایھ اصلی آن یعنی نگرش حقوق بشری در آن مورد غفلت قرار می‌گیرد. انسان در چنین دستگاه فکری، با توھم خودبزرگ‌بینی و شوینیزم دینی، بھ اصلاح نھ نژادی، بلکھ اصلاح دینی سایر افراد م‌ پردازد و بدینصورت بھ مرزبندی‌ھای متعدد و قشربندی خاص اجتماعی و اعتقادی، انسان آزاد را بھ اسارت اندیشھ‌ای می‌کشاند کھ اندیشھ‌ھای دیگر و نوآفرین را برنمی‌تابد. از این‌رو یکی از گلوگاهھای اساسی دمکراتیزه شدن، سکولاریزم و نوگرایی در جامعھ ایران، تحدید دامنھ حضور دین در حوزه سیاست و قدرت است و تفکیک ساختاری کھ بھ تعبیر اسملسر از بنیان‌ھای توسعھ علمی و عقلانیت امروز محسوب می‌شود.