مصاحبه
نشریه "مطبوعات
آزاد" روسیه
با
سرگئی
پراواسودوف،
مدیر
انستیتوی
انرژی ملی
روسیه
جنگ به خاطر
نفت ایران به
تعویق میافتد؟
http://svpressa.ru/politic/article/52081/
برگردان:
ا. م. شیری
http://eb1384.wordpress.com/2012/01/31/
۱۱ بهمن ۱٣۹۰
چرا
تشدید تنش پیرامون
تنگه هرمز به
سود آمریکاییهاست؟
باراک
اوباما در
پیام خود به
کنگره
آمریکا، با
اشاره به
تشدید
اقدامات برای
قطع وابستگی
کشور به
واردات مواد
مولد انرژی از
خارج به طور
مشخص گفت: «در
طول سه سال
اخیر ما اجازه
حفاری در
میلیونها
هکتار معادن
نفت و گاز را
صادر کردیم.
من به دولت
خود دستور اکتشاف
۷۵ درصد منابع
دریایی
بالقوهمان
را میدهم».
علاوه بر آن،
او خاطرنشان
کرد که واشنگتن
از همه گزینهها
برای ممانعت
از دستیابی
ایران به سلاح
اتمی استفاده
خواهد کرد. از
هر دوی این اظهارات
این نتیجه
منطقی حاصل میشود
که مسئله جنگ
ایالات متحده
آمریکا برعلیه
ایران حل شده
است. افزون بر
آن، در تاریخ
۲۶ ژانویه
معلوم شد که
آمریکا در ماه
مارس یک گروه ناو
هواپیمابر
ضربتی به
سرپرستی
ناوهواپیمابر
اتمی
«انترپرایز»
را به خلیج
فارس گسیل خواهد
داشت (موشکهای
کروز و سه
ناوشکن نیز
جزو این گروه
میباشند).
بدینترتیب،
این سؤال پیش
میآید که اگر
مناقشه از فاز
«سرد» به فاز «گرم»
وارد شود،
تأثیر آن بر
بازار جهانی
مواد مولد
انرژی چگونه
خواهد بود؟
برای یافتن
پاسخ این سؤال
ما (مطبوعات آزاد)
به سرگئی
پراواسودوف،
مدیر
انستیتوی
انرژی ملی
مراجعه کردیم.
باید
توجه داشت که
شروع جنگ
برعلیه ایران
به نفع ایالات
متحده آمریکا نیست.
مشکل بتواند
بر اساس
سناریوی عراق
عمل کند. اگر
قرار بود
آمریکا به این
کار دست بزند،
ارتش خود را
از عراق خارج
نمیکرد. چرا
که عراق
بهترین
پایگاه برای
آغاز عملیات
زمینی در
ایران بود.
فکر میکنم
آمریکاییها
در تحریک
ایران برای
دست زدن به
عکسالعمل
های تند، مثل
بستن تنگه
هرمز، ذینفعاند.
آمریکا با
متقاعد کردن
شرکای خود
برای امتناع
از خرید نفت
ایران، سعی میکند
ایران را به
بنبست براند.
زیرا، اقتصاد
این کشور
اساسا، به صادرات
«طلای سیاه»
وابسته است و
منابع دیگری برای
ادامه حیات
ندارد. با این
وضع، برای
اکثریت
ایرانیان
قابل درک نیست
که چرا غرب
برعلیه آنها
متحد میشود.
به آنها گفته
میشود: شما
برای ساخت
سلاح اتمی
تلاش میکنید.
این در حالیست
که شمار زیادی
از کشورهای
جهان در همین
سمت حرکت میکنند،
اما هیچکسی،
به خصوص بدین
شکل خشن،
متعرض آنها
نمیشود. همین
پاکستان در
همسایگی
ایران سلاح
اتمی در
اختیار دارد.
علاوه بر این،
القاعده نیز
از همان
سالهای حضور نظامی
اتحاد شوروی
در
افغانستان،
در پاکستان
حضور دارد و
از حمایت دولت
برخوردار است.
