گاهنامۀ
هنر و مبارزه
۶ نوامبر ۲۰۱۱
بیل وان
اوکن:
ایالات
متحده
نیروهای
نظامیاش را در
خلیج فارس
تقویت میکند تا
خارج ساختن
نیروهایش را
در عراق جبران
کند
[اهداف تازه
برای تجاوزات
آمریکا
عبارتند از ایران
و سوریه]
ترجمه
توسط حمید
محوی
par Bill Van Auken

Le 4 novembre 2011
دولت
اوباما و
پنتاگون برای
تقویت فوقالعادۀ
نیروهای
نظامی در خلیج
فارس طرحریزی
میکنند و به
این ترتیب در
پی جبران خروج
نیروهایشان
از عراق بوده
و برای
بر پا کردن
جنگهای تازۀ
دیگری در
منطقه آماده
میشوند.
مقامات،
دیپلماتها و
فرماندهان
آمریکایی
یادشده در
مقالۀ منتشرۀ
روز یکشنبه
توسط نیویورکتایمز
حاکی از این
امر است که
گسترش نیروها
شامل پایگاه
برای
بریگادهای
جنگی در کویت،
در آن سوی مرز
عراق و در
فاصلهای که
به راحتی وارد
آوردن ضربه به
ایران را
فراهم ساخته و
«گسیل
شناورهای
جنگی از طریق
آب های بینالمللی
را امکانپذیر
سازد.»
وجود چنین
طرحی پس از
بیانیۀ رئیس
جمهور بارک اوباما
در ۲۱ اکتبر
آشکار شد، که
خروج تمام
نیروهای
آمریکایی در
عراق را در
پایان همین
سال اعلام
کرده بود.
در حالیکه
دولت اوباما و
طرفدارانش
طرح خارج ساختن
نیروها را به
عنوان تحقق
قول انتخاباتی
برای رئیس
جمهور
دموکرات، و
پایان جنگ در
عراق و حتی به
عنوان چرخشی
به سوی صلح در
منطقه معرفی
میکنند، ولی
در واقع به
هیچ عنوان
چنین نیست.
در واقع،
تاریخ آخرین
مهلت برای
خروج نیروها در
دسامبر ۲۰۱۱
است که توسط
دولت بوش بر
اساس «موافقتنامۀ
وضعیت نیروها»
که در سال ۲۰۰۸
با رژیم بغداد
که از سوی
ایالات متحده
حمایت میشد،
تعیین شده
بود. دو دولت بوش
و اوباما ، در
کنار دولت دست
نشاندهشان
در بغداد سعی
کردند موافقتنامۀ
تازهای را به
امضا رسانند
که اجازه میدهد
تا ۲۰۰۰۰ از
نیروهای
آمریکایی به
عنوان «مربی» و
«مشاور» در
عراق باقی
بمانند.
با این وجود
چنین
مذاکراتی با
شکست مواجه
شده است زیرا
دولت عراق
قادر به کسب
موافقت
پارلمان مبنی
بر پذیرش
مصونیت قضایی
یگانهای
آمریکایی نیست
که پنتاگون
روی آن پافشاری
میکند. با
توجه به خشم
عمیقی که مردم
عراق علیه جنایات
شنیع جنگی
ابراز میدارند
که نیروهای
آمریکایی
مرتکب شدهاند
و مرگ بیش از
یک میلیون
عراقی از تاریخ
اشغال
کشورشان در
سال ۲۰۰۳، هیچ
حزب مستقل
عراقی حاضر به
تأیید مصونیت
قضایی ارتش آمریکا
نیست. در راهروهای
پشت پرده،
مذاکرات بین
واشنگتن و
دولت عراق روی
موضوع حفظ
یگانهای
آمریکایی
برای نیروهای
امنیتی عراق
ادامه دارد.
تام
دونیلون،
مشاور امنیت ملی
ایالات متحده
روز شنبه در
واشنگتن با همکار
عراقیاش
فلاح فایت
برای حفظ
مراورادتشان
پس از خروج
نیروها
ملاقات و
گفتگو کردند.
بر اساس
بیانیۀ کاخ
سفید، هر دو
مسئول «روی
دیدگاه مشترک
و همکاریهای
عمیق و گسترده
بین ایالات
متحده و عراق
به همان شکلی
که در موافقتنامه
در چهارچوب
استراتژیک
پیشبینی شده
بود، به توافق
رسیدهاند.»
سخنگوی کاخ
سفید اضافه
کرد که هر دو
مسئول «در
گسترده ساختن
ساخت و سازهای
فوقالعاده
در چشمانداز
گفتگوهای
استراتژیک
بین ایالات
متحده و عراق
مصمم بودهاند.»

