دلایل
اشغال سفارت
انگلستان و
نقش خانواده لاریجانی
علی
لاریجانی به
عنوان رئیس قوه
مقننه که خودش
باید به
قوانین به
مصداق
"احترام
امامزاده دست
متولی است"،
احترام
بگذارد، خودش
به نقض قوانین
جهانی دست زده
و تازه به این
کار نکوهیده
خویش نیز با
سینه سپر کرده
مباهات میکند.
در صحنه مجلس
که یک عده
آنرا با میدان
سیرک عوضی
گرفتهاند،
شعارهای مرگ
بر انگلیس به
راه میاندازند
تا به خیال
خودشان کمر
امپریالیسم فرتوت
انگلستان را
بشکنند. غافل
از اینکه این
اعمال زشت
باعث تقویت
امپریالیست
انگلستان میباشد.
به نظر میرسد
که این صحنهسازیها
مصرف داخلی
دارد.
در
شرایطی که عقل
سالم حکم میکند،
گستردهترین
جبهه ضد جنگ و
تجاوز را در
جهان به وجود
آورد و به
بسیج نیروها و
انساندوستان
جهان پرداخت،
تا نقض تعهدات
جهانی از جانب
قدرتهای بزرگ را
به زیر پرسش
برده و مردم در
سراسر جهان به
اعتراض گسترده
دست بزنند، رژیم
جمهوری
اسلامی،
سیاست
انزواطلبی را
در پیش میگیرد،
که بیشتر
نشانه آن است،
که بیشتر غلبه
بر تضادهای
درونی هیات
حاکمه را در
نظر دارد، تا
مصالح ملی
ایران را.
انتقاد
دستگاه دولتی ایران
که زیر نفوذ
جناح احمدینژاد
است، از این
اقدامات و
اظهار تاسف از
وضعیت پیشآمده،
بیشتر این ظن
را تقویت میکند
که رژیم
جمهوری
اسلامی به
چنین
تبلیغاتی برای
مصرف داخلی و
کاهش نفوذ
جناح احمدینژاد
نیاز داشته
است.
برای
شناخت این
مسئله باید
کمی به عقب
برگشت. یکی از
سایتهای
ایرانی در سال
۱۳۸۷ در مورد
خانواده هزار
فامیل در
ایران مطالبی
منتشر ساخت که
از جمله در آن
به خانواده
لاریجانی
اشاره میکند:
"پس
از شهادت
مرتضی مطهری،
دختر ایشان با
پسر آیتالله
میرزاهاشم
آملی ازدواج
كرد. داماد
استاد اما
همان كسی است
كه به نام
دكتر علی
لاریجانی یك
دهه رئیس
سازمان صدا و
سیما و قبل از
آن وزیر ارشاد
اسلامی و پس
از آن دبیر
شورای عالی
امنیت ملی شد.
علی لاریجانی
عضو یكی از
خانوادههای
مذهبی و سیاسی
جمهوری
اسلامی است.
محمدجواد
لاریجانی
اولین فرزند
این خانواده
است كه به
قدرت رسید:
معاون وزیر
امور خارجه شد
و نماینده
مجلس شد. ستاره
اقبال محمد جواد
لاریجانی اما
با یك حركت
حسابنشده در
دوران
انتخابات
ریاستجمهوری
سال ۱۳۷۶ فرو
خفت و او
اكنون به
معاونت حقوق
بشر قوه
قضائیه كفایت
كرده است.
صادق
لاریجانی كه
"شیخ" خانواده
لاریجانیهاست
نیز با عضویت
در شورای
نگهبان در
زمره قدرتمندترین
فرزندان این
خاندان به
حساب میآید،
اما آنكه از
همه فرزندان
مرحوم میرزاهاشم
خوشاقبالتر
است علی
لاریجانی
همان داماد
استاد مطهری است
كه اكنون به
نمایندگی از
مردم قم به
پارلمان راه
یافته و قدم
در راه ریاست
مجلس و شاید
ریاستجمهوری
میگذارد".(تاکید
از توفان).