اما چرا جامعه
بینالمللی
هیچگاه حتی
فکر تحریم این
کشور را به
ذهن خود راه
نمیدهد؟ واضح
است که بازیها
هیچ ربطی به
خطر هستهای
ایران ندارد.
همه اینها
بهانه است.
«مطبوعات
آزاد»- پس همه
این بهانهگیریها
به خاطر چیست؟
به نظرم،
یک دلیل ساده
دارد.
آمریکائیها
صاحب قدرتمندترین
نیروی دریایی
در جهان
هستند. این نیرو
تقریبا تمام
حمل و نقل
دریایی جهان
را کنترل میکند.
طراحان
استراتژی
آمریکا در
زمانهای اخیر
از اینکه
بودجه بسیار
هنگفت و سنگینی
برای امور
دفاعی تخصیص
مییابد، آه و
ناله میکنند.
بودجه این
کشور تقریبا
مساوی با
بودجه دفاعی
تمام کشورهای
جهان است. و
این در حالیست
که بدهی خارجی
هنگفت
آمریکا،
تقریبا به ۱۶
تریلیون دلار
سر میزند.
بری اغلب صاحبنظران
سیاسی آمریکا
این سؤال مطرح
است که آیا این
بیش از حد
راهزنانه
نیست که ما به عنوان
ضامن عملکرد
طبیعی تجارت
دریایی جهان
عمل میکنیم؟
آنها عقیده
دارند ،
کشورهایی از
امنیت تجارت
دریایی بهره
میبرند، که
بسیار خوب تحت
پوشش
ناوشکنهای
آمریکایی
قرار میگیرند.
یعنی، هزینه امنیت
دریایی را
آمریکا میپردازد
ولی، سودش را
آنها میبرند.
آمریکا
باید به دیگر
کشور تفهیم
نماید که برای
برقراری
امنیت بایستی
هزینه کنند.
به همین سبب،
اینک برای
آنها متجاوزی
لازم است که
به کشتیرانی
جهانی حمله
کند. وضعیت
تنگه هرمز
برای این کار
بسیار مناسب
است. ایرانیهای
بد، تانکرهای
نفت را متوقف
خواهند کرد و
آمریکاییهای
خوب، با هزینه
معقول میتوانند
کشتیهای
دیگر کشورها
را از تنگه
عبور دهند.
این مثال خوبی
برای آن خواهد
بود که در
قبال حراست از
تهدیدات مختلف،
چقدر به
آمریکائیها
خواهند
پرداخت.
علاوه بر
آن، تشدید هر
گونه تنش
پیرامون ایران،
به نفع
آمریکاست.
زیرا، هم موجب
افزایش قیمت
جهانی نفت
خواهد شد و،
هم، توسعه
شیست گاز و نفت،
سنگهای زیستی
را مقرون به
صرفه خواهد ساخت
که آمریکا در
داخل اضافه بر
مصرف دارد. به طور
کلی، توسعه
شیست نفتخیز،
یکی از جهات
اصلی توسعهبخش
واقعی اقتصاد
آمریکا است.
طبق ارزیابی
تحلیلگران
آمریکایی، در
سایه اجرای
طرحهای این
عرصه تا سال
۲۰۱۵ در
آمریکا ۸۷۰
هزار فرصت شغلی
ایجاد خواهد
شد. درآمد
ناخالص این
کشور ۱۱۸
میلیارد دلار
افزایش خواهد
یافت. اما
برای اینکه
همه این
فعالیت موجب
ضرر و زیان
نشود، قیمت
نفت باید
افزایش یابد.
حداقل ۱۰۰
دلار در هر
بشکه.
همانطور
که میبینید،
آمریکائیها،
با دامن زدن
به تشنجات پیرامون
ایران،
بسیاری از
مشکلات خود را
حل میکنند،
اما
اروپائیها و
چینیها با
معضلات جدیدی مواجه
میشوند.
