بهرام
رحمانی:
Bahram.rehmani@gmail.com
کشتن
انسان و حتی
هر موجود زندهای
در هر شرایطی،
محکوم و جنایت
محض است!
انسان
یکبار به
دنیا میآید و
یکبار هم از
دنیا میرود.
در این میان،
سرمایهداران
و دولتهای
جنایتکار آنها،
علاوه بر اینکه
انسانها را
در معرض
استثمار
وحشیانه و
گرسنگی خود
قرار میدهند
و به نابودی
میکشانند،
حتی بر اساس
قوانین
ضدانسانی خود
و به دلایل
مختلف، به
ویژه سیاسی و
اجتماعی
انسانها را اعدام
میکنند. بر
این اساس،
دولتها،
خشونت را در
راستای حفظ
حاکمیت
خودشان در جامعه
تبلیغ و ترویج
میکنند و
بزرگترین
جنایت علیه
بشریت را
مرتکب میشوند!
از اینرو،
همواره خشونت
را در جوامع
بشری،
بازتولید میکنند!
بنابراین،
تنها جوامع و
نیروهای
مردمی است که
میتوانند به
معنای واقعی
جلو جنایات
دولتها را
بگیرند. اما
اگر جواب
خشونت با
خشونت داده
شود، همان
خشونت
بازتولید میگردد.
مثلا اگر
جامعه ما، ۳۳
پیش میتوانست
جلو اعدام
هویدا،
خسروداد و... را
بگیرد شاید
امروز، ما
شاهد این همه
جنایات و
اعدامها و
ترورهای
حکومت اسلامی
جهل و جنایت و
ترور اسلامی
نبودیم!
بر این
اساس،
دستگیری
دیکتاتور
لیبی، سرهنگ قذافی
و فراتر از هم
سرنگونی
حکومت این
جنایتکار،
صدردصد حق
طبیعی مردم
لیبی و جهان
است؛ اما
مسلما،
کشتارهای
ناتو در لیبی،
و کشتن قذافی و
دو پسر او بدون
هیچگونه
محاکمه،
جنایتی بزرگتر
از جنایتهای
حکومت قذافی
است. جنایتی
که حتی مغایر
با قوانین بینالمللی
جنگی است. بنابراین،
بر اساس
قوانین جهانشمول
بشری، حتی
نباید اسیر
جنگی را نباید
کشت. اما
متاسفانه
امروز در لیبی
تحت کشورهای
عضو ناتو،
یعنی به
اصطلاح جهان
متمدن و
پیشرفته این
اتفاق روی
داد.
بنابراین،
سیاستی که با
حمایت
نیروهای ناتو
و در راس همه
دولت آمریکا،
هماکنون در
لیبی در جریان
است، چندشآور
و وحشتناک
است. اکنون
جنایت ناتو در
لیبی، به حدی
است که روی
قذافی آدمکش
را سفید کرده
است. هم چنین
دولتی که قرار
است جانشین
حکومت جنایتکار
قذافی شود از
هماکنون،
باید یک دولت
جنایت باید
نامیده شود.
در حقیت بورژوازی
جهانی، یک بار
دیگر ماهیت
ضدانسانی و ضدانقلابی
خود در تاریخ
را به قضاوت
افکار عمومی
جهان قرار داده
است. قدرتی که
مدافع سرسخت جنایت
و ترور از هر
نوع سرمایهداری
پیشرفته، عقبمانده،
ملی و مذهبی و
خرافی است. نیرویی
مخرب و خشونتطلب
و جنگطلب در
جهان است!
در چنین
شرایطی، باید
به جنبشهای
اجتماعی جاری
و اهداف آنها
باید اهمیت ویژهای
داد. از جمله «جنبش
والاستریت
را اشغال
کنید!»، علیه
سیستم سرمایهداری
را باید با
تمام قدرت
تقویت و به یک
شعارجهانی
علیه سیستم
سرمایهداری تبدیل
کرد! باید با
تمام قدرت در
جهت مبارزه
علیه سرمایهداری،
هورا کشید و
آن را از هر
طریق ممکن
تقویت کرد!
افزون بر این
که در جهان
امروز و با
امکانات مدرن
و پیشرفته
ارتباطی، طبیعیست
که جنبشهای
مردمی را علیه
سیاستها و
جنایتهای
سیستم سرمایهداری
و دولتهای آنها
از آمریکا تا
تونس، از
سوریه تا
یونان و...، در
جریان است، هم
باید تقویت
کرد و هم به
عنوان بهترین
قاضی و
آلترناتیو
بشریت و به
ویژه مزدبگیران
در مقابل
استثمارگران
و جنایتکاران
در مقابل
سیستم سرمایهداری
به رسمیت
شناخت! یعنی
باید در جهت
برپایی جهانی
آزاد و برابر
و انسانی و پُررفاه
و بدون هیچگونه
آقا بالاسر و
فشار و تحقیر
مبارزه کرد!
یعنی جهانی
باید ساخت که در
آن، همه انسانها
جدا از هر
تفاوت ملی،
رنگی، جنسی،
فرهنگی و
جغرافیایی
برابر باشند و
هیچگونه
برتری بر
همدیگر نداشته
باشند! شما چه
فکر میکنید!
یکشنبه
۱ آبان ۱۳۹۰ -
۲۳ اکتبر ۲۰۱۱