نوشته‌ای از «کومپانی رو» فیدل

فیدل کاسترو

ناتو در نقش کشتارگر جمعی (بخش چهارم)

گاهنامۀ هنر و مبارزه

۵ نوامبر ۲۰۱۱


Mondialisation.ca,

Le 1 novembre 2011

Granma.cu

 

روز دوم مارس مقاله‌ای زیر عنوان «جنگ اجتناب‌ناپذیر ناتو» نوشتم:

 

در زمینۀ گسترش انسانی و میزان امید به طول عمر، برخلاف مصر و تونس، لیبی مقام اوّل را در تمام آفریقا احراز می‌کند. دولت توجه خاصی به آموزش و بهداشت دارد. بی‌گمان سطح فرهنگی مردم در لیبی خیلی بالاتر است. [...] کشور به نیروی کار خارجی نیازمند بود تا طرح‌های تولیدی و انکشاف اجتماعی بلندپروازنه‌اش را به تحقق رساند.

 

[...] لیبی سرمایه و منابع ارزی معتبری در اختیار داشت که به بانک‌های کشورهای ثروتمند سپرده بود، و این ثروت مالی به آنها اجازه می‌داد که اجناس مصرفی خریداری کنند: حتی اسلحه از همین کشورهایی که حالا به نام حقوق بشر در پی اشغال کشورشان هستند.

 

اردوی عظیمی از طریق رسانه‌ها برای تحریف خبری در افکار عمومی مردم جهان ایجاد شد. مدتی طول خواهد کشید تا ما واقعا پی ببریم که در لیبی چه اتفاقی افتاده و دروغ را از راست تشخیص دهیم.

 

[...] امپراتوری و هم‌پیمانان اصلی آن از پیشرفته‌ترین ابزارها برای انتشار اخبار استفاده می‌کنند و با توجه به چنین واقعیتی است که ما باید حقیقت را تشخیص دهیم.

 

[...] امپراتوری و ناتو که قویا از موج انقلابی در جهان عرب مضطرب بودند، یعنی کشورهایی که تولیدکنندۀ نفت موردنیاز اقتصاد مصرفی کشورهای پیشرفته و ثروتمند است، نمی‌توانستند از فرصتی که اختلاف داخلی در لیبی برای مداخلۀ نظامی آنها ایجاد کرده بود، قطع نظر کنند. [...]

 

با وجود سیل دروغ‌ها و ابهاماتی که منتشر کرده بود، ایالات متحده نتوانست توافق چین و فدراسیون روسیه را برای تأیید رأی شورای امنیت مبنی بر مداخلۀ نظامی در لیبی به دست آورد، اگر با اهداف شورای حقوق بشر موافقت کرده بودند. [...]

 

واقعیت این است که، همانطور که پیش‌بینی کرده بودم، لیبی از این پس طعمۀ جنگ داخلی شده و سازمان ملل متحد قادر به جلوگیری از آن نبود، و برعکس دبیر کل سازمان ملل متحد آتش‌بیار جنگ داخلی شد.

 

نکتۀ مهم و آن چیزی که دور از ذهن بازیگران صحنه مانده، این است که رؤسای شورشی مخالفت خود را با هر گونه مداخلۀ نظامی بیگانگان اعلام کرده بودند.

 

بر اساس گزارشات آژانس‌های خبری مختلف، عبدالحفیظ غوقه سخنگوی مجلس ملی انتقالی شنبه ۲۸ فوریه اعلام کرد:

[...] «آنچه که ما می‌خواهیم، اطلاعات سری است، ولی به هیچ عنوان نمی‌خواهیم که به حاکمیت ما در آسمان و زمین و دریا خدشه‌ای وارد شود».

 

او این موضوع را در جلسه ای با حضور روزنامه نگاران مطرح کرد...

 

بر اساس گزارش «آ.اف.پی» در شنبۀ گذشته او می‌گوید:

«خواست مسئولان جبهۀ مخالف در مورد حاکمیت ملی منعکس‌کننده خواست بسیاری از لیبیایی‌هایی بود که به شکل آزاد در جلسۀ بین‌المللی خبری در بن‌غازی حضور داشتند».

 

یک استاد علوم سیاسی در دانشگاه بن‌غازی، عبیر ایمنینا (مترجم؛ نام این فرد ممکن است به شکل دیگری باشد...) در همان روز اعلام کرد:

«در لیبی احساس ملی‌گرایی بسیار شدیدی وجود دارد. علاوه بر این، نمونۀ عراق تمام جهان عرب را به وحشت می‌اندازد.»

 

و با اشاره به  اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ که قراربود موجب گسترش دموکراسی و آزادی شود، و سپس به تمام منطقه گسترش پیدا کند، و با نتایجی که به بار آورد، می‌گوید:

«می دانیم در عراق چه گذشته است، و حالا در بی‌ثباتی به سر می‌برد، چنین چشم‌اندازی هیچ تمایلی برای تکرار آن را تشویق نمی‌کند.»

 

چند ساعت پس از پخش این گزارش، دو روزنامۀ مهم در ایالات متحده، نیویورک‌تایمز و واشینگتن‌پست، با عجله دو تعبیر تازه از این گزارش را منتشر کردند که بر اساس خبرگزاری آلمان در اول مارس:

«جبهۀ مخالفان در لیبی می‌توانند از غرب بخواهند که از طریق هوا مواضع استراتژیک نیروهای وفادار به رئیس‌جمهور معمر قذافی را بمباران کنند. نیویورک‌تایمز و واشینگتن‌پست چنین مطرح کرده اند که این مسئله در شورای انقلابی در دست بررسی است.»

