دیمیتری
سدوف:
نقش
جدید ناتو
http://www.fondsk.ru/news/2011/11/17/novaja-rol-nato.html
ترجمه:
ا. م. شیری
www.eb1384.wordpress.com/2011/11/24/
۳ آذر ۱۳۹۰
در
گزارشهای
آژانسهای
خبری غرب در
باره سوریه
بیشتر اوقات
اخبار دیگری
غیر از
«سربازان فراری»
ارتش سوریه به
چشم نمیخورد.
اینطور، ۱۶ نوامبر، این
«فراریان» به
دفتر اطلاعات
نیروی هوایی سوریه
در اطراف دمشق
حمله کردند.
همزمان با آن،
آنها در
اردوگاه
نظامی درعا
کشتارگاه به راه
انداخته،
چندین ده
نظامی را به
قتل رساندند.
به گزارش آژانسهای
خبری، در
جریان
ناآرامیهای ۱۴ نوامبر
نیز ۷۱ نفر، از
جمله ۳۴ نفر
از سربازان ارتش،
باز هم به دست
همین «فراریان
از ارتش» کشته
شدند.
رسانههای
خبری خارجی در
تلاش برای
توضیح پیدایش
توده
«فراریان»،
آنها را به نام
«ارتش آزاد
سوریه» مستقر
در ترکیه (*)
معرفی میکنند.
اما، در اینجا
یکچنین سؤالی
پیش میآید:
در حالیکه
«ارتش آزاد سوریه»
چندی پیش پا
به عرصه وجود
گذاشت و،
همانطور که در
خبرها گفته میشود،
متشکل از ۱۰۰
نفر میباشد،
پس چه کسانی
از بهار گذشته
تاکنون بیش از
هزار سرباز
ارتش دولتی را
کشتهاند؟
این
فراریان از
کجا مهمات،
تجهیزات
جنگی، اطلاعات
و دیگر
نیازمندیهای
خود را تأمین
کرده و مهمتر
از همه آنها،
عملیات خود را
در مقیاس کشوری
همآهنگ میکنند؟
آنها چند نفر
باید باشند که
بتوانند همهروزه
با ارتش منظم
دولتی
بجنگند؟
کاملا
واضح و روشن
است که نام بیمسمای
«ارتش آزاد
سوریه» فقط یک
«پوشش» برای
شمار زیادی
تروریست میباشد
که تحت فرماندهی
آژانسهای
جاسوسی غرب
فعالیت میکنند.
دولت سوریه
تعداد
تروریستهای
متشکل در گروههای
ضربت را که به
نیروهای
دولتی حمله میکنند،
۲ هزار نفر،
اعلام میکند.
شمار کسانی که
از گوشههای
خلوت هدف
گلوله
تیراندازان
قرار میگیرند،
زیاد است.
تعداد کشتهها
در سوریه مرتب
افزایش مییابد،
و اکثریت
قربانیان، هم
نظامی و هم
شهروندان
عادی، به دست
همین گروهها
کشته میشوند.
البته هدف
جنگجویان فقط
کشتار ساده
سربازان نیست.
مثلا، به گزارش
آسوشیتدپرس،
۱۶ نوامبر در
نتیجه حمله به
پادگان نظامی
در منطقه
درعا، علاوه
بر سربازان
نیروهای دولتی،
«۲۳ نفر از
ساکنان
روستای واقع
در نزدیکی پادگان
نیروهای
دولتی،
قربانی خشم
جنگجویان شدند».
در تفسیر
آژانس
آسوشیتدپرس
با استناد به
«گروههای حقوق
بشری»، گفته
میشود که
سربازان
مستقر در
پادگان که پیش
از آن رفتار
مسالمتآمیز
داشتند، در
جریان درگیری
ناگهان عصبانی
شده، ساکنان
روستای نزدیک
را کشتند. اول
و آخر این
تفسیر بههیچوجه
با هم نمیخواند
و هر کارشناس
بیغرضی میداند
که این کار،
کار کیست.
جنگجویان
سوریه درست
مثل
ترویستهای
لیبی عمل میکنند.
آنها به منظور
گسترش ترس و
هرج و مرج،
طرفداران
رژیم را به
رگبار گلوله
میبندند.
ناتو
به رغم
سازماندهی و
تسلیح
تروریستهای
سوریه، هنوز
هم نمیتواند
به هدف اصلی
خود دست یابد.
رژیم بشار اسد
به خود
اطمینان دارد
و قصد تسلیم
شدن در مقابل
دیکته خارج را
ندارد. تصمیم
اتحادیه عرب
مبنی بر تعلیق
عضویت سوریه
در آن
تشکیلات،
مشکل بتواند
این کشور را
به تسلیم
وادار سازد.
چرا که اولا-
این تصمیم کشنده
نیست و ثانیا-
جهان عرب شاهد
آن است که اتحادیه
عرب زیر سلطه
گروه کشورهای
عربی طرفدار
آمریکا به رهبری
عربستان
سعودی قرار
دارد. این
واقعیت،
تصمیمات هر
چند هشداردهنده
اتحادیه عرب
را بیاعتبار
میسازد.
