بهرام
رحمانی:
تنش
تازه در روابط
حکومت اسلامی و
آمریکا و عربستان!
خبرگزاریها
روز سهشنبه
یازدهم اکتبر ۲۰۱۱
- نوزدهم مهر ۱۳۹۰، اتهام
مشارکت حکومت
اسلامی ایران
در یک توطئه
تروریستی در
خاک آمریکا را
انتشار دادند.
این خبر
بلافاصله به
یک ماجرا و
سوژه مهم بینالمللی
تبدیل شد. بر
این اساس، جدا
از صحت و سقم
این ماجرا،
پیامدهای آن
بسیار نگرانکننده
است.
آنچه که
بررسی این ماجرا
را برای جامعه
ما ضروری میکند
نگرانیهای
ناشی از چنین
وقایعی است که
آثار و عواقب
مخرب و
ویرانگر آن را
سالهاست در
عراق و
افغانستان
شاهد هستیم.
دولتهای
بورژوازی و در
راس همه دولتهای
قدرتمند غربی،
زیر بغل حکومت
اسلامی و
رهبری آن
خمینی را
گرفته بودند
نیروهای
انقلابی چپ و
آزادیخواه و
سکولار زیر حملات
وحشیانه
حکومت تازهبهدورانرسیده
را گرفته
بودند؛ هنگامی
که حکومت
اسلامی زندانیان
سیاسی را در
اوایل
انقلاب، سالهای
۶۰ تا ۶۲ و
به ویژه در
سال ۱۳۶۷
زندانیان سیاسی
را قتلعام میکرد،
این دولتها
مهر سکوت بر
لب زده بودند.
هنگامی که
تروریستهای
حکومت اسلامی،
مخالفین خود
حتی در
کشورهای
اروپایی و
اسکاندیناوی
را ترور میکرد
مقامات دولتی
این کشورها از
دیپلمات –
تروریستهای
حکومت اسلامی،
پذیرایی میکردند
و در مجموع انسان
و انسانیت
برایشان پوچ و
بیمعنی بود و
فقط به منافع
اقتصادی و
سیاسی و
دیپلماتیک
خود فکر میکردند.
اما هنگامی که
حکومت اسلامی
به رقابت با
دولتهای
منطقه به ویژه
اسرائیل و
عربستان
برخاست و در
جنگهای
داخلی افغانستان
و عراق دخالت
کرد و همچنین
برای دستیابی
به سلاحهای کشتار
جمعی فعالیتهای
خود را تشدید
کرد، دولتهای
غربی به تلاطم
افتادند و در
شورای امنیت
سازمان ملل
چندین
قطعنامه علیه
حکومت اسلامی
و تحریم اقتصادی
ایران به
تصویب
رساندند.
بنابراین،
برای ما اپوزیسیون
سرنگونیطلب
چپ و کمونیستهای
ایرانی، نه
اکنون، بلکه
از همان ماههای
نخست به قدرت
رسیدن با
حملات
وحشیانه به کردستان،
ترکمن صحرا،
سرکوب
سیستماتیک
زنان، جمله به
احزاب و
سازمانها و
نهادهای دمکراتیک
و انحلال آنها،
حمله به
دانشگاهها،
حمله به
تجمعات زنان و
دیگر تجمعات و
اعدامهای
چنددقیقهای
و صحرایی
تروریسم
حکومت اسلامی
را به گوشت و
پوست خود لمس
کردهایم و در
راه مبارزه
برای آزادی و
برابری و یک
زندگی شرافتمندانه
انسانی و آگاهانه
بهای سنگینی
نیز پرداختهایم.
ما مبارزه
پیگیری میکنیم
تا با قدرت و همبستگی
و مبارزات
کارگران،
دانشجویان،
روشنفکران،
زنان و همه
مردم تحتستم
ایران این
حکومت جانی را
سرنگون کنیم و
یک جامعه آزاد
و برابر و
انسانی
بسازیم.
اما در
عینحال با سناریوها
و دخالتها در
امور داخلی
ایران توسط
حکومتهای
امپریالیستی،
به ویژه دخالت
نظامی دولتهای
غربی و منطقهای
و در راس همه
آمریکا،
شدیدا
مخالفیم و
چنین حرکت و
اقداماتی و
تحریکاتی از
سوی هر دولت و هر
فرد و سازمان
اپوزیسیون
حکومت اسلامی را
هم شدیدا
محکوم میکنیم.
همچنین در
دهههای
اخیر، علاوه
بر اینکه
بسیاری از
دولتهای
جهان به
تروریسم
حکومت اسلامی
چشم بسته بودند؛
مشخصا دولتهای
فرانسه و
آلمان نیز
رسما و علنا
در رابطه با
آزادی
تروریستها،
با حکومت
اسلامی معامله
کردهاند.
فرانسه انیس
نقاش،
تروریستی که
بختیار را
ترور کرد اما
این ترور
ناکام ماند آزاد
کرد و آلمان دارابی
را که یکی از
طراحان ترور
میکونوس بود
آزاد نمود. در
این ترور،
چهار نفر
ازمخالفین
حکومت اسلامی
به قتل
رسیدند.
