بهرام رحمانی:

bahram.rehmani@gmail.com

مرکز اولوف پالمه و اپوزیسیون‌سازی!

 

بنا به گزارش رادیو پژواک، رادیو سراسری فارسی زبان دولت سوئد، قرار است در روزهای شنبه و یکشنبه ۴ و ۵ فوریه ۲۰۱۲، کنفرانسی در استکهلم، در رابطه با تحولات ایران برگزار شود. برگزارکننده این کنفرانس، مرکز اولوف پالمه است. نام کنفرانس نیز «اتحاد برای دموکراسی در ایران» عنوان شده است.

 

براساس اطلاعیه مرکز اولوف پالمه، در این کنفرانس نمایندگانی از احزاب سیاسی، دانشگاهیان، ژورنالیست‌ها، نویسندگان، فعالان حقوق بشر، فعالان زنان و فعالان دیگر از جوامع ایرانی در خارج کشور شرکت خواهند داشت. محل برگزاری و نام دعوت‌شدگان به کنفرانس محرمانه اعلام شده است.

 

به این‌ترتیب، همین‌که محل برگزاری کنفرانس و دعوت‌شدگان محرمانه است خود به خود نشاندهنده اپوزیسیون‌سازی کاذب و شخصت‌سازی اولوف پالمه سنتر در راستای اهداف احزاب راست و دولت های غربی، بر علیه منافع و مصالح اکثریت مردم ایران است.

 

ینس اورباک (Jens Orback)، مدیر مرکز اولوف پالمه به رادیوی بین‌المللی سوئد می‌گوید که همچون کنفرانس‌های دیگری که این مرکز از جمله در رابطه با برمه و سوریه برگزارکرده، کنفرانسی به پیشنهاد منتقدان رژیم ایران برای بحث و گفتگو درباره مسائل این کشور برگزار می‌کند. او می‌گوید که شایعاتی نیز از سوی رژیم ایران که نسبت به این کنفرانس بدگمان است منتشر شده، شبیه به موردی که در رابطه با سوریه پیش آمد، اما مرکز اولوف پالمه به کار خود براساس اهداف تعیین‌شده برای مرکز که کمک به رشد دموکراسی در کشورهای مختلف است ادامه می‌دهد.

 

یکی از دعوت‌شدگان به این کنفرانس، «دکتر امیرحسین گنج‌بخش» نام دارد که در سایت‌های اینترنتی از او به عنوان یکی از بنیانگذاران «سازمان جمهوری‌خواهان» نام برده شده است به «خودنویس» می‌گوید به خاطر نامعلوم بودن اهداف و برنامه‌های جلسه در بنیاد «اولوف پالمه» به استکهلم نمی‌رود. او درباره تردیدهایش درباره گردهمایی استکهلم می‌گوید: «شفاف نبودنش به این شکل است که هیچ‌ کسی نمی‌‌داند چه خبر است… یکی می‌گوید «آلترناتیوسازی» است، یکی می‌گوید می‌خواهند «دولت موقت» درست کنند، یکی می‌گوید «یک سمینار ساده» است. یکی می‌گوید «دیالوگ ملی» است، خب این غلط است!»

 

با نزدیک شدن به زمان برگزاری «کارگاه آموزشی» در شهر استکهلم که مرکز «اولوف پالمه» برگزارکننده آن است، تعدادی از دعوت‌شدگان اعلام کرده‌اند که در این کنفرانس، شرکت نمی‌کنند. حالا این افراد چرا نخست چنین دعوت‌هایی را می‌پذیرند و سپس چرا پشمان می‌شوند خود داستان دیگری است؟! چرا که اصولا شرط و شروط برگزاری چنین جلساتی از قبل با دعوت‌شونده در میان گذاشته می‌شود.

 

اسامی برخی از شرکت کنندگان کنفرانس مرکز اولوف پالمه که در رسانه‌ها به اسامی آنها شاره شده است عبارتند از:

