سارا نیکو:

"آلترناتیو" یا ایجاد سردرگمی


به تازه‌گی نشریه‌ای به نام "آلترناتیو" با نام و عکس رفیق کبیر حمید اشرف و با عنوان "حمید اشرف آمیزه سرود و فلز" منتشر شده است که در درجه اول توجه را به خود جلب می‌کند، اما با یک مرور سریع در این نوشته و سایر مندرجات این نشریه، طولی نمی‌کشد که خواننده متوجه می‌شود که "آلترناتیو" آنطور که ادعا می‌کند، یک نشریه چپ رادیکال و تریبونی برای بزرگداشت یاد و راه فرزندان انقلابی و کمونیست خلق نیست، بلکه کوششی برای تخریب جنبش چپ انقلابی و جریان جنبش کمونیستی با ادعا و ظاهری "حمایت‌کننده" از آن است.


به نظر نمی‌رسد که خیلی‌ها بدانند که این "آلترناتیو" با نام و عکس رفیق کبیر حمید اشرف، نه اولین ، بلکه چهارمین شماره آن نشریه است. نشریه‌ای که از محبوبیت چریکهای فدائی خلق در میان جوانان و مردم ایران استفاده می‌کند تا بتواند نظرات انحرافی بعضی از افراد - چه ایرانی و چه غیرایرانی را به میان جوانان ببرد. مثلاً ایزاک دویچر تروتسکیست را به عنوان یک مارکسیست تمام عیار و تاریخ‌دان معرفی می‌کند و یا دو مقاله، یکی از منصور حکمت و دیگری از رفیق کبیر فدائی امیرپرویز پویان را درج کرده و عکس این دو را در کنار هم قرار می‌دهد، تا بتواند با محبوبیت رفیق پویان، حکمت را شخصی همانند او بشناساند و در میان افراد ناآگاه و یا کم‌آگاه، سردرگمی ایجاد کند.


برای نشان دادن همسانی دو پدیده باید در واقعیت امر تشابهی بین ماهیت و عملکرد آنها وجود داشته باشد. اما آیا با هزار من سریشم هم می‌توان حیات، عملکرد و مرگ کمونیست کبیری نظیر امیرپرویز پویان از بنیانگذاران سازمان چریک‌های فدائی خلق و تاثیر اندیشه‌های پاک او در رشد و گسترش جنبش کمونیستی کشورمان را با حیات و عملکرد و مرگ کسی همچون منصور حکمت مقایسه کرد؟!!! حکمت کسی است که هر زاویه‌ای از زندگی و حیات سیاسی و پراتیک او با جریانی که سازنده‌اش بوده با چندین علامت سئوال و شک و شبهه حتی از سوی رهروان سابق او روبروست؟ این کاری‌ست که گردانندگان "آلترناتیو" در شماره اول نشریه خود انجام داده‌اند.


واقعیت این هست که مبارزه مسلحانه و عنصر چریک فدائی به دلیل تاثیرات شگرفی که در تاریخ جنبش انقلابی مردم ما برای آزادی و دمکراسی به جای گذارده‌اند، امروز نیز در وسعت زیادی در بین مردم ایران و به خصوص نسل جوان از محبوبیت خاصی بر خوردار هستند. بی‌دلیل نیست که این روزها "کتاب دشمن" در مورد "تاریخ چریک‌ها" از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نوشته و منتشر می‌گردد. همچنین انواع و اقسام نشریات مختلف در سال‌های اخیر منتشر شده‌اند که همگی سعی کرده‌اند با استفاده از محبوبیت رفقای فدائی چون حمید اشرف‌ها در واقع تاریخ این سازمان و مبارزات آن‌ها را به گونه‌ای تحریف کنند. نشریه "آلترناتیو" هم نمونه بارزی از این نوع تلاش‌هاست. این نشریه که ادعا شده است در ایران منتشر می‌شود، با برجسته کردن نام و عکس رفیق حمید اشرف، در واقع خواسته است با سوءاستفاده از محبوبیت این رفیق، افکار نسل جوان را نسبت به مبارزه مسلحانه مخدوش کند. این نشریه کوشیده است تابلوی سردرگمی بسازد که بتواند عکس حکمت را هم در کنار رفقای فدائی قرار دهد، و بعد هم رفیق حمید را اسطوره‌ای بنامد که گویا همچون تروتسکی!! بوده است (یعنی با استفاده از محبوبیت رفیق حمید اشرف، تروتسکی را برای جوانان محبوب جلوه دهد). یا از شعاعیان سوپرانقلابی می‌سازد که گویا او از زاویه انقلابی ضدلنین بوده است!!! تا نسل جوان اینطور تصور کند که هم می‌شود ضدلنین بود و هم زمان یک انقلابی سوپر اسطوره هم بود !!!