بنابراین،
دولتها و در
راس همه دولت
آمریکا و
متحدانش نه
تنها با
تروریسم
مبارزه نکردهاند،
بلکه خودشان
نیز تروریسم
دولتی را با اشغال
نظامی افغانستان
و عراق و
اکنون لیبی به
انجام رسانده و
قبل از آن نیز
از گروههایی
تروریستی هم
چون طالبان و
القاعده
حمایتهای
جدی کرده بودند.
اگر با
این مقدمه، به
اخبار و
گزارشات و
موضعگیریهای
اخیر مقامات
آمریکایی و
متحدانش دقیق
شویم بیش از
حد نگران میشویم.
چرا که چنین
مواضعی
آشکارا زمینهسازی
برای جنگ ویرانگر
دیگری در
منطقه بحرانی
خاورمیانه و
پس از اشغال
نظامی
افغانستان و
عراق و اکنون
نیز جنگ ناتو
در لیبی است.
مقامات
آمریکایی
مدعیاند که
تروریستهای
حکومت اسلامی
قصد داشتند عادل
الجبیر سفیر
عربستان
سعودی را ترور
کنند. همچنین
به سفارتخانههای
عربستان و
اسرائیل نیز
حمله کنند. بر
اساس همین
ادعا، یکی از
تروریست دستگیر
شده و دیگری
فراری است.
آن
طور که در
گزارش
روزنامه
کریستین
ساینس مانیتور
آمده، عادل
الجبیر همان
شخصیتی است که
بر اساس اسناد
محرمانه
منتشر شده در
ویکیلیکس،
در گفتگو با
مقامات نظامی
آمریکایی، با
اشاره به
تحرکات
ایران، از آنها
خواسته بود که
«سر این مار را
قطع کنند.»
عربستان
سعودی روز
چهارشنبه
توطئه برای
ترور سفیر این
کشور در
واشینگتن و همچنین
حمله به سفارت
عربستان در
آمریکا را محکوم
کرد و آن را
«زشت،
منزجرکننده و
تنفرآمیز»
خواند. به
گزارش
آسوشیتدپرس،
شماری از
منابع آگاه و
رسمی عربستان
بدون ذکر نام
و عنوان خود
به خبرگزاری
رسمی عربستان
گفتند:
«پادشاهی
عربستان قویا
نقشه منزجرکننده
و زشت طرح
حمله و ترور
سفیر عربستان
در آمریکا را
محکوم میکند
و مرهون کمکهای
دولت آمریکا
است که این
نقشه را کشف و
برملا و متوقف
کردند.» همچنین
مقامات یادشده
گفتند:
«پادشاهی
عربستان به همکاری
نزدیک با
آمریکا ادامه
میدهد تا دستهای
توطئه گر پشت
این دسیسه
مشخص شوند.»
بنا
به ادعای اریک
هولدر، وزیر
دادگستری آمریکا،
دو شهروند
ایرانی به
اتهام توطئه
برای ترور
«عادل الجبیر»،
سفیر عربستان
سعودی در
واشنگتن و یکی
از نزدیکان
پادشاه
عربستان، از
سوی دادگستری
آمریکا تحت
تعقیب قرار
گرفته و متهم
شده اند. منصور
ارباب سیار که
علاوه بر
تابعیت ایران
تابعیت
آمریکا را نیز
داراست در ٢٩
سپتامبر در
فرودگاه
«کندی»
نیویورک
دستگیر شده
است.
وزارت
امور خزانهداری
آمریکا روز سهشنبه
گذشته اعلام
کرد که هر
گونه اموال مرتبط
با پنج فرد را
که گفته میشود
در این رابطه
نقش داشته
اند، مسدود
کرد. این پنج
فرد شامل دو
مرد متهم به
این توطئه یادشده
و نیز سه مرد
دیگر مرتبط با
نیروی قدس
گزارش شدهاند.
به گزارش
خبرگزاری
فرانسه منصور
اربابسیار
که در حال
حاضر زندانی
است با خطر
محکومیت به
زندان ابد رو به
روست. متهم
دیگر که بنا
بر گزارش
خبرگزاری
فرانسه از
واشنگتن،
غلام شکوری
نام دارد و از
اعضای سپاه
قدس، وابسته
به سپاه
پاسداران
انقلاب
اسلامی، است دستگیر
نشده است.
بنا
به ادعای وزیر
دادگستری
آمریکا،
منصور اربابسیار
پس از بازداشت
اتهام شرکت در
توطئه را پذیرفته
و گفته است که
کسانی که به
گمان او مسئولان
بلند پایه
سپاه قدس
هستند او را
استخدام کرده
و به او پول داده
اند.
در
همین حال،
سفارت
عربستان
سعودی در
واشنگتن از
ایالات متحده به
خاطر اقدام
برای خنثی
کردن آنچه که
گفته میشود
توطئهای
برای قتل سفیر
آن کشور بوده
قدردانی کرده
است. اطلاعیه
سفارت
عربستان
سعودی توطئه
ادعا شده را
«نقض معیارهای
بینالمللی
که با اصول بشریت
همخوانی
ندارد» توصیف
کرده است. شاهزاده
ترکی الفیصل
که پیشتر به
عنوان سفیر
سعودی در
ایالات متحده
آمریکا و
بریتانیا به
سر میبرد
گفت: «دلایل و
اسناد محکمی
در خصوص دست
داشتن ایران
در طرح ترور
سفیر سعودی در
واشینگتن وجود
دارد.» او که
ریاست سابق
سازمان اطلاعات
سعودی را بر
عهده داشت،
افزود: «دلایل
بسیاری وجود
دارد که
آشکارا دست
داشتن ایران را
به طور رسمی
در این طرح
نشان میدهد.