واشنگتن
به هیچ عنوان
از تلاش برای
تسلط بر عراق دست
نکشیده است.
ایالات متحده
بر آن است تا
نیرویی معادل ۵۵۰۰
کارمند
امنیتی خصوصی
به عنوان ارتش
مزدور (ارتش
مرسونر) که
تحت کنترل
دولت ایالات
متحدۀ آمریکا
باقی خواهند
ماند، و ۱۶۰۰۰
کارمند غیرنظامی
سکنی داده شده
در بزرگترین
سفارتخانۀ
آمریکا در
جهان را در
عراق حفظ کند.
یکشنبه
گزارش منتشر
شده توسط
بازرس ویژۀ
آمریکایی
برای بازسازی
عراق، به نقل
از رئیس مرکز
فرماندهی
ارتش عراق، «سپهبد
باباکر
بدرخان شوکت زیباری»
میگوید که
نیروهای
امنیتی عراق
«بدون کمک و همکاری
بینالمللی»
تا سال ۲۰۲۰
یا ۲۰۲۴ قادر
به دفاع از
آسمان و
مرزهای کشور
نخواهد بود.
ظاهرا،
نتیجه این است
که ایالات
متحده، و به
ویژه نیروی
هوایی، حتی پس
از خروج
نیروها در
تاریخ تعیینشده
نیروی نظامی
حاکم در عراق
باقی خواهد
ماند.
با
این وجود،
روزنامۀ
تایمز روز
یکشنبه پرده
از طرحهای
فوری واشنگتن
برداشت و
اعلام کرد که
ایالات متحده
پس از خارج
ساختن
نیروهایش از
عراق برای جنگی
گستردهتر در
منطقه آماده
میشود.
اهداف
تازه برای
تجاوزات
آمریکا
عبارتند از ایران
و سوریه.
بیانیۀ بارک
اوباما پس از
مرگ ناهنجار
رهبر لیبی،
معمر قذافی در
۲۰ اکتبر ۲۰۱۱
حاوی تهدید
کمابیش آشکار
سوریه بود که
در تیر رس
ایالات متحده
و ناتو واقع شده
و تعویض رژیم
مشابهی در
انتظار سوریه
نشسته است.
جدی
گرفتن چنین
تهدیداتی در
واکنش
بشارالاسد
منعکس شد که
روز یکشنبه طی
مصاحبهای در روزنامۀ
بریتانیایی
تلگراف منتشر
شد. رئیسجمهور
سوریه اخطار
داد که مداخلۀ
غرب در سوریه
موجب آن چنان
«زمینلرزه»ای
خواهد شد که
تمام منطقه را
به لرزه خواهد
انداخت و آن
را «به دهها
افغانستان
تبدیل خواهد
کرد.»
سازمان
ملل متحد مرگ ۳۰۰۰
نفر را طی
ناآرامیهایی
که از تاریخ
مارس گذشته
آغاز شد،
تخمین زده
است. دولت
سوریه نیز مرگ
۱۱۰۰ سرباز و
پلیس را که در
رویارویی با
تیراندازان
ضددولتی کشته
شدهاند،
اعلام کرد.
تعیین
سوریه به
عنوان آماج
خشونت به
معنای پیشدرآمد
جنگی وسیعتر
علیه ایران
است که واشینگتن
آن را به
عنوان یکی از
رقبای اصلی
خود در دو منطقۀ
استراتژیک
غنی از دیدگاه
انرژی در خلیج
فارس و آسیای
مرکزی میداند.
پس
از فقدان
موفقیت در دو
جنگ فوقالعاده
خونبار و پُرهزینه
طی دهۀ اخیر –
در افغانستان
و در عراق – برای
حفظ قدرت در
این مناطق،
امپریالیسم
آمریکا به هیچ
عنوان از شکار
اهدافش بازپس
نمینشیند.
شکست در دو
جنگ، در واقع
به تحریک جهش
باز هم
قویتری در
او برای برپا
کردن سومین
جنگ دامن میزند،
و این بار به
ایران چشم طمع
دوخته است.
واشینگتن
در پی ایجاد
یک استراتژی
تشدید تحریکات
علیه رژیم
ایران است که
اخیرا تلاش
کرد تا «توطئۀ
تروریستی» غیرمحتملی
را مطرح کند
که گویی تهران
در تبانی با
یک گروه
تبهکار و فروشندۀ
مواد مخدر در
مکزیک بوده که
قتل سفیر عربستان
سعودی در
ایالات متحده
را طرح ریزی کرده
بودند. همزمان،
دیپلماتهای
آمریکایی
اروپا را درهم
نوردیدند تا
بانک مرکزی
ایران را کلید
بزنند، یعنی
محاصرۀ اقتصادی
عجولانه که به
معنای جنگ
خواهد بود.
تایمز
مینویسد:
«با
توجه به
تهدیدی که روی
ایران تمرکز
یافته، دولت
در پی گسترش
پیوندهای
نظامیاش با
شش کشور شورای
همکاری خلیج
است (عربستان
سعودی، کویت،
بحرین، قطر،
امارات متحدۀ
عربی و عمان). و
اضافه میکند
که کاخ سفید و
پنتاگون «در
تلاش هستند تا
ساخت و ساز
امنیتی نوینی
برای خلیج
فارس ایجاد
کنند که شامل
گشتیهای
هوایی و
دریایی و دفاع
ضدموشکی میباشد.»
به
عبارت دیگر،
واشینگتن در
تلاش است تا
پیوندهای ضدایرانی
و ضدانقلاب
مسلح در
همکاری با
آمریکا را با
همکاری
ارتجاعیترین
رژیمهای
سلطنتی منطقه
تحقق بخشد.
براین اساس هر
جنبش تودهای
در کشورهای
عربی آماج همین
پیوند نظامی
قرار خواهد
گرفت، به همان
شکلی که
امارات در
رابطه با تودههای
بحرینی وارد
عمل شد، و
علیه ایران یک
پایگاه نظامی
در اختیار ایالات
متحده گذاشت.
بر
اساس گزارش
تایمز،
تمهیدات به
مرحلۀ پیشرفتهای
رسیده و نتایج
مذاکرات
مربوط است به
تجهیزات
نیروهای جنگی
ایالات متحده
که در کویت
مستقر خواهد
شد: «در روزهای
آینده آماده
خواهد شد».
تردیدی
وجود ندارد که
نگرانی اصلی
واشینگتن
مرتبط است به
ثبات کشورهای
همپیمان در
خلیج فارس.
عربستان سعودی،
شاه کلید
استراتژی ضدانقلابی
آمریکا در
منطقه،
ناآرامیهایی
را به خود دید
که در شرق
کشور و در
منطقهای به
وقوع پیوست که
تولیدکنندۀ
نفت بوده و
ساکنان آن نیز
غالبا شیعه مذهب
هستند. [...]
ولی
نکتۀ مهم دیگر
ناآرامی در
خود ایالات
متحده است که
به شکل اشغال
والاستریت
بروز کرد و به
تمام کشور
گسترش یافت.
رهبران
آمریکایی
ماجراجویی
نظامی نوین را
شیوهای برای
منحرف کردن
اختلافات
طبقاتی میدانند
که در خود
آمریکا در حال
اوجگیری است.
Article original, WSWS, paru
le 31 octobre 2011
منبع :
http://www.mondialisation.ca/index.php?context=va&aid=27474
مترجم: برای
یادآوری
یادآوری
مقالۀ زیر را
بیشتر به این
دلیل ضروری
دانستم تا
نشان دهم که
طرحهای
آمریکا برای
استقرار
نیروهایش در
خلیج فارس و
همکاری با
کشورهای
ارتجاعی
منطقۀ خلیج
فارس تازگی
ندارد و از
گذشتههای
کمابیش دور
طرحریزی شده
است.

