تجاوز
نوکران
امپریالیست
آمریکا به
بحرین را محکوم
میکنیم
حاکمیت
بحرین
نماینده مردم
بحرین نیست
طغیان بر
حق مردم بحرین
بر ضد رژیم
پادشاهی آن
کشور همانطور
که انتظار میرفت
با نگرانی و واکنش
گسترده
رژیمهای
ارتجاعی
منطقه و در راسش
رژیم
تروریستی و
بنیادگرای
عربستان
سعودی همدست
امپریالیست
آمریکا و یار
غار اسامه بنلادن
روبرو شد.
بحرین
استان
چهاردهم
ایران بود. به
غیر از اسناد
تاریخی
جغرافیائی و
سیاسی از عهد هخامنشیان
و ساسانیان تا
دوره قاجاریه
و حضور
پرتقالیها و
انگلیسها در
منطقه و
خویشاوندگی
فرهنگی مردم
آن کشور با
ایران یک سند
دیپلماتیک مهم
دیگر نیز وجود
داشت که
مقامات وزارت
امور خارجه
انگلستان در
آن تائید کرده
بودند که
بحرین جزئی از
خاک ایران
است. این سند
که در شکل
نامه مقامات
رسمی وزارت
امور خارجه به
شخص دکتر مصدق
بود و در اختیار
دکتر مصدق
قرار داشت
بارها مورد استناد
قرار گرفت. در
کودتای
خائنانه ۲۸
مرداد که خانه
دکتر مصدق
توسط اوباش
غارت شد تمام
اسناد مربوط
به بحرین و
سایر اسنادی
که به استقلال
و تمامیت ارضی
ایران و تاریخ
ایران مربوط
بود به غارت
رفت، این سند
نیز دزدیده شد.
مسلما این
اسناد که توسط
کودتاچیان
غارت شد امروز
در اختیار
سازمانهای
جاسوسی
امپریالیستی
قرار دارد که
در همان زمان
برای غارت
آنها تجاوز به
حریم خانه
دکتر مصدق را
برنامه ریزی
کرده بودند.
شاه در
همدستی با
امپریالیستهای
انگلیس و
آمریکا پس از
خروج استعمار
انگلستان از
خلیج فارس وظیفه
ژاندارمی
منطقه را به عهده
گرفت و با استقرار
مالکیت مجدد
ایران بر سه
جزیره تنب
بزرگ و کوچک و
ابوموسی که تا
آن زمان زیر
نفوذ مستقیم انگلیسها
بودند و تاخت زدن
آنها با
"استقلال"
بحرین که بخشی
از خاک ایران
بود و در
اشغال
انگلیسها
قرار داشت به
معامله
خائنانهای
دست زد و در طی
نطقی در سفرش
به هندوستان به
پیدایش کشور
امارات متحده
عربی که تا آن
موقع مورد
تائید ایران
نبود و ساخته و
پرداخته
امپریالیست
انگلستان بود برای
رضایت خاطر انگلیسها
در معامله فوق
مهر تائید زد. فکرش
را بکنید که
مستبدی
خونخوار
چگونه راسا
تصمیم میگیرد
که کدام بخش
از خاک ایران
را به چه کسی
ببخشد و یا
نبخشد. تو
گوئی ایران
منزل شخصی وی
است. شاه هرگز
تلاش نکرد در
مقابل
اربابانش
برای ایجاد یک
ثبات سیاسی که
ضامن حفظ
تمامیت ارضی ایران
باشد از این
تسلیمطلبی
بهره گیرد. وی
هرگز برای
آزادی بحرین
از اشغال
امپریالیست
انگلیس
اقدامی ننمود
و اشغال بحرین
را به رسمیت
شناخت. مشکلات
و اختلافات بر
سر سه جزایر
خلیج فارس از
همان زمان شاه
در اثر خیانت
ملی وی چون
استخوان لای
زخم تا به
امروز باقی
ماندند. شاه
بحرین را
بخشید بدون
آنکه چیزی به دست
آورد. در
زمینه
استقلال
بحرین شاه با
جدائی بحرین موافقت
کرد و تلاشی
ننمود تا بر
تمامیت ارضی
ایران صحه
بگذارد. از یک
نوکر بیگانه
بیش از این
نیز انتظاری
نمیرفت.
