م. راد:
ترور
معمر قذافی و
آینده لیبی
نوزده
اکتبر خانم
هیلری
کلینتون به طور
سری وارد
تریپولی
پایتخت لیبی
شد و با عبدل
جلیل، محمد
جبرئیل و
علی طارهونی
اعضاء اصلی
(NTC) با
حضور
خبرنگاران
سخنان زیر را
ایراد کرد و درست
روز بعد قذافی
ترور شد:
"We hope
he can be captured or
killed soon so that you don't
have to fear him any longer."
"امیدواریم
معمر قذافی بزودی
دستگیر شده یا
به قتل برسد
تا بیش از این
از او ترس
نداشته باشید."
بر طبق
گزارش راشیا
تودی دیروز با
بمباران باقیمانده
شهر ۱۵۰ هزار
نفری سیرت
پایگاه
مقاومت
کاروانی از
ماشینها در
حومه شهر مورد
حمله
هواپیماهای
ناتو قرار
گرفت و ضمن کشتار
همه اعضاء و
سرنشینان این
اتوموبیلها
ادعا شد که
معمر قذافی
زخمی شده و
توسط
طرفداران غرب
در محل کشته
شده است. در
این گزارش
آمده بود که
نیروهای ویژه
ناتو در ترور
او دست داشته
و برای آنکه
افکار عمومی
را بر علیه خود
بسیج نکند
آنرا به وحشیگریهای
طرفداران غرب
در سیرت نسبت
دادهاند.
همین عمل
غیرانسانی و
برخلاف تمامی
موازین بینالمللی
به سرعت در
افکار عمومی
جهان به یک
معضل بزرگ
برای کشورهای
حامی جنگ از
جمله چهار
کشور تحقیرشده
غرب آمریکا،
انگلیس،
فرانسه و
ایتالیا شده
تا جایی که
سازمان ملل که در این
کشتار و جنایت
در لیبی
مستقیما دست
داشته دستور
تحقیقات در این
مورد را صادر
کرده است.
حمله به
لیبی بر خلاف
تصور از هفت
هشت ماه پیش شروع
نشده بلکه از
همان اوایل
انقلاب این
کشور آغاز و
در زمان ریگان
هم به بهانه
حمله به یک
هواپیمای مسافری
بارها مورد
حمله قرار
گرفت در این
حمله بسیاری
از تاسیسات
زیربنایی
منهدم و تعداد
زیادی از جمله
اعضاء خانواده
قذافی کشته و
زخمی شدند.
شرایط در آن
موقع مناسب
برای اشغال
لیبی نبود در
نتیجه آمریکا
و ناتو به همین
عکسالعمل
اکتفا کردند
ولی مسئله
لیبی را پایانیافته
تلقی نکرده و
منتظر فرصتی
بودند تا کار
را یکسره کرده
و لیبی را به
مستعمرات خود
تبدیل کنند.
لیبی در
حدود یک میلیون
و هشتصد هزار
کیلومتر مربع
وسعت و ۵،۶ میلیون
نفر جمعیت دارد.
در آمد ناخالص
این کشور در
حدود ۶۰ هزار
میلیارددلار
و درآمد سرانه
در حدود ده
هزار دلار در
سال است. لیبی
از منابع
بسیار غنی نفت
با درجه خلوص
بالا بر
خوردار است که
استخراج و
تسویه آن
بسیار ارزانتر
از نفت خام
سنگین است.
استاندارد
زندگی در لیبی
از تمامی
کشورهای آفریقایی
بالاتر و همه
افراد این
کشور بر طبق
قانون که
اجرایی هم شده
از تحصیلات
رایگان تا
پایان
دانشگاه بیمه
درمانی
رایگان برخوردار
بودهاند. کار
برای همه
افراد که قادر
به کار کردن
بودهاند تضمینی
قانونی شده بود.
لیبی پس از
چین بزرگترین
کشور سرمایهگذار
و کمککننده
به کشورهای
آفریقایی بوده
است.
