سازمان رزمندگان آزادی طبقه کارگر:

جلاد صد بار خواهی مرد که مادران سرزمین دار و اعدام پرچم رهائی را در کشتارگاه برافراشته‌اند!

 

مردم انقلابی!

 

مهوش علاسوندی در کشتارگاه جمهوری اسلامی در دستگرد اصفهان، فرزندان زندانی‌اش محمد و  عبدالله فتحی را در پای چوبه دار به مرگی سرفرازانه و با چشمانی باز می‌خواند. در قتلگاه اسلامی نه مادر به تضرع افتاد و نه فرزندان بر خود لرزیدند! تمامی هیبت دار و کشتارشان با آتشی که از سینه مهوش لهیب کشید خوار و خفیف گردید! مادری غرش‌کنان و آنهم در میدان اعدام و رو در رو با مزدوران و جنایتکاران اسلامی، فرزندان را به نبرد تا آخر و مرگ سرفرازانه فرامی‌خواند. جلادان قصد داشتند که مادری دردمند را در قتلگاه به زاری و تضرع بکشانند اما آنان که در این رویاروئی بر خود لرزیدند: میدان اعدام و مزدوران بارگاه ولایت و دستگاه کشتارش بودند! مهوش علاسوندی پرچم نسل نوینی از مادران را برافراشت. نسل نوینی که مادران پرچمدارند! نسلی که لهیب آتش سینه‌اشان را در سوگ فرزندان برخاک‌خفته‌اشان، همچون پرچم نبرد سرافرازانه و تا آخر در قتلگاه برمی‌افرازند! مادرانی که به زبان سرخ مبارزه و رزمندگی در مقابله با مرتجعین حاکم سخن می‌گویند! مادرانی که پرچمی به رنگ سرخ خون فرزندانشان را بر دوش می‌کشند! مادران آزادی و انقلاب. غرش مهوش علاسوندی در سرتاسر زاگرس و البرز و تفتان پیام رزم بر علیه دستگاه کشتار را مجددا جاری و ساری ساخت. این غرش هزاران مادری است که لهیب آتش سینه‌اشان سالها است که آتش رزم انقلابی را فروزان داشته است. این آتش سینه سلطنه رضائی است که مادرانه خروشید و گفت که فرزاد فرزند آزادی و تمامی ملتهای ساکن ایران است! اینان مادران آزادی‌اند، مادران نبرد متحدانه، مادرانی که دوشادوش فرزندانشان نبرد کرده‌اند، به زندان رفته‌اند، سرود خوانده‌اند، بر دار شده‌اند، بر خاک فتاده‌اند، پرچم خاوران را بر دوش کشیده‌اند، به یاد هزاران سرفراز برخاک‌خفته که تا آخر جنگیدند، پرچم تنفر انقلابی را بر دوش کشیدند! مادرانی که از داغ سینه‌اشان آتش نبرد آزادیخواهانه را برافروختند! مادرانی که هرگز در مقابل مرتجعین زاری و تضرع ننمودند. بیائید از آنان نه با داغشان بلکه آنگونه که هستند: با پرچمی که بر دوش دارند یاد کنیم. اینان مادران پرچمدارند، مادران بشارت‌دهنده مرگ جلاد! مرگ صدباره جلادان! مادرانی که نشانشان پرچم نبرد سرفرازانه و تا به آخری است که بر دوش می‌کشند،  پرچمی که نشان سرخ لهیب آتش سینه‌اشان را بر خود دارد. بر این پرچم نابودی دستگاه سرکوب و کشتار، زندان و شکنجه و اعدام نقش بسته است. این پرچم آزادی است. تاوان این پرچمداری را پرداخته‌اند تا همگان در سرزمینی آزاد زندگی کنند! آنان بشارت‌دهندگان سرنگونی و مرگ دستگاه سرکوب هستند. بیائید با نبردی متحدانه بساط دار و کشتار را به آتش بکشیم. مرتجعین حاکم در پی تحمیل شرایط وحشت در جامعه‌اند تا سرزمینی امن برای غارت و چپاولشان بسازند. بیائید همچون مهوش چشم در چشم جلادان به زبان مبارزه و رزمندگی از نبرد سرفرازانه و تا آخر سخن بگوئیم. بیائید به جلادان نشان دهیم که میهن ما نه سرزمین وحشت بلکه سرزمین مادران پرچمدار، سرزمین انقلاب و آزادی است.   

 

سرنگون باد جمهوری دار و اعدام اسلامی!

زندانی سیاسی آزاد باید گردد !

با نبردی متحدانه دارها را به آتش بکشیم!

 

سازمان رزمندگان آزادی طبقه کارگر - ٢٨ اردیبهشت ١٣٩٠