رژیم
ارتجاعی
بحرین که عامل
امپریالیست و
ارتجاع عرب
است از همان
روز نخست با
اعمال خودکامگی
مانع از آن
شد که اکثریت
مردم بحرین که
شیعه مذهب
هستند از حق
مساوی با
اقلیت ۲۰ در
صدی مسلمانان
سنی برخوردار
شوند. رژیم
بحرین با آگاهی
به نفوذ معنوی
ایران و
خویشاوندی
تاریخی بحرین
با ایران،
تلاش میکرد
تا از حضور
اکثریت
شیعیان در
مجلس فرمایشی بحرین
که بعدها منحل
شد جلو گیرد و
از رسیدن آنها
به مقامات
کلیدی ممانعت
به عمل آورد.
امیر بحرین
برای برهم زدن
تناسب مذهبی و
به ویژه بعد
از انقلاب ۲۲
بهمن در ایران
سنی مذهبان را
از سایر ممالک
عربی به بحرین
آورده و به
آنها تابعیت
بحرینی عطا میکرد
تا برای خویش
پایگاه مادی
ایجاد نماید.
بسیاری از
افراد ارتش وی
از
پاکستانیها
تشکیل شدهاند
زیرا وی به
مردم میهنش
اعم از شیعه و
سنی اعتمادی
ندارد. وی
ارتشی مرکب از
مزدوران
بیگانه را به
یک ارتش ملی
ترجیح میدهد.
بحرین در یک
عملیات بزرگ
جادهسازی و
با انگیزههای
سیاسی توسط یک
پل بزرگ برای
تثبیت وابستگی
به عربستان
سعودی به شبهجزیره
عربستان سعودی
وصل گردید و
این همان پلی
است که
نیروهای
عربستان
سعودی و
امارات برای
تجاوز به
بحرین از آن
استفاده کردهاند.
در بحرین
پایگاه نظامی دریائی
پنجم آمریکا
قرار دارد تا
محاصره ایران
را کامل کند،
از منافعش در
مناطق نفتی
حمایت کند، تجاوز
به عراق و
افغانستان را
زیر نظر داشته
باشد و منافع
خلقهای منطقه
را تهدید کند.
پایگاه نیروی
دریائی پنجم
آمریکا یک
مرکز
تروریستی و تجاوز
جهانی و عاملی
بزرگ برای بیثباتی
منطقه است. از
همین پایگاه
هواپیماهای
آمریکائی
برای بمباران
عراق پرواز میکردند.
انقلابات
شمال آفریقا
تاثیرات خویش
را در بحرین
نیز گذارد و
مردم با آگاهی
به نیروی لایزال
خلق اعم از
شیعه و سنی به
میدان آمده و
خواستهای
دموکراتیک
خویش را مطرح
کردند. آنها به
جای پادشاهی خودکامه
بحرین یک
حکومت مشروطه
میخواستند
که پاسخشان را
با گلوله
گرفتند. در اثر
مقاومت رژیم
حاکم در بحرین
و اعتلاء جنبش
و تعمیق
خواستهای
مردم و با
الهام از موفقیتهای
نسبی مردم در
مصر و تونس
خواستهای مردم
افزایش یافت و
شعار سرنگونی
رژیم در نمایشات
اعتراضی حتی
به زبان فارسی
مطرح شد. مردم
امروز خواهان
جمهوری در
بحرین هستند و
میخواهند که
حقوق انسانی و
دموکراتیک
مردم بحرین به
رسمیت شناخته
شود. رژیم
بحرین تلاش
کرد که این
مبارزه را به
مبارزه میان
سنی و شیعه
تبدیل کند
همانگونه که
عربستان
سعودی و
آمریکا این سیاست
را در عراق و
پاکستان و یمن
و لبنان و
فلسطین اعمال
میکنند. ولی
این دسیسهها
هنوز
نتوانسته جهت
مبارزه مردم
بحرین را تغییر
دهد. مردم
بحرین اعم از
شیعه و سنی
خواهان تغییرات
بنیادی در
بحرین هستند و
وحدت خویش را
در این مبارزه
حفظ کردهاند.
