فاروق
سولریا: (۱)
مهاتما
گاندی، این
پیامبر
دروغین!
چاپ
شده در نشریه
سوئدی
آربتارن (کارگر
Arbetaren) به تاریخ ۲۱
ژانویه ۲۰۰۸
فلسفه
"مبارزه
مسالمتآمیز"
مهاتما گاندی
در همه
جای دنیا به
او جایگاه
ویژهای
بخشیده و این
باعث شده که
همه تصور کنند
که رهایی هندوستان
از بریتانیای
استعمارگر با
این شیوه
"مبارزه" حاصل
شده است، ولی
طبق نظر فاروق
سولریا از پاکستان،
گاندی یک
سیاسی
ریاکاری بود،
و در حقیقت
مبارزه مسلحانه
بود که به
آزادی این شبهقاره
انجامید.
به
مانند یک تازهوارد
به سوئد، و
کلاً به جو
اروپای غربی، از
قهرمانسازی
مهاتما
گاندی واقعاً
در شگفت شدم. در
پاکستان و
هندوستان، که
در واقع آنجا
مهاتما گاندی
فعال بود،
تصویر دیگری
از او نه
فقط در نزد
چپها بلکه همه
تودهها
موجود است.
برای
من این یک
ریاکاری
طنزآمیزی است
که سازمان ملل
به تازگی
دوم اکتبر روز
تولد مهاتما
گاندی را به
یادبود او
"روز بینالمللی
مبارزه
مسالمتآمیز"
نامگذاری
کرده است،
ریاکاری از
این نظر که
سازمان ملل
جنایات جنگی
مثلاً در
افغانستان را
تایید کرده
است، و
طنزآمیز از
این نظر که
گاندی پیشگام
این ریاکاری
است.
مفتخر
به نام مهاتما
(روح بزرگ)،
نامی که
نویسنده و
فیلسوف
رابیندرانات
تاگور به او
داد، گاندی در
همه جای دنیا
قدردانی میشود،
به همین دلیل
مسلماً خیلیها
گاندی را
همچون بهاگات
(مقدس) میشمارند،
با سوءظن سر تکان
خواهند داد
اگر بشنوند که
این پیامبر چنین
میگفت
"هیچ
همدستی میان
شجاعان و ضعیفان
نمیتواند
وجود داشته
باشد، به ما
مثل آدمهای
ترسو مینگرند،
اگر ما میخواهیم
خود را از بیحرمتی
آزاد سازیم
باید استفاده
از اسلحه را بیاموزیم"....
"ما باید این
امکان را
داشته باشیم
که اسلحه حمل
کنیم و از
آنها استفاده
کنیم" ... " و اگر
ما استفاده از
اسلحه را میخواهیم
بیاموزیم این
وظیفه ماست که
در ارتش نامنویسی
کنیم".
چنین
کلمات تقدسگونه
به تودههای
هندی در دوران
جنگ اول جهانی
گفته شد وقتی
که گاندی این
وظیفه را به
عهده گرفت تا
تودههای
هندی را تشویق
کند تا در
ارتش امپریالیستی
بریتانیا
وارد شوند، و
تودهها
متحیر اعتراض
میکردند
که:
چگونه
یک انسان
خواهان
مبارزه
"مسالمتآمیز"
میتواند
در جنگ شرکت
کند؟ و یک
مهاتما (مقدس)
هیچ ارزشی
ندارد اگر
نتواند در
چنین مشکلی
راهگشایی کند
و این مهاتمای
مقدس جواب میداد
"من سودآوری و
پشتیبانی
بریتانیا را
پذیرفتهام،
من سعی نکردهام
آنرا تخریب
کنم، پس چرا
اجازه دهم که
تخریب شود؟"
در
میان
مزیتهایی که
گاندی از
جهانی بودن
مقام خود بُرد،
گرفتن دو مدال
جنگی و کسب یک
مقام ارتشی
(سرگرد) بود
البته برای
سپاسگزاری از
او برای کمکش در
سرکوبی شورش
قبیله زولو و
کمک به پیروزی
در جنگ بوئر
در آفریقای جنوبی
بود. با این
دلائل بیانشده
"گاندی
بهترین پلیسی که
بریتانیا در
هندوستان
داشت" بود که
البته این را
عضو پارلمان
انگلیس، الن
ویلکینسون (Ellen Wilkinson)
بعد از دیدارش
از هندوستان
در سال ۱۹۳۲ بیان
کرد.
این
موعظهکن
مبارزه
"مسالمتآمیز"
ما، مهاتما
گاندی، فقط از
جنگهای
امپریالیستی
پشتیبانی
نکرد. اگر چه
او آنقدر زنده
نماند تا هندوستان
را ببیند که
به یک نیروی
دارای بمب اتم
تبدیل شده است
که شرق
پاکستان را
اشغال کرد، هندوستان
حتی در زمان
حیات او نغمههای
شوم جنگ با
پاکستان را سر
میداد.
به جای
مخالفت با
ادعای پاکستان در
مورد کشمیر با
شیوه "مسالمتآمیز"،
تصمیم
جواهر لعل
نهرو نخستوزیر
خود مبنی
بر فرستادن
ارتش به آنجا
را با
دعای خیر
استقبال کرد.
پند آهیمسا (Ahimsa) "به
دور افکن هر
ذرهای
از خشونت از
قلب خود" فقط
در مورد
"پشتیبانی
مطلق از هر
مرد، زن و کودک
انگلیسی"
اعتبار داشت.
