بهرام
رحمانی:
در سال ۲۰۱۲،
چه باید کرد؟
سال
جدید میلادی
آغاز شد. مردم
کشورهای
مختلف جهان
تحویل سال را
جشن گرفتند. به
این ترتیب، سال ۲۰۱۱
را با همه
فراز و نشیبهایش
پشت سر گذاشتیم
و اکنون با
آغاز سال ۲۰۱۲،
این سئوال را
در پیش روی
خود داریم که چه باید
کرد تا وضع
نسبت به سال
پیش بهتر
شود؟!
سال ۲۰۱۲،
آبستن
تغییرات و
تحولات بزرگی
است. در چنین موقعیتی،
چه باید کرد؟
سئوالیست که
به ویژه در
مقاطع تاریخی
حساس فعالین
فرهنگی،
سیاسی و اجتماعی
از خود و
جامعه میکنند
تا جواب درخور
و شایستهای
پیدا کنند.
در
سالی که گذشت
بحران سرمایهداری
جهانی، تعمیق
پیدا کرد به
حدی که دولتها
در یونان و
ایتالیا با
فشارهای
مردمی تغییر
کردند؛ بر
اساس آمارهای
رسمی منتشرشده،
بدهی ملی
آمریکا اکنون بیش
از ۱۵ تریلیون
است. به معنی
۵۰ هزار دلار
به ازای هر
شهروند آمریکایی
است.
هر
فرد در منطقه
یورو ۳۵ هزار
دلار بدهی
دولتی بر دوش
دارد و در
بریتانیا نیز
بدهی دولت از
۳۰ هزار دلار
به ازای هر
نفر پایینتر
نیامده است.
جیم
راجرز، از
بنیانگذاران «صندوق
کوانتوم» در
۱۹۷۰ و از
مفسران معتبر
وقایع جهان،
میگوید که
باید این وضع
را جدی گرفت. او
میگوید: «آمریکا
بزرگترین ملت
بدهکار تاریخ
جهان است و
این بدهی دوان
دوان و با
سرعت بیش از ۱
تریلیون در
سال بزرگتر هم
میشود. اگر
طرحهای همه
کشورهای
اروپایی را
ببینید هیچکدامشان
یک سال هم از
میزان بدهیهایشان
نکاستهاند.
پس در وضعیتی
جدی به سر میبریم
که بدتر هم میشود.»
راجرز
میگوید: «اصولا
دولتها و بانکهای
مرکزی
مسئولند،
مخصوصا در
آمریکا. دولتها
فقط به هزینه
کردن و بانکهای
مرکزی تنها به
چاپ اسکناس
پرداختهاند.
دولت
بریتانیا،
بانک مرکزی
بریتانیا و
دولت کشورهایی
مثل یونان که
از حسابسازی
استفاده کردهاند
از دیگر
مقصران هستند.
اما این فهرست
حتی شامل
ایتالیا،
فرانسه و
آلمان نیز میشود،
آنان نیز به
حسابسازی
روی آوردهاند.»
وضعیت
در قاره های
آسیا و آفریقا
بدتر است و خشکسالی
و قحطی و
گرسنگی و
بیماری زیست و
زندگی بسیاری
از انسان را
تهدید میکنند.
با
وجود اینکه
حکومتهای
سابق لیبی و
مصر در اثر اعتراضات
مردمی از
حکومت کنار برکنار
شدهاند اما
حکومتهایی
که به قدرت
رسیدهاند
نیز مورد
پدیرش مردم
این کشورها
نیستند. بنابراین،
تحولات سیاسی
و اجتماعی در
این دو کشور،
هم چنان ادامه
دارد.
بر اساس
آمار سازمان
ملل متحد، از
زمان آغاز
اعتراضها
در سوریه، از
مارس ۲۰۱۱،
بیش از ۵۰۰۰
تن که بیشتر
غیرنظامی
بودهاند،
جان خود را در
درگیریها از
دست دادهاند.
اما صدای
اعتراضات
مردم آزادیخواه
خاموش نشده و
مردم، با قدرت
و جسارت فوقالعاده
ای برای
برکناری حکومت
این کشور
مبارزه میکنند.
