نقل
از سند گزارش
سیاسی حزب کار
ایران (توفان)
به کنگره
چهارم حزب
جنبش
مشهور به سبز
ماهیتا یک
جنبش
دموکراتیک بود.
این جنبش در
شکل کار،
اعتراض
خودجوش مردم
نسبت به تقلب
در انتخابات
فرمایشی بروز
کرد. این برای
نخستین بار
نیست که رژیم
جمهوری اسلامی
با ریاکاری و
در خدمت منافع
اسلام در آراء
مردم تقلب میکند.
رژیم جمهوری
اسلامی
علیرغم اینکه
موانع بسیاری
بر سر راه
نامزدهای
انتخاباتی از
جمله ایجاد
نظارت
استصوابی در
شورای نگهبان
برقرار کرده
است تا
نمایندگان "منتخب
مردم" و روسای
جمهور را از
صافی "خودی" و
"غیرخودی"
عبور دهد و
تنها نوکران
دست به سینه و وفادار
را به عرصه
مبارزات انتخاباتی
بفرستد، ولی
باز هم مطمئن
نیست که با
تمام این
شگردهای
نظارتی به
منظور خویش
نایل آید.
آنها حتی مصونیت
نمایندگان
مجلس را از
بین بردهاند
و مدعی شدند
که اصل نظارت
استصوابی
برای تمام
دوران
نمایندگی
مجلس اعتبار
دارد و به این
ترتیب یک
ابزار فشار
سیاسی برای
اعمال نفوذ مستقیم
در آراء
نمایندگان
مورد
اعتمادشان ایجاد
کردند. در
شرایطی که این
ابزار کارآئی
نداشته باشد
عامل چماق و
تهدید مستقیم
به قتل تمام
زمینههای "اقناع"
یا سکوت را
فراهم میآورد.
انتخابات ۲۲
خرداد ۱۳۸۸
نیز تافته جدابافتهای
نبود. این
انتخابات از
روز نخست
تقلبی بود. رهبران
جنبش سبز مهر
تائید بر تمام
این موانع ضددموکراتیک
زدند و خود از
صافی شورای نگهبان
گذشتند. ولایت
فقیه و رئیسجمهورش
در همین
انتخابات
تقلبی، تقلب
کردند و از
صندوقها
افراد مطیعتر
و سربهراهتر
را بیرون
کشیدند. جنبش
سبز این توهین
مستقیم به
مردم را
نپذیرفت و آن
انگیزهای
شده تا مردم
خشم نهفته ۳۰
ساله خویش را
به تمامیت
رژیم جمهوری
اسلامی به
نمایش
بگذارند. جنبش
سبز یک جنبش
خودبهخودی و
تودهای بود
که با
خواستهای
دموکراتیک به
میدان آمد و
این خواستها
را ارتقاء داد
و از رهبران
خویش پیشی
گرفت و لزوم
سرنگونی رژیم
جمهوری اسلامی
را طرح کرد.
ترکیب طبقاتی
این جنبش شامل
طبقات متوسط، اقشار
روشنفکران،
آموزگاران،
دانشجویان و
به سخنی نخبههای
جامعه بودند.
زنان نقش ویژهای
در این جنبش
داشتند و این
امر نیز به
علت ستم مضاعفی
که بر زنان
ایران وارد میشود
کاملا طبیعی
بود. زنان
ایران که از
همان زمان
انقلاب در
صفوف مقدم
مبارزه قرار
گرفتند در ۲
خرداد و ۲۲
خرداد با شرکت
وسیع خویش در
جنبشهای
اعتراضی خشم
خویش را نسبت
به رژیم
سرمایهداری
جمهوری
اسلامی نشان
دادند. نقش
زنان در تمام
حرکتهای
اجتماعی
ایران و به
ویژه در
سالهای اخیر
برجسته و بیمانند
بوده است.
طبقه
کارگر ایران به
مثابه طبقه و
نه افراد
جداگانه، نه
از نظر سیاسی
و نه از نظر
کمی و کیفی در
این جنبش شرکت
نداشت و از آن
به کنار ماند.
خواستهای جنبش
نیز در حد
همان
خواستهای
دموکراتیک
بورژوائی
محدود ماند و
نتوانست و یا
نخواست
پیوندی با
خواستهای
طبقه کارگر
ایجاد کند و
این ضعف جنبش
و یکی از
عوامل شکست آن
بود. گرچه این
جنبش به علل
فقدان یک
سازمان
سراسری
انقلابی رهبریکننده
قدرتمند و پُرنفوذ
و مورد اعتماد
مردم، فقدان دورنمای
کسب قدرت
سیاسی و وجود
رهبران
سازشکار، دور
ماندن از طبقه
کارگر به شدت
سرکوب شد، ولی
دستآوردهای
این جنبش نیروی
محرکه
مبارزات بعدی
مخالفان رژیم
جمهوری
اسلامی است.
