http://www.warandpeace.ru/ru/reports/view/59687/
برگردان:
ا. م. شیری
www.eb1384.wordpress.com
در
بحبوحه تحقیق
پیرامون مرگ
دو زندانی در
حین بازجویی،
صرفنظر از
اینکه مرگ
صدها نفر از سوی
وزارت
دادگستری
آمریکا به فراموشی
سپرده شده،
مسئله عملیات
مخفی دیگر اداره
اطلاعات
مرکزی (سیا) در
پاکستان
افشاء شد. اما
برای شروع،
لازم به
یادآوری است
که گل رحمان
در زندان مخفی
سیا در کابل
در نتیجه آن
که او را به
دیوار بتنی
زنجیر کرده و
کتک زدند،
کشته شد.
جنازه ماندل
الجمادی با
حلقه بر گردنش
که بعد از
ربودن در
زندان بدنام
«ابوغریب» مخفی
کرده و به
نرده زنجیر
کرده بودند،
پیدا شد. وزیر
دفاع جدید
آمریکا،
لئون پانتا
اعلام کرد که
این فصل از
پرونده سیاه
سیا بسته شد.
اما آیا واقعا
اینطور است؟
در
پاکستان
هزاران مأمور
عملیاتی سیا و
کاروزان آنها
به درون گروههای
شورشی رخنه
کردهاند. پیشبینی
میشود که هدف
گروه مخفی
موسوم به «تحریک
طالبان
پاکستان»،
ایجاد بیثباتی
در درون
طالبانیها،
«القاعده» و
دیگر گروههای
شورشی
پاکستان میباشد
که فعالیت
نیروهای
مقاومت علیه
اشغال نظامی
خارجی را
همآهنگ میکنند.
در یکی از اسناد
پاکستان گفته
میشود که
اقدامات جدید
سیا در جهت
تضعیف پاکستان،
شامل تطمیع
مقامات رسمی
پاکستان و
اعمال فشار بر
آنها به نفع
سیاست آمریکا
در منطقه خواهد
بود. علاوه بر
آن، به گفته
همین منابع،
سیا گروههای
عملیاتی مسلح
و سازمانیافتهای
را در اختیار
دارد که میتوانند
برعلیه
مقامات نظامی
و سیاسی پاکستان
که یا
«مشکلاتی
ایجاد میکنند»
و یا با جنگ
جهانی
واشینگتن با
تروریسم مخالفند،
مورد استفاده
قرار گیرند.
بدیهی
است مقامات آمریکایی
از نوع پانتا
هر قدر میگویند
که همه چیز
تغییر میکند،
اما همان
وضعیت هر چه
بیشتر تحکیم
مییابد.
«تحریک طالبن
پاکستان»، که
از طرف سیا با
تسلیحات
بیولوژیک و
شیمیایی و سلاحهای
مدرن تجهیز
شده، بیشتر
«سازمان
اطلاعات و
امنیت کشور»
یا ساواک
ایران را
یادآوری میکند.
این سازمان
یکی دیگر از
شعبات سازمان
سیا بود که از
آن برای بیثباتی
و سرنگونی
دولت ایران در
سال ١٩۵٣ (کودتای ٢٨
مرداد سال
١٣٣٢. مترجم.)
استفاده شد.
تسلیح و تأمین
مالی چنین
مأموران مخفی
در سال ١٩۵٣ در ایران، به
بهانه ضرورت
نجات کشور از
خطر افتادن به
دامن اتحاد
شوروی و
کمونیزم
توجیه گردید.
پس از آنکه
سیا، ساواک و
محمدرضا شاه
پهلوی زیر حمایت
آمریکا به
قدرت رسیدند،
رعب و شکنجه
به یک امر عادی
بدل شد.
زندگی در
زیر حاکمیت
سیا، ساواک و
محمدرضا شاه
پهلوی عبارت
بود از فقر
مفرط، سر به
نیست کردن و
ترور پلیسی.
ساواک ایران به
کمک تسلیحات و
آموزش نظامی
سیا،
دگراندیشان را
به سرعت سرکوب
کرد. هزاران
مخالف سیاسی به
بهانه مبارزه
با کمونیزم و
تأمین امنیت
آمریکا اعدام
شدند. سیا که
متدهای شکنجه
را به ساواک
آموزش داد، به
یاری پلیس
مخفی اسرائیل-
موساد هم شتافت.
زیر رهبری
سیا، اسرائیل
و ساواک به
شکار و مجازات
ایرانیان
ناراضی و
مخالفان
سیاست خارجی
آمریکا و
اسرائیل در
سراسر جهان
دست زدند. سازمان
دفاع از حقوق
بشر «عفو بینالملل»
در سال ١٩٧٦
اعلام کرد که
شکنجهها و
اعدامهای
ساواک از
محدوده فکر و
تصور فراتر
رفته است.
زیر
حاکمیت ساواک
و شاه پهلوی،
ایران در چنان
فسادی فرو رفت
که «به کرختی
حتی ریشهدارترین
ناظران
سرقتهای
خاورمیانه»
منجر گردید.
از سال ١٩٧٤
تا سال ١٩٧٨،
آنها تقریبا ۲۰
میلیارد دلار
آمریکا به عنوان
کمک نظامی از
سیا دریافت
کردند. در ضمن از
ثروتهای
سرشار نفت
ایران جیبهای
عده اندکی
انباشته شد.