نمایشات
چند صد هزار
نفری مردم در منامه
پایتخت بحرین
و واکنش خشن
امیر بحرین
آمریکا را به
وحشت انداخت
زیرا از نفوذ
ایران در منطقه
نیز خبر داشت.
آنها فورا از
امیر بحرین
خواستند که از
اعمال خشونت
آشکار که میتواند
به اعتلاء
جنبش یاری
رساند خودداری
کند زیرا از
جانبی میتوانست
این خشونت
آشکار موجب
تشدید
قهرآمیز مبارزه
و تسلیح مردم
شود و از جانب
دیگر وضعیت
سایر ممالک
منطقه را به
بیثباتی
بکشاند. مردم
جهان نیز
مسلما از
مبارزه مردم
بحرین مانند
مبارزات مردم
تونس و مصر و
لیبی و... حمایت
میکردند و
آبروی
امپریالیستها
که متحد
عربستان سعودی
و ارتجاع عرب
بودند از بین
میرفت. از
این گذشته موجودیت
حضور
پایگاههای نیروی
دریائی آمریکا
در منطقه از
جمله در بحرین
و قطر به خطر
میافتاد.
وزیر امور
خارجه آمریکا
که جان نوکرش
را در خطر میبیند
در طی نطقی از
طرفین درگیری
خواست که
"آرامش را حفظ
کرده از خود
خویشتنداری
نشان دهند"!!؟؟.
تو گوئی مبارزهایکه
در گرفته است
یک مبارزه
شخصی بین دو
گروه است و نه
یک مبارزه
اجتماعی. منظور
وی این است که
مردم آرام
باشند و
خویشتندار
تا امیر بحرین
با اعمال
خشونت و
خویشتنداری و
سکوت افکار
عمومی جهان از
جمله دولت آمریکا،
خدمت آنها
برسد. این
موضعگیری در
قیاس با موضعگیری
آمریکا در
مورد لیبی به
خوبی نشان میدهد
که وی بازگذاردن
دست امیر
بحرین را در
سرکوب مردم
بحرین تائید
میکند زیرا
از "شبح" ایران
میترسد.
موعظههای
آمریکا دادن
درس اخلاق به
طرفین است تا
نتایج سیاسی
مورد نظر وی
برآورده شود.
امپریالیستها
در مورد بحرین
با حساسیت
بیشتری عمل میکردند.
وزیر جنگ
آمریکا رابرت
گیتس و وزیر
امور خارجه آمریکا
هیلاری
کلینتون در اواسط
ماه مارس ۲۰۱۱
به بحرین سفر
کردند و سیاست
راهبردی خویش
را در آنجا با
رهبران
ارتجاعی عرب
در میان
گذارده و پیاده
نمودند. آنها
در همدستی با
ارتجاع منطقه
موافقت کردند
که کشورهای
عضو شورای
همکاری خلیج (عربی)
فارس (عربستان
سعودی، کویت، قطر،
بحرین،
امارات متحده
عربی و عمان)
با اعزام ارتش
بیگانه و
توافق آمریکا
و سکوت ضمنی و
معنیدار اروپا
و سازمان ملل
به بحرین
تجاوز کنند و
این کشور را
اشغال نمایند
و از رژیم
ارتجاعی امیر
بحرین در
مقابل خواستهای
دموکراتیک و
انسانی مردم
این کشور
حمایت نمایند.
البته به ظاهر
و از جنبه
حقوقی امپریالیستها
به درخواست
حکومت بحرین
برای اشغال
کشورش تکیه میکنند.