آقای
روحالله
رشیدی در سایت
«عدالتخواهی» در
سال ۱۳۹۰ در
رابطه با این
خانواده مطالب
زیرین را نوشت
که نشان میداد
منظور از
عبارت "ستاره
اقبال محمدجواد
لاریجانی اما
با یك حركت
حسابنشده در
دوران
انتخابات
ریاست جمهوری
سال ۱۳۷۶ فرو
خفت" چیست:
"میانههای
سال ۷۵، خبری
در فضای رسانهای
کشور منتشر شد
که به زودی به
یکی از جنجالیترین
موضوعات کشور
تبدیل شد. در
شرایطی که کمتر
از یک سال به
انتخابات مهم
ریاست جمهوری
[دوم خرداد۷۶]
باقی بود،
دکتر محمد جواد
لاریجانی
خبرساز شد. او
که در آن زمان
نماینده و
رئیس مرکز
پژوهشهای
مجلس پنجم
بود، با نیک
براون [از
مدیران کل
وزارت امور
خارجه
انگلیس] در
لندن دیدار
کرده و در
مورد مسائل داخلی
کشور، از جمله
موضوع
انتخابات
ریاست جمهوری
با او گفتگو
کرد. آن
روزها، حجتالاسلام
ناطقنوری (رئیس
وقت مجلس) به
عنوان
کاندیدای
جناح راست مطرح
بود. جناح چپ
نیز به همراه
راستهای
سابق (کارگزاران
سازندگی) از
حجتالاسلام
خاتمی حمایت
میکردند.
لاریجانی به
عنوان
تئوریسین
سیاسی جناح
راست، در
دیدار با نیک
براون، سعی
کرده بود تا
نگاههای
منفی غرب به
کاندیدای
جناح راست را
اصلاح کند. او
به براون گفته
بود که پیروزی
جناح راست در انتخابات
میتواند
منافع انگلیس
و غرب را
تامین کند.
از سوی دیگر،
کوشیده بود تا
چهرهای
رادیکال از
جناح چپ و
کاندیدایش
ارائه کند. او
حتی از موضوع
فتوای قتل
سلمان رشدی هم
مایه گذاشته و
جناح چپ را
پیگیریکننده
اصلی اجرای
فتوای قتل
سلمان رشدی
معرفی کرده بود.
این دیدگاه او
مبتنی بر برخی
اقدامات عملی
چهرههای
منتسب به جناح
چپ در مورد
قتل رشدی بود.
در آن زمان،
بنیاد
۱۵خرداد به
سرپرستی آیتالله
حسن صانعی (منتسب
به جریان چپ)
جایزهای
نقدی را برای
کسی که موفق
به قتل رشدی
شود، اختصاص
داده بود.
خلاصه،
لاریجانی
حسابی تلاش
کرده بود تا
کاندیدای جناح
متبوع خود را
آرامشطلب و
اهل تعامل با
غرب معرفی
کرده و رقیب
را برعکس...
محتوای
این دیدار
محرمانه،
چندی بعد به
بیرون درز
کرد. روزنامهی
سلام، با
انتشار بخشهایی
از این
مذاکره،
مقدمات یک
جنجال سیاسی را
فراهم آورد.
اینجا بود که
هجمه وسیعی علیه
لاریجانی به
راه افتاد که
راهبران این
جریان
تهاجمی،
نیروهای
منتسب به جناح
چپ بودند.