لیبی با
هفت کشور مصر،
سودان، چاد،
تونس، الجزایر،
نیجر و سودان
همسایه بوده و
در شمال به
دریای
مدیترانه راه
دارد. لیبی با
منابع زیرزمینی
سرشار و وسعت
زیاد و ارتباط
دریایی و موقعیت
استراتژیکی
طی صد سال گذشته
برای غرب از
اهمیت حیاتی
برخوردار
بوده و تا
پایان جنگ
جهانی اول
مستعمره
ایتالیا و در
جنگ جهانی دوم
بین آلمان و
ایتالیا و
انگلستان دستبهدست
گشته و پس از
جنگ جهانی دوم
با ضعف
انگلستان و
بقیه کشورهای
شرکتکننده
در جنگ جهانی
دوم این کشور
مستعمره
آمریکا شد که
با ایجاد
پایگاههای
نظامی و حمایت
از ملک ادریس
پادشاه لیبی
عملا این کشور
را اداره میکرد.
با گسترش
جنبشهای
آزادیبخش ملی
برای استقلال
در
مصرعبدالناصر
به قدرت رسید
و حمله نظامی
مشترک فرانسه
و انگلستان
راه به جایی
نبرد و انقلاب
مصر پیروز شد
و شرایط برای
استقلال
دیگر کشورها
فراهم شد.
معمر
قذافی یک
ناصریست
بسیار محکم و
استوار بود که در
سال ۱۹۴۲ متولد
شد. او که از سال
۱۹۶۵ در دانشکده
نظامی تحصیل
میکرد تحت
تاثیر انقلاب
مصر و عراق و
دیگر کشورها
در سال ۱۹۶۹
ملک ادریس
پادشاه
فرسوده این
کشور را برکنار
کرده و ریاست
شورای انقلاب
لیبی را به عهده
گرفت.
پادگانهای
آمریکا را برچید
و بلافاصله با
مصر همکاری
همه جانبهای
آغاز کرد و
پیشنهاد
اتحاد جماهیر
عربی با شرکت
مصر و سوریه را
داد که
اقداماتی نیز
در این زمینه
صورت گرفت ولی
با درگذشت عبدالناصر
این طرح توسط
انور سادات
پیگیری نشد.
حمله
ناگهانی
اسرائیل به
کشورهای عربی
در سال ۱۹۶۷
با پشتیبانی
همهجانبه
غرب ضربه
کشندهای بر
پیکر اعراب
وارد آورده و
در واقع آنها
را فلج کرد.
این تجاوز و
حمله در
شرایطی صورت
گرفت که اختلافات
داخلی در
شوروی بر سر
قدرت همچنان ادامه
داشت تا
سرانجام
خروشچف برکنار
شده و برژنف
جای او را
گرفت؛ ولی
دیگر دیر شده
بود و غرب میخ
خود را در
خاورمیانه
کوبیده بود و
ارتش کشورهای
عربی را
متلاشی کرده
بود.
قذافی با
به دست گرفتن
قدرت تمامی
تلاش خودرا
برای مستحکم
کردن اتحاد
اعراب به کار
برد. وقتی
مصردر زمان
انور سادات
الویت کشور را
بازسازی
اقتصادی با همکاری
غرب گذاشت،
لیبی به اتفاق
عراق، سوریه،
الجزایر و یمن
جبهه امتناع
اعراب را به وجود
آورد تا سدی
در مقابل
تهاجم مجدد
غرب و اسرائیل
در منطقه
ایجاد کنند که
این سد عملا تا
پاشیدگی
اتحاد شوروی
ادامه یافت.
قذافی
همانند صدام
حسین به سرعت
اوضاع و وخامت
آنرا دریافت و
کوشش کرد تا
از جنبشهای
منطقه از
جمله سازمان
آزادیبخش
فلسطین
پشتیبانی کرده
و آنها را فعال
نگاه دارد تا
نقشه تهاجم
غرب را به این
منطقه محدود و
تا حدودی
کنترل کنند.
ولی غرب از
اوضاع پیشآمده
و تلاشی شوروی
استفاده کرده
و یکی یکی کشورهای
عربی را از درون
و بیرون مورد
تهاجم قرار داد،
تا جایی که
سرانجام عراق
به اشغال درآمد
و خمینی این
مرتجع تاریخ
بر سر قدرت
آورده شد.
