برخورد
به امر قهر
انقلابی
نقل
از سند گزارش
سیاسی حزب کار
ایران (توفان)
به کنگره
چهارم حزب
در
فردای انقلاب
ایران
روحانیت برای
کسب کامل قدرت
در ایران از
هیچ جنایتی
غفلت نکرد.
آنها هزاران
هزار
انسانهای بیگناه
را تنها به خاطر
زهر چشم گرفتن
سر به نیست
کردند. حتی با
قتلهای
درمانی شیوههای
آدمکشی را به
سطح یک تئوری
پیشگیرانه
برای حفظ قدرت
سیاسی ارتقاء
دادند.
وجدانهای بشری
و به ویژه
وجدان ما
ایرانیان از
این همه
خونریزی و
تبهکاری و
قساوت و بیرحمی
حیوانی، از
اینهمه بیعدالتی
و انتقامجوئی
و خونآشامی،
از این همه
تصفیه حسابهای
شخصی و ارضاء
تمایلات
حیوانی با
توسل به زور و
گردنکلفتی
به عذاب آمده
در نهادمان مقاومتی
در مقابل این
همه خشونت بیانتها
به وجود آمد.
این مقاومت
درونی کاملا
از نظر تاریخ
قابل فهم است
ولی از نظر
علمی راه
مبارزه با خشونت
حیوانی طبقات
حاکمه را با
انکار واقعیتهای
اجتماعی نمیتوان
پیدا کرد. قهر
را تنها با
قهر میتوان
از بین برد.
هیچ قهر
ضدانقلابی و
از جمله مذهبی
خودبهخود از
بین نمیرود.
یکی
دیگر از موارد
اختلافی که در
اپوزیسیون ایران
وجود دارد
برخورد به
مسئله قهر
انقلابی است.
کمونیستها
همیشه بر این
باورند که قهر
مامای جامعه
کهن در تولد
جامعه نوین
است. این
نظریه بزرگ
مارکس و انگلس
محصول خیالپردازی
دو اندیشمند
بزرگ
پرولتاریا
نیست استنتاج
از مبارزه
طبقاتی بشریت
در طی قرنها
میباشد.
جایگزینی
نظامهای
اجتماعی تنها
با قهر انقلابی
مقدور بوده
است. تاریخ
بشر تاریخ
مبارزه طبقات
است که به
انقلابیهای
انسانها بر ضد
مناسبات حاکم
صورت گرفته
است. همه
انقلابات تاریخ
بشریت محصول
قهر انقلابی
مردم است.
مبارزه
قهرآمیز
ملتها و تودههای
مردم بوده است
که کمر
استعمار
جهانی را شکسته
است. بدون این
مقاومت
قهرآمیز برای
اخراج اشعالگران
جنایتکار
امکان رهائی
ملی و کسب
استقلال وجود
نداشت. حزب ما
هوادار قهر
طبقاتی است.
این قهر خارج از
اراده ما در
جامعه وجود
دارد و نفی وی
در سخنان و
تئوریها و
نظریهها به
مفهوم فقدان
آن در عمل
نیست بلکه
تنها به مفهوم
انکار واقعیت
در جامعه است.
طبیعتا
هیچ طبقه اجتماعی
که قدرت سیاسی
را در دست دارد
حاضر نیست به
میل خود و با
اقناع از
امتیازهای
خویش دست
بردارد. تاریخ
حتی یک نمونه
در اینمورد
ندارد بلکه
برعکس نمونههای
فراوانی در
جهت ارائه
اعمال خشونت
از جانب
مدعیان
مخالفت با
خشونت دارد که
هدفشان از طرح
این مسایل
تنها خلع سلاح
معنوی طبقه
کارگر و
نیروهای
انقلابی است.
در
ایران دکتر
محمد مصدق با
یک انتخاب
دموکراتیک بر
سر کار آمد و
بر ضد استعمار
انگلستان قد
برافراشت.
ارتجاع پاسخ
وی را با
خشونت بیرحمانه
داد، وزیر امورخارجهاش
دکتر حسین
فاطمی را
اعدام کرد و
کمونیستها و
نیروهای انقلابی
را سینه دیوار
گذاشت.
در
شیلی در یک
انتخابات
آزاد آلینده
به قدرت رسید
و ژنرال
پینوشه به یاری
سازمان "سیا"ی
آمریکا پاسخ
وی را با
خشونت
بیرحمانه داد
و آنگاه دهها
سال بیش از سی
هزار نفر را
به قتل
رساندند و مبارزان
را ربودند و
سر به نیست
کردند و سرانجام
با یاری
امپریالیستها
از پینوشه تا
آخرین روز
حمایت کردند تا
با خیال راحت
و در آسایش به
خاطر خدماتی که
کرده بود عمرش
را به پایان
برساند.
در
اندونزی که
سوکارنو رهبر
ملی آنها
آزادیهای
دموکراتیک را
برای فعالیت
کمونیستها به رسمیت
شناخته بود با
کودتای
آمریکائی
سوهارتو
روبرو شد که
وزیر
امورخارجهاش
را تیرباران
کردند و سپس
یک میلیون
کمونیست را به
یاری متعصبین
مذهبی که امروز
در مقابل
آمریکا قد علم
کردهاند سر
بریدند.
پاتریس
لومومبا در
کنگو قانونا
بر سر کار آمد ولی
چون تسلیم
امپریالیست
بلژیک نشد وی
را کشتند و در
اسید حل کردند
و جنبش ملی
کنگو را سرکوب
کردند.
