بهرام
رحمانی:
ترور
رافق تقی،
پزشک و
نويسنده
جمهوری
آذربايجان!

رافق
تقی، پزشک و
نويسنده سرشناس
جمهوری
آذربايجان که
۱۹ نوامبر ۲۰۱۱،
مورد سوءقصد
قرار گرفته
بود، درگذشت.
پزشک معالج وی
در بيمارستان
شماره يک
باکو، با
اعلام اين خبر
گفته است که
وی دچار تهوع
شده و راههای
تنفسی وی کلا
مسدود شده بود.
رافق
تقی، در ۱۹
نوامبر ۲۰۱۱، ساعت
۱۰ شب هنگامی
که به منزل میرفت،
هدف سوءقصد يک
شخص ناشناس
قرار گرفت و
هفت ضربه چاقو
به بدن وی
وارد شد.
وی،
روز سهشنبه ۲۲
نوامبر، در
گفتگوی
کوتاهی با بخش
آذربايجانی
راديو اروپای
آزاد، راديو
آزادی، گفته
بود که به
اعتقاد وی،
اين سوءقصد يا
از طرف
دينداران
افراطی
آذربايجان
صورت گرفته،
يا اينکه از
طرف عوامل
ايران سازماندهی
شده است. به
گفته وی،
انگيزه سوءقصد
میتواند
نوشتههای
انتقادی وی
درباره اسلام
افراطی و
خصوصا آخرين
مقاله وی که
با عنوان
«ايران و
جهانیسازی»
در وبسايت
همين راديو
منتشر شد،
باشد.
از
سوی دیگر، ايلقار،
برادر رافق
تقی در گفتگو
با راديو فردا،
گفته که ضارب
با چاقو به
قلب رفيق تقی
ضربه زده، اما
چاقو تصادفا
به کتابی که
برادرش زير
بغل گرفته بود
خورده و
نتوانسته به
قلب وی اصابت
کند. ديگر ضربات
چاقو به نواحی
ديگری از بدن
وی اصابت کرده
است.
سفارت
ايران روز سهشنبه
با صدور
اعلاميهای
برای مطبوعات
آذربايجان
گفته است که
«نشر اخبار
دست داشتن
جمهوری
اسلامی ايران
در سوءقصد به
جان رافق تقی،
نويسنده
آذربايجانی
در راستای
ايجاد خلل در
روابط
استراتژی
ايران و
آذربايجان است.»
در
اعلاميه
سفارت حکومت
اسلامی ايران
در آذریابجان،
با رد دست
داشتن ايران
در سوءقصد به
جان اين
نويسنده
آذربايجانی
عنوان شده است
که انتشار اين
اخبار توسط
مطبوعات
آذربايجان
طرح «رژيم
صهيونيسيتی و
آمريکا» برای
ضربه زدن به
روابط ايران و
آذربايجان
است که محکوم
به شکست است.
رافق
تقی، پزشک
بيماریهای
قلبی که
تاکنون چندين
اثر ادبی نيز
از وی چاپ شده،
پنج سال قبل،
در پی درج
مقالهای در
روزنامه «صنعت»
مورد خشم
مقامات مذهبی
و رسمی ايران
قرار گرفت.
سفارت ايران
در سال ۲۰۰۶، واکنش
سختی به
انتشار اين
مقاله نشان داد
و آيتالله
فاضل لنکرانی
نيز طی
فتوائيهای
خون اين
نويسنده
آذربايجانی
را حلال اعلام
کرد. برادر رافق
تقی میگويد
که به نظر شخص
وی، ترور
برادرش از
ايران «سفارش»
شده، اما وی
در ادامه
اذعان داشت که
هنوز تحقيقات
در اين زمينه
ادامه دارد.
مقامات
جمهوری
آذربايجان،
در مورد سوءقصد
به جان اين
نويسنده هنوز
واکنشی نشان
ندادهاند،
اما تاکنون به
کرات ادعا کردهاند
که حکومت
اسلامی
ايران، با
تشکيل گروههای
اسلامی تندرو
در اين کشور،
سعی در برهم
زدن امنيت ملی
در جمهوری
آذربايجان را
دارد.