این جنبش
خواستهای
دموکراتیک
مردم را که از
احترام به
انسان و حقوق
وی سرچشمه می
گرفت در صدر
مبارزه قرار
داد و نشان
داد مبارزه برای
تحقق
خواستهای
دموکراتیک تا
به چه حد در
میان مردم برد
و مقبولیت
دارد.
جنبش ۲۲
خرداد مجددا
این نظریه حزب
ما را تائید
کرد که به
مبارزه
دموکراتیک
تکیه کند زیرا
که این مبارزه
قدرت بسیج
فراوان داشته
و اقشار گوناگون
و عظیم مردم
را در بر میگیرد.
مبارزه بر ضد
ستمگری و
خفقان، بر ضد
خودسری و
فقدان امنیت،
بر ضد دستگاه
قضائی
بیدادگر و
مملو از تبعیض،
بر ضد
برگزیدگان
صاحب حقوق
ویژه و مسلط
بر جامعه، بر
ضد سرکوب زنان
و بیتوجهی به
حقوق مساوی
آنها با مردان
و... جزو وظایف
کمونیستهاست.
مبارزه در راه
استقرار
سوسیالیسم که قطبنمای
حرکت ماست
باید از مرحله
تحقق
دموکراسی عبور
کند. در دوران
استقرار
دموکراسی و یا
در پیکار برای
کسب آن است که
اهمیت سوسیالیسم
و حقانیت آن
روشن میشود.
جنبش
دموکراتیک ۲۲
خرداد نشان
داد که
دموکراتیسم
در ایران پایگاه
وسیعی دارد و
خواست سوزان
مردم است. این
است که حزب ما
باید مانند
گذشته با تمام
توان در راه
تحقق حقوق
دموکراتیک
مردم و مبارزه
با هرگونه
ستمگری و
سرکوب و خفقان
مبارزه کند.
خطراتی
که جنبش سبز
راتعقیب میکند
نه تنها از
جانب رهبران
اصلاحطلب
است بلکه گروههای
بینام و نشان
از بیسازمانی
جنبش خود به خودی
سبز سوء
استفاده کرده
و خود را نماینده
سبزها مینامند.
سلطنتطلبان
و حامیان
امپریالیسم و
صهیونیسم نیز
به یک باره به
رنگ سبز درآمدهاند
و به ویژه در
رسانههای
گروهی غرب و
در شبکه
اینترنت
فعالند و
نظریات انحرافی
ناسیونال
شوینیستی شاهپرستانه
و ضد عرب و
فلسطینی و حمایت
از
صهیونیستها
را ترویج میکنند.
راه شناسائی و
افشاء آنها در
طرح شعارهای
ضدامپریالیستی،
ضدصهیونیستی
و ضدسلطنت و
همبستگی مردم
ایران با
خلقهای منطقه است.
وفاداران و
یاران صمیمی
جنبش سبز
طبیعتا باید
هشیار باشند و
با تلفیق
مبارزه
دموکراتیک با
مبارزه ضدامپریالیستی
مانع شوند که
دشمنان مردم ایران
این جنبش را
به کجراه
برند.
همانطور
که بیان کردیم
در ایران یک
انتخابات ضددموکراتیک
و تقلبی انجام
گرفت. حتی اگر
در این
انتخابات
جناح سبز حاکم
میشد از نظر
حزب ما به این
مفهوم نبود که
انتخابات
تقلبی صورت
نگرفته است.
یک انتخابات
از نظر حقوق
بورژوائی زمانی
آزاد و
دموکراتیک
است که احزاب
حق فعالیت آزادانه
داشته باشند،
سانسور از بین
برود، آزادی
بیان و
مطبوعات حاکم
باشند. رسانههای
گروهی در
اختیار همه
نیروهای فعال
سیاسی قرار
گیرد و آنها
فرصت معرفی
نامزدهای
انتخاباتی
خویش را داشته
باشند.
نامزدهای
انتخاباتی
باید احساس
امنیت کنند و
کسی حق ندارد
متعرض آنها
شود. باید تساوی
حقوق زن و مرد
در تمام عرصههای
اجتماعی به رسمیت
شناخته شود تا
زنان نیز
بتوانند
مانند مردان
خود را برای
ریاستجمهوری
معرفی کنند.
باید
محدودیتهای
قومی و مذهبی
را حذف کرد تا
برای کسی مانع
انتخاب شدن وجود
نداشته باشد.
آنوقت است که
میتوان از
انجام یک
انتخابات
آزاد سخن گفت
و حزب ما برای
تامین چنین
شرایطی
مبارزه میکند.
در انتخابات ۲۲
خرداد
هیچکدام از این
مقدمات فراهم
نبود و به این
اعتبار این
انتخابات از
بدو امر تقلبی
بود و نمیشد
آنرا کتمان
کرد. تحریم
انتخابات
تقلبی امر
درستی بود.