کسی باید در
ایران هزینه
بپردازد.»
حکومت
اسلامی، این
ادعاها را رد
کرده و مقامات
عربستان نیز
مدعیاند که
ایران باید
جوابگوی این
عمل تروریستی
خود باشد. اما پی
بردن به حقیقت
بسیار سخت
است. زیرا هیچکدام
از این سه طرف
درگیر در این
ماجرا، مورد اعتماد
افکار عمومی
مترقی و آزادیخواه
جهان نیستند.
چهارشنبه
۱۲ اکتبر ۲۰۱۱
- ۲۰ مهر ۱۳۹۰،
کاردار سوئیس
در تهران، در
غیاب سفیر آن
کشور، به
وزارت امور خارجه
احضار و مراتب
اعتراض شدید
حکومت اسلامی
به این
اتهامات به وی
ابلاغ شده
است. به دنبال
قطع روابط
دیپلماتیک
ایران و
آمریکا در سال
۱۳۵۸، سفارت
سوئیس در
تهران حافظ
منافع دولت آمریکا
در ایران است.
موضع
گیری پر تنش و
تهدیدآمیز
سران و مقامات
هر سه حکومت
آمریکا،
عربستان و حکومت
اسلامی
ایران، علیه
همدیگر همچنان
ادامه دارد. اریک
هولدر، وزیر
دادگستری
آمریکا و
رابرت مولر،
رییس پلیس داخلی
آمریکا (افبیآی)
ایران را به
دست داشتن در
طراحی توطئهای
برای حمله به
سفارتهای
عربستان و
اسراییل در
آمریکا و کشتن
سفیر عربستان
متهم کردهاند.
دو
مقام
آمریکایی
یادشده روز سهشنبه
۱۱ اکتبر ۲۰۱۱
برابر با ۱۹
مهر ۱۳۹۰، در
یک کنفرانس
خبری در
واشنگتن، از
انتشار کیفرخواست
در نیویورک
برای دو
ایرانی به نامهای
غلام شکوری و
منصور اربابسیار
خبر دادند.
این دو ظاهرا
با طراحی سپاه
قدس (شاخه
سپاه
پاسداران) و
از طریق
همکاری با
اعضای کارتل
قاچاق مواد
مخدر در مکزیک
قصد انجام ترورهای
یادشده را
داشتهاند. به
گفته اریک
هولدر، ایران
به این کارتل مواد
مخدر برای
انجام این
منظور ۵،۱
میلیون دلار
پرداخت کرده
است. این دو
مقام آمریکایی
مسئولان ارشد
حکومت اسلامی
ایران را به
آگاهی و دست داشتن
در طرح یادشده
متهم کرده
اند.
وزارت
خارجه دولت
آمریکا نیز در
بیانیهای
گفته است که
تشدید
استفاده
ایران از
خشونت نشاندهنده
آن است که این
کشور قصد
تغییر رویه
خود را ندارد.
در این بیانیه
آمده است که
تحریمها و
فشارها علیه
سپاه
پاسداران شدت
خواهد گرفت.
به
گفته مقامهای
آمریکایی،
اربابسیار
که از بستگان
شکوری است و
پاسپورت
ایرانی دارد
هم اکنون در
آمریکا در
بازداشت به سر
میبرد. ولی
شکوری در
ایران است. بر
اساس گزارشات
منتشر شده،
منصور اربابسیار
روز ۲۹
سپتامبر در
مکزیک دستگیر
شده و سپس به
نیویورک
انتقال یافته
است. اریک
هولدر، مدعی
است که این
توطئه از سوی
«سران ارشد
سپاه قدس و همچنین
نظامیان
بلندپایه
ایران» برنامهریزی
شده بوده است.
باراک
اوباما، رییس جمهوری
آمریکا، به
سازمانهای
مرتبط دستور
همکاری کامل
با این
تحقیقات را
صادر کرده
است. در
بیانیه کاخ سفید
آمده است:
«رییس جمهور
در ابتدا در
ماه ژوئن در
جریان این مساله
قرار گرفت و
به ماموران
دستور داد تا
تمامی حمایتهای
لازم برای
انجام
تحقیقات در
این زمینه را فراهم
آورند.»
به
گفته اریک
هولدر، دولت
ایالات متحده
هر چه سریعتر
اقدامات
نامشخصی را
علیه دولت
ایران به کار
خواهد گرفت.
به گفته
دادستانهای
آمریکایی
منصور اربابسیار،
۵۶ ساله،
ناآگاهانه به
یکی از خبرچینهای
دایره مبارزه
با مواد مخدر
پیشنهاد همکاری
در این طرح را
داده است. این
خبرچین که خود
را به عنوان یکی
از اعضای
کارتلهای
مواد مخدر
مکزیک جا زده
بوده است،
چندین بار با
منصور اربابسیار
در مکزیک
دیدار کرده
است. گفته می
شود که ارباب
سیار از مجموع
۵،۱ میلیون
دلار، ۱۰۰
هزار دلار را
پرداخت کرده
بوده است.