شهریار آهی، جواد اکبرین، کاظم اکبرین، کاظم علمداری، رضا علیجانی، نوشابه امیری، علی افشاری، جمشید اسدی، اکبر عطری، مریم معمارصادقی، مهران براتی، احمد باطبی، مسعود بهنود، پرویز دستمالچی، شاهین فاطمی، شهلا فرید، امیر‌حسین گنج‌بخش، سعید قاسمی‌نژاد، فریدون احمدی، رامین احمدی، فاطمه حقیت‌جو، عباس حکیم‌زاده، فواد پاشایی، احمد رفعت، نیما راشدین، ضیا صدرالعشراقی، مصطفی حجری، بیژن حکمت، پویا جهاندار، مهرانگیز کار، بهزاد کریمی، مرتضی کاظمیان، جواد خادم، محسین خاتمی، فریدون خاوند، منوچهر مقصودنیا، محسن مخملباف، حسن منصور، سراج میردامادی، عبداله مهتدی، مرجانه ستراپی، شهلا عبقری، نسیم سرابندی، علیرضا نوری‌زاده، ماشااله سلیمی، خالد عزیزی، آرش بهمنی، محسن سازگارا، حسن شریعتمداری، محمد‌علی توفیقی، نیره توحیدی، مجتبی واحدی، مهرداد درویش‌پور، رامین پرهام، گیتی کاوه، پروین اردلان، فریبا موحبی، گلاله شرافکندی، مهشید پگاهی، ناهید حسینی، شهران طبری، شهلا شفیق، آرام حسامی، رضا حسین‌بر، هوشنگ اسدی و...

 

کسانی که حتی آشنایی مختصری با سیاست‌های افراد و گروه‌های دعوت شده به این کنفرانس را دارند به سادگی می‌دانند که آنها، همگی از طیف‌های مختلف گرایشات ناسیونالیستی، شوونیستی، مذهبی و راستی هستند و خوشبختانه هیچ گرایش چپ و مدافع جنبش کارگری در بین آنها دیده نمی‌شود و قرار هم نیست دیده شود. چرا که گرایشات سیاسی و اجتماعی چپ و مدافعین جنبش کارگری کمونیستی، مخالف هر نوع اپوزیسیون و بدیل‌سازی در غیاب توده‌های مردم و محاصره اقتصادی ایران و حمله نظامی به این کشور هستند. هنگامی که بخشی از شرکت‌کنندگان این کنفرانس نظیر سازگارا، در راس سپاه پاسداران بودند و در کردستان و ترکمن‌صحرا و جاهای دیگر ایران، به خصوص در ماه‌ها و سال‌های نخست انقلاب لحظه به لحظه آدم می‌کشتند؛ هنگامیکه برخی چون حقیقت‌جو نماینده مجلس بودند و قوانین ارتجاعی و غیرانسانی و وحشیانه را علیه زنان، کارگران، دانشجویان، روزنامه‌نگاران، نویسندگان، هنرمندان و غیره تصویب می‌کردند؛ هنگامیکه مخملباف‌ها پیشتاز اسلامی کردن سینمای ایران در راستای سیاست‌های و ایدئولوژی ارتجاعی حکومت اسلامی بودند؛ هنگامیکه روزنامه‌نگاری چون بهنود ستایشگر سیاست‌های رفسنجانی بود؛ هنگامیکه افشارها، راشدین‌ها، واحدی‌ها و... پیرو خط امام خمینی بودند؛ هنگامیکه اسدی‌ها و کریمی‌ها در حزب توده و سازمان اکثریت از حکومت اسلامی دفاع می‌کردند؛ هنگامیکه بخش زیادی از شرکت‌کنندگان این کنفرانس در این سال‌ها، تمام امید خود را به اقدامات و اصلاحات جناحی از حکومت اسلامی (دوم خرداد و یا اکنون سبز اسلامی) دوخته بودند؛ هنگامیکه برخی از شرکت‌کنندگان چون شهریار آهی‌ها در بندوبست با دولت‌های قدرتمند به دنبال احیای سلطنت بودند و هنوز هستند و...، در حالی که تاریخ گواه است نیروهای چپ و مدافعین جنبش کارگری کمونیستی با تمام قدرت برای سرنگونی حکومت جهل و جنایت اسلامی مبارزه می‌کردند و آگاهانه دههاهزار قربانی هم در راه آزادی داده‌اند و هم‌اکنون نیز لحظه‌ای از مبارزه در راستای سرنگونی کلیت حکومت اسلامی، غفلت نمی‌کنند، طبیعی‌ست که دعوت شرکت در چنین کنفرانس‌هایی را نمی پذیرند و شرکت هم نمی‌کنند. چنین جهت‌گیری نیروهای چپ و کمونیست، هم به لحاظ سیاسی و اجتماعی و هم به لحاظ انسانی، نقطه قدرت این نیروهاست. بنابراین، جای تعجبی نیست که افراد و جریانات راست و لیبرال پاسیو و بعضا ناشناخته با سوابق مختلف سیاسی چون پاسدار، بازجو، شکنجه گر، مامور امنیتی، نماینده مجلس، توده‌ای، اکثریتی، جمهوریخواه، مذهبی، سلطنت‌طلب، ناسیونالیست کرد، آذری، بلوچ و غیره در سالن‌های دربسته زیر پای سخنان نمایندگان دست‌چندم دولت‌ها بنشینند و درباره سرنوشت و آینده جامعه ۷۵ میلیونی ایران، تصمیم بگیرند. چنین تصمیماتی مضحک و خنده‌دار و دست کم گرفتن شعور جامعه است. اما یک مساله روشن است و آن این که الگوی این افراد و جریانات راست و فرصت‌طلب، تحولات عراق و افعانستان و لیبی است. یعنی آنها، به خاطر پول و قدرت و تبدیل شدن به مالکی‌ها و کرزای‌های ایرانی با همدیگر در حال مسابقه هستند. در حالیکه اینها، عمدتا در مقابل جنایت‌های بیشمار حکومت اسلامی، سیاسی سکوت را پیشه کرده‌اند و مثلا در ماه‌های اخیر بسیاری از رسانه‌ها، حتی رسانه‌های فارسی‌زبان بین‌المللی از تهدید و دستگیری و شکنجه بسیاری از فعالین کارگری چون رضا شهابی خبر داده‌اند و یا اعدام‌ها روزمره در ایران در جریان است حتی یک موضع‌گیری خشک و خالی از بسیاری از کسانی که اسامی‌شان برای شرکت در کنفرانس مرکز اولوف پالمه برده شده، نشنیده است. به علاوه انگار برخی از دعوت‌شدگان، صرفا بازارگرم‌کن حضور در چنین جلسات مخفی و معامله‌گر هستند و خاصیت دیگری ندارند.

