زندان، شکنجه و مرگ

 سه دهه رژیم اسلامی

 

به برکت رژیم تبهکار جمهوری اسلامی مصائب مردم میهن ما از اندازه بیرون است، آنها امنیت ندارند، وضع آموزش و بهداشت اسفناک است، مسکن ندارند و اجاره خانه سرسام‌آور است، از بی‌حقوقی و خودسریﻫﺎﻯ مافیای رژیم رنج می برند و سالﻫﺎست که از گرانی به ستوه آمدهﺍند و اکنون با اجرای طرح یارانه‌ها  قیمت کالاها به ویژه کالاهای مورد نیاز عمومی مانند نان، گوشت، حبوبات، میوه و سبزیجات، قند و شکر، و لبنیات و همینطور آب و برق ... به طور سرسامﺁوری بالا رفته است درحالیکه دستمزد کارگران و زحمتکشان، حقوق آموزگاران و کارمندان  جزء دولت در سطح نازلی باقی مانده است. مردم ما به زحمت گذران زندگی خود و خانوادۀ خود را سرهم می‌کنند و اکنون در چنان تنگنائی قرارگرفتهﺍند که حتا تهیۀ نان خالی و سکونت در یک اطاق کوچک نیز از توانائی آنان بیرون است.

 

رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی یک رژیم مافیائی است و تا دلتان بخواهد دروغ می‌گوید و هیچ پاسخی برای نیازمندیﻫﺎﻯ ابتدائی مردم ندارد جز به کار گرفتن  زور و سرکوب و حفظ امنیت برای آقازادهﻫﺎ و سرمایهﺪاران گردن‌کلفت. تشدید بحران اقتصادی در ایران و چگونگی راه خروج از این بن‌بست و نابسامانی اجتماعی به تشدید نزاع در حاکمیت سیاسی انجامیده و هر دو جناح خامنه‌ای و احمدی‌نژاد علیرغم اختلافات آشکار بر سر چگونگی برون‌رفت از این بحران اما کوچکترین تردیدی در سرکوب وحشیانه مردم و تشدید فضای ترس و ارعاب ندارند و متحد عمل می‌کنند. بازتاب تشدید سیاست چماق و سرکوب را می‌توان اینروها در بازداشتهای خودسرانه خبرنگاران، وبلاگ‌نویسان و روشنفکران جامعه، صدور کیفرخواست، فشار بر زندانیان سیاسی، اعدام، فشار بر خانواده‌های داغدیدگان به ویژه مادران عزادار پارک لاله، فشار بر دانشجویان دانشگاهها و دستگیری فعالان کارگری مشاهده کرد.

 

هدی صابر روزنامه‌نگار زندانی و فعال ملی‌مذهبی شنبه (۲۱ خرداد) در اثر فشارهای زندان و ایست قلبی جان باخت. هدی صابر و امیرخسرو دلیر ثانی یکی دیگر از فعالان ملی مذهبی در اعتراض به مرگ هاله سحابی در جریان برگزاری مراسم تشییع جنازه عزت‌الله سحابی از دهم خرداد دست به اعتصاب غذا زده بودند.

 

منصوره بهکیش از حامیان مادران عزادار روز یکشنبه ۲۲ خردادماه مورد یورش  ماموران وزارت اطلاعات قرار گرفت و همراه با تعدادی دیگر دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین شکنجه‌گاه وزارت اطلاعات منتقل گردید. او پیش از این به خاطر شرکت در اعتراضات مادران پارک لاله (مادران عزادار) دستگیر شده بود و چند روز پس از آن به دلیل بیگناهی آزاد شد. ۶ تن از اعضای خانواده منصوره بهکیش: زهرا بهکیش و همسرش سیامک اسدیان، محمود بهکیش، محمد بهکیش، محسن بهکیش و علی بهکیش همگی آنها در دهۀ ۶۰ توسط جمهوری جنایتکار اسلامی به شهادت رسیدند. فعالین حقوق بشر در ایران، دستگیری، بازداشت، نگهداری در سلول انفرادی، بازجویی و تحت شکنجه روحی قرار دادن او را محکوم کرده‌اند خواستار اعزام مراجع بین‌المللی و بازدید از زندانهای قرون وسطائی و ضدبشری جمهوری اسلامی شده‌اند.

 

اعتصاب غذای ۱۲ زندانی سیاسی در اعتراض به مرگ هدی صابر و هاله سحابی و همینطور شهادت نامه ۶۴ تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در مورد علت مرگ هدی صابر و اعتراض به اعمال وحشیانه و ضدانسانی رژیم نسبت به زندانیان از جمله حوادثی است که این روزها در عرصه داخلی و بین‌المللی بازتاب داشته است.