عراق متلاشی شده
و به همراه افغانستان
اشغال شد .
فشار بر
لیبی که از
سال ۱۹۶۹ تا
به امروز در صف
مقدم مبارزه
بود به شدت
افزایش یافت
آنهم در
شرایطی که
اتحادیه عرب
در کنترل کامل
ناتو و غرب شده
بود. رهبران
لیبی با درایت
بینظیر تلاش
کردند تا
اتحادیه
آفریقا را با
همکاری
تمامی کشورهای
آفریقایی
ایجاد کنند که
این طرح عملی
شد و حتی
قذافی به ریاست
این اتحادیه
برگزیده شد.
لیبی
تمام امکانات
خود را در
اختیار
اتحادیه
آفریقا گذاشت
و از آنها رسما
خواست برای
ایجاد ارتش
دوملیونی
تلاش کنند.
لیبی و بسیاری
از کشورهای
آفریقایی با
انتخاب
اوباما به
ریاست جمهوری
آمریکا مطمئن
شده بودند که
غرب درصدد
اشغال و
مستعمره کردن
آفریقا برخواهد
آمد و چنین هم
شد. سرازیر
شدن سرمایه
لیبی به کشورهای
آفریقایی و
شاغل کردن دهها
هزار جوانان
بیکار آفریقا
در لیبی که
متجاوزان
بسیاری از
آنها را قتلعام
کردند، نتیجه
همین سیاست
بود. آفریقا
از همه
امکانات
سرمایهگذاری
لیبی برخوردار
شد و قذافی و حکومت
او ارزهای
موجود را به
طلا تبدیل
کرده و دلار
را به عنوان
ارز معتبر از
دور خارج
کردند. لیبی
تمامی سرمایههای
خود را از غرب
بیرون کشیده و
به کشورهای
آفریقایی از
جمله آفریقای
جنوبی منتقل
کرد.
اینجا
بود که طاقت
غرب طاق شد و با
گسترش بحران
اقتصادی و
مالی و کسری
بودجه در
کشورهایی مانند
ایتالیا که
ورشکسته
اقتصادیست،
فرانسه که سال
آینده
انتخابات
ریاستجمهوریی
دارد که یکی
از نامزدهای به
شدت منفور آن
سارکوزی است
که در صدد
احیای
امپراتوری
ناپلئونی در
جهان است و
انگلستان پیر
و فرسوده که
نای دویدن ندارد
و میخواهد
همانند گذشته
با نفت مفت و
مجانی لیبی جانی
تازه بگیرد.
حمله به یک
کشور بسیار
مدرن و کمجمعیت
همانند لیبی و
کشتن رهبر
آنرا باید نمادی
از جنایت
پیمان نظامی
ناتو در قرن
بیستویکم
دانست. این
اولین بار
نیست که غرب
دست به چنین
جنایتی میزند:
کشتن دکتر
سوکارنو در
اندونزی،
کودتا بر علیه
دکتر مصدق،
اشغال عراق و
کشتن صدام
حسین، حمله به
یوگسلاوی و
کشتن دکتر
میلوسویچ،
تلاش برای
ترور فیدل
کاسترو، تلاش
برای کودتا و کشتن
چاوز در ونزوئلا
و تلاش برای کودتا
و کشتن دیگر
رهبران
آمریکای
لاتین، کشتن
یاسر عرفات در
فرانسه، کشتن
و قطعهقطعه
کردن پاتریس
لومومبا و دهها
نمونه دیگر.
غرب با
تدارک نیروی
نظامی و آموزش
آنها در مصر و
تونس و
فرستادن آنها
به داخل لیبی
از طریق
مرزهای این دو
کشور و حمله
از طریق هوا و
دریا به لیبی
و استفاده از
جنایتکاران
جنگی که آنها
را در عراق و
افغانستان
آموزش داده
بود و بمباران
شبانهروزی
بیش از ۸ ماه
کشور مدرن
لیبی را با
خاک یکسان کرده
و هزاران نفر
را قتلعام
کرد.