بیکاری،
بخصوص در میان
جوانان، به حد
بسیار بالایی
رسید. در عینحال،
۲۰ درصد جمعیت
ایران در
بیغولههای
اطراف تهران،
در مکانهای
فاقد سیستم
فاضل آب، برق،
درمان و دیگر
نیازمندیهای
اولیه، سکنا
گزیدند. ه بمنظور
سرکوب
جنبشهای
اسلامی و
کارگری، سیا و
ساواک از
شلاق، مشت،
گیرههای
الکتریکی، آب
جوش، آتش،
شیشه، و
همچنین شکنجه
با آب استفاده
کردند.
زمانیکه
مدافعان حقوق
انسان، ساواک
و شاه پهلوی
را به نقض
حقوق مردم
متهم ساختند،
شاه و ساواک
اعلام کردند
که آنها هم از
همان متدهای
غیرمستقیمی
استفاده میکنند
که آمریکا و
سیا به کار میبرند
و اضافه
نمودند: «کدام
کشور پلیس
مخفی ندارد؟».
سیا در ایران
با دشمنانی رو
در رو قرار
گرفت که این
دشمنان
تقریبا همه
مردم بودند. به
منظور حمایت
از شاه پهلوی
در مسئله
کنترل بر
ثروتهای
ایران، سیا به
مطمئنترین
ابزارهای خود-
اسلحه و پول
دست برد. طبق
ارزیابیها،
سیا برای
اعمال نفوذ بر
روی برخی از
سیاستمداران
و رهبران
مذهبی ایران
که تسلیم سیاست
خارجی آمریکا
شدند،
سالانه ۴۰۰
میلیون دلار
پرداخت کرد.
دقیقا در چنین
فضای آلوده و
کثیفی،
انقلاب
اسلامی سال
١٩٧٩ در ایران
به وقوع
پیوست.
در
چهارچوب به اصطلاح
«جنگ جهانی با
تروریسم»، از
جمله در افغانستان
و بعد در
پاکستان، سیا
در پاکستان نیز
با دشمنانی که
تقریبا همه
مردم هستند،
رو در رو قرار
گرفته است.
سیا کمافیالسابق،
به مثابه
همآهنگکننده
بزرگترین
کودتاها و
بزرگترین
مفتشان عقاید
عمل میکند.
متاسفانه، هر
چه اوضاع
«آنچنان که
تصور میشود»،
تغییر مییابد،
بیش از آن همه
چیز به جای
خود باقی میماند.
فقط عناوین
جدیدی که
نوشته میشوند،
میراث شکنجههای
سیا در ایران
و دهها کشور
جهان را
انعکاس میدهند-
میراثی که در
دوره
فرمانروایی
بوش- چئنی
تولد دوباره
یافت. مشکل
فقط محدوده
بازجوهای
غیرانسانی
معترف به
جرایم خود
خلاصه نمیشود،
بلکه، شامل
فساد مقامات
عالیرتبه
سیا، وزارت دفاع
و کاخ سفید
نیز میباشد.
۷۰۰۰
مأمور
عملیاتی
سازمان سیا و «تحریک
طالبان
پاکستان»،
قویترین
نیروی سیاسی و
نظامی در
پاکستان به شمار
میروند.
آنها، متاسفانه
دگراندیشان
را سرکوب میکنند،
از نهادهای
فاسد و ناسالم
پشتیبانی میکنند،
و سالهای
طولانی دیگری
نیز در تنظیم
سیاستهای
پاکستان مؤثر
خواهند بود.
در آنجا حمله
هواپیماهای
بیخلبان و
کشتارها
افزایش خواهد یافت،
و جنگها هر چه
پوشیدهتر
ادامه خواهد
داشت، زیر
رهبری سیا
کودتاها به وقوع
خواهد پیوست،
و حقوق بشر
نقض خواهد شد. فرمانده
سابق تیپ
پنجاب
(مستعفی)
آسلام هومان بهتر
از هر کسی گفت:
«من هنگام
بازدید از
آمریکا دانستم
که سازمان
جاسوسی
اسرائیل،
موساد در حال
تبانی با
آژانس جاسوسی
هندوستان راو
(RAW) است و
در این کار
رهبری آنها را
مستقیاًَ به دست
سیا هدایت میکند،
و هدف این
توطئه، ایجاد
بیثباتی در
پاکستان به هر
قیمتی بود».
برای
شهروندان
آمریکا سیا یک
میراث نفرتانگیز
به حساب میآید-
این میراث
عبارت است از
جمعآوری
اطلاعات
داخلی و انجام
اقدامات
غیرقانونی
برای نصب
وسایل شنود مکالمت
تلفنی. این
میراث، شامل
جمعآوری
فایلهای
هزاران مخالف
جنگ و ناراضی
میباشد. این
میراث، یعنی
وارد شدن به
کارزار
انتخاباتی
کنگره
آمریکا،
اعمال کنترل
الکترونیکی و
فیزیکی بر
روزنامهها،
گزارشگران و
خدمات اطلاعرسانی،
حمایت مالی از
صدها روزنامهنگار
و پروفسور
دانشگاهها،
و «بخشیدن»
میلیونها
دلار آمریکا
به شرکتهای
خصوصی و رسانههای
آنها با هدف
شکل دادن به
افکار عمومی
جامعه. بدیهی
است که از
آمریکا تا
ایران و
پاکستان،
سیا، ساواک و
تحریک طالبان
پاکستان از
میراث خود،
یعنی به شکنجههای
روحی، روانی و
جسمی ادامه
خواهند داد.
۲٨ تيرماه ۱٣۹۰