 

پُرواضح است که هر انسانی و جریانی که مخالف جنگ و خشونت، سرکوب و کشتار، نابرابری و استثمار، سانسور و اختناق است نه با جناح‌های حکومت اسلامی، نه با دولت‌های قدرتمند غربی رقیب حکومت اسلامی، وارد هیچگونه بندوبست و معامله سیاسی نمی‌شود؛ با آنها، در هیچ نشستی و جلسه مشترکی شرکت نمی‌کند؛ در عین‌حال با قدرت و اتحاد و همبستگی مردمی بر سرنگونی حکومت اسلامی و این که مردم ایران باید مستقیما سرنوشت خود و آینده کشورشان را خودشان را رقم بزنند، پافشاری می‌کند.

 

هم‌اکنون سرنوشت دردناک مردم عراق و افغانستان و اکنون نیز لیبی در مقابل چشمان همه ماست. همین نیروهای رنگارنگ راست این کشورها، با متحدان بین‌المللی خود و در راس همه ناتو و آمریکا و اتحادیه اروپا و متحدان روسی و چینی‌شان، مردم این کشورها را با چنان فلاکتی روبرو کرده‌اند که رهایی از آن، دستکم در دهه‌های آتی، حتی به دور از هرگونه تصور است. نیروهای راست با همکاری دولت‌های قدرتمند، این سه کشور را به جولانگاه تروریسم دولتی و تروریسم گروه های فاشیستی، مذهبی و ناسیونالیستی تبدیل کرده‌اند که هیچ شهروندی احساس امنیت جانی و مالی و شغلی نمی‌کند. تروریسم و جنگ و انتقام‌جویی نفس مردم این کشورها را بریده است. اما عشق رسیدن به قدرت و ثروت، آنچنان چشم کرزای‌ها و مالکی‌های «وطنی» ما را کور کرده است که این واقعیت‌های عراق و افغانستان و لیبی را می‌بیبند اما درس عبرتی نمی‌گیرند! فراتر از همه، بیشرمانه بمباران‌های وحشیانه ناتو و جنگ و کشتار و تروریسم دولتی و غیردولتی در این کشورها را مداخله «انساندوستانه» می‌نامند! معلوم نیست از کی و از چه تاریخی هواپیماهای بمب‌افکن و جنگی، هلیکوپترهای توپدار، تانک‌ها، موشک‌اندازها، سفیر گلوله‌ها، پیام‌آور «انساندوستی» شده‌اند؟! شاید در کنفرانس استکهلم، علی افشاری و همفکرانش به این مساله جواب بدهند؟

 

اما مسلم است که جنبش‌های اجتماعی ایران نظیر جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویان و جوانان، روشنفکران و هنرمندان مترقی و همه نیروهای چپ و کمونیست و مدافع آزادی، برابری و عدالت اجتماعی آنقدر قوی هستند که بتوانند این نوع بازی‌های سیاسی و ترفندها و معاملات گرایشات راست اپوزیسیون و شبه‌اپوزیسیون و فرصت‌طلب را با دولت‌های غربی و غیره را خنثی کنند و محکم و قاطع با قدرت و همبستگی مردمی خود، حکومت جهل و جنایت و ترور اسلامی را سرنگون کنند و جامعه دلخواه خودشان را بسازند!

 

پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۰ - دوم فوریه ۲۰۱۲