در
روزهای آخر
سال ۲۰۱۱،
دولت آمریکا
نیروهای
نظامی خودش را
از عراق خارج
کرد و پشت سرش کشوری
ویران بر جای
گذاشت که، همچنان
درگیر جنگ و
کشتار، ترور و
انتقامجویی
است. اما نیروهای
نظامی آمریکا
و ناتو، همچنان
در
افغانستان،
مستقر هستند و
بحث از برقراری
«امنیت»، «ثبات»
و دموکراسی در
این کشور، جز
تزویر و
ریاکاری چیز
دیگری نیست.
جنبش
ضدسرمایهداری
»والاستریت
را اشغال
کنید!«
در قلب
دمکراسی
جهان، یعنی
آمریکا راه افتاد
و این جنبش،
به سرعت به
کشورهای
اروپایی کشیده
شد. بهار
عربی، هم چنان
ادامه دارد و
در ماههای
اخیر، در
اعتراضات
مردم سوریه
علیه حکومت
بشار اسد، بیش
از ۵۰۰۰
نفر از
معترضین جان
باختهاند.
دیکتاتور
لیبی، سرهنگ
قذافی سقوط
کرد اما کسانی
که با حمایت
ناتو و آمریکا
در این کشور
نفتخیز به
قدرت رسیدند
یا همکاران
سابق قذافیاند
و یا گرایشات
مخالف او، به
ویژه
اسلامیون هستند.
آنها، قذافی
و یکی از
پسرانش را پس
از دستگیری به
طرز فجیعی
کشتند. چند
انگشت دست پسر
دیگرش را
هنگام
دستگیری قطع
کردند. در
بمبارانهای
ناتو نزدیک به
۵۰۰۰۰ نفر از
مردم لیبی جان
باختند. چندین
برابر آن زخمی
و معلول و یا
در سطح
میلیونی
آواره شدند. در
انتخابات
تونس و مصر،
گروههای
مذهبی دست
بالا را
گرفتند. مردم
لیبی، حکومت
جدید را نمیخواهند
و تظاهراتهایی
علیه آن راه
انداختهاند.
تحولات و درگیریهای
مردم با ارتش
مصر، هنوز هم
ادامه دارد.
دیکتاتورهای
یمن و کویت بر
کنار شدند.
نطفههای
اعتراضی در
عربستان شکل
گرفت. در
اسرائیل
تظاهرات عظیم
مردمی علیه
سیاستهای
دولت برگزار
شد و...
سالی
که گذشت برخی
از تولیدات
فرهنگی
تاریخی، ادبی
و هنری بسیاری
از نویسندگان
و هنرمندان در
جهان، با
استقبال مردمی
قرار گرفتند؛
جوایزی
دریافت
نمودند و دستکم
آثارشان خود
را با دغدغه
کمتری به دست
مردم رساندند.
در حقیقت
سالی که گذشت
پُر از وقایع
تلخ و شیرین
بود. اما در
جامعه ما در
سال ۲۰۱۱، هر
چند وقایع
زیادی روی داده
اما از جنبه
مطالبات و
منافع مردمی مساله
حائز اهمیتی
دیده نشد. صدها
نفر به دلایل
سیاسی و
اجتماعی در
ایران، به
چوبههای دار
آویخته شدند و
یا مخفیانه در
زندانها
اعدام شدند.
بنا به گزارش
نهادهای بینالمللی
مدافع حقوق
بشر، اعدامها
در ایران در
سال ۲۰۱۱، سه
برابر شده
است. فعالین
عرصههای
کارگری،
زنان، دانشجویی،
محیط زیست،
حقوق بشر،
روزنامهنگاران،
نویسندگان و
هنرمندان
ایرانی در طول
سال ۲۰۱۱
تهدید و سرکوب
شدند؛ سانسور
و اختناق
تشدید شده و
آثار بسیاری
از نویسندگان
هم چون سه دهه
گذشته، به تیغ
تیز سانسور
سپرده شد و از
انتشار باز
ماندند.
حذف
سوبسیدهای
دولتی، تحریم
اقتصادی دو
فاکتور مهمی
هستند که زیست
و زندگی
اکثریت مردم
ایران، به
ویژه
مزدبگیران،
بیکاران و
محرومان را
شدیدا پریشان
کردهاند.