نیروهایی از
مجمع
روحانیون مبارز
و سازمان
مجاهدین
انقلاب
اسلامی، با
مصاحبههای
پی در پی،
چنان فضایی
درست کردند که
لاریجانی به
چهرهای منفی
در افکار
عمومی تبدیل
شد. در
راهپیمایی ۱۳
آبان همان
سال، بیانیههایی
از سوی دفتر
تحکیم وحدت در
محکومیت اقدام
لاریجانی
منتشر شد که
نشان از جدی
بودن اعتراضات
داشت. مهمترین
ایرادی که
جناح چپ بر
لاریجانی
وارد میکرد،
بیان مسائل
داخلی کشور در
حضور بیگانگان
بود. چهرههایی
همچون بهزاد
نبوی (از
سازمان
مجاهدین
انقلاب) به
شدت به
لاریجانی
تاختند که چرا
با انگلیسیها
جلسه گذاشته و
اسرار کشور را
با آنها در میان
نهاده است.
موضعگیری
تند و همه
جانبهی جناح
چپ نسبت به
این دیدار،
آنچنان
وضعیتی پیش
آورد که منجر
به حذف عملی
لاریجانی از
عرصهی سیاست
شد. او از مجمع
تشخیص مصلحت
نظام کنار
گذاشته شد و
تا چندی پیش،
از ممنوع
التصویرهای
تلویزیون بود!
بهزاد
نبوی در
گفتگویی که با
ماهنامهی
صبح به مدیریت
مهدی نصیری
انجام داد [شماره
۷۲، ۲۶
مرداد۱۳۷۶]،
به دلایل این
موضعگیری
تند نسبت به
لاریجانی
پرداخت که
امروز و پس از
۱۳ سال،
بازخوانی بخشهایی
از آن، جالب
توجه مینماید.
او میگوید:
«مذاکرات
لندن با دو
رویکرد مورد
انتقاد واقع شده
است. یکی به
لحاظ دیدگاههای
آقای اردشیر
لاریجانی که
همسو با
انقلاب و خط
امام نبود چون
وقتی ایشان در
ماجرای سلمان
رشدی، موضعی
همدلانه با
دولت انگلیس
اتخاذ میکند،
یا در مورد اشغال
لانه جاسوسی
موضعی مخالف
اتخاذ میکند،
همه میگویند
این مواضع،
مغایر با
دیدگاههای
مسلط بر
انقلاب و نظام
است... رویکرد
دوم... این است
که ما نمیتوانیم
این مذاکرات
را جز نوعی
مواضعهی
سیاسی با یک
دولت خارجی
تلقی کنیم آن
هم نه یک دولت
خارجه
معمولی مثلاً
بورکینافاسو
یا یک دولت
دوست مثل
سوریه... بلکه
یک دولت خارجی
استعمارگر که
سابقهی نفوذ
و سلطهی ۲۰۰
ساله در کشور
ما داشته و
هنوز هم
علایقی در
کشور ما دارد. هنوز
سازمان فراماسونری
که یک سازمان
دستنشانده
انگلیس است،
در ایران ریشهکن
نشده است. در
ضمن این دولت،
دولتی است که
نزدیکترین
متحد امریکا
خصوصاً پس از
فروپاشی شوروی
و آغاز نظم
نوین جهانی به
حساب میآید.
الان در بلوکبندیهای
قدرت در جهان،
امریکا و انگلیس
در یک طرف
قرار دارند و
بقیه اروپا،
ژاپن، چین و روسیه،
بدون آن که
در یک بلوک
باشند، در
مقابل این بلوک
قدرت ایستادهاند...
بنابراین اگر
این مواضعه و
تبانی با کشوری
با این مشخصات
صورت گرفت،
برای ما قابل
توجیه نیست...
برخورد ما با
آقای
لاریجانی یک
چنین برخوردی
است. یعنی،
ایشان را متهم
میکنیم به
اینکه در یک
مواضعه
سیاسی با یک
چنین دولتی
شرکت کرده
است». منبع:
سایت پارسینه.
(تاکید از
توفان).
در
همان زمان
رقیبان آقای
لاریجانی از
"لاریگیت"
سخن میراندند
و بر ملاقات
محرمانه با
نیک براون (مدیر
کل وقت وزارت خارجه
انگلیس) انگشت
میگذاردند.