غرب در
تصور این است
که با نفت و
جنایت بر علیه
مردم لیبی به
اوضاع
اقتصادی بیمار
خود سروسامان
خواهد داد. با
بمباران این
کشور و صدور
آدمکشان حرفهای
آموزشدیده
ناتو که در
لباس نیروهای
ضدلیبی درآمدهاند،
این درس را به همه
مخصوصا به
کشورهای
آفریقایی
داده است فقط
مقاومت و
مبارزه است که
امپریالیسم
هار را از
میدان به در
میکند. نتیجه
این جنگ تاکنون
۷۰ هزار کشته
و بیش از ۲۰۰
هزار نفر زخمی
گزارش شده است؛
سوای آنکه
میلیاردها
دلار خسارات
مالی به کشور
وارد آمده است.
حکومت
و مردم لیبی
نه تنها با
مقاومت از
حیثیت انسانی
خود بلکه از
حیثیت جهانی
دفاع کردند آنها
نیروهای
ارتجاعی ناتو
را مسخره خاص
و عام کردند
تا آخر
ایستادند و چه
خوب هم
ایستادند.
ناتو فکر میکرد
کار این کشور
با جمعیت کم
را در عرض چند
روز یکسره
خواهد کرد ولی
مقاومت و
نفرتی که این جنگ
در بین مردم
جهان بر علیه
متجاوزان
ایجاد کرد
انگیزه
مقاومت و دفاع
از منافع ملی
را در بین
کشورها صد
چندان تقویت
خواهد کرد.
قذافی
و حکومت لیبی
شرایط را برای
انتقال
تدریجی قدرت
آماده نکرده
بودند در
حالیکه ضرورت
این مسئله
سالها پیش
احساس میشد. تجربهای
که از سقوط
کشورهای اروپای
شرقی سابق
باقی مانده
است و غرب
توانسته بود به
خوبی از این
ضعف استفاده
کند و اوضاع
را به نفع خود
تغییر دهد.
قذافی
همانطور که در
وصیتنامه
خود اشاره
کرده از
انتظارات قشر
متوسط جامعه
که به شدت
فربه شده بود
و در انتظار
شرکت در حکومت
و دولت بود غافل
مانده و این
مسئله را جدی
نگرفته بود. لیبی
شرایط بحرانی
و منافع
استراتژیکی
غرب را به دقت
مورد مطالعه
قرار داده بود
ولی توان جلوگیری
از تهاجم غرب
را نداشت.
وقتی
بحران مصر
شروع شد تاثیر
این کشور و
موضعگیریهای
مصر نشان داد
که این کشور
تا چه اندازه
در سرنوشت
خاورمیانه
نقش بازی میکند.
مصر بود که
تدارک باز
کردن مرزهای
این کشور و
تونس را برای
تجاوز غرب به
لیبی گشود. تکیه
تنها و بیش از
اندازه به
اتحادیه
آفریقا که
هنوز پخته و
استخواندار
نشده، کافی
نبود تا لیبی
بتواند با این
پشتوانه از منافع
ملی کشور دفاع
کند.
موضع
گیری مسئولان
کشورهای
وابسته به غرب:
دبیرکل
اتحادیه عرب،
نبیلالعربی
از کشته شدن
معمر قذافی
استقبال کرده
و او را مستبد
خوانده است.
دبیرکل انتصابی
اتحادیه عرب
نگفت تا چه
مدت این
اتحادیه و مصر
آویزان
آمریکا و غرب
خواهند بود.
آقای العربی
نگفت اگر
آمریکا کمک
دومیلیارد دلاری
را به مصر قطع
کند همچنان
بلبلزبانی
خواهد کرد یا
نه؟
سخنگوی
دولت دستنشانده
عراق گفت
سرنوشت قذافی
سرنوشت
رهبران مستبد
عرب است، ولی
نگفت که جایگاه
دولت پوشالی
عراق در کجاست؟
و نگفت در چه
زمانی غرب
دولت عراق را
همانند مبارک
و دارودسته
او حقیرانه
از دور خارج
خواهد کرد!
نوری
مالکی نخستوزیر
و یکی دیگر از
اعضاء فعال
سازمان سیا
جنایتکار
حرفهای در
عراق و منطقه
یکی دیگر از
مزدوران غرب کشته
شدن قذافی را
به مردم لیبی
تبریک گفت.