گرانی و تورم
و در نتیجه
آسیبهای
اجتماعی چون
اعتیاد، تنفروشی،
خودکشی، فرار
از خانه و
غیره نیز
افزایش یافته
و سرکوب
سیستماتیک
زنان ادامه
دارد. چندین
میلیون کودک
باز هم از
تحصیل و تفریح
بازمانده و به
صف کودکان کار
و رنج و
خیابان
پیوستهاند.
محیط زیست در
ایران، فاجعهبار
است و بسیاری
از تالابها و
جنگلهای
کشور نابود
شدهاند و بزرگترین
دریاچه نمک،
یعنی دریاچه
ارومیه در حال
مرگ است.
برخی از
ناشران و کتابفروشیها
به دلیل
فشارهای
اقتصادی،
سیاسی و
سانسور تعطیل
شدند و از
چرخه تولید و
عرضه فرهنگی
خارج گردیدند.
هزاران
جوان و فعال
فرهنگی،
سیاسی و
اجتماعی ناگزیر
به ترک کشور
شدند و هم اکنون
با دنیای جدید
پناهندگی دست
و پنجه نرم میکنند.
حمله
نیروهای
سرکوبگر بسیج
به سفارت
بریتانیا در
تهران، تحت
عنوان «دانشجویان
بسیجی» به یک
جنگ
دیپلماتیک
بین ایران و
کشورهای غربی
تبدیل شد. به
ویژه در ماههای
آخر سال ۲۰۱۱،
بار دیگر
احتمال بحث و
جدل حمله
نظامی به
ایران، توسط
مقامات
آمریکایی و
اسرائیلی پیش
کشیده شده و
در رسانهها
نیز انعکاس
وسیعی پیدا
کرده است.
سران و مقامات
حکومت اسلامی
نیز مواضع
تحریککنندهای
اتخاذ کردهاند.
حکومت
اسلامی، در
سال گذشته
میلادی، همچنان
تلاش کرد تا
توازن قوا در
منطقه را به
نفع خود تغییر
دهد و راهی
برای خروج از
بنبست اتمی
خود پیدا کند.
از سوی دیگر،
حکومت اسلامی
در سال ۲۰۱۱،
بیشترین
منابع
درآمدهای ایران
را صرف
میلیتاریسم
کرده است.
همچنین در
آخرین لحظات
سال ۲۰۱۱، باراک
اوباما، رییسجمهوری
آمریکا روز
شنبه با امضای
لایحهای که
از سوی کنگره
آمریکا تصویب
شده بود بخش
مالی و بانک
مرکزی حکومت
اسلامی ایران
را مشمول تحریمهای
جدید آمریکا
کرد. این لایحه،
بخشی از طرح
دفاعی ۶۶۲ میلیارد
دلاری کنگره
آمریکاست که
اوباما روز
شنبه، هنگام
گذراندن تعطیلات
سال نو میلادی
در هاوایی
امضاء کرد.
این
تحریمها که
صنعت نفت ایران
و بانک مرکزی حکومت
اسلامی را هدف
قرار داده
است، شرکتهای
خارجی را
وادار میکند
میان همکاری
با بخش نفتی،
مالی و بانک
مرکزی ایران یا
بخش مالی آمریکا،
یکی را انتخاب
کنند. به موجب
این قانون،
بانکهای
مرکزی
کشورهای دیگر
در صورت معامله
با بانک مرکزی
ایران در
ارتباط با
انتقال
درآمدهای
نفتی ایران،
شامل تحریمهای
مشابه خواهند
شد. بانک
مرکزی حکومت
اسلامی،
کانال اصلی
ورود
درآمدهای
نفتی ایران
است.
باراک
اوباما، در بیانیهای
که همزمان با
امضای طرح یادشده
صادر کرد، از
این ملاحظه
خود هم سخن به
میان آورد که
این قانون با
محدود کردن
روابط با دیگر
کشورها، میتواند
مخل اختیاراتی
شود که قانون
اساسی آمریکا
به او تفویض
کرده تا
مناسبات
خارجی آن کشور
را تنظیم کند.