«واشینگتن پست به نقل از شورشیان طرفدار مداخلۀ غرب، نوشته است که جنگ علیه نیروهای وفادار به قذافی می‌تواند خیلی طول بکشد و به بهای جان بسیاری تمام خواهد شد.»

 

با خواندن چنین گزارشاتی فورا از خودم پرسیدم: چرا این همه اصرار دارند که شورشیان را به عنوان اعضای برجستۀ جامعۀ لیبی معرفی کنند و به شکلی جلوه دهند که گویی آنها در حال دعوت به عمل آوردن از ایالات متحده و ناتو برای بمباران و کشتن لیبیایی‌ها هستند؟

 

سرانجام روزی از طریق افرادی مانند همان استاد علوم سیاسی در دانشگاه بن‌غازی به حقیقت پی خواهیم برد، به همانگونه که دربارۀ تجربۀ میلیون‌ها عراقی از مرگ و بی‌خانمانی و بیکاری تا سر حد مهاجرت داشته‌اند، سخن گفته است. امروز چهارشنبه ۲ مارس، آژانس خبری اسپانیا سخنگوی شورشیان را معرفی می‌کند که در حال اعلام بیانیه است که به نظر من بیانیۀ روز دوشنبه را تأیید و در عین‌حال رد می‌کند:

«بن‌غازی (لیبی)، ۲ مارس. هیئت شورشیان در لیبی امروز از شورای امنیت درخواست کرده است که مزدوران رژیم معمر قذافی را بمباران کند.»

 

عبدالحفیظ غوقه در جلسه‌ای در حضور روزنامه‌نگاران در بنغازی اعلام کرده است که:

«...به این دلیل که نیروهای مسلح به دلیل موضع دفاعی مزدوران رژیم، نمی تواند دست به حمله بزند. [...]»

 

آیا بسیاری از جنگ‌های امپریالیستی به همین اوضاع شباهت ندارد؟ جنگ اسپانیا در سال ۱۹۳۶، جنگ موسولینی علیه اتیوپی در سال ۱۹۳۵ و جنگ ژرژ دابلیو بوش علیه عراق در سال ۲۰۰۳، و یا هر یک ازده‌ها جنگی که ایالات متحده علیه ملت‌های آمریکای جنوبی، از اشغال مکزیک در سال ۱۸۴۶ تا جنگ ملوین در سال ۱۹۸۲ به پا کرده است؟ البته بی‌آنکه حملۀ مزدوران به «پلایا ژیرون»(۱) که ما پنجاهمین سالگرد آن را در ۱۶ آوریل آینده جشن می‌گیریم، جنگ کثیف و محاصره علیه کشور خودمان را فراموش کنیم.

 

نقطۀ آغاز تمام این جنگ‌ها، مانند ویتنام که به بهای جان میلیون‌ها انسان تمام شد، در دلایل و توجیهات بی‌شرمانه ریشه دارد.

 

برای آنهایی که هنوز در مداخلۀ نظامی در لیبی تردید دارند، می‌توانم از آسوشیتدپرس نقل قول بیاورم که گزارشات امروزش این موضوع را کاملا تأیید می‌کند:

«دیپلمات‌ها تأیید کرده‌اند که کشورهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) طرحی فوری برای برقراری منطقۀ ممنوعۀ پرواز بر اساس الگوی بالکان در سال‌های ۱۹۹۰ در دست تهیه دارند تا در صورتیکه جامعۀ بین‌الملل محاصرۀ لیبی را ضروری بدانند، به اجرا گذاشته شود.»

 

هر فرد عادلی که قادر به مشاهدۀ عینی حوادث باشد می‌تواند به خطر مجموعه حوادث شرم‌آور و خشونت بار سیاست ایالات متحده پی ببرد و این چیزی است که به روشنی نشان می‌دهد که به چه علتی در سازمان ملل متحد روی مسئلۀ قطعنامۀ برای محاصرۀ کوبا منزوی شد:

«ضرورت برچیدن محاصرۀ اقتصادی، تجاری و مالی توسط ایالات متحده علیه کوبا.»

 

علی‌رغم کارهایم، بازی‌های پان‌آمریکن را در گوادالاخارا پیگیری می‌کنم. کشور ما به این جوانانش افتخار می‌کند که در تمام جهان نمونۀ اتحاد و روح بالنده هستند. هیچکس نمی‌تواند جایی را که آنها به عنوان انسان‌های شرافتمند در اختیار گرفته‌اند از آنها بگیرد.

یکشنبه ۳۰ اکتبر این بحث را ادامه خواهم داد.

 

http://www.granma.cu/Fotos%202011/octubre/firma-25octubre.jpg

Fidel Castro Ruz
le 2
8 octobre 2011
h
19   14

 

 نام ساحلی کوچک در بخش شرقی خلیج خوکها، در مرکز کوبا است.Playa Giron1)


 

منبع:        http://www.mondialisation.ca/index.php?context=va&aid=27380

 

ترجمه از فرانسه به فارسی توسط حمید محوی

نشر گاهنامۀ هنر و مبارزه