عضویت لیبی در
اتحادیه عرب
هم درست یک
ماه قبل از
آغاز
بمبارانهای
ناتو متوقف
شد. بدینترتیب،
اتحادیه عرب
وظیفه خود را
نجام داد.
خواست
پادشاه اردن،
عبدالله دوم
از بشار اسد
برای کنارهگیری
از قدرت نیز
نمیتواند
کسی را به
تأمل وادار
نکند. بسیار
روشن است که
اردن در ازای
حفظ امنیت
مرزهای شرقی
اسرائیل
کمکهای قابل
ملاحظهای به طور
آشکار و پنهان
از آمریکا
دریافت میکند.
بدون این
کمکها،
اقتصاد این
کشور میتواند
به زیر علامت
سؤال برود. به
همین سبب، بر
ناظران آگاه
پوشیده نیست
که ملک
عبدالله هم
مثل ریاض از
واشینگتن
دستور میگیرد.
با
این وجود، همه
اینها با
تهدید ترکیه
برای قطع صدور
برق به سوریه
قابل مقایسه
نیست. همه شواهد
نشاندهنده آن
است که رجب
طیب اردوغان
این تصمیم را
با توافق
همکاران
ناتویی خود
گرفته است.
اکنون فقط رقص
مجازی با آهنگ
«حقوق بشر»
اجرا میشود.
اما فردا کلید
برق خاموش
خواهد شد، و
در آستانه
فرارسیدن
دوره سرما،
بخش بزرگی از
سوریه از
انرژی برق
محروم خواهد
گردید.
این
اقدام، باعث
تغییر کیفی
اوضاع و فلج
شدن اقتصاد
سوریه خواهد
گردید. دولت
بشار اسد در
وضعیت بسیار
بدی قرار
خواهد گرفت و
در چنین
شرایطی، موج
اعتراضات
تودهای تقویت
خواهد شد و
احتمالا به
مرحله وخیمی
هم برسد. در
چنین صورتی،
تدابیر نیمهناقص
نه کمکی به
رژیم خواهد
کرد و نه
گزینه دیگری
جز اعلام
وضعیت فوقالعاده
باقی خواهد
گذارد. ناتو
نیز امید خود
را به اعزام
«کلاه آبیها»
به سوریه بسته
است که باز هم
متشکل از واحدهای
ناتو و متحدان
عربی خواهد
بود.
بلوک
آتلانتیک
شمالی به هر
قیمتی در امور
داخلی سوریه
دخالت کرده و
خواهد کرد.
ناتو همانطور
که در لیبی
عمل کرد، سعی
میکند بر
مبنای
قطعنامه
شورای امنیت
سازمان ملل
متحد به سوریه
وارد شود و
این یعنی،
تضمین جنگ
داخلی در این
کشور. در این صورت،
«کلاه آبیها»
به مربی و
فرمانده یکی
از طرفهای
درگیر جنگ
تبدیل میشوند
و در مرحله
تعیینکننده
نیز، سر و کله
نیروهای ویژه
پیدا خواهد شد
و درست مثل
طرابلس، مقر
دولت اسد را
مورد حمله
خواهند داد.
بدین
ترتیب، ناتو
نقش جدید خود
را که در لیبی آزمایش
کرد، تحکیم
نموده و در
جنگ داخلی
برعلیه رژیمی
که تصمیم به
سرنگونی آن از
قبل گرفتهشده،
شرکت میکند و
یک گام دیگر
در راه تأئید
نقش ناتو به
عنوان
ژاندارم بینالمللی
برداشته
خواهد شد.
با
این وجود،
هنوز یک مشکل
حل نشده برای
ناتو باقی
مانده است. و
آن اینکه،
«کلاه آبیها»
نیز باید بر
اساس قطعنامه
شورای امنیت
سازمان ملل
متحد به این
کشور اعزام
شوند. و این هم به
معنی آن است
که سرنوشت
سوریه را
جمهوری خلق چین
و جمهوری
فدراتیو
روسیه رقم میزنند.
به همین جهت،
فشار باورنکردنی
بر پکن و مسکو
وارد خواهد
شد. آژیرهای غرب
به بهانه مقابله
با «خونریزیهای
گسترده رژیم جنایتکار
اسد و ضرورت
مداخله بینالمللی»
با تمام قدرت
به صدا در
خواهند آمد.
در
همه حال، حرف
آخر و گرهگشا
در این سیاست
جهانی را
رهبری چین و
روسیه خواهند
زد...
افزوده
مترجم
(*)- به منظور
درک بهتر
سیاستهای
همواره
ارتجاعی دولتهای
پیشین و کنونی
ترکیه، توجه
خوانندگان را به
موضع این کشور
در جنگهای
جهانی اول،
دوم و «سرد» جلب
میکنم.
دوستان
و همراهان
گرامی،
خواهشمندم
این نشانی ای-
میل را «ibi-shi@mail.ru» به حافظه
کامپیوتر خود
بسپارید. در
نظر دارم در
آینده ترجمهها
و نوشتارها را
از طریق آن تقدیم
نمایم.