با
تحریم بانک
مرکزی ایران
توسط دولت
آمریکا، برخی
شرکتهای
آلمانی نیز رابطه
خود را با ایران
قطع کردند و
از سوی دیگر، روز
یکشنبه ۱۱ دی -
۱ ژانویه ۲۰۱۲،
دلار در بازاز
تهران با
نزدیک به ۶۰
تومان افزایش
یافت و در یک
روز به ۱۶۰۵
تومان رسید.
این بالاترین
نرخ برابری
دلار و ریال
است. سایر
ارزهای عمده
جهانی نیز با
افزایش روبرو
شد و یورو به
بالای ۲۰۰۰
تومان رسید و
۲۰۶۰ تومان به
فروش رفت.
پوند بریتانیا
نیز ۲۵۱۰
تومان معامله
شد. در واقع
ارزش برابری
ریال در برابر
دلار و دیگر
ارزهای خارجی،
روزبروز کاهش
مییابد و
عملا در بازار
ایران دلار
حکمرانی میکند.
تحریم
جدید آمریکا
در حالی اجرایی
میشود که تنشها
بر سر تنگه
هرمز و تهدیدهای
حکومت اسلامی
ایران به بستن
آن بالا گرفته
است و مقامهای
آمریکایی
اعلام کردهاند
که چنین
اقدامی را
تحمل نخواهند
کند.
در
همین رابطه،
سعید جلیلی،
دبیر شورای
عالی امنیت
ملی ایران گفته
که تهران، به
«هر گونه
تهدیدی پاسخ
مضاعف و پشیمانکننده»
خواهد داد. او
با اینحال،
اعلام کرده که
ایران آماده
است تا
گفتگوهای خود
را با شش قدرت
جهانی بر سر
برنامه هستهایاش
از سر بگیرد.
یک روز پس
از اعلام
آمادگی حکومت
اسلامی ایران
برای از
سرگیری
مذاکرات با
گروه ۱+۵، سازمان
انرژی اتمی
ایران از
آزمایش موفق
میله سوخت
هستهای خبر
داد.
سازمان
انرژی اتمی
ایران یکشنبه
۱۱ دی - ۱
ژانویه ۲۰۱۲،
از «آزمایش
موفق» نخستین
نمونه میله
سوخت هستهای
ساخت ایران
خبر داد. به
نقل از روابط
عمومی سازمان
انرژی اتمی،
میله سوخت حاوی
اورانیوم
طبیعی که پیشتر
در قلب رآکتور
تحقیقاتی
تهران جاسازی
شده بوده، با
موفقیت
آزمایش شده
است. به گفته
این سازمان،
میله سوخت
هستهای «پس
از گذراندن
کلیه آزمایشهای
فیزیکی و
ابعادی به
منظور بررسی
عملکرد در
شرایط
عملیاتی به
داخل قلب
راکتور
تحقیقاتی تهران
منتقل شد.»
همچنین
طی
روزهای اخیر،
ایتالیا و یک
مشاور
اقتصادی
اتحادیه
اروپا از
هماهنگی
کشورهای
اروپایی و
منطقه خاورمیانه
در راستای تحریم
نفتی ایران
خبر داده اند.
مقامهای حکومت
اسلامی نیز در
مقابل نسبت به
پیامدهای تحریم
نفتی ایران
هشدار دادهاند.
بنابراین، عملکردها
و مواضع و
مانورهای
نظامی و موشک
هوا کردنهای
حکومت اسلامی
در مقابل
رقبای بینالمللیاش،
بسیار خطرناک
و تحریککننده
است.
سران و
مقامات حکومت
اسلامی
ایران، نگران
خیزش مردمی
تازه در کشور
هستند. فرمانده
سپاه
پاسداران
انقلاب
اسلامی ایران،
گفت که دشمن
در تلاش است
با دستاویز
قرار دادن
انتخابات
مجلس، آشوبها
و اعتراضات
اجتماعی را
احیا کند.
سردار محمدعلی
جعفری، از
شهروندان
خواسته است در
انتخابات
آینده مجلس
«مشارکت
حداکثری»
داشته باشند.
