نادر
عصاره:
آيا
سیاست به
اقتصاد کاری
ندارد؟
شنبه ۳ دی
۱۳۹۰ - ۲۴ دسامبر ۲۰۱۱
روزنامههای
چاپ تهران درباره
اقتصاد
و رشد ساعت به
ساعت سقوط
ارزش ریال،
هر روزه مقالات و
گزارشات
متعددی را
منتشر میکنند.
تنها در آخرین
روز هفته
گذشته
(پنجشنبه اول
دیماه ۱۳۹۰)، میتوان
عبارات زیر را
در برخی از مقالات
آنها
مشاهده کرد:
«رشد
۵۰ درصدی
نرخ ارز نسبت به مدت
مشابه در سال
گذشته»،
«در این
هفته بازار
پولی کشور به
شدت متشنج بود
و در این میان
بلایی که بر
سر اقتصاد
کشور آمد،
افزایش لحظه
به لحظه تورم و بیارزش
شدن پول ملی
است»،
«وضعیت
اقتصادی کشور
به بحرانیترین
حالت رسیده»،
«هدف از
تشکیل این
جلسه غیرعلنی
که به درخواست
۱۶۰
نماینده
ترتیب داده
شده بود
آگاهی
نمایندگان
مجلس از
شرایط فعلی
ایران در عرصه
بینالملل و
اثرات تحریمها و
تبادل
نظر درخصوص
راهکارها
برای برونرفت از
شرایط موجود و
نابسامانی
بازار طلا و ارز
بود»،
«اوضاع
و احوال بازار
ارز و طلا
چنان به هم
ریخته است که
قیمتها لحظهای
تغییر میکند»،
«نگرانیها
نسبت به
آینده شدت میگیرد و باید
از نمایندگان
مجلس و دیگر مقامات
تاثیرگذار
خواست که مانع
از ادامه روند
نادرست فعلی شوند
و نگذارند
اقتصاد
نابسامان
طبقات زیرین جامعه
را بیش از
پیش له
کند.این
مهمترین
وظیفهای است
که امروز هر
مسئولی
بر دوش دارد».
رشد
بهای ارز،
نشانه رشد
تورم است. اگر
پیراهنی چینی
بایست به دست مصرفکننده
با پولی معادل
یک دلار برسد، چون در
اول سال جاری
شمسی،
یک دلار
امریکا معادل ۱۰۵۸ تومان
بوده است، در
آن تاریخ
پیراهن چینی
با ۱۰۵۸ تومان
خریده می شد.
امروز همان
پیراهن اگر از
تاثیرات
بحران جهانی
صرفنظر کنیم،
باید با ۱۵۳۰
تومان خریده
شود.
با
توجه باینکه
بازار داخل
ایران
بر اساس
واردات میچرخد و
واردات جای
بسیاری
محصولات
صنعتی و کشاورزی
را گرفته است،
کاهش ارزش
ریال در برابر
دلار امریکا و
دیگر ارزها، به معنای
افزایش ریالی
بهای
بسیاری از
کالاها خواهد
شد. بنابراین
ما، با گفتگو
درباره
سقوط ریال در
برابر دلار،
در واقع از
تورمی
جدید خبردار
میشویم.
تورمی که در
شرایط رکود و بیکاری
براتر و
دردناکتر میشود.
علت
تورم چیست؟
بنا به نظر
بسیاری از
کارشناسان و
استادان
اقتصاد در
ایران، علت
تورم در ایران
ناشی از کسری
بودجه است. به علاوه،
از یکسال پیش با به
اجرا گذاشتن
قانون «هدفمندسازی یارانهها»،
هم قیمتها،
به اصطلاح
مطابق
آن قانون،
افزایش
مستقیم داشتهاند و
هم قلم دیگری
نیز بر کسری
بودجه اضافه شده است.
قرار بوده است
بخشی از درآمد
ناشی از
افزایش قیمت کالاهای
مشمول قانون
«هدفمندسازی»،
به صورت
یارانه
مستقیم به
مردم پرداخته
شود و بخش
دیگر آن به
صنعت اختصاص
یابد. در غیاب
آمار و
ارقام رسمی،
حدس و گمان
زده میشود
حداکثر ۵۰ در صد از درآمدهای
مورد نظر
قانون
نامبرده حاصل شده
است. نه تنها
کمک مورد پیشبینی
قانون به
صاحبین صنایع
صورت نگرفته،
برآورد شده که حتی
برای پرداخت
یارانههای
نقدی، دولت ۱۵
هزار میلیارد
تومان کمبود
داشته است.
