شهزاد سرمدی:

صدوچهلمین سال حماسه کمون پاریس

۲۰۱۱ ـ ۱۸۷۱

 

http://lacomune.perso.neuf.fr/pages/18mars2011.jpg

۲۸ ـ ۲۱ مه ۱۸۷۱: پاریس در آتش و خون، هفته‌ی خونین کمون پاریس، هفته‌ی رزمِ سرنوشت‌ساز پرولتاریای جهانی. هفته‌ای که کمون پاریس شکست خورد، اما راه سوسیالیسم را گشود. مشعل فروزان کمون، حکومت کارگران انقلابی پاریس، همچنان الهام‌بخش مبارزان راه آزادی، برابری و برادری است. اصلاحات کمون، طراوت، مدرنیته وکارآمدی خود را همچنان حفظ کرده است. کمون پاریس به ناباوری‌ها و بیم و امیدها پایان داد.

 

امروز ۲۸ مه ۲۰۱۱ صدها نفر از دوستداران کمون پاریس در پای دیوار کمونارها در گورستان پرلاشز پاریس گرد هم می‌آیند تا یاد آخرین کمونارها را زنده نگه دارند. کمونارهایی که تا آخرین نفس به حکومت کارگری پاریس وفادار مانده و در نبردی تن به تن و نابرابر در کوچه پس کوچه‌های باریک این گورستان، کشته شده و یا در پای دیوار کمون تیرباران شدند. روزی که در پایان آن، آدولف تی‌یر به استانداران سراسر فرانسه نوشت: "زمین مملو از اجساد کشته‌شدگان است، اما این صحنه مهیب مایه‌ی درس عبرت است."

آری کمونارها بازمی‌گردند، نه به صورت هزاران نفر، بلکه میلیونها.

 

کمون پاریس ـ شهرآزاد

 

آیا کمون پاریس آرمان‌شهر بود؟ هرچه بود واقعی بود. ایده‌آلی بود برای دنیائی بهتر وعادلانه‌تر. همچون ستاره‌ای سرخ در آسمان تیره جنگ، گرسنگی، شکست و خفت و خواری خلقی مبارز و رزمنده درخشید. پاریس شهر رستاخیز طبقه‌ی کارگر، شهر دفاع مسلحانه‌ی توده‌ای برای آزادی، برابری و جمهوری سوسیال و جهانشمول بود. در بهار ۱۸۷۱، پاریس شهر گلباران، نمونه‌ی آزادی و دموکراسی توده‌ای یعنی حکومت مردم برای مردم و توسط مردم بود.

 

با کمون پاریس می‌توانیم سرخود را بالا بگیریم و بگوئیم آری، جهانی دیگر بدون نظم سرمایه‌داری ممکن است.

           

کمون پاریس مظهر رفرم‌های سنجیده و اصلاحات اساسی، روابط اجتماعی مدرن، سازماندهی جامعه و کار بر مبنای برابری واقعی و خودگردانی موسسات صنعتی و اقتصادی به شیوه‌ای انسانی و خالی از نظم، روابط و ضوابط سرمایه‌داری بود.

 

شکستن گیوتین و ممنوعیت اعدام و مجازات‌های غیرانسانی، شرکت فعال زنان در جامعه و برابری حقوق آنها با مردان، کم کردن ساعت کار و ممنوعیت کار شبانه برای زنان و کودکان، جدائی جدی دین از دولت، دوری از تنگ‌نظری‌های ناسیونالیستی و شوونیستی، آزادی هنری در تمام ابعاد آن، کار تئاتر و نقاشی، نویسندگی و شعر، برپائی انجمن‌ها، کلوپ‌ها و سندیکاها، کاندیداتوری و انتخابات آزاد و عزل منتخابان در هر زمان که لازم باشد، و و و ... این همه دست آوردهای کمون است.

 

کمون پاریس محصول اراده‌ی توده‌های به پا خاسته و پرولترهای پاریس بود تا جمهوری‌ای از نوع جدید بر پا کنند.

 

کمون پاریس بانی حقوق بشر و اومانیسم واقعی بود و نه آن حقوق بشری که به درستی رژیس دبره از آن به عنوان "دین مدنی حقوق بشر" یاد می‌کند.

 

کمون پاریس زاده‌ی تئوری‌های ناب، قالبی، خالص و پیش‌گوئی‌های پیامبرگونه نبود. نه سوسیالیسم خرده‌بورژوائی و نه سوسیالیسم تخیلی بلکه واقعیتی زمینی بود که روی داد.

 

کمون پاریس نه آرمان‌شهربلکه حاصل پراکسیس طبقه کارگر در جمهوری‌ای اجتماعی و جهانشمول بود.حاصل پنج قرن مبارزات آزادیخواهانه از دوران عصر روشنائی تا انقلابات توده‌ای و پرولتری در اروپا و نیز سوسیالیسم فرانسوی با تکیه برنظرات بابف، سن‌سیمون، اگوست کنت، پرودن، بلانکی و در پایان انجمن بین‌المللی کارگران بود.

 

کمون پاریس درغلیان می‌جوشید و می‌خروشید و در پی جامعه‌ای نو بود که به قول کارل مارکس رنگی از پیر کفتار زمان گذشته را با خود نداشته باشد. اما حکومت ورسای در جستجوی ارواح پلید گذشته‌گان تاریخ و در پی جمهوری پارلمانی بود.

 

کمون پاریس طی "هفته خونین" ۲۸ ـ ۲۱ مه ۱۸۷۱ به خاک وخون کشیده شد. هزاران نفر در هر کوی و برزن، کمونار وغیرکمونار با هم قتل‌عام شدند. تر و خشک با هم سوختند. در این هفته و روزها بعد از آن هرکس دستانش سیاه بود به این معنی بود که دست به باروت زده و کمونار است، هرکس کفش زردرنگ، مارکِ گودینو، که کفش اونیفورم گارد ملی بود، به پا داشت، فدره یعنی سرباز کمون پاریس محسوب شده و در جا اعدام می‌شد.

 

پیام سرمایه‌داری به کارگران نافرمان این بود: هر کس به حریم مقدس سرمایه، تجاوز کند سرنوشت شهروندان پاریسی در انتظار اوست. کمون پاریس را نابود کردند و چه بیرحمانه. بر سرش ریختند، از هر سوی ، تا در نطفه خفه‌اش کنند. اتوپی‌اش گفتند تا دست‌نایافتنی جلوه کند. اسناد و مدارک همین اتوپی دست‌نایافتنی را تا سالها پنهان کردند و به دست فراموشی سپردندش. اما دستآوردهای آن همچنان اعتبار خود را حفظ کرده و در هر جنبش دموکراتیک و انقلابی خود را نشان می‌دهد.

شهزاد سرمدی

پاریس ۲۸ مه ۲۰۱۱