پاول
جوزف واتسون:
کودتای
بانکداران
«گلدمن ساکس
در اروپا قدرت
را به دست میگیرد»
http://www.warandpeace.ru/ru/commentaries/view/63760/
ترجمه:
ا. م. شیری
http://eb1384.wordpress.com/2011/11/29/
٨ آذر ۱٣۹۰
همانطور
که ما در این
مدت هشدار
دادیم، خود همین
تروریستهای
اقتصادی
مسئول ورشکستگی
اقتصادی،
اینک تلاش میکنند
با بهرهگیری
از بحران، خود
را ناجی معرفی
نموده، کودتای
بانکداران
یعنی،
خدمتکاران
«گلدمن ساکس» را
که اکنون، هم
بانک مرکزی
ایتالیا و هم
بانک مرکزی
اروپا را در
کنترل خود
دارند،
سرپرستی کنند.
هدف از
کودتا،
استفاده از
بحران بدهی
منطقه پولی یورو
به مثابه
ابزاری برای
ساختن
ابرقدرت
فدرال اروپا
میباشد که
بتواند
بقایای نظارت
بر منافع ملی
را به زیر
کنترل بروکسل
دربیاورد.
جهانیسازان
این پروسه را
با انتخاب دو
خدمتکار به
منظور تعویض
با نخستوزیران
انتخابی یونان
و ایتالیا
آغاز کردند.
سیلویو
برلسکونی
برای اروپا
سرهنگ قذافی
بود. گذشته از
خصلتهای
تنفرانگیز
او، برلسکونی مانعی
در سر راه
کودتا بود و به
سرعت، البته
نه با اراده
خلق، بلکه، به
قول استیون
فریس، از
همکاران
«تایمز»، با
اقدام خودیهای
مسلط بر
بازارها از
مقام خود برکنار
گردید.
روز
دوشنبه
سرمایهگذاران،
به نظر میرسد،
تصمیم جمع
مبنی بر این
گرفتند که
دیگر نمیتوان
برای رهبری
سومین اقتصاد
بزرگ منطقه
پولی یورو به
او اعتماد کرد
و هزینه
استقراض برای
ایتالیا را تا
سطح بحرانی
افزایش دادند.
تا پایان هفته
نه تنها به
مسئله برلسکونی،
حتی به خود
ایده برگزاری
انتخابات
برای انتخاب
جانشین او
خاتمه داده
شد. بازارها
حرف خود را
زدند و ایده
مراجعه به
آرای عمومی
خوشایند آنها
نبود. همین
مفهوم را
هرمان وانرومپوی،
رئیس شورای
اروپا در
دیدار روز
جمعه خود از
رم چنین بیان
کرد: «برای
کشور انجام اصلاحات
لازم است نه
انتخابات».
جانشین
برلسکونی،
گماشته ایدهآل
جهانیسازان،
ماریو مونتی،
کمیسر سابق
شورای اروپا،
مشاور «گلدمن
ساکس»،
نماینده اروپا
در کمیسیون سهجانبه
دیوید راکفلر
و همچنین عضو
رهبر گروه
بیلدربرگ میباشد.
مونتی، دو دست
مطمئنی است که
در مرحله بعدی
کودتای
بانکداران،
یعنی زمانیکه
از بحران
منطقه پولی
یورو برای
تمرکز بیشتر
قدرت در دست
همان آمها که
از همان ابتدا
باعث این بحران
شدند،
استفاده
خواهد شد.
الکساندرو
سالیوستی،
سردبیر«ایل
ژورنال»(Il Giornale)،
روزنامه
میلانی
وابسته به
خانواده
برلسکونی،
اوضاع را چنین
تصویر میکند:
«این گروه
جنایتکاران،
ما را به فاجعه
مالی گرفتار
کردند. چگونه
میتوان از
آتشافروزان
تقاضای
فرونشاندن
آتش را کرد...».
زمانیکه
نخستوزیر
یونان،
گئورگیوس
پاپاندرو در
صدد برآمد طی
رفراندومی از
مردم یونان
نظرخواهی
نماید، با او
نیز به طرز مشابهی
رفتار نموده و
در عرض چند
روز، لوکاس پاپادموس،
نایب رئیس
سابق بانک
مرکزی اروپا، استاد
مدعو دانشگاه
هاروارد و
اقتصاددان ارشد
پیشین بانک
فدرال رزرو
بوستون را به جای
او نشاندند.
پاپادموس
و مونتی بدانجهت
به عنوان رهبران
غیرمنتخب
برگمارده
شدند که آنها،
همانطور که
فریس باز هم
در تحلیل کلیت
بنیانگذاری دیکتاتوری
و
غیردمکراتیک
اتحادیه
اروپا میگوید،
«مستقیماًَ
پاسخگوی مردم
نیستند».
روز
جمعه ما بر آن
تأکید کردیم
که چگونه
حملات آتشین
لفظی مبنی بر
ارتباط پایان
سریع جهان با
سقوط منطقه
پولی یورو میتواند
یک حقهبازی دیگر
برای تمرکز هر
چه بیشتر قدرت
در دست اتحادیه
اروپا و
تلاشهای آن
برای تشکیل
دولت اقتصادی
مرکزی اروپا
باشد که
بتواند
تصمیمات خود را
به همه
کشورهای عضو
دیکته کند.
همانطور
که انتظار میرفت
بانکهای
مرکزی اروپا
اینک تشکیل
سازمانی را
اعلام میکنند
که باید «منطقه
یورو» را از
طریق کمکهای
مالی
ایتالیا،
فرانسه و
اسپانیا نجات
دهد. و اما چه
کسی را به
ریاست بانک
مرکزی اروپا
تعیین کرده و
«ناجی اروپا»
معرفی کردند؟
این فرد شخص
دیگری جز
ماریو دراگی،
نایب رئیس
سابق «گلدمن
ساکس
انترناسیونال»
نیست. به روند
مسئله توجه میکنید؟
البته،
شرایط این
نجات اتفاقا
بدان منتهی میشود
که
اوروکراتها
از اول میخواستند.
یعنی،
همانطور که
دیروز آنگلا
مرکل صدر اعظم
آلمان اظهار
داشت: به یک
«اتحاد هر چه محکمتر»،
یا، به سخن
دیگر، به یک
قدرت بزرگ فدرال
که بتواند
بقایای
استقلال و
حاکمیت ملی دولتهای
اروپائی را در
دست بروکسل
متمرکز نماید.
همه
بحران بدهی
اروپا، یعنی
کودتای
جنجالی بانکداران،
همان تدبیر
اندیشیده شده
برای تسلیح
خود
تروریستهای
مالی میباشد
که با اخذ
مقدار
متنابهی وام
از بازار، موجبات
اولین سقوط را
در سال ۲۰۰۸
فراهم آوردند.
جنایتکاران
و مجرمانی که
حبابهای
بازار مسکن را
ترکانیدند،
اینک از میان
خود
قهرمانانی میسازند
که برای کمک
به حل بحران
اقتصادی
جهانی به حساب
دولتهای
اروپایی
منصرف از
اعمال کنترل بر
اقتصاد کشور
خویش به نفع
دیکتاتورهای
غیرانتخابی
مثل هرمان وانرومپوی
و ژوزه مانوئل
باروزه
فرستادهاند.