حال
آن گفتگوی
بهزاد نبوی مخالف
آقای
لاریجانی که
در زندان
نشسته است با
ماهنامه صبح،
معنی خاصی
پیدا میکند،
که در جهت
افشاء تمام
اقدامات
کنونی
خانواده لاریجانی
است. در ایران
این خانواده درست
یا نادرست به
انگلیسی (انگلوفیل)
بودن در میان
مردم معروفیت
دارد. ظاهرا بر
اساس شایعات آنها
باید از همان
زمانی که در
نجف زندگی میکردند
روابط حسنه با
انگلیسها میداشتهاند
و اکنون هم
برای کسب مقام
ریاست جمهوری
در ایران
فعالیت میکنند
و برای افزایش
بخت خویش در
این عرصه و جلب
رضایت
امپریالیستها
میخواهند به
انگلستان
بفهمانند که "پیروزی
جناح راست در
انتخابات میتواند
منافع انگلیس
و غرب را
تامین کند" .
محمد
جواد
لاریجانی که شایع
است، میخواهد
نقش هنری
کیسینجر را
بازی کند، در
زمینه
سیاستهای
راهبردی رژیم
فعال است و کارشناسان
معتقدند که وی
یک برنامهریز
راهبردی و محافظه
کار است که با
تدوین سیاست
"تفکیک مقبولیت
از مشروعیت"،
جناح راست
یعنی محافظهکاران
مذهبی را به
سمت
"اقتدارگرائی"
و استبداد
عریان برای
حفظ قدرت سوق
داده است.
ولی
علی لاریجای
که فعلا رئیس
مجلس است،
دارای مشاغل
زیر بوده است:
مدیر کل برون
مرزی و واحد
مرکزی خبر صدا
و سیما،
معاونت وزارتخانههای
کار و امور
اجتماعی، پست
و تلگراف تلفن
و سپاه و مدتی
نیز جانشین
ستاد
فرماندهی کل
سپاه بود. وی
همچنین دبیر
شورایعالی
امنیت ملی بود
که مسئولیت
مذاکرات هستهای
ایران را بر
عهده داشت و
مدتی نیز
نمایندگی و
ریاست مجلس
هشتم شورای
اسلامی را به عهده
داشت و دارد،
وی عضو مجمع
تشخیص مصلحت
نظام است، و
عضویت در
شورای عالی
انقلاب
فرهنگی را نیز
دارا بوده
است. در زمان
وی ۵۲۵۰
میلیارد ریال
دزدی از تنها ۵
حساب بانکی از
مجموع ۲۰۰
حساب بانکی صدا
و سیما جمهوری
اسلامی رو شد
که وی آنها را "کشکی"
نامید و به
کسی در این
زمینه پاسخگو
نبود.
لاریجانی
این روباه
مکار در زمینه
اقتصادی در
شهمیرزاد
بوقلمون و شترمرغ
پرورش میدهد،
گاوداری کلان دارد،
پرورش ماکیان
در برنامهاش
قرار دارد و
مهمتر از همه
پرورش روباه
را در دستور
کار خود
گذارده است.
گوشت و پوست
روباه را به
چین صادر میکند
و در این
زمینه یکهتاز
است. وی در
شهمیرزاد در
نزدیکی سمنان
به دور چشمههای
آب طبیعی
دیوار کشیده و
اموال عمومی مردم
را به مالکیت
خصوصی
درآورده و آب
زیرزمینی و
کمیاب را به
خارج صادر میکند.
پاسداران از اموال
وی در
شهمیرزاد
پاسداری مینمایند.
با توجه به
اینکه هر وکیل
مجلس ۶۰
میلیون تومان
حقوق ماهیانه
همراه با فوقالعاده،
خانه، ماشین
دولتی داراست،
میتوانید عمق
ثروت
لاریجانی را پس
از بازگشت از
نجف محاسبه
کنید و ببینید
به چه نان
نوائی در
ایران رسیده
است.