دادگاه
جرايم سنگين
آذربايجان در
مهرماه سال
جاری چند عضو
حزب «اسلام»
آذربايجان را
به جرم
«سازماندهی
ترور، تشکيل
تيم سازمانيافته
جنايی،
نگهداری و
استفاده
غيرقانونی سلاح،
تهيه،
واگذاری، فروش،
نگهداری و حمل
غيرقانونی
اسلحه گرم و
قطعات و
مهمات» مجموعا
به ۵۴
سال حبس محکوم
کرد. در
دادگاه اين
افراد،
صراحتا به
عنوان «عامل ايران»
معرفی شدند و
طبق گزارش
رسمی، اين
افراد با
ايران در
ارتباط بودهاند.
ترور
رافق تقی، همچنین
مصادف با
تصويب اصلاحيه
قانون آزادیهای
دينی در
آذربايجان
است. هنوز
معلوم نيست که
آيا ميان سوءقصد
به جان رفيق تقی
و تصويب
اصلاحيه
قانون آزادیهای
دينی در
پارلمان
آذربايجان
ارتباطی هست يا
نه. يکی از
مفاد اصلاحات
صورت گرفته،
تحصيل آموزشهای
دينی در
کشورهای
خارجی برای
اتباع آذربايجان
است که بدون
هماهنگی با
ارگانهای
مربوطه دولت
آذربايجان
ممنوع شد.
همچنين
مبادله چهرههای
دينی، اجرای
مراسم مذهبی و
شعائر دين اسلام
توسط
شهروندانی که در
خارج از کشور
آموزش دينی
ديدهاند،
فروش آموزهها،
مقالات و ساير
منابع
اطلاعاتی در
مراکز فروش
بدون مجوز
ممنوع اعلام
شده است.
همچنين
تبليغات دينی
از سوی افرادی
که اتباع
کشورهای
خارجی هستند
در کشور
آذربايجان
ممنوع است.
رافق
تقی، ریيس
«مجمع
نويسندگان
آزاد» بود، در
سال ۲۰۰۶ به
دنبال نوشتن
مقالهای
انتقادی
درباره اسلام
با عنوان
«اروپا و ما»
مورد اعتراض قرار
گرفت و آيتالله
فاضل لنکرانی
نيز طی فتوايی
اين نويسنده
آذربايجانی
را «مهدور
الدم» اعلام
کرد. آیتالله
لنکرانی
نوشته بود: «قتل
او (رافق تقی)
بر هر کسی که
دسترسی داشته
باشد، لازم است.»
بیبیسی،
چهارشنبه ۲۹ نوامبر
۲۰۰۶ برابر با ۸ آذر ۱۳۸۵، در
گزارشی با
عنوان «آيتالله
محمدفاضل
لنکرانی، يکی
از مراجع تقليد
شيعه در قم،
برای دو
روزنامهنگار
در جمهوری
آذربايجان
فتوای قتل
صادر کرده است.»،
نوشت: آنگونه
که دفتر آيتالله
فاضل لنکرانی
اعلام کرده،
جمعی از مقلدان
وی در جمهوری
آذربايجان
نامهای خطاب
به وی نوشته و پرسيدهاند
که وظيفه
مسلمانان در
قبال نويسندهای
که به گفته
آنان، اروپا
را برتر از
خاورميانه
دانسته، دين
اسلام را در
برابر مسيحيت
پست و بیارزش
نشان داده، با
کلمات «ناپسند
و نالايق» به
پيامبر اسلام
توهين کرده،
تمامی مقدسات
اسلام را به
تمسخر گرفته و
در پايان
مقالهاش هم
اعلام کرده که
همه اين مطالب
را آگاهانه و
از روی عمد
نوشته است و
باز هم خواهد
نوشت چيست. آيتالله
فاضل لنکرانی
نوشته است: در
پاسخ نوشته که
فردی که چنين
مقالهای
نوشته، اگر
مسلمانزاده
باشد، به دليل
ارتداد
(برگشتن از
دين اسلام) و
اگر کافر باشد
به دليل توهين
به پيامبر
اسلام بايد به
قتل برسد و
قتل او بر هر کسی
که به وی
دسترسی داشته
باشد لازم
است.
بنابر
فتوای اين
مرجع تقليد
شيعه، مسئول
نشريهای که
مقاله چنين
نويسندهای
را چاپ کرده
نيز همين حکم
را دارد.