در حالیکه این
پادشاه
نماینده مردم
بحرین نیست و
درخواست وی بر
ضد مصالح مردم
و تنها در
خدمت تقویت
نظام خودکامه
و عقبمانده و
ارتجاعی
بحرین است. این
مانند آن میماند
که معمر قذافی
از ممالک جهان
برای حفظ بقاءاش
طلب حمایت
نظامی کند. در
اینجا سخن بر
سر یک مسئله
حقوقی نیست بر
سر یک تصمیم
سیاسی برای
اشغال ممالک
منطقه و بیثباتی
در خلیج فارس
و حفظ منافع
آمریکا و اسرائیل
و سایر ممالک
اروپائی است. امپریالیستها
درسایه فاجعه
زلزله ژاپن
موقعیت را
مناسب تشخیص
دادند و زلزله
دیگری در خلیج
فارس خلق کردند.
همه اخبار
جهان و افکار
عمومی مردم
جهان را به
سوی ژاپن جلب
کردند تا در
سایه آن به فجایع
بزرگتری دست
زنند که مورد
توجه مردم
جهان قرار
نگیرد. انقلاب
شمال آفریقا
نباید به خلیج
فارس منتقل
شود. این
سیاست
راهبردی
امپریالیسم
است.
نشریه "بولتننيوز"
در مورد
بیانات
سخنگوی دولت
آمریکا گزارش
جالب زیر را
در تاریخ ۲۴
اسفند ۱۳۸۹
منتشر کرد: "در
حالی که یک
روز از اشغال
بحرین توسط
عربستان
سعودی میگذرد،
موضعگیری
سران آمریکا
در برابر این
اشغال بسیار
قابل توجه است
تا جایی که
سخنگوی کاخ
سفید از این
اقدام ریاض
حمایت کرد.
جی
کارنی سخنگوی
کاخ سفید در
کنفرانس خبری
خود، در حالی
که با سوالات
متعدد
خبرنگاران در
مورد
اشغالگری
عربستان در
بحرین مواجه
شده بود،
نتوانست به
این سوالات
پاسخ دهد. در
این نشست خبری
خبرنگاری
پرسید اگر
کشور دیگری
مثلا ایران
تصمیم گرفته
بود که وارد
کشور دیگر
شود، چون احساس
کرد که کار
درستی انجام
میدهد آن
وقت امریکا چه
میکرد، میدانم
که این یک
فرضیه است اما
به نظر میرسد
خیلی جدی
باشد؟
جی
کارنی بدون
پاسخ مستقیم
به این سوال
خبرنگار،
مدعی شد: فکر
میکنم شما
باید منظور من
را متوجه شوید
ما گزارشهایی
را که شما
درباره آن
صحبت میکنید
مشاهده کردیم
این حمله به
یک کشور نیست. خبرنگار
با قطع صحبتهای
جی کارنی گفت
هست، هست.
به
گزارش بولتن
به نقل از
العالم،
سخنگوی کاخ سفید
در حالی که
نمیتوانست
این اقدام
خارج از عرف
سران ریاض که
به نظر میرسد
با چراغ سبز
واشنگتن صورت
گرفته را
توجیه کند،
گفت: ما
مصرانه از
دولت بحرین و
دیگر کشورهای
شورای همکاری
خلیج فارس میخواهیم
از خود خویشتنداری
نشان دهند و
با
تظاهرکنندگان
که به صورت مشروع
نگرانیهای
خود را بیان
میکنند، هیچ
برخورد
فیزیکی خشن
نداشته باشند.
کارنی
بدون اشاره به
سخنان اخیر
آدام ارلی سفیر
آمریکا در
بحرین که وعده
برخورد خشن
رژیم آلخلیفه
با
تظاهرکنندگان
را داده بود،
گفت: ما بار
دیگر از دولت
بحرین و دیگر
دولتهای
منطقه میخواهیم
که به این
پیام گوش
دهند.
خبرنگار
دیگری پرسید
آیا شما از
سعودیها میخواهید
که بحرین را
ترک کنند؟
سخنگوی کاخ
سفید بدون
پاسخ صریح به
این سوال گفت:
ما از سعودیها
دیگر اعضای
شورای همکاری
خلیج فارس و
دولت بحرین میخواهیم
از خود خویشتنداری
نشان دهند.