علت دیگر تورم
نیز تحریمها
هستند. گفته
میشود
برای برخی از
کالاهای
وارداتی تا ۳۰
درصد افزایش
قیمت مشاهده
میشود که
ناشی از تحریمها
میباشد.
تورم با
ناکافی کردن
درآمد
خانوار برای
تامین خود، در
واقع کار لازم
برای تامین یک
زندگی
شرافتمندانه
را بالا میبرد.
تورم مزمن به
کاهش جدی بهرهوری،
سقوط مولد
بودن اقتصاد،
سقوط
قانونمداری و
سقوط ارزشهای
اخلاقی و
امنیت منجر میشود.
چرا علیرغم
درآمدهای
هنگفت نفتی،
کسری بودجه را
دولت پیشنهاد
میکند، مجلس
تصویب میکند و
شورای
نگهبان تایید
مینماید؟
چون پولهای
زیادی صرف
تجیهزات
نظامی و
امنیتی و هستهای
میشود، پولهای
انبوهی به بیت رهبری
اختصاص مییابد،
پولهای
انبوهی به
حوزه و اماکن
مذهبی و
برای مذهبی
کردن جامعه
داده میشود و
پولهای
زیادی خاصه
خرجی بنیادها
و امدادها و ... غیره میگردد.
با حذف این
هزینهها،
بخش اصلی کسر
بودجه رفع و بخش
مهمی از ریشه
تورم حذف میشود. بعلاوه
با پیشگرفتن
یک سیاست صلحآمیز
در عرصه بینالمللی
بخش
مهمی از تورم
که مربوط به
تحریمها
میباشد
رفع میگردد.
اراده حذف این
ولخرجیها در
جامعه باید برآمد کند. در
کنار راهحلهای
سیاسی برای
حاکم شدن و با
حاکم شدن
دموکراسی بر
کشور، با حذف
رژیم ولایت
فقیه، که خود
عامل بحران
است، بخش مهمی از ریشه
بحران تورم
حذف میگردد.
سایتهای
اینترنتی،
مقالات
فعالین سیاسی
و اعلامیههای
سازمانهای
اپوزیسیون را
منتشر میکنند. ولی
انگار سیاست
اپوزیسیون
کاری به
اقتصاد و عواقب
آن بر زندگی
مردم ندارد.
اعلامیه و کمتر
سخنی با مردم
در مورد
وضعیت بحران
حاد اقتصاد و
راهحلهای
اپوزیسیون
منتشر می شود.
گفته میشود
که این مسئلهای
است که نمیشود
درباره آن
اعلامیه داد.
و اضافه میکنند
ممکن است ما
به دلیل
ناتوانی
نتوانیم در
موردی اعلامیه
بدهیم. اما
فعلا مشکل این
است که دلیل پرداختن
به شکل
اعلامیه به
موضوعی مثل
گرانی روشن
نیست. تو گویی
ما در جوامع
اروپایی
زندگی نمیکنیم
و مشاهده نمیکنیم
که یکی از مهمترین
موضوعات
مربوط به موضعگیری
سیاسی، حول دشواریهای
اقتصادی و راهحلهای
مربوط به آن
میباشد.
بحران حاد و
فلاکتبار
اقتصاد ایران
و راهحل
اپوزیسیون
ایران برای
خروج از آن،
از
مهمترین
مسائلی است
که سازمانهای
مدعی
چپ و
دموکراتیک
باید درباره آنها
مواضعش را با
مردم در میان
بگذارند.
اعلامیه بدهند.
مصاحبه
بکنند. و ...
هرگاه این راهحلها
برای
اپوزیسیون
روشن نباشند،
بهتر است که ضعف
خود را بشناسد
و به این مهم
با تکیه بر
تحقیقات
کارشناسان و
اقتصادانان
بپردازد تا ابزار
اعلام موضع
درست و مسئولانه
را بیابد.
پروژه چپ و
نیروهای
دموکراتیک
برای رفتن به
جامعه
نیاز دارد که
خواستهها، آرزوها
و ایدههای
خود را به
زبان زندگی
روزمره
مردم
برگرداند، تا
نه با حرفهای
کلی و غیرواقعی
بلکه از
خواستههای
واقعی و ملموس
سخن بگوید
تا مردم احساس
کنند خواستههایشان
نمایندگی میشود.
تنها در اینصورت
شرط لازم برای
بسیج اجتماعی
فراهم شده و
شانس پیدا میشود که
موازنه واقعی
قوا به سود
پروژه اپوزیسیون
چپ و دموکرات
و لائیک
متاثر شود.
جمعه ۲ دی ۱۳۹۰ - ۲۳
دسامبر ۲۰۱۱