مارتین
لوتر کینگ یکی
از رهبران ضد
تبعیض نژادی
در آمریکا که
مدافع عدم
توسل به قهر
برای تحقق
خواستهایش
بود با قهر نیروهای
نژادپرست به
قتل رسید و...
در
تمام این
موارد و موارد
مشابه ما شاهد
آن هستیم که
این نیروهای
ضدانقلابی
هستند که برای
سرکوب مردم به
قهر توسل جسته
و تا لحظهای
که خود در
قدرت سیاسی
هستند مدعی میشوند
که قهر یک
مقوله
انحصاری است
که فقط باید در
خدمت دولت
باشد. تجربه
نشان میدهد
که نیروهای
خشونتطلب که
با قهر
ضدانقلابی
مناسبات
غیرانسانی و
ظالمانه را
جفظ میکنند و
خود از آن
بارها
استفاده کرده
و بازهم خواهند
کرد پس از
قبضه کردن
قدرت سیاسی از
دیو به فرشته
بدل شده و همه
را از توسل به
قهر باز میدارند
و در عرصه
مبارزه
ایدئولوژیک
در نکوهیده
شمردن قهر
سرآمد عالمند.
منظور آنها
هیچوقت قهر به
طور کلی نیست.
قهر طبقاتی که
خود آنها با
توسل به
ماشینهای
سرکوب و تحمیق
که دارند قهر
محسوب نمیشود
یک امر بدیهی
برای حفظ نظام
است ولی
مقاومت در
مقابل این
سامانه
ستمگری قهر
محسوب شده به
خشونت
بارترین وضعی
به آن پاسخ میدهند
و با کسی شوخی
ندارند.
ارتجاع
طبقاتی برای
اینکه
جنبشهای
دموکراتیک و
اعتراضی را
مهار کند برای
آنکه مانع شود
که حرکتهای
مدنی برای پایان
دادن به نقض
حقوق مدنی
انسانها از حق
مقاومت و توسل
به زور برای
کسب حقوق خویش
به قهر انقلابی
برخوردار
شوند، برای
اینکه در یک
جنگ روانی
ایده توسل به
قهر را در
نطفه خفه کند
مستمراَ بر ضد
قهرانقلابی
تبلیغ میکند.
مقولات
اجتماعی نظیر
آزادی و
دموکراسی را
از ماهیت
طبقاتی خویش
تهی مینماید
به امر سرکوب
ارتجاع با
شعار مخالفت
با اعدام با
کتمان کردن
ریشه های
اجتماعی این
پدیده و راه
برافکندن
قطعی آن در
قالب عباراتی
نظیر "ما با
مرگ مخالفیم
زنده باد
زندگی" و یا
"تا کی باید
خون ریخت"، "باید
با اعدامها
جمهوری
اسلامی با شعار
نفی اعدام به
طور کلی
مبارزه کرد" و...
دست ارتجاع
خشونتطلب را
در جاری ساختن
نهرهای خون از
خون نیروهای انقلابی
و تودههای
مردم آزاد میگذارند
و مردم را
دلداری
بیشرمانه میدهند
تا برای رفع
این وظعیت و
پاسخ به
ارتجاع به قهر
انقلابی
متوسل نشوند.
تجربه جنبش ۲۲
خرداد نشان
داد که ارتجاع
حتی در مقابل
خواستهای
دموکراتیک و
مسالمتآمیز
نیز از توسل
به قهر ضدانقلابی
ابائی ندارد و
باید مردم را
برای مقابله
با این
وحشیگریها
مسلح کرد.
ترحم
بر پلنگ تیز
دندان
ستمکاری
بود بر
گوسفندان
رهبران
سازشکار در
این جنبشها که
اهدافشان
مبارزه در
چارچوب
نظامهای حاکم
است هراس
دارند که با
ترویج ایده
توسل به قهر
چنانچه
مقبولیت عامه
بیابد مجموعه
نظام حاکم به
خطر افتاده و
سرنگون شود.
باین جهت در
برنامه
و شعارهای
خود راه توسل
به قهر را رد میکنند
و از فشار این
جنبشها تنها
برای کسب امتیاز
برای طبقه یا
قشر خویش در
چارچوب وضعیت
کنونی
استفاده مینمایند.
تبلیغات آنها
رفرمیستی است.
البته ایده
توسل به قهر
به معنی مسلح
شدن قهرمانان
و انجام
عملیات
ترورویستی
نیست، این درک
معیوبی از قهرانقلابی
و طبقاتی است.
قهر باید در
روند مبارزه
اجتماعی
مقبول مردم
قرار گیرد و
این آمادگی در
آنان به وجود
آید که برای
نیل به اهداف
خود آماده
فداکاری و
دادن قربانی
با حداقل
خسران باشند و
در شرایطی
توسل به قهر
برای تحقق این
آرمان اجتناب
ناپذیراست.
حزب
ما باید در
آینده نیز
برای اثبات
حقانیت استفاده
از قهر
انقلابی
مبارزه کرده و
آنرا ترویج
کند. حزب ما
باید بکوشد با
نظریاتی که میکوشند
مقولات
اجتماعی را که
طبقاتی هستند
به صورت
لیبرالیستی
به مفاهیم "بیضرر"
و غیر طبقاتی
بدل کنند و
مردم را فریب
دهند مبارزه
نماید.
*****
بر
گرفته از توفان
شماره ۱۳۹ مهر
ماه ۱۳۹۰ اکتبر ۲۰۱۱،
ارگان مرکزی
حزب کارایران
صفحه حزب کار
ایران (توفان)
در شبکه جهانی
اینترنت. www.toufan.org
نشانی
پست
الکترونیکی (ایمیل). toufan@toufan.org