تونی
کارتالوچی
(Tony Cartalucci)
سیاست
کنونی آمریکا
در قبال
ایران،
ناگزیر به جنگ
منتهی خواهد
شد
http://landdestroyer.blogspot.com/2011/10/us-policy-toward-iran-one-way-ticket-to.html
مترجم: ا. م.
شیری
۱۰
آبان ۱۳۹۰
«تحلیلگر
“سیا” برای
تشدید اوضاع
ایران نقش
احمق را بازی
میکند».
یادآوری:
برای مطالعه
گزارش بنیاد
بروکینگس تحت
عنوان «کدام
راه به سوی
ایران»،
لطفاًَ به
نشانیهای
مندرج در
پایان مطلب
حاضر* مراجعه
نمائید.
کِنِت
پولاک (Kenneth Pollack) سیاست
کنونی آمریکا
در رابطه با
ایران را به معنی
واقعی کلمه، تنظیم
میکند. مقاله
او تحت عنوان
«کدام راه به سوی
ایران؟»، که
از سوی بنیاد
بروکینگس در
سال ۲۰۰۹
انتشار یافت،
دقیقاًَ همه
آن مسائلی را که
در حال حاضر
آمریکا در
سیاستهای خود
در رابطه با
ایران به کار
میگیرد،
مطرح میسازد.
از جمله
آموزش، تسلیح
و حمایت
گروههای
تروریستی
طرفدار
آمریکا در داخل
ایران، اعمال
تحریمها،
تحریک به
شورش، به اضافه
اقدامات
سازمان
جاسوسی
آمریکا با هدف
تحریک تهران
برای دست زدن
به اقدام
نظامی.
فعلا
فقط
تحلیلگران
رسانهها و
سیاستمداران
درباره ضرورت
«تعامل
متقابل» و «متد
چماق و شیرینی»
سخن میگویند،
و دیگران بر
کاربست
سیاستهای
نابخردانه
آمریکا مبنی
بر ایجاد
مناقشه نظامی
با ایران
تأکید مینمایند.
در واقع، به اتکاء
گزارش بنیاد
بروکینگس- کدام راه
به سوی ایران؟
- بر اجرای
طرحهایی
اصرار دارند
که دولت آمریکا
را به سوی جنگ
ناگزیر سوق میدهد.
در همین
آواخر کنت پولاک
مقالهای تحت
عنوان «جنگ
نامرئی ایران
علیه ایالات متحده
آمریکا» برای نشریه
«دیلی بیاست» (Daily Beast) نوشت.
نویسنده در
این مقاله با
مراجعه به خوانندگان
که احتمالا
مقاله «کدام
را به سوی
ایران؟» را
خواندهاند،
تأکید میکند
همانطور که «توطئه
تروریستی
ایران» برای
کشتن سفیر
عربستان در
آمریکا نیز
نشان میدهد،
این کشور در
واقع با دست
زدن به چنین
جنگ مخفیانه
علیه آمریکا،
در راه
غیرمنطقی و
خطرناکی گام
برمیدارد.
کنت
پولاک،
(کارشناس سابق
سیا) علیرغم
نظر خود مبنی بر
جایز نبودن
تعجیل در
نتیجهگیری و
افزایش
شواهدی که میتواند
احتمال «توطئه
ایران» را
تأئید نکند،
اتهام مضحک و
پُرهیاهو علیه
ایران را شبیه
واقعیت میپندارد.
علاوه
بر این،
خلاقیت عجیب
پولاک در این
رابطه که چرا
ایران به چنین
اقدام خشنی بر
علیه آمریکا
دست میزند،
شخصیت دوگانه
آن پرسناژی را
به نمایش میگذارد
که خود یکی از طراحان
اصلی تحریکات
گوناگونی میباشد
که از سوی
واشینگتن
علیه تهران به
کار گرفته میشود.
مقاله
کنت پولاک نوع
تفکر تنظیمکننده
مقاله «کدام
راه به سوی
ایران؟» را،
نوع تفکر
آنهایی را که
با چه هدفی
سند مذکور را
تهیه کردهاند
و همچنین،
کسانی را که به
شدت در آرزوی
جنگ با ایران
به سر می
برند، برای ما
روشن ما میسازد.
گزارش
بنیاد
بروکینگس
«کدام راه به سوی
ایران؟»، سال
۲۰۰۹.