بنابراین، نويسندهای
که آيتالله
فاضل لنکرانی
خواستار قتل آنها
شده بود، رافق
تقی و سمير
صداقت اوغلو،
سردبير نشريه
صنعت بودند.
پيش
از آيتالله
فاضل لنکرانی،
جمعی از مردم
روستای
نردران در
شمال باکو، پايتخت
جمهوری
آذربايجان
خواهان قتل
رافق تقی شدند
که باعث شد
پليس اين
جمهوری،
آپارتمان محل
سکونت او را
تحت محافظت
قرار دهد.
از
هنگامی که
مقاله رافق
تقی در نشريه
صنعت چاپ شده،
اقدامات
اعتراضی
متعددی نيز در
شهرهای
تبريز، تهران
و اردبيل عليه
اين نویسنده و
نشريه صورت
گرفته و
تظاهرکنندگان
از سوی ديگر
دولت جمهوری
آذربايجان را
نيز هدف
اعتراض قرار
دادهاند.
در
تبريز شماری
از حزبالهیها
تحت عنوان
«دانشجويان»،
پيش از ظهر
چهارشنبه ۱۵
نوامبر ۲۰۰۶ (۲۴ آبان ۱۳۸۵) در
مقابل
کنسولگری
جمهوری
آذربايجان
دست به تظاهرات
عليه روزنامه
صنعت زدند. تجمعکنندگان
شعارهايی به
زبان ترکی سر
دادند، از
جمله:
«نويسنده
توهينکننده
به پيامبر
نوکر اسرائيل
است» و «ننگ بر
دولت
آذربايجان.»
همزمان
با اين
تظاهرات،
جمعی از «دانشجويان،
استادان و
کارمندان»
دانشگاه
تبريز، طوماری
امضاء کردند
که در آن، از
ریيسجمهور ايران
خواسته شده
بود هر چه
سريعتر از
طريق وزارت
امورخارجه
اقداماتی
انجام دهد تا
دولت جمهوری
آذربايجان از
مسلمانان
عذرخواهی کند
و گرنه تعطيلی
سفارتخانه
جمهوری
آذربايجان در
تهران و
سرکنسولگری
اين جمهوری را
در تبريز در
دستور کار
قرار دهد.
محمدرضا
تاجالدينی،
نماينده
تبريز در مجلس
شورای اسلامی
نيز در جمع
تجمعکنندگان
به سخنرانی
پرداخت و خطاب
به دولت
جمهوری آذربايجان
گفت که اگر
انتظار دارد
کشورهای
اسلامی در
مقابل اشغال
قرهباغ توسط
غيرمسلمانان
از اين کشور
حمايت کنند
بايد در برابر
آنچه وی اهانت
اخير نشريه
صنعت به
پيامبر اسلام
خواند برخورد
قاطع از خود نشان
دهد تا چنين «اهانتهايی»
ديگر تکرار
نشود.
همچنین
در ماه ژوئن ۲۰۰۶ (خرداد ۸۵)،
دوهفتهنامه
چاپ باکو به
دليل چاپ
کاريکاتورهای
رهبران و ریيسجمهور
ايران تحت
پيگرد قانونی
قرار گرفتند.
۲۴
نماينده مجلس
شورای اسلامی
ایران، به
وزارت امورخارجه
ايران تذکر
دادند که بايد
در خصوص
«توهين به
مقدسات اسلام
و پيامبر
اسلام» در يکی
از نشريات
جمهوری
آذربايجان به
دولت اين جمهوری
هشدار دهد.
عصر
يکشنبه ۱۹
نوامبر ۲۰۰۶ (۲۸ آبان ۸۵) که
تذکر
نمايندگان در
مجلس شورای
اسلامی قرائت
شد،
سفارتخانه
جمهوری
آذربايجان در
شمال تهران
صحنه تجمع
گروهی از «دانشجويان»
گرديد که
خواهان احضار
سفير جمهوری
آذربايجان به
وزارت امور خارجه
شدند.
همين
روز در تبريز،
جمعی از
بازاريان و اصناف،
مغازهها و
دفاتر کار خود
را به مدت دو
ساعت تعطيل کردند
و با گردآمدن
در مسجد موسوم
به مقبره خواستار
مجازات
مسئولان
نشريه صنعت
«به شديدترين
شکل ممکن»
شدند و شعار
دادند: «قلم به
دست مزدور
اعدام بايد
گردد.» روز
جمعه نيز نمازگزاران
جمعه در تبريز
و اردبيل عليه
نشريه صنعت
تظاهرات
کردند.