گاهنامۀ
هنر و مبارزه
۱۹
می ۲۰۱۱
مانلیو
دینوچی:
تولد
ارتش سری برای
مداخله در
خاورمیانه و آفریقا
در امارات
متحدۀ عربی
ترجمه
از فرانسه به
فارسی توسط
حمید محوی

par Manlio Dinucci
Mondialisation.ca, Le 18 mai 2011
«زاید»
شهرک نظامی،
در منطقه ای
صحرایی در امارات
متحدۀ عربی،
یک اردوگاه
آموزش نظامی
است که در آن
یک ارتش سری
در حال تکوین
میباشد. این
ارتش سری نه
تنها در داخل
این کشور بلکه
در کشورهای
دیگر در
خاورمیانه و
آفریقای
شمالی نیز به
خدمت گرفته
خواهد شد.
اریک پرنس
بنیانگذار
این ارتش
خواهد بود، او
کوماندوی سابق
یگان ویژۀ
نیروی دریایی
ایالات متحدۀ
آمریکا است که
در سال ۱۹۹۷
شرکت «بلاکواتر»
را ایجاد کرد.
«بلاک واتر»
بزرگترین
شرکت نظامی خصوصی
است که توسط
پنتاگون در
عراق مورد
استفاده قرار
گرفته است.