برای
درک درست
سیاست آمریکا
در قبال
ایران، لازم
است تنظیمکنندگان
این سیاست را
مورد توجه قرار
داد و آنها را
از دلیلتراشیها
تفکیک نمود.
بنیاد
بروکینگس را
نخبگان
شرکتهای مالی
آمریکا برای
خدمت به
نیازهای خود
تشکیل دادند.
این مرکز بزرگ
مطالعاتی منافع
و مصالح کمپانیهای
عظیم نفتی را
نمایندگی میکند
و بانکها و
پیمانکاران
نظامی نیز به
نوبه خود آنرا
مورد حمایت مالی
قرار میدهند.
کاملا واضح است
که استراتژی
تنظیمی بنیاد
بروکینگس در
رابطه با
ایران یا هر
کشور دیگری،
در واقع باید
حاوی تدابیر
ناظر بر گسترش
نفوذ مالی،
سیاسی و نظامی
شرکتهای
پشتیبان مالی
آن در مقیاس
جهانی باشد.
ایران
کشوری است با
جمعیتی بیش از
هفتاد میلیون
نفر، با
زیرساختهای
پیشرفته و
ذخایر هنگفت
طبیعی، از
جمله، نفت و
گاز طبیعی.
تلاشهای
نحبگان شرکتی-
مالی ایالات
متحده آمریکا
برای سلطه بر
این کشور و مردم
آن، انگیزه
بسیار قانعکنندهای
برای شروع
حمله نظامی به
ایران میباشد.
درست
که هزینههای
میلیاردی جنگ
با کشوری مثل
ایران، موجب فقیر
شدن تودههای
مردم آمریکا
خواهد گردید،
اما مجتمعهای
صنایع نظامی
سودهای نجومی
از آن خواهند
برد.
البته،
کمپانیهای
بزرگی مانند
هالیبرتون و
بکتل که از
جنگها سود میبرند،
پول زیادی از
نابودی ایران
به دست میآورند
(نباید
میلیاردها
دلاری را که
این شرکتها از
جنگ عراق، از
کشوری گه به لحاظ
اراضی یک چهارم
و به لحاظ
جمعیت نیمی از
ایران است، به
دست آوردند،
فراموش کرد).
علاوه
بر نفت ایران
که سود آن دوباره
به جیب
کمپانیهای
نفتی انگلیسی-
آمریکایی
سرازیر خواهد
شد، مصالح
ژئوپلیتیک
نیز عناصر جذابی
برای حمله به
تهران به حساب
میآیند.
همه
کشورها، از
جمله کشور
بزرگی مثل
چین، به «نظم
جدیدی» که شرکتهای
عظیم انگلیسی-
آمریکایی برقرار
خواهند کرد،
وابسته
خواهند شد.
امروز توسعه
کشورها با
انرژی
وابستگی کامل
دارد. تسلط بر
منابع انرژِی
به معنی اعمال
کنترل بر
توسعه همه
کشورهاست.
بسیاری
از کارشناسان
عقیده دارند
که ذخایر
طبیعی ایالات
متحده آمریکا
برای رفع احتیاجات
این کشور در
آینده قابل
پیشبینی
کفایت میکند.
اما لازم به
گفتن است که
عدم استفاده
از آنها و
پایان دادن
آمریکا به
خریدها و
تأمین نفت و
گاز از خارج،
باعث پیدایش
رقیبانی برای
این کشور در
تمام جبههها،
به ویژه از
میان کشورهای
در حال توسعه
خواهد گردید.
این نیز به
کشورهای در
حال توسعه
امکان میدهد
که در مقابل
«دزدان مالی»
(صندوق بینالمللی
پول، بانک
جهانی و دیگر
بنگاههای
مالی بینالمللی
که غرب برای
سلطه و
استثمار
بشریت ساخته
است) از خود دفاع
کنند.

توضیح مندرج
در زیرعکس:
اینها فقط
اسامی تعدادی
از شرکتهایی
هستند که
بنیاد بروکینگس
را مورد حمایت
مالی قرار میدهند.
برای مشاهده
لیست کامل
آنها، به
صفحه ۱۹
حسابرسی
سالانه بنیاد
بروکینگس مراجعه
کنید. بسیار
جالب است که
بسیاری از
مدیران،
نمایندگان و
مدیران کل
کمپانیهای
مذکور علیرغم
اختلاف منافع
جدی، عضو
شورای مدیران
بنیاد
بروکینگس میباشند.