دادستانهای
آمریکایی
گفتهاند که
چنانچه
اتهامات
منصور اربابسیار
در دادگاه
ثابت شوند، می
تواند برای وی
حکم حبس ابد
صادر شود.
پیریت
برارا،
دادستان
ایالات متحده
در منهتن نیز
که در کنفرانس
خبری واشنگتن
شرکت داشت، خاطر
نشان ساخت: «ما
اجازه
نخواهیم داد
که کشورهای
دیگر از خاک
ما به عنوان
صحنه نبرد
استفاده کنند.»
بر
اساس
دادخواست
دادستانی
فدرال
نیویورک،
منصور اربابسیار
در ماه اوت در
جریان گفتگو
با فردی که
فکر میکرد از
اعضای یک
کارتل مواد
مخدر است حاضر
شده بود که
مبلغ ۵،۱ میلیون
دلار برای
ترور سفیر
عربستان
بپردازد.
منصور اربابسیار،
به عنوان پیشپرداخت،
مبلغ ۱۰۰ هزار
دلار را در دو
نوبت به این
فرد، که مامور
مخفی نیروی
مبارزه با
مواد مخدر
آمریکا است، پرداخت
کرده است.
به
گفته مقامات
رسمی آمریکا،
منصور اربابسیار
در ۲۹ سپتامبر
از ایران به
فرانکفورت
سفر کرده است
و از آنجا قصد
داشت برای نهایی
کردن طرح ترور
به مکزیکو سیتی
برود که در
آنجا از ورود
وی به مکزیک
ممانعت به عمل
آمده و او را
از طریق یک
پرواز به نیویورک
فرستادند و در
آنجا دستگیر
شده است. بر
اساس این
دادخواست،
منصور اربابسیار
به مامور مخفی
نیروی مبارزه
با مواد مخدر
گفته است که
مقامات ایرانی
حاضرند «هزاران
کیلو تریاک»
در اختیار
کارتلهای
مواد مخدر مکزیک
قرار دهند. به
گفته مقامات
رسمی، منصور
اربابسیار
پس از بازداشت
در حال همکاری
با ماموران فدارل
و دادستانی
آمریکا است.
در
همین حال،
وزارت خزانهداری
آمریکا، روز
سهشنبه
اعلام کرد،
پنج ایرانی از
جمله منصور
اربابسیار و
غلام شکوری را
در اتباط با
توطئه ترور سفیر
عربستان در
واشینگتن تحریم
کردهاند. وزارت
خزانهداری
آمریکا همچنین
قاسم سلیمانی،
فرمانده سپاه
قدس، به همراه
عبدالرضا شهلایی
و حامد
عبداللهی را
نیز مورد تحریم
قرار داده
است. به گزارش
آسوشیتدپرس،
علاوه بر قاسم
سلیمانی،
عبدالرضا
شهلایی نیز پیشتر
از سوی وزارت
خزانهداری
آمریکا مورد
تحریم قرار
گرفته است.
در
همین حال
هیلاری
کلینتون،
وزیر امور
خارجه آمریکا
نیز پس از «کشف
این توطئه» از
اعمال تحریمهای
بیشتر علیه
مقامات حکومت
اسلامی
ایرانی خبر
داده است.
رامین
مهمانپرست،
سخنگوی وزارت
خارجه ایران
در واکنش به
اظهارات مقامهای
آمریکایی، با
«محکوم کردن
هرگونه
عملیات تروریستی»،
رفتار آمریکا
را «مبتنی بر
سیاستهای
خصمانه و
دیرینه محور
آمریکایی -
صهیونیستی»
خواند و آن را
در راستای
«سناریوسازی
تفرقهافکنانه
از سوی دشمنان
اسلام و
منطقه» توصیف
کرد. او، ادعا کرد:
«روابط جمهوری
اسلامی ایران
و عربستان سعودی
مبتنی بر
احترام
متقابل است و
تحتالشعاع
ادعاهای مقامهای
آمریکایی
قرار نخواهد
گرفت.»
محمد
خزاعی،
نماینده
حکومت اسلامی
ایران در سازمان
ملل متحد، در
واکنش به این
مساله،
اتهامات
واشنگتن را
«توطئهای
شیطانی» خواند
و آن را تکذیب
کرد.
در
همین حال
معاون رییس
جمهور آمریکا
درباره واکنش
احتمالی این
کشور گفت که «هیچ
گزینهای از
روی میز کنار
گذاشته نشده
است.»
بنابراین،
دولت اوباما
در صدد است که
حمایت جهانی
را از واکنش
احتمالی آمریکا
علیه ایران،
به دست آورد.
در
مقابل این
واکنشهای تند
عربستان و
آمریکا،
سردار سرتیپ
پاسدار حسین
سلامی جانشین
فرمانده کل
سپاه، با
تکذیب ادعای
آمریکاییها، گفته
است: «این
گونه اقدامات
سناریویی نخنما
و بیاساس
بوده و در
حقیقت نوعی
فرافکنی و
ایجاد انحراف
در افکار
عمومی دنیا از
نهضت ضدسرمایهداری
والاستریت و
ناکامیهای
آمریکا در
اجرای سیاستهای
استکباری خود
در منطقه و
جهان است.»