 

محکوم کردن دکتر فریبرز رئیسدانا استاد دانشگاه و عضو کانون نویسندگان به یک سال زندان به اتهام دفاع از کمونیسم و حمایت ازمحرومان جامعه و انتقادات شجاعانه وی از سیاستهای نئولیبرالی و طرح اجرای هدفمند کردن یارانهها ... اینها همه سند محکومیت رژیمی است که بعد ازبیش از سه دهه در مسند قدرت نتوانسته به کوچکترین حقوق دمکراتیک مردم پاسخ گوید و چاره کار را زندان و شکنجه و اعدام میبیند. مردم کشور ما امروز در عرصه‌های گوناگون و متنوع با رژیم آدمخوار اسلامی درگیرند و با وی دست‌وپنجه نرم میکنند. این بگیروببندها نشانه قوت نظام منفور ولایت‌فقیه که حافظ منافع سرمایه‌داران و قشر نازک انگلی جامعه است نمیباشد. رژیم سرمایه‌داری مافیائی جمهوری اسلامی در تمامی عرصه‌های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و بین‌المللی در بن‌بست و انزوا به سر می‌برد و خود را در مقابل اعتراضات مردم ضعیف می‌بیند. این رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی است که اکنون در موضع تدافعی قرار دارد و از آینده خود بیمناک است. رژیم در پی تدارک انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری است و هیچ برنامه و راه‌حلی برای خروج از این بحران ندارد و سرزمین ما را به جولانگاه مشتی اراذل و اوباش و آدمکش تبدیل کرده، راه رشد و ترقی را به روی مردم ایران بسته است، مبارزین را به شکنجه‌گاهﻫﺎﻯ کهریزک و اوین می‌فرستد، دستش به خون گرامی‌ترین فرزندان خلقﻫﺎﻯ ایران آغشته است و هیچ درس عبرتی از رژیمهای منفور پهلوی و مبارک نگرفته و نخواهد گرفت. چنین رژیمی سرانجامی جز سرنگونی فضیحت بار ندارد.

 

امروز برای پیشبرد امر مبارزه، تشکیلات و اتکاء به نیروی سازمانیافته و سراسری و جلب حمایت اقشار زحمتکش و جوانان و زنان مترقی و آزادیخواه امری ضروری است. بدون کوچک‌ترین تردید رژیم منحوس و مرتجع سرمایهﺪاری جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ خواهد پیوست. مهم تحقق کامل اهداف و آمال و آرزوهای تودهﻫﺎﻯ زحمتکش و آزادیخواه و مبارزی است که طی صد سالۀ اخیر از انقلاب مشروطه و جنبش ملی شدن صنعت نفت گرفته تا انقلاب ۵۷ برای آن اهداف مبارزه کردهﺍند. مردم ایران از رژیم جمهوری اسلامی متنفرند و از هر فرصتی سود جسته، به میدان می‌آیند و اراذل و اوباش کاربه‌دستان حاکم را به چالش میگیرند. تجربه جنبش عظیم ۲۲ خرداد و سرکوب خونین آن نشان می‌دهد که مردم ایران هوشیارانه‌تر از گشته عمل می‌کنند و نمی‌خواهند تحت شعارهای بی‌محتوا به زیر بیرق کسانی روند که خواهان حفظ همین رژیم‌اند و دعوایشان با مستبدین حاکم نه بر سر حقوق پایه‌ای توده زحمتکشان بلکه بر سرقدرت و غارت ثروت به نفع جناحی از بورژوازی است. بیاعتنائی مردم به فراخوانهای رنگارنگ هواخواهان میرحسین موسوی به مناسبت دومین سالگرد ۲۲ خرداد دلیلی بر این مدعاست.

 

راه رستگاری مردم ایران برای برون رفت از این بن‌بست نه توهم به این جناح و یا آن جناح رژیم بلکه برچیدن کلیت نظام جمهوری اسلامی از طریق سازماندهی پایه‌ای و درازمدت در محلات و کارخانه و دانشگاه..... و با ایفای نقش اصلی و قاطع و تعیین‌کنندۀ طبقۀ کارگر و رهبری حزب سیاسی او امکان‌پذیر است و راه دیگری متصور نیست.

 

 

نقل از توفان الکترونیک شماره ۶۰ نشریه الکترونیکی حزب کار ایران تیرماه ۱۳۹۰

www.toufan.org

toufan@toufan.org