البته
لازم به تاکید
است که همه
این اعتراضات را
نیروهای
وابسته به
حکومت اسلامی
و در رقابت با
جمهوری آذربایجان
و تقویت گرایش
ارتجاعی
اسلامی در این
جمهوری بر پا
کرده بودند.
اداره
مسلمانان
قفقاز نيز به
اين مقاله
اعتراض کرد و
در پی آن،
دادستانی کل
جمهوری
آذربايجان
کيفرخواستی
عليه رافق تقی
و سردبير
روزنامه صنعت
که اجازه چاپ
مقاله او را
داده بود صادر
کرد و برای هر
دويشان قرار
بازداشت صادر
کرد.
اين
در حالی است
که نشريه
آذربايجانی
صنعت که مقاله
رافق را چاپ
کرده بود،
نشريهای
مستقل و
غيردولتی است
و سخنگوی
وزارت امور خارجه
جمهوری
آذربايجان
گفته که سببی
برای عذرخواهی
دولت جمهوری
آذربايجان به
دليل انتشار
مقالهای در
نشريهای
غيردولتی نمیبيند.
اما
طاهر تقیزاده،
سخنگوی وزارت
امور خارجه جمهوری
آذربايجان در
گفتگو با بیبیسی
گفت که سببی
برای
عذرخواهی
دولت جمهوری
آذربايجان در
اين زمينه نمیبيند
و اعتقاد دارد
که اين رويداد
بر روابط
«دوستانه و
حسن همجواری»
ميان اين
جمهوری و ايران
اثری نمیگذارد.
رافق
تقی، در مقاله
خود تحت عنوان
«اروپا و ما» که
در اکتبر ۲۰۰۶ در
نشریه «صنعت»،
منتشر شده
بود، از جمله
نوشته است: «اروپا
نه تنها به
دليل موقعيت جغرافيايی،
بلكه از منظر
واقعيتهای
معنوی،
انسان را به
تفكر وادار
كرده است.
زيرا ارزشهای
اروپايی در
اصل پيروزی
همه بشريت
است. اين
مساله نبايد
باعث ايجاد
تكبر در
اروپائيان
شود. صرفنظر
از اين كه
متاسفانه اين
تكبر گاه و بیگاه
خود را نمايان
میكند و حتی در
كسوت فاشيسم
جسمانی شده،
يا به صورت علنی
ميليتاريزه و
مهاجم خودنمايی
میكند.»
وی،
در ادامه مینویسد:
«اسلام حقهبازی
اخلاقی است؛
بشردوستی
اسلام را نمیتوان
باور كرد.
معيارهای بشردوستی
اسلامی هنوز
هم تاب مقاومت
در برابر ايرادهای
ماترياليسم و
ديالكتيكی را
ندارد كه آنها
را حفظ كرده و
ياد گرفتهايم.
اسلام همشكل
استعمار شرقی
است و صرفا میتواند
به عنوان يكی
از انواع استعمار
محسوب شود.
اسلام هرگز
نمیتواند از
نظر معنوی بر
اروپا چيره
شود و قدرت آن
را نيز ندارد؛
با اين كه
آنرا درون
تابوتی بر
شانههای
امپراتوری
عثمانی
گرداندند. ولی
نتوانستند
جايی برای بر
زمين گذاشتنش
بيابند و دوباره
به
مشرق زمين
آوردنش و به
سوی قبله خواباندند...
به انسانی كه
آزادیهای
اجتماعی از وی
سلب شده،
خوشبختیهای
خيالی در سطح
طريقتهای
ظلمانی اسلام
بشارت داده
میشود.
با فلاكتها
راه سست بهشت
به عنوان راه
خروج از
باتلاقهای
اجتماعی نشان
داده میشود.
اسلام باعث
ايجاد اصول
رياكارانه در
ساختارهای
كشور مشرق
زمين شده است... روحانيت
در جهان اسلام،
صرفا عبارت از
افزايش
ممنوعيتها و
عقبماندگیها
و تكميل
تدريجی آنها
است. غرب
همواره تابع
ديالكتيك و
شرق هم تابع
متافيزيك
بوده است.