جعفری، به
خبرگزاری مهر
گفته است که
بر اساس اخبار
و اطلاعاتی که
داریم دشمنان
از مدتها قبل
برای ایجاد
آشوب نقشه
کشیده و طرحهایی
را آماده کردهاند.
او، میافزاید:
«آنها میخواهند
با ایجاد ناآرامیها
و تنفس
مصنوعی،
جریان فتنه را
زنده کنند و از
سوی دیگر با
نشان دادن و
برجستهسازی
تقابل
معترضین با
نظام، چهرهی
مردمی نظام را
در جهان اسلام
مخصوصا در
جبهه بیداری
اسلامی مخدوش
کرده و الهامبخشی
انقلاب
اسلامی را با
مانع روبرو
سازند.»
البته این
اولین بار
نیست که یک
مقام
بلندپایه
حکومت اسلامی
ایران، از
احتمال شروع
دوباره
اعتراضات در
آستانه برگزاری
نمایش
انتخابات
مجلس اظهار
نگرانی میکند.
هفته گذشته
نیز غلامحسین
محسنی اژهای
دادستان کل
کشور، با
استناد به
اظهارات سیستمهای
اطلاعاتی و
امنیتی ایران
گفت: «براساس
قرائن و
شواهد،
دشمنان ما
امروز بسیار
تلاش دارند تا
در این فضا که
ما در آستانه
انتخابات هستیم
اگر بتوانند
به زعم باطل
خودشان فضای
کشور را ملتهب
کنند.»
آیتالله
خامنهای
رهبر حکومت
اسلامی ایران
نیز با اشاره
به در پیش
بودن
انتخابات
مجلس، گفته
بود:
«انتخابات یک
پشتوانه برای
امنیت ملی است.
نباید اجازه
داد به چالشی
برای امنیت
ملی تبدیل
شود.»
در چنین
شرایطی،
اکثریت مردم
ایران نگران
آینده خود و
جامعهشان
هستند. در
حقیقت اکنون
جامعه ایران
در سال ۲۰۱۲،
در مرکز
تلاطمات
جهانی قرار
دارد و آبستن
حوادث مختلفی
است. بر این
اساس، هر فعال
فرهنگی،
سیاسی و
اجتماعی
ایرانی از خود
و جامعه سئوال
میکند چه
باید کرد؟ تا
ایران نیز
دچار سرنوشت
افغانستان،
عراق، لیبی و
یا یوگسلاوی
سابق نشود؟ چه
باید کرد تا
مردم مستقیما
سرنوشت جامعهشان
را به دست
خویش رقم
بزنند؟ چه
باید کرد این
وضعیت موجود
کمرشکن و
توازن قوای
موجود، به نفع
اکثریت مردم و
آزادیهای
فردی و
اجتماعی و
رفاه و عدالت
تغییر داد؟!
بیشک
همه این
تحولات و وقایع
اقتصادی،
سیاسی،
اجتماعی و
فرهنگی،
همواره ما را
به این فکر میاندازند
که چه باید
کرد تا وضع
موجود در
ایران، به نفع
اکثریت مردم
ایران تغییر
یابد؟ بهرهگیری
از تحارب
ارزنده
تاریخی چه
باید کردهای چهرههای
شناختهشده
جهانی، بسیار
مفید و راه گشاست.
برای «چه باید
کرد؟» رومن
رولان، «چه
باید کرد؟»،
تولستوی، «چه
باید کرد؟»،
«چه باید کرد؟»
امیل زولا.
اندیشمند
بزرگ فرانسوی
«رومن رولان»،
در نامه مشهوری
با عنوان «چه
باید کرد؟» به
یکی از دوستان
جوانش،
درباره این
موضوع که «چه
باید کرد تا
بر روزمرگیها
غلبه کنیم و
اسیر آنها
نشویم؟»، در
پایان نامه،
رهنمودهای
زیر را به
دوستش توصیه
میکند:
«برای
این که بر
روزمرگی ها
فایق آیی و
ذهنت را و شور
و شوق دانایی
و آگاهی را در
خود تقویت
کنی، این چند
کار را حتما بکن:
روزی یک
ساعت را به
اندیشه
بگذران. اندیشه
همراه با یک
فعالیت مشخص
فکری، مثلا
کتاب بخوان و
درباره آنچه
خواندی بیندیش،
موسیقی گوش کن
و درباره آنچه
شنیدی
بیندیش، به
تماشای
تئاتر، فیلم و
نمایشگاه
نقاشی برو و
در باره آنچه
دیدهای و
شنیدهای
بیندیش،
روزنامه بخوان
و درباره
خواندههایت
بیندیش، و در
کل درباره همه
دیدهها و
شنیدهها و
خواندههای
روزانهات
بیندیش.