تحریم این
کمپانیها
برای کسانی که
مصممانه برای
پایان دادن به
هژمونی
نهنگان مالی
مبارزه میکنند،
به شدت ضروری
است.
با
توجه به این
وضعیت، معلوم
میشود که چرا
کمپانیهای
عظیم تأمینکننده
مالی بنیاد
بروکینگس از
طرح پیشنهادی آن
و آماده کردن
آمریکا برای
جنگ نزدیک با
ایران حمایت
میکنند.
در
خود گزارش که
برای دایره
محدودی در نظر
گرفته شده، با
عبارات بسیار
پیچیدهای
گفته میشود
که رهبری
ایران میتواند
عصبانی بشود
اما، هیچگاه
بیملاحظه
عمل نخواهد
کرد. در گزارش
همچنین تأکید
میشود که
ایران فقط در
بدترین شرایط
از سلاح هستهای
به عنوان
آخرین حربه،
از جمله با در
نظر گرفتن توان
بازدارندگی
اتمی آمریکا و
حتی اسرائیل
استفاده
خواهد کرد.
گزارش افتادن
تسلیحات اتمی
ایران به دست
سازمانهای
غیردولتی را
غیرممکن میشمارد.
در
گزارش تحلیلی
بنگاه «رند» (Rand)
نیز تأکید میشود
که ایران از
چند ده سال
پیش تسلیحات
شیمیایی در
اختیار دارد و
در انبارهای
تحت محافظت
نیروهای گارد
ویژه نگهداری
میکند. در
همین ارتباط،
متخصصان
بنگاه «رند»
دستیابی
«تروریستها»
به این
انبارها را
محتمل نمیشمارند.
در
صفحات ۲۴ و ۲۵
گزارش بنیاد
بروکینگس
گفته میشود
که خطر واقعی،
نابودکردن
تسلیحات
کشتارجمعی
ایران نبوده،
بلکه، آن توان
بازدارندگی
میباشد که به
ایران اجازه
میدهد بدون
هراس از تهاجم
آمریکا، در
مقابل نفوذ
ایالات متحده
آمریکا در
منطقه بایستد.
به دیگر سخن،
زمانی که
کشورهای
متخالف از
شانس برابری
برخوردار
شوند، آمریکا
مجبور خواهد
شد تقدم منافع
ویژه ایران در
منطقه را
بپذیرد. در
گزارش به طور
مکرر آمده است
که تهران قصد
تحریک غرب را ندارد.
علاوه بر آن،
آمریکا و
اسرائیل برای
تحریک ایران
به تهاجم
آشکار،
بایستی
تلاشهای فراوانی
بکنند.
گزارش
بنیاد بروکینگس
حاوی یک بخش
بسیار حیرتانگیز
در مورد بمباران
هوایی گسترده
اراضی ایران
میباشد:
«...ایالات
متحده آمریکا
بهتر است به منظور
توجیه تجاوز
نظامی،
بلاواسطه در
آستانه
بمباران هوایی
تهران از
تحریک ایران
بهرهگیری نماید.
هر قدر که
پاسخ ایران
تلافیجویانه
و خطرناک
باشد،
همانقدر هم به
نفع کاخ سفید
خواهد بود. بیتردید،
ایالات متحده
آمریکا به
راحتی نمیتواند
بدون موافقت
کشورهایی که
طبق قاعده آمریکایی
بازی میکنند،
ایران را تا
چنین حدی
تحریک نماید.
گسترش
آهنگ اقدامات
سرّی برای
تغییر رژیم حاکم
کنونی، تا
حدود زیادی شانس
موفقیت
آمریکا را
افزایش میدهد.
در همه حال،
تهران دیر یا
زود در مقابل
مداخلات
آمریکا در
امور داخلی
خود، عکسالعمل
نشان خواهد
داد و
واشینگتن
خواهد توانست
آن را به
مثابه تهاجم
بیدلیل
ایران معرفی
نماید».
محتوای
تدابیر مندرج
در این بخش و
همچنین، در تمام
گزارش بنیاد
بروکینگس که
از سوی
سیاستمداران
پُرکار و
کمپانیهای
عظیم مالی و
بانکهای
آمریکا تدوین
شده است، در
طول سالهای
اخیر به صور
نمایشگرانه
مورد استفاده
قرار داده میشود.