محمد
خاتمی، رییس
جمهور پیشین
حکومت اسلامی نیز
در خصوص
انتشار این
اخبار ابراز
نگرانی کرده
است. به گزارش
وبسایت رسمی
خاتمی، او با
تعدادی از «کارشناسان
و مسئولان
سابق و صاحبنظر
در امور
سیاسی،
امنیتی و اطلاعاتی»
دیدار کرد و به
آنها گفت که
«لازم است
هوشیاری خود
را در برابر
توطئهها و
بدخواهیها افزایش
دهیم.» او
خطاب به این
کارشناسان
گفت: «من نیز
مانند شما
نگرانم! به
نظر میرسد که
بهانهگیریها علیه
ما روز به روز
بیشتر و در
این اواخر تشدید
شده است و چه
بسا که مصارف
انتخاباتی
برای بعضی
جریانها در غرب
و آمریکا
داشته باشد.»
دولتهای
اروپایی نیز
نسبت به کشف
توطئه ترور
سفیر عربستان
توسط تروریستهای
حکومت اسلامی،
واکنش نشان
دادهاند. برای
مثال، به
گزارش
خبرگزاری
فرانسه، سخنگوی
مسئول سیاست
خارجی
اتحادیه اروپا،
گفته است که
اگر خبر
برنامهریزی
ایران برای
قتل سفیر
عربستان در
آمریکا صحت
داشته باشد،
تبعات وخیم
بینالمللی
در پی دارد و
از حکومت
اسلامی ایران
خواسته است به
طور کامل با
تشکیلات قضایی
آمریکا برای
کشف تمامی
جنبههای این
ماجرا همکاری
کند.
همچنین
در پی انتشار
خبر کشف توطئه
ترور سفیر
عربستان در
آمریکا، دفتر
نخستوزیر
بریتانیا، با
صدور اطلاعیهای
از «عملیات
موفقیتآمیز دولت
آمریکا در
خنثی کردن
توطئه حمله به
دیپلماتها در
آمریکا» ابراز
خرسندی کرد و
گفت که چنین
حملهای مغایر
قوانین
شناختهشده بینالمللی
است.
وزیر
خارجه
انگلستان، ویلیام
هیگ که در
پارلمان
انگلستان سخن
میگفت،
اظهار داشت،
این توطئه نقض
آشکار قوانین
بینالملل
و یک خطر
فزاینده از
جانب رژیم
تهران است که
از تروریسم
حمایت میکند.
وزیر خارجه
انگلستان
گفت، کشورش در
حال رایزنی با
مقامات
آمریکا،
عربستان
سعودی و اتحادیه
اروپا است تا
پاسخی قاطع به
رژیم تهران داده
شود.
سفارت
مکزیک در
واشنگتن،
اطلاعیهای را
منتشر کرد که
در آن نقش
کشور مکزیک در
«خنثیسازی طرح
ترور» مورد
ستایش قرار
گرفته است. در
این اطلاعیه
آمده که «از
همان اولین
دقایق، مکزیک
و ایالات
متحده آمریکا
اطلاعاتشان را با
هم رد و بدل میکردند
و با هم
همکاری
داشتند.»
همه
حکومتهای
بورژوازی،
رقابتها
و کشمکشهای
خود، حتی
دعواهای
درونی خود را
به تنشهای
خارجی میکشانند
که نخست جنگ
لفظی و سپس
گاها جنگ
واقعیشان
نیز اجتنابناپذیر
میشود.
همچنین حکومتها
هنگامیکه
مشکل درونی
پیدا میکنند
سعی میکنند
با تراشیدن مشکل
بیرونی توجه
افکار عمومی
را از مسایل
درونی به
مسایل بیرون
معطوف سازند
تا در پرتو آن
سیاستهای خود
را پیش ببرند.
برای
مثال، اسیمو
کالابرسی،
ستوننویس
مجله تایم مینویسد
با توجه به
نزدیک بودن
انتخابات ریاستجمهوری
در آمریکا، به
نظر میرسد
دولت اوباما
باید اقدامات
جدیتری برای
تنظیم و تدوین
سیاستهای
خود در قبال
ایران انجام
دهد، زیرا
جمهوریخواهان
بزودی او را
متهم به
ملایمت بیش از
حد با ایران خواهند
کرد و چنین
اقداماتی از
سوی ایران، به
اعتقاد آنان
نتیجه نرمش بیش
از حد اوباما
در برابر
سیاستهای
تهاجمی ایران
است. حالا همه
چیز به شدت و
حدت واکنش
دولت دموکرات
باراک اوباما
به این «توطئه
تروریستی» بستگی
دارد.
روزنامه
نیویورک
تایمز نوشته
است «ایران و
عربستان، دو
رقیب و بازیگر
کلیدی در صحنه
سیاست
خاورمیانهاند
که گاه رقابت
این دو به
تخاصم هم
کشیده است.»
اختلافات دو کشور،
پس از تحولات
سریع و خیرهکننده
سیاسی در جهان
عرب، شدت
گرفته و اکنون
به نظر میرسد
که اوج بگیرد.