معتقدیم که
گفتگوی سیاسی
راه حل مسائلی
است که در
منطقه در
بحرین و دیگر
کشورها رخ داده
است.
سخنان
آشفته سخنگوی
کاخ سفید که
نشان از آشفتگی
سیاسی در درون
هیات حاکمه
آمریکا و
ناتوانی در
مشروعیت بخشی
سیاسی به
اقدام اخیر آل
سعود در اشغال
نظامی بحرین
است، حاکی از
حمایت همهجانبه
این کشور از
رژیمهای
دیکتاتوری در
دنیای عرب به
خصوص شورای
همکاری خلیجفارس
است."
این
گزارش کوتاه
بیان همه
واقعیت است.
به امپریالیستها
هرگز نباید
اعتماد کرد.
آنها ضد آزادی
و دموکراسی و
تحقق حقوق بشر
هستند. آنها
تمامیت ارضی
ممالک و حق
حاکمیت ملی
آنها را در خدمت
منافع
غارتگرانه خویش
زیر پا میگذارند.
سخنان آنان
ریاکارانه
است و ما این
ریاکاری را در
زمان تشدید
تضادها در شمال
آفریقا و
منطقه
خاورمیانه
دیدهایم.
حزب ما
از مبارزه
دموکراتیک
مردم بحرین
حمایت میکند
و تجاوز و
اشغال قوای
نظامی شورای
همکاری خلیج (عربی)
فارس را محکوم
مینماید.
زمان نشان میدهد
که این شورا
یک شورای
ارتجاعی برای
حفظ منافع
راهبردی
امپریالیسم
در منطقه است.
این اشغال و
جنایت با
همدستی امپریالیسم
و صهیونیسم
جهانی صورت
گرفته است و این
ریاکاری بر
کسی پوشیده
نیست. جالب آن
است که حامیان
رژیم
نژادپرست و
متجاوز
اسرائیل حاضر
نیستند این
جنایت آمریکا
را محکوم کرده
از مبارزه مردم
بحرین حمایت
کنند. پارهای
از این
اوپوزیسیون خودفروخته
که قبای چپ بر
تن کردهاند
حامی نظریات ارتجاعی
و نواستعماری هانتیگتون
هستند که با
اشغال همه
ممالک مسلمان
و سرکوب
مبارزه مردم بر
متن نظریه
"نبرد تمدنها"
موافقند. آنها
آمریکای
"مدرن" را
مترقیتر از "اسلام
سیاسی" تعریف
کرده کشتار
مسلمانان را
مترقی دانسته
و جایز میدانند.
حزب ما
تجاوز به
بحرین و اشغال
این کشور را با دست
درازشده
آمریکا محکوم
میکند و خروج
فوری و بی قید و
شرط نیروهای
اشغالگر را از
بحرین میطلبد.
حزب ما از
مبارزه
دموکراتیک
مردم بحرین
حمایت کرده و
با آنها
سرنگونی رژیم
دستنشانده
پادشاهی
بحرین را میطلبد.
حزب ما
خواهان خروج
نیروهای
بیگانه نظامی
از خلیج فارس
است و حضور
آنها را خطری
جدی برای ثبات
منطقه دانسته
و تجاوزی
آشکار به حقوق
ملتهای منطقه
میداند.
حزب ما
عربستان
سعودی را مرکز
تروریسم و
ارتجاع منطقه
میداند که
مانند
اسرائیل یک
کشور متجاوز
بوده و تا
کنون به بحرین
یمن و عمان
تجاوز کرده
است. حزب ما از
مبارزه مردم
عربستان
سعودی برای
نابودی این
رژیم قرون
وسطائی همدست
مدرنیسم
آمریکا حمایت
میکند.
زنده باد
مبارزات ملی
دموکراتیک
مردم بحرین.
مرگ بر
امپریالیسم
صهیونیسم و
ارتجاع منطقه.