این پیش از
همه، در
تحریمها،
عملیات نظامی
سرّی، تشویق
به شورشهای
تودهای، حمایت
از گروههای
تروریستی
هدایتشونده
(مجاهدین خلق)
و نمونه اخیر
کاملا بیپایه
درباره تدارک
توطئه ایران
برای کشتن
سفیر عربستان
نمود پیدا میکند.
همه این اقدامات،
تدابیر توجیهناپذیر
برای تجاوز
هستند که میتوانند
به جنگ با
ایران منتهی
شوند.
ماهیت
این حرکت
گستاخانه و
خودپرستانه
نمایندگان
کمپانیهای
مالی آمریکا
که از
خودشیفتگی
نیز رنج میبرند،
زندگی صدها
میلیون انسان
را تهدید میکند.
کنت
پولاک در
مقاله خود که
برای «دیلی
بیاست» نوشته
است، خوشنودی
خود را از وضعیتی
که نشانه نزدیک
شدن جنگ
آمریکا با
ایران میباشد،
ابراز میدارد.
در عینحال،
او ضمن اینکه
سعی میکند در
باره نقش
تعیینکننده
خود در تدوین
سیاستهای
هدفمند برای
تشویق جنگ با
ایران، جنگی
که طرف ایرانی
به هر ترتیبی
میخواهد از
آن اجتناب
نماید، هیچ
اطلاعی به جامعه
ندهد، واقعی
بودن متهم
کردن پُرسروصدای
ایران در
توطئه اخیر را
تکذیب میکند.
اگر
خوانندگان از
این موضوع
مطلع شوند، به
خصلت
میلیتاریستی
و جنگافروزانه
او پی برده و
تکذیب پُرهیاهوی
اتهامزنی به
ایران را تلاش
ناموفق نوبتی
نخبگان
کمپانیهای
مالی آمریکا
در برافروختن
آتش جنگ با
ایران خواهند
خواند.
دقت و
توجه
خوانندگان به
حامیان مالی
بنیاد بروکینگس
یک ضرورت است.
این جماعت،
پسران و دختران،
خواهران و
برادران،
پدران و
مادران آمریکا
را به قمار
گذاشته و آنها
را به خاطر
منافع سرمایههای
کلان به جنگ
میفرستند.
این جماعت،
آخرین پولهای
مردم آمریکا
را به منظور
پیشبرد جنگ،
جنگی که
شهروندان
آمریکا در آن
ذیتفع
نیستند، از
دستشان بیرون
میکشند. این
جماعت همان
آدمهایی
هستند که میخواهند
به حساب
رنجهای مردم
آمریکا و
ایران،
ثروتهای افسانهای
به دست آورند.
این
کمپانیها
باید از تجارت
محروم شوند. به
جای بلند کردن
دست دعا به
سوی آسمان و
یا به جای
منتظر کمک از
سوی دولت بیاعتبار
کمپانیهای
مالی آمریکا
بودن، باید از
همین امروز
این کمپانیها
را تحریم کرد،
پولهای خود را
از آنها بازستاند
و این پولها را
در جهت کسب و
کار کوچک و
متوسط که
فعالیت آنها به
سود مردم است،
به کار
انداخت.
فقط
با آغاز تحریم
این کمپانیها
و کاهش تأثیر
آنها بر زندگی
روزمره مردم،
میتوان
متوجه شد که
چگونه جاهطلبی
و سود این
ساختارها
شروع به کاهش
میکند،
تحولات
بازگشتناپذیری
در داخل این
کمپانیها روی
میدهد. با از
دست دادن سود،
کارکنان خود
آنها طرحهای
استثمار قبلا
تجربه شده و
کسب کار و
انگلی را
مردود خواهند
شمرد.
آمریکائیها
باید از افشای
این دروغ
جهانی سخن
بگویند، برای
پایان دادن به
جنگها مبارزه
کنند و مهمتر
از همه، با
شروع به تغییر
در توازان
قوای موجود،
به اوضاع
انفجارآمیز
کنونی خاتمه
دهند.
دو نشانی
برای مطالعه
گزارش بنیاد
بروکینگس
*- http://yaranema.eu/didgah_detail.php?aid=335
*- http://www.eteraaz.com/naghd/6889-kodam.html