سایمون
هندرسون،
نویسنده مجله
فارین پالسی معتقد
است این
رویداد «جنگ سرد
میان ایران و
عربستان را
داغتر
خواهد کرد.»
شورای
همکاری خلیج
فارس هم روز چهارشنبه
۲۰ مهر ۱٣۹۰ - ۱۲
اکتبر ۲۰۱۱، طی
بیانیهای
گفت: «اقدام
ایران برای
حمله به سفیر
و سفارت
عربستان در
واشینگتن زشت
و نادرست و
ناقض قوانین
بینالمللی
است و به
روابط کشورها
و حوزه همکاری
کشورهای
همسایه آسیب و
لطمه جدی وارد
کرده است.» این
شورا از ایران
خواسته روابط
خود با کشورهای
همسایه و
کشورهای
منطقه را بر
اساس «صداقت،
درستکاری و
احترام متقابل»
بازسازی کند.
هفته
جاری، جعفری
فرمانده سپاه
پاسداران انقلاب
اسلامی، رسما
اعلام کرد که:
«رهبر جمهوری
اسلامی ایران
هیچگونه
محدودیتی
برای سپاه در
انجام
ماموریت قائل
نیست و سپاه
بازوی مسلح و
غیرمسلح
رهبری محسوب
میشود.»
در
صورتیکه
ادعاهای
مقامات
آمریکایی
مبنی بر دست
داشتن نیروی
قدس در طرح
ترور سفیر
عربستان در
واشینگتن،
مستقیما پای
سیدعلی خامنهای
به میان کشیده
خواهد شد و
حکومت اسلامی
نیز بیش از
پیش در سطح
بینالمللی
منزوی خواهد
شد و دست
آمریکا و
متحدانش برای
طراحی کردن هرگونه
عملیاتی علیه
ایران بازتر
خواهد شد. چرا
که بدون اراده
و اجازه
مستقیم او، به
ویژه در برون
مرزهای
ایران، سپاه
نمیتواند
دست به چنین
اقدام
ماجراجویانه
و خطرناکی
بزند.
جو
بایدن، معاون
رییسجمهور
آمریکا گفته
است، در برابر
حکومت تهران،
هیچ گزینهای
منتفی نیست و
این حکومت
مجازات خواهد
شد. هم زمان
سوزان رایس،
سفیر آمریکا
در سازمان ملل
در حال مشورت
با سفیران
کشورهای عضو
شورای امنیت است
تا درباره
اقدامی مقتضی
تصمیمگیری
کنند.
فرانسیس
تاونزند،
مشاور اسبق
امنیت ملی کاخ
سفید و
تحلیلگر امور
امنیتی سیانان
گفت، من فکر
میکنم
وزارت خارجه
این موضوع را
به شورای
امنیت میبرد.
از سوی
دیگر پیتر
کینگ، رییس
کمیته امنیت
داخلی کنگره
آمریکا نیز
گفت، از نظر
من این موضوع
رابطه آمریکا
و رژیم تهران را
به یک سطح
بسیار
خطرناکی میرساند.
منابع
خبری در
واشنگتن
گفتند، از نظر
دولت آمریکا،
رهبر جمهوری
اسلامی دستور
ترور سفیر
عربستان در
آمریکا را
صادر کرده
است.
آخرین
گزارش از
واشنگتن حاکیست
که ایالات
متحده رشته
رایزنیهایی
را با اعضای
شورای امنیت
آغاز کردهاند.
سفرای
فرانسه و
بریتانیا در
سازمان ملل
اعلام کردند
که از اقدامات
آتی آمریکا در
شورای امنیت
حمایت خواهند
کرد.
از سوی
دیگر، تحلیلگران
روزنامههای
معتبر
آمریکایی و
اروپایی
پیرامون این مساله
تحلیلهای
مختلفی راه
انداختهاند.
برای مثال،
تحلیل
گاردین، ۱۲
اکتبر ۲۰۰۱،
این است که
«توطئه ایرانی
میتوانست
باعث جنگ در
خاورمیانه
شود»؟!
تحلیلگر
گاردین،
جوانب مختلف
این ماجرا را
در نظر گرفته
است. این
روزنامه، مینویسد:
«هر که در پشت
توطئه
واشنگتن بوده
باشد، باید
گفت که این
اقدام میتوانست
به جنگ در
خاورمیانه
تبدیل شود.
این منطقه در
حال حاضر هم در
آستانه تشنج
بر سر برنامه
هستهای
ایران است و
اسرائیل
مرتبا از
پیشرفت تهران
در کسب توانایی
تولید بمب
هستهای سخن
میگوید.
اطلاعات
درز کرده از
وزارت خارجه
آمریکا حاکی
از آن بوده که
عبدالله
پادشاه سعودی
مکررا از
آمریکا
خواسته است که
«سر مار را قطع»
و به ایران
حمله کند.
با
چنین زمینهای
میتوان گفت
که قتل سفیر
عربستان
سعودی در
واشنگتن و
کشتار تعدادی
از شهروندان
آمریکا و حمله
احتمالی به
سفارت
اسرائیل در
آمریکا، به
راحتی میتوانست
آتش جنگ را در
منطقه شعلهور
سازد.