بعد
از سرکوب جنبش
سبز و خانهنشینشدن
رهبران آن موج
بگیر و ببند و
دستگیری و فرار
فعالین آن
شروع شد. در
ترکیه و یونان
هزاران فراری
ایرانی وجود
دارند که
اتحادیه
اروپا از
پذیرش آنها به
عنوان
پناهنده
سیاسی سر باز
میزند و آنها
را برای
همکاری و
همدستی با
صهیونیستها و
امپریالیستها
تحت فشار قرار
میدهد.
سازمانهای
سلطنتطلب
بسیار در این
راستا فعالند
و با دول مربوطه
همکاری
فراوان دارند.
هر کس فورا
تسلیم شود
بهترین امکانات
را در اختیار
وی قرار میدهند
وگرنه عفریت
شوم بیحقی،
تعقیب و بیخانمانی
و بیپولی
آنها را تهدید
میکند.
در
کنار مبارزات
کارگران و
جنبش
دموکراتیک اعتراضی
به تقلب در
انتخابات ما
در طی سالهای
گذشته با
جنبشهای
اعتراضی
فراوانی برای
بهبود شرایط
زندگی و یا
کسب حقوق مدنی
روبرو بودهایم.
چندین بار
آموزگاران حقالتدریس
برای دریافت
حقوق عقبافتاده
خویش به
اعتراض دست
زدهاند. این
آموزگاران در
مناطق
روستائی و
دورافتاده
درس میدهند و
میزان حقوق آنها
تنها کفاف
هزینه رفت و
آمد آنها را
میدهد. یك
معلم حقالتدریس
در گفتوگو
با خبرنگار
اجتماعى فارس
افزود: اگر یك
معلم حقالتدریس
با مدرك
كارشناسی، ۱۲
ساعت در هفته
در آموزش و
پرورش تدریس
داشته باشد،
معادل ۶۰ هزار
تومان حقوق میگیرد.
این
آموزگاران
فاقد بیمهاند
و تمام این
سختیها را از
آن جهت تحمل
میکنند که
دولت آنها را
به استخدام
رسمی درآورد.
آموزگان
برای جلب توجه
مسئولین
چندین بار به
اعتراضات
مسالمتآمیز
دستجمعی از
سراسر ایران
حتی در مقابل
مجلس شورای
اسلامی دست
زدهاند. آنها
خواهان استخدام
رسمیشان از
سوی آموزش و
پرورش میباشند:
وزارت آموزش و
پرورش وعده
داده بود
آموزگارانی
که دارای پنج
سال سابقه حقالتدریسی
هستند به
استخدام رسمی
آموزش و پرورش
درآیند ولی این
وزارتخانه به
بهانه اینکه "بودجه
نداریم"
تعهدات خود را
به زیر پا
گذارد.
آموزگاران میبینند
که به حرفهای
مسئولین
دولتی نمیتوان
اعتماد کرد.
مبارزات
صنفی و
دموکراتیک
همه اقشار
جامعه را از
دانشجویان،
آموزگاران،
خبرنگاران، پرستاران،
دانشآموزان،
نویسندگان،
زنان و... در بر
میگیرد. رژیم
سرمایهداری جمهوری
اسلامی بنا بر
ماهیتش نمیتواند
به خواستهای
دموکراتیک و
حقوق مردم
توجه کند. این
مبارزات برای
هر قشری شکل
خاص خود را از
جمعآوری امضاء
تا نمایشات
خیابانی و
نامهنگاری و
مقالهنویسی
دارد که همیشه
به صورت
مسالمتآمیز
برگزار میشود.
رژیم جمهوری
اسلامی نمیتواند
این مبارزات
مسالمتآمیز
را تحمل کند و
از اوج گرفتن
جنبش نیز به شدت
هراسناک است به
این جهت سعی
میکند با
اعمال خشونت،
با سرکوب مردم
و به زندان
انداختن و یا
تعهدات سنگین
مالی از آنها
گرفتن از
تداوم مبارزه آنها
ممانعت کند. طبیعتا
تا زمانیکه
ظلم و جور،
تبعیضات،
فساد، فقر، بیعدالتی
و... در جامعه
حاکم است
زمینه بروز و
رشد این
جنبشها نیز فراهم
است. این
اعتراضات در
پارهای از
زمینهها خود
را در اشکال
سازمانی
سازمانهای
غیردولتی
نمایان میسازد
که نفس
موجودیت آنها
ناشی از وجود
آسیبهای
اجتماعی و
لزوم مبارزه
با آنها، و
نارضائی از
نوع برخورد و
یا بیتوجهی
حکومت به
اهالی است.
ترس رژیم از
این است که
دامنه این
جنبشها به
قدری گسترش
یابد که آنها
نتوانند به راحتی
آنها را در
نطفه خفه
کنند.
*****
بر
گرفته
ازتوفان
شماره ۱۳۵ خرداد
ماه ۱۳۹۰ ماه
ژوئن ۲۰۱۱، ارگان
مرکزی حزب
کارایران
صفحه
حزب کار ایران
(توفان) در
شبکه جهانی
اینترنت. www.toufan.org
نشانی پست الکترونیکی(ایمیل). toufan@toufan.org