هر هفته
در یک فعالیت
اجتماعی-فرهنگی
اجتماعی
بیرون از خانه
شرکت کن، مثل
رفتن به موزه،
گالری نقاشی،
تئاتر و
سینما، کتابخانه،
مراکز فرهنگی
و هنری، و
سایر کانونهای
اجتماعیـفرهنگی،
و در آنجا به
فعالیتی
اجتماعی
بپرداز. سپس
از دریافتهای
خود و تجربههایت
از این مراکز
و فعالیتهایت
با دیگران، با
دوستان و
آشنایان یا
بیگانگان، با
همفکران و
غیرهمفکران و
حتی مخالفان
فکری خود، با
هر که حاضر است
به سخنانت گوش
کند، صحبت کن
و نهراس که با
تو مخالفت
کنند و مفهوم
حرفهایت را
درک نکنند، و
نهراس از این
که مسخرهات
کنند و به تو و
حرفهایت با
نیشخندی
استهزاآمیز
بخندند، و از
هیچ چیز دیگری
نهراس.
سه
ماه تمام این
برنامه را با
پیگیری انجام
بده، آنگاه پس
از سه ماه،
خواهی دید که
انسانی کم و
بیش دیگر شدهای
و سرشار از
عطش و شور و
اشتیاق برای
اندیشیدن،
آگاهی،
کنجکاوی،
ادراک و تجزیه
و تحلیل مسائل،
و بس فراتر از
فرودست
روزمرگیهای
پوچ و کسالتبار...»
«چه
باید کرد؟»
تولستوی در
سال ۱۸۸۶، در
زمانی که
نویسنده ۵۸
ساله بود به
نگارش درآمد و
پاسخی بود به
دومین بحران
روحی تولستوی
در آن دوران. در
آن سالها،
تولستوی،
دچار تشویشهای
دینی و
تردیدهای
اعتقادی و
مذهبی شدیدی شده
بود و «چه باید
کرد؟» طرح این
تشویشها و
کوشش برای
پیدا کردن راه
حلی برای این
مسائل بود:
«در این
اقیانوس سیهروزی
بشری که روح
را فاسد و
روان و فکر را
فلج میکند و
نیروهای فکری
را هرز می برد
و وجود آدمی
را پر از
احساس پوچی و
کسالت می سازد،
چه باید کرد؟»
پاسخ
نهایی
تولستوی چنین
بود: دروغ
نگفتن - از حقیقت
نهراسیدن -
خودپسندی را
از بیخ و بن
برکندن - زحمتکش
بودن و در عرقریزانهای
جسم و روح و
فکر به پیشرفت
و تعالی
رسیدن، و به
سوی والایی
اوج گرفتن،
تنها راه نجات
روح و روان از
اقیانوس سیاه
کاری ها و
پلیدی هاست.
امیل
زولا،
نویسنده
ناتورالیست
فرانسوی نیز
مقالهای با عنوان
«چه باید کرد؟»
دارد که آنرا
در سال ۱۸۶۵
در روزنامهای
در پاریس
منتشر نموده
است. این
نوشته
جستجویی است
برای برونرفت
از بحران ادبی
زمانه زولا،
که ناشی بود
از تسلط
رمانتیسم بیجان
و بیرمق که بر
ادبیات نیمهمحتضر
نیمه نخست قرن
نوزده در
فرانسه حاکم
بوده است.
زولا، راه
برونرفت از
این بحران را
در مقاله
مشهورش با
عنوان «چه
باید کرد؟»
جستجو میکند
و راه رهایی
را در توسل به
مکتب
ناتورالیسم،
که مکتب
رزمنده و
پرشور دوران
او بود، مییابد
و چون و چند آن
را در مقاله
خود توضیح میدهد.