گفتههای
دوگانه؟ بله،
ولی لرد
ایروین (Lord Irwin)، معاون
پادشاه
بریتانیا در
هندوستان، این
گفته های دوگانه
را چنین توضیح
میدهد: "یک
ابلیس عجیب که
همیشه به دنبال
سودآوری
است"، در همه
اعمالش می ینیم
که چگونه
بانیا (Bania) (کاستی که
گاندی به آن
تعلق داشته و
از وضعیت مالی
خوبی برخوردار
بوده و پول
قرض میدادند) بر
مهاتما (مقدس)
حاکم است.
برای
همین گاندی
روزی خود را
"آنارشیست،
البته از نوع
دیگر" میخواند
و روز دیگر به
دعوت
موسولینی از
ایتالیا دیدن
میکرد،
در آنجا این
"آنارشیست،
البته از نوع
دیگر" دوچه را
ملاقات کرده و
در تظاهرات
فاشیستی شرکت
میکرد.
به
همان شیوه
گاندی خود را
هندو،
مسلمان، مسیحی،
بودایی،
یهودی، هر
چیزی .... نامید به جز
بلشویک، و او
ادعا میکرد
که "اگر تنها
چیزی بتواند
از این فاجعه
(بلشویسم) در
کشورمان
جلوگیری کند
همان
ساتیاگراها (Satyagraha)
(مبارزه
مسالمتآمیز)
است.
او
برای
پرولتاریا و
دهقانان این
اندرز مقدس را
بیان میداشت
که "کار و
سرمایه نیاز
ندارند که در
تضاد با هم
قرار بگیرند"
برای اینکه "حتی
در یک
دنیای بی عیب
و نقص نیز بیعدالتی
اجتنابناپذیر
است، ولی ما میتوانیم
و باید از خشونت و
تلخی پرهیز
کنیم، نمونههای
بیشماری هست
که چگونه
ثروتمندان و
فقیران در یک
دوستی بی عیب
و نقص زیست میکنند،
و ما باید
چنین نمونههایی
را چند برابر
کنیم."
متاسفانه
گزارشی
دال بر اینکه
چگونه بیرلا این
مرید گاندی و
"فئودال
نمونه" یا
دیگر میلیونرها
"آزادانه از
موقعیت خود
کنارهگیری"
کردند به دست
گاندی که در
خانه بیرلای
میلیونر
اقامت کرده
بود نرسید.
ولی
آیا او همچون
یک فقیر
زندگی کرد؟
البته، ولی
این پچپچ
به گوش همه
رسید که "این
خرج زیادی
برمیدارد
که بگذاریم
گاندی
فقیرانه
زندگی کند" و
"پول هنگفتی"
توسط خانوادههای
بیرلا و تاتا
(ثروتمندترینها در
آن دوره) این
وضعیت
"فقیرانه"
گاندی را تضمین
میکرد.
این پولها فقط
خرج زندگی
گاندی در
"فقر" نمیشد بلکه
برای سرکوبی
افراطگرایانی
همچون سوبهاش
چاندرا (Subhash Chandra)
هم مصرف شد.
چاندرای چپگرا
که با احترام
نتاجی
خوانده میشد
دو بار به
عنوان سخنگوی
حزب کنگره در
مقابل
فراکسیون
گاندی انتخاب
شد، ولی
کمکهای مالی بیرلا
و تاتا به
گاندی کمک کرد
تا کودتایی در
حزب
سازماندهی
کند.
چاندرا
از مقام سخنگویی
حزب استعفاء
داده، از
هندوستان
گریخته و ارتش
ملی هند (INA)
را تشکیل داد.
هزاران سرباز
هندی که در
خدمت ارتش
بریتانیا
بودند و
همچنین
جوانان زیادی
به او
پیوستند.
محبوبیت
چاندرا در
دوران جنگ جهانی
دوم خیلی بیش
از محبوبیت
گاندی بود و
این محبوبیت
اثر خود را در
انتخاب
دوباره او به
سخنگویی حزب
نشان داد.
افسانه چاندرا
به مثابه یک
فرمانده در
ارتش ملی هند
اولین به مصاف
طلبیدن گاندی
نبود، در دهه ۱۹۳۰
گاندی و حزب
کنگره توسط
بهاگات سینگ
گاندی (Bhagat Singh Gandhi)
که از رهبران
ارتش
سوسیالیست
جمهوریخواه
هندوستان
بوده و به
ارتش
استعمارگر
بریتانیا حمله
میکرد
نیز تهدید شد.
بهاگات
سینگ بعد از
اعدام برای
تودههای
هندی همان شد
که چهگوارای
انقلابی برای
تودههای
آمریکای
لاتین شد.
محبوبیت بهاگات
سینگ، هر چند
دوره
مبارزاتیاش
کوتاه بود ولی
بیش از گاندی
دوام آورد.
در
حقیقت آن
مبارزه
مسلحانه
انقلابی
الهام گرفته
از بهاگات سینگ
و بعد از آن
ارتش ملی هند
بود که
هندوستان را آزاد
کرد.
تاریخنویسی در
مورد گاندی که
مبارزات آهیمسا (مسالمتآمیز)
او نیروهای
اشغالگر را از
هندوستان راند
نه تنها به
ابتذال
کشاندن ارثیه
مبارزات
انقلابی
هندوستان
بلکه یک بیاهمیتی
و سادهانگاری
تاریخ آن است.
۱) Farooq Sulehria، فاروق
سولریا، روزنامهنگار
رادیکال و عضو
حزب کارگر
پاکستان
http://www.siahkal.com/index/right-col/Gandi.htm