متحدان
آمریکا
مجبورند ضمن به
مخاطره
انداختن
اقتصاد خود،
با مواضع
آمریکا
موافقت کنند.
مثلا،
کشورهای ژاپن
۱۷ درصد، ایتالیا
۱۰ درصد و کره
جنوبی ۹ درصد
نفت مورد نیاز
خود را از
ایران وارد میکنند.
«مطبوعات
آزاد»- در عینحال،
چین مخالف
شدید خود را با
تحریم نفت ایران
اعلام کرد.
آمریکا چقدر
میتواند
بمواضع کشوری
که اقتصادش
وابسته به آن
است، بیاعتنایی
کند؟
در این
وضعیت، عامل
اصلی این است
که موضع چین مشخص
نیست.
آمریکائیها
بیش از هر
کشوری به چین
بدهکارند. و
اقتصاد
آسمانی آن به
سهم خود به شدت
به نفت خاومیانه
وابسته است.
تصور میکنم
که
آمریکائیها
سعی میکنند
بر سر وابستگی
با چین معامله
کنند. یعنی،
ما تانکرهای
شما را از
تنگه هرمز
عبور میدهیم
و شما نیز از
بدهیهای ما
کم کنید. واضح
است که این
معامله به نفع
چینیها
نیست، ولی
آنها چه عکسالعملی
نشان خواهند
داد، هنوز
معلوم نیست.
(ترجمان
ساده این
گفته، یعنی،
اینکه آمریکا
در نظر دارد
نقش راهزنان
دریایی
سومالی را در
تنگه هرمز
ایفاء نماید.
مترجم).
«مطبوعات
آزاد»- در لیبی
هم منافع چین
مطرح بود ولی
آمریکا این
مسئله را در
نظر نگرفت...
در این
وضعیت چین
چکار میتواند
بکند؟ خوب،
اعتراض میکند.
این اعتراضات
برای
آمریکائیها
باد هواست.
چین نمیتواند
با آمریکا
بجنگد و حتی
نمیخواهد.
«اوراق
بهادار»
آمریکا را
وارد بازار
کند؟ هر قدر
که میخواهد.
در مقابل، آمریکا
باز هم مثل
همیشه تریلیونها
دلار چاپ
خواهد کرد.
تصور میکنم
که چین هنوز
اهرمهای
متناسبی برای
تأثیرگذاری
بر آمریکا را
در اختیار
ندارد.
«مطبوعات
آزاد»- تصور
کنید، ما
فرضیه شما را
در مورد آنکه آمریکا
در تشدید تنشها
پیرامون
ایران ذینفع
است، بعنوان
واقعیت مطلق
میپذیریم.
آیا می توان
این استراتژی
«ژاندارم بینالمللی»
را در هم شکست؟
بلی، بی
تردید. عوامل
بسیار زیادی
در خاورمیانه
در هم تنیده و
در اینجا
بازیهای
بسیار جدی با
پولهای
هنگفت، در هم
گره خورده
است. در چنین
شرایطی، کل
منطقه به
کانون بیثباتی
تبدیل گردیده
است. اگر یکی
از بازیکنان کنترل
بر اعصاب خود
را از دست
بدهد، این
عصبانیت میتواند
به فاجعه
جهانی
بیانجامید.
تصور پیامدهای
آن وحشتناک
است. مناقشه
میتواند
گسترش یابد و
دیگر مناطق
جهان را به
کام خود بکشد.
«مطبوعات
آزاد»- گمان می
رود که قیمت
بالای نفت، به
سود روسیه
باشد. ممکن
است ما هم مثل
امریکا، از
بروز مناقشات
جدید در
خاورمیانه
سود میبریم؟
در
ابتدا، البته!