این
شرکت خصوصی که
در سال ۲۰۰۹
«دهمین سرویس» نامیده
شده است، (در
عین حال به
این دلیل که
به خاطر کشتار
غیرنظامیان
عراقی از پیگرد
قانونی در
امان بماند)
در ایالات
متحدۀ آمریکا
یک اردوگاه
بزرگ آموزشی
در اختیار
دارد که در آنجا
بیش از ۵۰
هزار متخصص
امور نظامی و
نیروی فشار
تربیت کرده
است. در حال
حاضر در پی
ایجاد
اردوگاههای
جدید است.
در
ابوظبی، اریک
پرنس بی آنکه
مستقیما عمل
کند از طریق
شرکای دیگر
نخستین
قراداد را از
آن خود ساخت
که حجم آن
معادل ۵۲۹
میلیون دلار
است (اصل
قرارداد به
تاریخ ۱۳
ژوئیه ۲۰۱۰
صورت گرفته که
هم اکنون توسط
نیویورک
تایمز منتشر
شده است).

بر این
اساس در
کشورهای
مختلف نیز شروع
به استخدام
مزدوران کرده
است (آفریقای جنوبی،
کلمبی و
غیره...)، هدف
اولیه تشکیل
یک یگان جنگی ۸۰۰
نفری است.
آنها در
امارات متحدۀ
عربی توسط مشاورانی
که متعلق به
نیروهای ویژه
و سرویسهای
اطلاعاتی
ایالات متحدۀ
آمریکا،
بریتانیا،
فرانسه و
آلمان هستند
آموزش میبینند.
مزدوران بین ۲۰۰
تا ۳۰۰ هزار
دلار در سال
حقوق میگیرند
و مبتدیان ۱۵۰
دلار در روز.
وقتی که توان
عملیاتی یگان
نظامی در «عملیات
واقعی» به
اثبات رسید،
ابوظبی با
میلیاردها
دلاری که در
اختیار دارد
هزینۀ مالی یک
بریگاد تمام
عیار متشکل از
چندین هزار مزدور
را به عهده
خواهد گرفت.
پیشبینی
کردهاند که
در امارات
متحدۀ عربی بر
اساس الگوی
آمریکایی،
اردوگاه
آموزشی جدیدی
بنا کنند.
پشتیبان
اصلی این طرح شاهزاده
وارث ابوظبی
شیخ محمد بن
زاید آل نهیان
است که در
آکادمی نظامی
بریتانیا
«ساندهورست»
آموزش دیده و
آدم مورد
اطمینان
پنتاگون است که
پیش از این یک
عملیات نظامی
نیز علیه
ایران انجام
داده است.
با این وجود شاهزاده
و دوست او
اریک پرنس بیگمان
تنها مجریان
طرحهایی
هستند که
مقامات بالای
واشینگتن
تصمیم میگیرند.
هدف واقعی او
در پروندههایی
که نیویورک
تایمز منتشر
کرده مطرح شده
است : ارتشی که
در امارات در
شرف شکلگیری
میباشد
«مأموریتهای
عملیاتی ویژه
برای سرکوب
شورشهای
داخلی، مشابه
به آنچه امسال
در جهان عرب
به وقوع
پیوسته است».

ارتش مزدور
برای سرکوب
شورشهای
مردمی در رژیم
های سلطنتی
خلیج، با
مداخلاتی
مانند آنچه در
ماه مارس توسط
یگانهای
امارات، قطر و
عربستان
سعودی در
بحرین صورت
گرفت و
تظاهرات مردم
برای دموکراسی
در خون سرکوب
شد. «مأموریتهای
عملیات ویژه»
توسط ارتش سری
در کشورهایی مانند
مصر و تونس
برای سرکوب
جنبشهای
مردمی انجام
خواهد گرفت و هدف
این است که
دولتهایی
قدرت را قبضه
کنند که ضامن
منافع ایالات
متحده و قدرتهای
بزرگ اروپایی
باشند. و در
لیبی نیز ایالات
متحده و ناتو
پیشبینی
کردهاند که
به عنوان «کمکهای
بشردوستانه»
یگانهای
اروپایی و عرب
بفرستند. در
هر صورت و بر
اساس هر
سناریویی
مانند لیبی
تقسیم شده به
دو (طرابلس و
بنغازی) و یا
وضعیتی مانند
عراق و
افغانستان،
پس از
براندازی
حکومت طرابلس،
استفاده از
این نوع ارتشهای
سری در برنامۀ
آینده مشخص
شده است: که
باید مناطق
استخراج نفت
را که در دست
شرکتهای
آمریکایی و
اروپایی است
حفاظت کنند، و
در شرایطی که
دولت تضعیف و
تجزیه شده
است، مانع
دستیازی رقبا
شوند. سرویس
دهم (بلاک
واتر سابق)
«راهحلهای
مبتکرانهای»
را برای
خدماتش تبلیغ
میکند و به
ایالات متحدۀ
آمریکا عرضه
میدارد.