برای آن‌هایی که از دور و نزدیک، دستی بر آتش داشته‌اند روشن است که همه مطالب این نشریه در واقع تحریف تاریخ و بنیان‌های نظری سازمان چریک‌های فدائی خلق هست. اگر همین شماره در پشت نام رفیق حمید سنگر نگرفته بود، نمی‌توانست توجه کسی را جلب کند. اما مسئله مهمتر آن است که در پشت این سنگر، تاریخ این سازمان و تئوری مبارزه مسلحانه می‌باشد که در اصل تحریف شده است. در این نشریه رفیق مسعود احمدزاده به عنوان فردی که فقط عمل مسلحانه را قبول داشت شناسانده می‌شود!!! نویسندگان این نشریه حتی به خود زحمت این را هم نداده‌اند تا حداقل نیم‌نگاهی به کتاب رفیق احمدزاده به نام "مبارزه مسلحانه، هم استراتژی، هم تاکتیک" بیاندازند تا درک عمیق او را از ساختار جامعه ایران که امروز هم با همه تغییر شرایط ، اساس آن پا برجاست و تئوری‌ای که در پشت مبارزه مسلحانه نهفته است را دریابند. همه کسانی که با نظرات رفیق احمدزاده آشنا هستند به خوبی می‌دانند که رفقای بنیانگذار سازمان تحلیل مشخص از شرایط مشخص جامعه ایران داشتند و در پرتو چنین شناختی است که رفیق احمدزاده به درستی مطرح می‌کند:

"مسئله این نیست که مبارزه مسلحانه شکلی از اشکال پر تنوع مبارزه است که در شرایط خاصی و با آمادگیهای خاصی ضروری می‌شود بلکه مسئله این است که مبارزه مسلحانه آن شکل از مبارزه است که زمینه آن مبارزه همه‌جانبه را تشکیل می‌دهد و تنها در این زمینه است که اشکال دیگر و پُرتنوع مبارزه ضروری و سودمند می‌افتد. مسئله این است که آن ارگان مبارزه طبقاتی پرولتاریا یا اگر اسمش را بگذاریم حزب، ارگانی که واقعاً پیشاهنگ خلق باشد، ارگانی که واقعاً قادر به رهبری مبارزه همه‌جانبه توده‌ها باشد، تنها در خود مبارزه مسلحانه می‌تواند به وجود آید".

پویندگاه واقعی راه آزادی و سوسیالیسم می‌توانند کتاب رفیق مسعود احمدزاده را در لینک زیر مطالعه کنند:

http://www.siahkal.com/publication/massoud.htm

البته این اولین بار نیست که با قایم شدن در پشت نام رفقای بزرگ فدائی، به تئوری چریک‌های فدائی خلق حمله می‌شود. در بزرگترین مقطع تاریخ مبارزاتی مردم ایران در سال ۱۳۵۷ شاهد بودیم که چگونه عناصر توده‌ای ـ اکثریتی با استفاده از نام رفیق جزنی و سنگر گرفتن در پشت آن، بخش مهمی از بزرگترین سازمان انقلابی توده‌ها را به پابوسی رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی بردند. آنها بودند که با گذاشتن رفیق جزنی در مقابل رفیق احمدزاده به تئوری سازمان چریکهای فدائی خلق تاختند. امروز هم در ادامه کار توده‌ای اکثریتی‌ها، نشریه "آلترناتیو" می‌نویسد که جزنی پایه‌گذار سازمان چریکهای فدائی خلق بود و غیره .... به همانگونه که سازمان فرخ نگهدار خائن و رسوا، خود را در پشت نام رفیق جزنی قرار داده بود، امروز هم با تعریف و تمجید از رفیق حمید اشرف، سعی می‌شود تا باز هم ذهن‌ها را در مورد تاریخ واقعی این سازمان مخدوش نمایند. چگونه ممکن است به راه و آرمان حمید اشرف‌ها باور داشت و یا خود را آنطور که "آلترناتیو" جلوه داده دوستدار حمید اشرف معرفی کرد ولی بعد با اتکا به گفته‌های خائنی چون فرخ نگهدار، رفیق حمید را "عضوگیری"شده توسط فرخ نگهدار نامید؟ شخصی که حتی در زندان‌های شاه هم کسی او را به عنوان فدائی قبول نداشت. او حتی از طرف یاران کنونی خودش هم فدائی و متعلق به فدائی‌ها شناخته نمی‌شد!!


در این نشریه، در حالیکه از "کتاب دشمن" به عنوان نارنجکی که از طرف دشمن به طرف "آلترناتیو" پرتاب شده نام می‌برند ولی در همین حال، ادعاها و اتهاماتی که وزارت اطلاعات منفور جمهوری اسلامی با جعل مضاعف اسناد ساواک شاهنشاهی و با آنها بهترین فرزندان کمونیست را آماج اهداف پلید و شوم خود قرار داده را مجددا تکرار کرده و مزین صفحات نشریه خود قرار می‌دهند، تا با انشاءای دیگر به خورد خواننده جوان ناآگاه و یا کم‌آگاه دهند.


یکی دیگر از نکاتی که نیت انتشاردهندگان این نشریه را بر ملا می‌سازد و هدف نهانی این نشریه را آشکار می‌کند این است که برای نوشتن مطالب گوناگون این نشریه به بسیاری از منابع مختلف رجوع شده به جز نوشته‌های خود چریکهای فدائی خلق!!!  این برخورد نیز به هیچ رو تصادفی و از روی ناآگاهی منتشرکنندگان نشریه "آلترناتیو" نیست. آنها هیچگونه بر خورد له یا علیه نوشته‌های رفقای چریکهای فدائی خلق نکرده و اشاره‌ای هم به آنها نمی‌کنند. تو گوئی انگار چنین تشکیلاتی اصلاً در روی کره زمین وجود ندارد. اگر به واقع ریگی به کفش این جماعت نمی‌بود و می‌خواستند با تاریخ این سازمان به طور واقعی آشنا شوند، عملا می‌بایست به ده‌ها نوشته‌ای که توسط رفقای چریکهای فدائی خلق و از جمله رفقا اشرف دهقانی و فریبرز سنجری که خود شاهدان زنده آن دوران هستند و خود، آن تاریخ را از نزدیک تجربه کرده‌اند، رجوع می‌شد و آن نوشته‌ها را در نظر می‌گرفتند*. به طور مشخص رفیق اشرف دهقانی در سخنرانی‌ای که به مناسبت چهلمین سالگرد سیاهکل برگزار شده بود، پروسه شکل‌گیری سازمان چریکهای فدائی خلق را به وضوح چنین توضیح داد:

"در اینجا به خاطر بدآموزی‌هائی که تا حالا صورت گرفته من مجبور هستم که تأکید کنم که گروه جنگل مشخصات و مختصاتی داشت که اونو از گروه رفقا سورکی - جزنی - ظریفی متمایز می‌کنه. این درسته که رفیق غفور و چند تن دیگه در گروه جنگل، قبلاً با گروه قبلی ارتباط داشتند و یا عضو اون بودند، ولی این رفقا، شخصاً، هر سابقه‌ای هم که خودشون داشتند، گروه مشخص جنگل رو با مختصات خاص خودش، برای هدف مشخصی به وجود آوردن. و این گروه بود که معیارها و مسایل مشترکی با گروه احمدزاده داشت. و به این خاطر این دو در ارتباط با هم قرار گرفتند. بحث اینه که ما تاریخ‌مونو درست بشناسیم، تا فریبکاران نتونند با خلط مسایل مختلف، گمراهی ایجاد بکنن، مثلاً کتاب دشمن (کتابی که دو سال پیش، وزارت اطلاعات بر علیه چریکهای فدائی خلق منتشر کرده)، اومده نظراتی که رفیق جزنی چند سال بعد از تشکیل چریکهای فدائی خلق، در زندان نوشته، اونا رو اومده به گروه جنگل نسبت داده و با ذکر مغایرت اون نظرات با نظرات رفیق احمدزاده به خیال خودش کشفی کرده و گفته که این "دوگانگی نهفته در ساختار سازمان" بود!! در حالیکه اون نظراتی که رفیق جزنی در زندان نوشته بود اصلاً قبلاً، حتی در خود گروه جزنی هم مطرح نبودند و وجود نداشتند.**"


ولی در عمل می بینیم که این گفته صریح، به طور عامدانه مورد توجه نویسندگان "آلترناتیو" قرار نمی‌گیرد. خسرو پارسا، واحدپور، شالگونی، نیکفر، کلانتری و علی عبدی "نقطه عزیمت" آنها می‌شوند. حمید اشرف با تروتسکی مقایسه می‌شود، جزنی پایه‌گذار سازمان می‌شود، شعاعیان انقلابی کمونیست نامیده می‌شود، نام رفیق بهروز دهقانی که چریک فدائی خلق شناخته‌شده‌ای است به جای نام رفیق بهروز ارمغانی گذاشته می‌شود، و برای اعتبار دادن به فرخ نگهدار رسوا، در نهایت، رفیق حمید اشرف کسی که از طرف "فرخ نگهدار" عضوگیری‌شده، قلمداد می‌شود!!! و همه اینها تحت ستودن شخصیت انقلابی حمید اشرف صورت می‌پذیرد!!!


متاسفانه در دورانی به سر می‌بریم که بازار مکاره فرصت‌طلبان است و علیرغم این که شنیدن صدای هر نوع رادیکالیسمی باعث خشنودی است، باید اذعان شود که دشمنان مردم در لباس‌های رنگارنگ برای هر چه بیشتر متوهم کردن نسل جوان و منحرف کردن مسیر مبارزاتی‌اش در تلاشند. اگر امروز مازیار بهروزها، میلانی‌ها، ماهرویان‌ها، و پیمان وهاب‌زاده‌ها کارت‌های سوخته‌شده و بی‌آبروئی شده‌اند، حال تلاش بر آن است که برای ادامه کار آنها، عناصر جدیدی را به میدان بیاورند. به نظر می‌رسد که با مطالعه همین شماره و مشاهده شیوه کار تهیه‌کنندگان "آلترناتیو"، در صورت تداوم کار این نشریه، طولی نخواهد کشید که ماسک دفاع از مبارزه مسلحانه آنها به کنار خواهد رفت و چهره و جایگاه واقعی و محل نشر حقیقی آن برای افکار عمومی و به ویژه جوانان مبارز روشن خواهد شد.


۲۲ آگوست ۲۰۱۱، ۳۱ مرداد ۱۳۹۰



*
: برای مطالعه نوشته‌های رفقای چریکهای فدائی خلق ایران می‌توانید به سایت "سیاهکل" رجوع کنید:

www.siahkal.com


**
: متن کامل سخنرانی رفیق اشرف دهقانی به مناسبت چهلمین سالگرد حماسه پُرشکوه سیاهکل:

http://www.siahkal.com/index/mid-col/matne-sokhanranie-RAD-Toronto-20110205.htm