مککین
سناتور راست
جمهوریخواه،
نخستوزیر
انگلیس، نخستوزیر
آلمان، رئیسجمهور
آمریکا و دبیرکل
سازمان ملل و
ترکیه هم ترور
معمر قذافی را
به خودشان تبریک
گفتند و اعلام
کردند آمادهاند
تا هزینه
کشتار دهها
هزار نفری و
ویرانی لیبی
را از مردم
لیبی طلب کنند
و در واقع درآمد
و ثروت این
کشور را به
یغما ببرند.
مقاومت
لیبی نشان داد
که غرب با همه
هارتوپورت
تا چه اندازه
ضعیف شده است.
روزگاری همین امپریالیسم
از طریق کودتا
مسئله را حل
میکرد، ولی
امروز با
تمامی توان
خود وارد جنگ
با یک کشور
کوچک همانند
لیبی شده است
و این کشور
کوچک بیش از
نه ماه تمام
با مقاومت خود
پوزهاش را به
خاک مالیده
است. لیبی
تا سالهای
آینده از ثبات
داخلی برخوردار
نخواهد بود.
مردم کسانی را
که دسترنچ دهها
سال آنها را به
نابودی
کشاندهاند
هرگز نخواهند
بخشید. نباید
فراموش کرد که
لیبی دارای
ارتش منظم
نبوده و مردم
مسلح یاد
گرفتهاند
چگونه از
منافع خود
دفاع کنند.
یکی از دلایلی
که ناتو جرات
نکرد با پیادهنظام
وارد این کشور
شود وجود همین
ارتش تودهای
است. گروههای
مختلفی که با
کمک ناتو درگیر
جنگ شدهاند و
کشور را به نابودی
کشاندهاند
بزودی بهد جان
هم خواهند
افتاد و این
فرصتی خواهد
بود تا مردم
لیبی کار آنها
را یکسره کنند.
کرونوگرافی
جنگ
جنایتکارانه
غرب و ناتو در
لیبی :
۲۰ فوریه
سیفالاسلام
پسر بزرگ
قذافی اخطار
کرد که احتمال
جنگ داخلی در
لیبی بسیار
زیاد شده است.
۲۲ فوریه
اتحادیه عرب به
دستور آمریکا
و ناتو عضویت
لیبی را در
این اتحادیه
لغو کرد. دلیل
اصلی آن
فعالیت کمرنگ
لیبی با
اتحادیه عرب و
همکاری همهجانبه
لیبی با
کشورهای
آفریقایی بود.
۲۶ فوریه
به پیشنهاد
چند کشور عربی
از جمله قطر و
لبنان شورای
امنیت محاصره
اقتصادی لیبی
را به تصویب
رساند.
۱ مارس
سازمان ملل
عضویت لیبی را
در سازمان ملل
لغو کرد. تصویب
این مصوبه
تهدید یکجانبه
غرب و ناتو
برای حمله به
لیبی بدون
مجور سازمان
ملل بود.
۱۲ مارس
اتحادیه عرب
به دستور
آمریکا و ناتو
درخواست
ممنوعیت
پرواز در فضای
لیبی را کرد.
۱۳ مارس
ارتش لیبی به سمت
بنغازی حرکت
کرد تا شهر را
به محاصره خود
درآورد.
۱۷ مارس
سازمان ملل
تحت فشار بیسابقه
آمریکا و
کشورهای عضو
ناتو کنترل
هوایی لیبی را
از طریق نیروی
نظامی بدون
محدودیت
تصویب کرد.
فرانسه و
انگلیس و
ایتالیا
تهدید کرده
بودند بدون
مجوز هم به
لیبی حمله
خواهند کرد.
هدف از این
مصوبه
جلوگیری از
جنگ بین
طرفهای درگیر
بود ولی ناتو
عملا طرف
مزدوران
خودرا گرفت.
۱۹
مارس تنها یک
روز پس از تصویب
این قطعنامه
غرب حملات مرگبار
خود را به
لیبی از طریق
هوا و دریا
آغاز کرد و
شروع به
نابودی
تاسیسات
زیربنایی
لیبی کرد،
حملاتی که تا ۲۱
اکتبر ادامه
داشت.