پيشرفت ظاهری
در
فضای اجتماعی
متافيزيك شرق
قابل مشاهده است.
در خلال جهشهای
غرب به سوی جلو، به
نظر میرسد،
شرق يه سوی
عقب گام برمیدارد.
... در طول
تاريخ حتی در
تاريخ نوين ما
احترام «خالصانه»
رهبران
آذربايجان به
اسلام
عمدتا از
منافع «تخت و
تاج» آنها
ناشی شده است.
مسلمانان فقط
به عنوان قشر رایدهنده
به درد آنها
خورده و از
جمله موانعی
هستند كه رفع
آن ضروری
است.»
تاکنون
چندين کتاب
ادبی و دهها
مقاله از رافق
تقی، منتشر
شده است.
در
پی اوج گرفتن
اعتراض برخی
مذهبیون،
دولت آذربايجان
رافق تقی و
«سامير صداقت
اوغلو» به سه
سال حبس محکوم
شد، اما هر دو
ايشان بعد از
دو سال زندان،
با عفو رياست
جمهوری آزاد
شدند.
در
این میان،
موضع یکی از
روزنامههای
حکومت اسلامی
ایران در
رابطه با ترور
رافق، جالب
است و بیش از
پیش توجه
افکار عمومی
را مبنی بر
دست داشتن
حکومت اسلامی
و طرفدارنش در
این ترور، جلب
میکند.
روزنامه
حکومتی
«جمهوری
اسلامی»، پس
از ترور رافق،
۱۹ نوامبر
۲۰۱۱، نوشت:
«سلمان رشدی
جمهوری
آذربايجان به
قتل رسيد.
«رافق تقی» كه
به دليل اهانت
به پيامبر اكرم
در جمهوری
آذربايجان به
سلمان رشدی
معروف بود،
ديروز توسط يك
فرد ناشناس به
قتل رسيد. به
همين دليل،
مردم
آذربايجان از
آيت اللهالعظمی
فاضل لنكرانی
درباره وی
استفتاء
كردند و ايشان
در همان زمان
اين شخص را
محكوم به
اعدام
دانستند.
ديروز، رافق
تقی در حالیكه
از اتوبوس
پياده میشد
توسط يك مرد
ناشناس به قتل
رسيد.»
بدینترتیب،
تمامی شواهد
نشان میدهد
که فرد
تروریست،
مذهبی و تحت
تاثیر حکومت اسلامی
و به ویژه تحت
تاثیر فتوای
جنایتکارانه
آخوند
لنکرانی بوده
است.
پليس
آذربايجان،
تحقيقات ترور
اين نويسنده آذربايجانی
را آغاز کرده
است و طبق
ماده ۱۲۶، بند
يک قوانين
جنايی
آذربايجان
(سوءقصد عمدی
به جان)
پرونده باز
شده است. اما
هنوز مقامات
آذربايجان در
رابطه اين
واقعه واکنش
رسمی نشان
ندادهاند.
حکومت
اسلامی ایران
در طول حاکمیت
جنایتکارانه
خود، نه تنها
دهها تن از
فعالین سیاسی
و فرهنگی
مخالف خود را در
داخل و خارج
کشور ترور
کرده است،
بلکه در سطح
جهانی نیز یکی
از اصلیترین
حامیان گروههای
تروریستی
اسلامی و
فاشیستی محسوب
میشود.
در
طول تاریخ،
همه مذاهب
خرافی، عقبمانده
و ارتجاعی و
دشمن آزادی، برابری،
شادی و سعادت
بشر بودهاند.
از سوی دیگر،
حق مسلم و طبیعی
هر هنرمند و
نویسندهای
است که افکار
خود را در نقد
هر دین و
مذهبی و
لامذهبی و همچنین
هر حزب و دولتی،
صرفنظر از این
که نقدش غلط و
یا درست باشد،
آزادانه و
بدون هیچگونه
فشاری به
تصویر بکشد،
بیان کند و
بنویسد. از این
رو، همواره
باید از گوهر
«بیحد و حصر
آزادی بیان و
قلم و اندیشه»
دفاع نمود و
ترور رافق تقی
را نیز شدیدا
محکوم کرد.
پنجشنبه سوم
آذر ۱۳۹۰ -
بیست و چهارم
نوامبر ۲۰۱۱