آمریکا،
نیروی قدس،
وابسته به
سپاه پاسداران
انقلاب
اسلامی را
مسئول این
توطئه معرفی
کرده است. با
توجه به
ساختار قدرت
در ایران، عملیاتی
با این وسعت
قطعا با دستور
مستقیم آیتالله
خامنهای
انجام میشده
است که شخصا
کنترل نیروی
قدس را در دست
دارد...»
این
روزنامه، به
نقل از رابرت
بائر، یک
مامور سابق
سیا، مینویسد:
«این کمی
مشکوک است.
نیروی قدس
کارآیی خوبی
دارد. آنها با
اشخاصی که نمیشناسند
به توطئه دست
نمیزنند. آنها
همواره از
اشخاص ثالث استفاده
میکنند و هیچگاه
شخصا وارد عمل
نمیشوند. اگر
قاسم سلیمانی
دنبال شما یا
من باشد مسلما
ما را خواهد
کشت. این
توطئه با خصلتهای
آنها سازگار
نیست.»
تحلیل
گاردین، در
ادامه میافزاید:
«احتمال دیگر
آن است که این
توطئه
خودسرانه و
توسط بخشی از
نیروی قدس،
بدون رضایت
رهبر ایران،
انجام شده
باشد. برخی
معتقدند این
کار میتوانست
در خدمت اهداف
محمود احمدینژاد
باشد که در
کشمکش قدرت با
خامنهای
درگیر است.
این
توطئه در صورت
موفقیت سلسلهای
از حوادث را
به دنبال میآورد
که سلسله
مراتب روحانیت
را بر هم زده و
به احمدینژاد
این فرصت را
میداد تا از
وضعیت به نفع
خود استفاده
کند.»
احتمالا
آمریکا و
اتحادیه
اروپا، در
نخستین اقدام
خود باز هم
تحریمهای
اقتصادی علیه
ایران را
تشدید خواهند
کرد. هم اکنون وزارت
خزانهداری
آمریکا هم شرکت
هواپیمایی "ماهان
ایر" ایران را
به اتهام جابهجا
کردن
غیرقانونی
اعضای سپاه
پاسداران تحریم
کرده است. مقامهای
آمریکایی، همچنین
ماهان ایر را
به همکاری
نزدیک با
نیروی قدس
سپاه
پاسداران و
انتقال
تسلیحات به
کشورهایی
نظیر سوریه
متهم کردهاند. همچنین
احتمال دارد
که مساله
تروریسم
حکومت
اسلامی، به
شورای امنیت
سازمان ملل
ارجاع خواهد
شد و به نظر میآید
این بار چین و
روسیه چندان
در مقابل
اقدامتا
احتمالی
شورای امنیت
علیه ایران هم
چون گذشته
مقاومت
نخواهند کرد.
اکنون
تحولات
انقلابی و یا
به قول
مانیفست شبح
انقلابی در
بالای سر همه
حکومتهای
بورژوازی به
پرواز درآمده
است. بحران
سرمایه داری و
گرسنگی حدود
یک میلیارد از
جمعیت جهان،
این تحولات را
شتاب بیشتر
دادهاند. به
طوری که هم
اکنون بهار
عربی، پس از
پشت سر گذاشتن
مرزهای
کشورهای
منطقه اینک به
بیش از ۷۰۰
شهر ایالات
متحده آمریکا
نیز رسیده است.
بنابراین،
همه دولتها
از منطقه خاورمیانه
تا آفریقا، از
آمریکا تا
اروپا، سخت به
تکاپو افتاده
اند و شب و روز
خواب ندارند
تا طرحها و سناریوها
و سیاستهایی
را وارد عرصه
سیاسی و
اجتماعی جهان
کنند تا مشغله
افکار عمومی
را از واقعیتهای
ستم و استثمار
سرمایهداری
به مسایل
دیگری
بکشانند.
به
این ترتیب، در
طول حاکمیت ۳۳
ساله حکومت
جهل و جنایت و
ترور اسلامی،
این اولین بار
است که گفته میشود
تروریستهای
این حکومت قصد
داشتند در
داخل خاک آمریکا
دست به ترور
بزنند. در
حالیکه همگان
میدانند
حکومت اسلامی
ایران،
انقلاب ۵۷
مردم ایران را
با سرکوب و
کشتار و جنگ و
ترور به خونینترین
شکلی سرکوب
کرد و هیچ
دولتی در جهان
نسبت به این
همه جنایات حکومت
اسلامی
اعتراض جدی
نکرد. اگر هم
در سالهای
اخیر حکومت اسلامی
را تحت فشار
قرار دادهاند
نه سرکوب و
کشتار و اعدام
مردم، بلکه
دقیقا بر سر
رقابتهایشان
با این حکومت
از جمله بر سر
دستیابی آن به
سلاحهای
کشتار جمعی
است.
حکومت
اسلامی ایران،
تاکنون صدها
تن از فعالین
سیاسی و
فرهنگی را از
جمله در قلب
اروپای متمدن
و دمکرات ترور
کرده است،
بدون اینکه
برخورد جدی با
تروریستهای
حکومت اسلامی
و مراکز ترور
و جاسوسی آن
چون سفارتخانه
و کنسولگریها
و مساجد و مراکز
به اصطلاح
فرهنگی آن
شود.
