امپریالیستها
و صهیونیستها
بزرگترین
تروریستها و
بزرگترین
ناقضین حقوق
انسانها در
جهان
بهترین
نمونه عدم
توجه به
دموکراسی و
حقوق انسانی و
سیاست "به من
چه، زیرا
منافع شخصی من
در خطر نیست"
مسئله مشخص
تجاوز
بربرمنشانه
ناتو به رهبری
آمریکا به
لیبی است.
صحنههای جنایتکارانه
کماندوهای
ناتو که از
راه هوا و زمین
در مغایرت
کامل با
قطعنامه
شورای امنیت سازمان
ملل، با قلدری
و زورگوئی و
تحقیر افکار
عمومی، به
کاروان قذافی
حمله کردند و
وی را بیرون
کشیدند با
چاقو از پشت
به وی تجاوز
کردند، وی را
کتک مفصل زدند
و سپس به قتل
رساندند را،
همه دیدهاند.
وجدانهای
بسیاری از این
همه وحشیگری به
درد آمد، به جز
وجدانهای
کسانیکه این
فجایع را
تدارک دیده
بودند و از
کشتن قذافی به
این وضع اظهار
رضایت کردند و
بیان کردند که
مرگ وی بسیاری
مشکلات حقوقی
و سیاسی و
قضائی آتی را
حل کرد.
دستگیری زنده
وی برای ما
مشکلآفرین
بود. همه این
سخنگویان که
سبعیتشان
حیرتانگیز
است، خود را مدافع
دموکراسی و
حقوق بشر جا
میزنند. خود
آنها قبلا در
دادگاه دستنشانده
کیفری جهانی
لاهه که متعلق
به خودشان است،
حکم جلب قذافی
را صادر کرده
بودند، و به موجب
آن حکم باید
ظاهرا
علاقمند میبودند
که وی زنده
دستگیر شده و
در مقابل
دادگاه قرار
گیرد، ولی خود
همان "قاضیها"،
دلشان نمیخواست
زنده وی به
دادگاه کیفری
جهانی لاهه،
که خود
دادگاهی
مسخره و دستنشانده
است، تحویل
داده شود. میبینید
آنجا که پای
منافع سیاسی
در کار است،
آنها به
احکامشان نیز
احترام نمیگذارند
و بر اساس
منافع سیاسی
طبقاتیشان
آنرا به زیر
پا میگذارند.
آیا سفاهت نیست
که کمونیستها
نیز با آنها
همآوا شوند؟
آیا این همآوائی،
حکم قتل خود
کمونیستها
نیست؟ آیا این
نشانه آن نیست
که عدهای را
قبل از اینکه
روی صندلی
اتهام
بنشانند، روی
صندلی ایستاندهاند
که بیخبر از
عاقبت کار
خویش برای
قاتلهای خود
دست بزنند؟
اگر
شکنجه کار زشت
و نکوهیده
ایست، اعمالش
در مورد هر کس
حتی مخالف من
هم نکوهیده
است. اگر قبل
از اعمال
مجازات، باید
دادگاه صالحه
به جرم رسیدگی
کرده باشد،
همانقدر باید
برای اسامه بنلادن
معتبر باشد که
برای هویدا و
حتی خلخالی.
آنها که فکر
میکنند این
اصول خدشهناپذیر
را میتوانند
بر اساس ذائقه
خویش تعریف
کنند گور خود
را دارند می
کنند و نمیفهمند.
به این
جهت حزب کار
ایران (توفان)
رفتار
جنایتکارانه
اوباش ناتو را
نسبت به قذافی
که به قتل
رسید، ولی تسلیم
نشد، محکوم میکند. حزب
ما رفتار
مزورانه و
ریاکارانه
امپریالیسم و
صهیونیسم در
برخورد به
حقوق انسانها
را محکوم میکند. حزب
ما بر آن است
که
امپریالیستها
و صهیونیستها
بزرگترین
تروریستها،
بزرگترین
مرتجعین،
بزرگترین
ریاکاران و
دروغگوها،
بزرگترین ناقضین
حقوق انسانها
در جهان
هستند.
امپریالیسم
یعنی ارتجاع
سیاه و با این
ارتجاع سیاه
باید تا
نابودیاش
مبارزه بیامان
کرد، برای
آنکه بشریت
نجات یابد.
حزب ما
بر آن است که
مبارزه برای
تحقق حقوق بشر
بدون مبارزه
با امپریالیسم
و صهیونیسم
سخنان پوچ و
عوامفریبانهای
بیش نیست تا
دموکراسی
مصلحتی و دمبریده
و بیمحتوی را
جا بیندازند.
حزب ما
بر آن است که
سازمانهای
مدعی حمایت از
حقوق بشر باید
تجاوز به لیبی
و رفتار
وحشیانه و ضدبشری
امپریالیستها
و مشوقین
آنها،
صهیونیستها
را محکوم کرده
از حقوق
انسانی و
قانونی مردم
لیبی به حمایت
برخیزند، در
غیر اینصورت
نشان میدهند
که سازمانهای
ساخته و
پرداخته دست
ارتجاع جهانی
هستند و
مشکلشان
حمایت از حقوق
بشر نیست.
حقوقِ بشرِ گزینشی
وجود ندارد.
حقوق بشر
تجزیهبردار
نیست و با نقض
آن اگر
نخواهیم به
ریاکاری متهم
شویم، باید در
همه جا از
فلسطین و ابوغریب
و بکرام و تلآویو
و واشنگتن
گرفته تا
ایران مبارزه
کنیم.
سخن هفته
حزب
کار ایران (توفان)
جمعه ۲۰
آبان ۱۳۹۰
www.toufan.org