پس
از تقلب در
انتخابات
ریاست جمهوری،
علی لاریجانی
در دشمنی با
احمدینژاد، نخست
از نخستوزیری
موسوی دفاع
کرد، ولی با
دیدن جهت باد،
فورا در کنار
احمدینژاد
قرار گرفت تا
آبها از آسیاب
ریخت. حال که
درگیری میان
بیت رهبری و
دولت احمدینژاد
بالا گرفته
است و نامزدی اسفندیار
رحیم مشائی
برای دوره
بعدی ریاست
جمهوری با
مشکل روبروست،
خانواده
لاریجانی
تصمیم دارند نقشه
همیشگی خویش
را در تسخیر
مقام ریاست
جمهوری به
اجراء
بگذارند. آنها
علی لاریجانی
را به عنوان
نامزد مقام
ریاست جمهوری
به میدان میآورند.
ولی این
خانواده
بدسابقه که
بهزاد نبوی
آنها را حتی
در لفافه به "فراماسونری"
وصل میکند،
سابقه آلودهای
در برخورد با
استعمارگران
انگلیسی
داشتهاند.
آنها اسرار
داخلی رژیم
ایران را
مانند یک نوکر
بیاختیار، در
اختیار ارباب
قرار دادهاند.
نیک بروان چه
کسی است که یک
مقام برجسته
جمهوری
اسلامی لازم
بداند به وی،
دست به سینه
با سری
افکنده،
گزارش روابط
درونی هیات
حاکمه ایران
را بدهد. این
سوءسابقه در
مورد مماشات با
امپریالیست
انگلستان،
مانند لکه
سیاهی بر
پیشانی
خانواده پُر
زاد و ولد
لاریجانی چسبیده
است. آنها میدانند
که مخالفین
لاریجانیها
حتما از این
حربه نزدیکی آنها
با استعمار
فرتوت انگلیس،
علیه آنها در
شرایطی که
آنها خود را
نامزد مقام
ریاست جمهوری
کنند، استفاده
خواهند کرد. به
نظر میآید که
تجاوز به
سفارت
انگلستان در
این مرحله
خطیر و تبلیغات
گوشخراش در
مورد یک نقض
آشکار معاهده
جهانی، به این
خاطر صورت
پذیرفته باشد،
تا برگ برنده
را از دست
جناح احمدینژاد
در افشاء خانواده
لاریجانی بروباید.
البته
در میان بخشی
از روحانیت که
اموال دزدی
خویش را به
انگلستان
منتقل کردهاند،
تحریم بانک
مرکزی ایران و
بستن حسابهای
ایرانیهای
بلندپایه و
آقازادههای ساکن
انگلستان و
جلوگیری از
سفرشان به
انگلستان،
دلخوری
فراوانی به بار
آورده است، که
نشان دادن زهر
چشم به انگلیس
را در خیانت
به مصالح ایران
و خدمت به جیب
خودشان،
نادرست
ارزیابی نمیکنند.
خامنهای موذیانه
سکوت کرده است،
شاید هم به قدری
از باند احمدینژاد
میهراسد که
تکیه بر
لاریجانی را
به صلاح خویش
میبیند و این
امر البته نشانه
رضای وی است، و
احمدینژاد
این عمل را به
سبک خودش
نادرست
دانسته است. به
نظر میآید
اشغال سفارت
انگلستان
مصرف داخلی داشته
و تسویه حساب
با جناح احمدینژاد
است. در عرصه
خارجی ولی
خسارت
فراوانی به
ایران زده و
دهان ایران را
در اعتراض محقانه
به تجاوز
آمریکا به
حریم هوائی
ایران بسته
است. خانواده
لاریجانی عملا
برای منافع
شخصی و به ضرر
منافع ملی
ایران به هر
دو
امپریالیست
خدمت کردهاند.
حزب کار ایران
(توفان)
آذرماه
هزار و سیصد و
نود
toufan@toufan.org