اپوزیسیون
چپ و آزادیخواه
سرنگونیطلب
حکومت
اسلامی، حدود
سه دهه است که
شعارشان
تعطیلی مراکز
جاسوسی و ترور
حکومت اسلامی
در همه کشور و
محدود کردن آنها
به دفاتری که
صرفا به مسایل
توریستی و
مسایل
شهروندانی که
به ایران رفتوآمد
میکنند،
محدود گردد.
اما تاکنون
هیچ نهاد و
حزب و حکومت
اروپایی به
این خواست توجهی
نکرده است.
حکومت اسلامی
تا روزی که
بایکوت سیاسی
نشود با
بایکوت
اقتصادی عقبنشینی
نمیکند. چون
که بایکوت
اقتصادی نخست
دودش به چشم
مردم به ویژه
کارگران و
محرومان
جامعه می رود.
در حالی که
این حکومت می
تواند با
روابط نهان و
آشکار خود با
دولتها و
شرکتهای
دیگر، داد و
ستد کند و
ماشین دولتی
خود را
بچرخاند.
در
هر صورت موقعیت
کنونی حکومت
اسلامی، ضعیفتر
و شکنندهتر
از آن است که
به فکر اجرای
همچون طرح
خطرناکی باشد.
هر چند که
تبلیغات حکومت
اسلامی مبنی
بر روانه کردن
ناوهایشان به
سواحل آمریکا
و آزمایش موشک
و غیره میتواند
به عنوان
تحریکهایی
مدنظر قرار
گیرد اما در
چنین شرایطی،
به نفع کلیت
حکومت اسلامی
نیست که آن هم در
خاک آمریکا،
دست به ترور
بزند. یا این
مساله به
عنوان یک سوژه
تبلیغی و
مشترک آمریکا
- عربستان
سعودی علیه
حکومت اسلامی
و تلاشی برای
هر چه بیشتر
منزوی کردن آن
است. و یا اگر
هم واقعیت
داشته باشد
احتمالا نه
توسط کلیت
حکومت، بلکه
در میان کشمکشهایی
که مدتهاست
درون جناح
حاکم اصولگرا
در جریان است
به ویژه سپاه
پاسداران
طراحی شده
است.
البته
این مساله بحث
ذرهای از ماهیت
تروریستی
حکومت اسلامی
کم نمیکند.
از سوی دیگر
هم نباید موضعگیریهای
دولت آمریکا و
عربستان را
نیز به عنوان
واقعیت
پذیرفت. چرا
که همه طرفین
این ماجرا، آنقدر
دروغ گفتهاند
و به سرکوب و
جنایت و ترور
نیز آلودهاند
بنابراین،
نمیتوان
ادعاهای آنها
را به سادگی
باور کرد و در
این میان هیچ
مرجع منصف و
بیطرفی نیز
وجود ندارد که
روشنگری کند و
واقعیتها را
به افکار
عمومی ارائه
دهد. هر کدام
از این حکومتها،
منافع حاکمیت
خود را در نظر
میگیرند و
اهمیتی نیز به
وضعیت مردم و
عواقب ناگوار
آن نمیدهند.
بدون
شک، جوخههای
ترور حکومت
اسلامی، نه در
حال حاضر،
بلکه بیش از
سه دهه است که
از جمله در
کشورهای غربی فعالند
و این مساله
تازگی ندارد.
اما آنچه که
تازه است دستکم
یک دهه و نیم
است که حکومت
اسلامی نه به
دلیلی تغییر ماهیت،
بلکه دقیقا به
دلیل بحرانهای
درونی خودش و
انزوای بینالمللی،
دست به ترور
نزده است. به
ویژه حکومت
اسلامی
تاکنون در خاک
آمریکا دست به
عملیات ترور
نزده است و
این اولین بار
است که کشف
ترور توسط
تروریستهای
حکومت اسلامی
در آن سوی
دنیا منتشر میگردد.
خود همین
مساله و
موقعیت حکومت
اسلامی، قبول
چنین تروری را
سختتر می
کند. در این
سالها
تروریست و
جاسوسان
حکومت
اسلامی، بیشتر
ترجیح دادهاند
اطلاعات بیشتری
از هدفهای
خود به دست
بیاورند تا
اینکه دست به
ترور بزنند.
اما هیچکس
نباید کوچکترین
شکی داشته
باشد که ماهیت
حکومت اسلامی
ذرهای تغییر
کرده است. این
حکومت جانی و
تروریست و تبهکار
و مافیایی است
که به درستی
اکثریت مردم
ایران و در
پیشاپیش همه
مزدبگیران و
محرومان و بیکاران
و ستمدیدگان
دهها سال است
که برای
سرنگونی کلیت
این حکومت جهل
و جنایت و
ترور مبارزه
میکنند. هر
کسی که مدعی
مخالفت با این
حکومت جهل و
جنایت، وحشت و
ترور، سانسور
و سرکوب،
شکنجه و اعدام
است؛ بی شک
موضع آن
نیروهایی را
تقویت میکند
که خواهان
سرنگونی کلیت
حکومت
اسلامی، با
اتحاد و
همبستگی و
قدرت مردمی هستند.
شنبه
بیست و سوم
مهر ۱۳۹۰ -
پانزدهم
اکتبر ۲۰۱۱