۱۰ آوریل
حکومت لیبی
پیشنهاد اتحادیه
آفریقا را
پذیرفت و قبول
کرد هر پیشنهادی
که اتحادیه
آفریقا ارائه
کند مورد قبول
این کشور واقع
خواهد شد. ناتو،
آمریکا و
مزدوران آنها
این پیشنهاد را
رد کرده و
آنرا منوط به
کنارهگیری
قذافی از قدرت
کردند.
۱۱ آوریل
جوانترین پسر
قذافی به اتفاق
سه فرزندش در
حمله هوایی
کشته شدند. هدف
شخص قذافی بود
که در محل
حضور نداشت.
۲۷ آوریل دادگاه
بینالمللی
دستور
بازداشت
قذافی و پسر
بزرگ او را
تحت عنوان
جنایتکاران
جنگی صادر کرد.
خود آمریکا
این دادگاه را
قبول ندارد.
این دادگاه
اهرم فشار غرب
به شخصیتها و
کشورهایی است
که با سیاست
آمریکا و غرب
مخالفت میکنند.
در
پی بمباران
دائمی ناتو
صفیه شهر
نزدیک به تریپولی
که خالی از
جمعیت بود به
اشغال ناتو و
مزدوران آن درآمد.
۱۹ آگوست
با پشتیبانی
ناتو و
بمباران
دائمی مناطق
سلیتن در غرب
کشور به تصرف
ناتو درآمد.
۲۱ آگوست
ناتو و
مزدوران آن با
بمباران
فشرده و بازکردن
یک چهارراه
صلیبی در
تریپولی و با
حمایت کامل
هلیکوپتر
وارد میدان
اصلی شهر شدند.
در این اقدام
جنایتکارانه
هزاران نفر
کشته شده و
شهر ویران شد.
۲۳ آگوست
باب العزیز یا
همان منطقه
سبز تریپولی پس
از ویرانی
کامل اشغال شد
که بعدا همه
تاسیسات آن
غارت و منفجر
شدند.
۲۹ آگوست
همسر و دختر و
پسران قذافی
از مرز خارج شده
و به نیجر
رفتند.
۱۶ سپتامبر
با بمباران
فشرده و
بیسابقه
شبانهروزی
در دو شهر
بانیوالی و
سیرت ناتو
تلاش کرد تا
این دو شهر را
به تصرف خود
در آورد. این
دو شهر در
لیبی به
استالینگراد
لیبی معروف
شدهاند.
۱۶ سپتامبر
سازمان ملل با
شروط کرسی
لیبی را به کمیته
به اصطلاح
انتقالی
منتقل کرد. در
این روز
مزدوران غرب
به اوباما
گزارش کردند
که ۲۳۰۰۰ نفر
در لیبی کشته
شدهاند، در
حالیکه این
رقم حداقل دو
برابر بیشتر است.
ضمن آنکه
مقداری از داراییهای
لیبی آزاد شد.
در این مورد به
علت اختلاف
شدید بین
کشورهایی که
در لیبی منافعی
دارند قرار بر
این شد تا با
نظارت کامل سازمان
ملل مسئله
مالی حل و فصل
شود.
۱۷ اکتبر
نیروهای ناتو
منطقه بانی
والی را پس از
با خاک یکسان
کردن به اشغال
خود درآوردند.
۱۹ اکتبر
در حالیکه
چیزی از شهر
بانیوالی باقی
نمانده بود و
شبانه توسط
چتربازان
ناتو تماما
تحت کنترل
قرار گرفته
بود، مزدوران
غربی وارد شهر
شدند و جنایتی
را در آنجا به نمایش
گذاشتند که
فقط در زمان
هیتلر میشد
مشاهده کرد.
م .
راد، ۲۱ اکتبر ۲۰۱۱
قتلعام
سیاهپوستان
غیرنظامیِ
لیبیائی توسط "شورشیان"
(بخوان
مزدورانِ
ناتو). با دستی
که در گچ در
حال مداوا میباشد،
چگونه میتوانسته
اسلحه حمل
کند؟





منبع: گاهنامه
هنر و مبارزه