میتوان
درآمدهای فوقالعاده
از صادرات
مواد مولد
انرژی به دست
آورد. اما جنگ
دراز مدت
آمریکا با
ایران میتواند
پیامدهای
منفی برای
روسیه در پی
داشته باشد. اولا-
افزایش بهای
نفت، یافتن
منابع
جایگزین برای
تأمین انرژی
را مقرون به
صرفه خواهد
ساخت. و
کشورهای
پیشرفته
بسرعت در این
عرصه فعالیت
خواهند کرد. ثانیا-
بیثباتی
ایران در
همسایگی
دیوار به
دیوار
کشورهای
مشترکالمنافع،
میتواند به
مناطق نا آرام
آسیای مرکزی و
قفقاز سرایت
نماید.
«مطبوعات
آزاد»- عراق هم
تا چندی پیش
خودش را چنین
تصور میکرد.
به ویژه آنکه
این کشور قبل
اشغال توسط
آمریکا، یکی
از بازیگران
عمده بازار
جهانی نفت
بود. در حال
حاضر چه
انتظاری میتوان
از این کشور
داشت؟
عراق
امروز
بزرگترین
علامت سؤال در
تجارت نفت به شمار
میرود. با در
نظر گرفتن
ذخایر نفت،
این کشور میتواند
تولید آنرا صد
در صد افزایش
دهد. آیا این
کار را خواهد
کرد؟ همه
مسئله بسته به
این است که میتوانند
در بخش تولید
نفت این کشور
امنیت پایدار
برقرار سازند
یا نه. به خصوص
اینکه آمریکا
حضور نظامی
خود در عراق
را بشدت کاهش
داده است.
«مطبوعات
آزاد»- گفته میشود
که آمریکا همه
نیروهای خود
را از عراق
خارج کرده
است.
بلی، اما
در آنجا شمار
زیادی از به
اصطلاح نظامیان
خصوصی باقی
مانده است.
فقط در حدود
۱۰ هزار مشاور
نظامی هنوز در
عراق هستند. و
حقوق «سربازان
خصوصی» که در
واقع همان
نیروهای ویژه
به حساب میآیند،
گویا از بودجه
دولتی پرداخت
نمیشود. طبق
برآوردهای
مختلف، شمار
آنها از ۱۶ تا
۵۰ هزار تخمین
زده میشود. و
اینها همان
آدمهایی
هستند که باید
استخراج منظم
نفت عراق را
سازماندهی
نمایند. آیا از
عهده این کار
برخواهند آمد
یا نه، هیچکس
نمیداند.
«مطبوعات
آزاد»- مگر
ممکن است،
مثلا به عنوان
نمونه، لیبی
گفت که کشور
بمبارانشده
توسط آمریکا
بتواند
صادرات نفت
خود را به سرعت
به سطح قبل از
جنگ برساند؟
فکر میکنم
که اکنون در
لیبی نفت به میزان
۶۰ درصد تا
آغاز جنگ
استخراج میشود.
آنچه که به
مسئله ترمیم
مربوط میشود،
این است که
تجارت آمریکا
تحت حفاظت
سربازان
آمریکایی
خیلی سریع میتواند
هر چاه ازکارافتاده
را دوباره راهاندازی
کند. اما اگر
لیبیائیها و
یا کسان دیگری
بخواهند این
کار را به نیروی
خود انجام
دهند،
احتمالا یک
سال طول خواهد
کشید.
«مطبوعات
آزاد»- اگر فرض
کنیم که چاههای
ایران هم
بمباران
خواهد شد...
سؤال
اصلی همین
است. مسئله
مستقیما با
مقاومت ارتش
ایران در
مقابل تجاوز
آمریکا بستگی
دارد. عراق،
اگر فراموش
نکردهاید،
بیجنگ تسلیم
شد. هنوز
تسلیم
ارتشیان عراق
به پایان
نرسیده بود که
سربازان
آمریکایی کار
فرونشاندن
آتش چاههای
سوزان را آغاز
کردند. در
ارتباط با
ایران هم،
هنوز معلوم
نیست که
آمریکا میتواند
این کار را
حتی اگر
بخواهد،
انجام دهد!