به این
ترتیب، چهبایدکردها، در نزد
متفکران و
اندیشمندان
متفاوت و متغیر
است اما یک
نقطه مشترک آنها،
تلاش و مبارزه
برای تعییر
وضع موجود در
جهت بهتر شدن
محیط زیست و
زندگی انسان
است. در اینکه
این تغییر از
چه راهی امکانپذیر
است باز هم
متحدالقولاند
که باید برای
تغییر به
فعالیت و کار
و کوشش و
مبارزه جمعی
روی آورد. چرا
که با فردیت
نمیتوان
جواب همه
مشکلاتی که در
جامعه وجود
دارد
را داد.
چهبایدکرد
کارگران، بیکاران،
جوانان،
محرومان و همه
ستمدیدگان
جوامع مختلف،
رشد و گسترش
جنبشهای
ضدسرمایه
داری «والاستریت
را اشغال
کنید» و «بهار
عربی» و
زنجیرهای از
انقلابات
سیاسی -
اجتماعی است.
تنها با پیروزی
این انقلابات
است که بشر از
وضعیت موجود
کمکرشکن رها
میشود و به
معنای واقعی
به آزادی و
رفاه و عدالت
دست پیدا میکند.
چهبایدکرد
در جامعه
ما تا حدودی
روشن است و آن
هم این است که حکومت
اسلامی باید
با قدرت و
مبارزه
آگاهانه
مردمی از
حاکمیت ساقط
شود تا مردم
بتوانند در
فضایی آزاد و
برابر، حکومت
دلخواه
خودشان را
انتخاب کنند. در
حاکمیت
جمهوری
اسلامی،
تاکنون هیچ
شهروندی به
ویژه فعالین
فرهنگی،
سیاسی و اجتماعی
مستقل از
دولت، امنیت
شغلی، جانی و
مالی نداشته و
بعد از این
نیز نخواهند
داشت. بنابراین،
حکومت
اسلامی، بزرگترین
سد و مانع در
راه پیشرفت
بشر و شکوفایی
خلاقیتهای
شهروندان
ایرانی، به
ویژه نیروی
جوان و نوآوریهای
فرهنگی، سیاسی
و اجتماعی
آزادیخواهانه،
برابریطلبانه
و عدالتجویانه
است.
از
نقطه نظر
اقتصادی، چشمانداز
وضعیت
اقتصادی
ایران در سال ۲۰۱۲،
با توجه به
تشدید تحریمها
که در سال ۲۰۱۱
نیز اقتصاد
ایران با آن
درگیر بود،
بحرانیتر
خواهد شد. با
توجه به
اقتصاد بیمار
و بحرانی
ایران و گسترش
و تعمیق گرانی،
فقر و بیکاری،
اوجگیری
اعتراضات و
اعتصابات نیز
اجتنابناپذیر
است.
همانطور
که برتولت
برشت، در
اشعار خود تاکید
کرده است دیر
یا زود صدای
ستمدیدگان در
مقابل ستمگران
طنینانداز
خواهد شد. اشعار
برشت، انقلاب
را نتیجه ستم
و استثمار و
نابرابری
جامعه طبقاتی
میداند و
نقطه حركت
رهنمودهای
برشت، رویآوری
ستمدیدگان و
استثمارشدگان
به مبارزه
انقلابی بر
علیه ستمگران
و استثمارگران
است:
اگر
زندهای مگو:
هرگز!
هیچ
یقینی را یقین
نیست
از
پی كلام ستمگران
صدای
ستمدیدگان
خواهد آمد
چه
كسی میتواند
بگوید هرگز؟
دوام
استثمار از كیست؟
از
ما
ختام
استثمار از كیست؟
باز
هم از ما
اگر
از پا افتادهای،
برخیز
اگر
شكست خوردهای،
باز بجنگ
چگونه
میتوان
بازداشت
آنكس
را كه جایگاه
خویش شناخته
بدان
كه شكستخوردگان
امروز
فاتحان
فردایند
و «هرگز»
به «همامروز»
تبدیل میشود.
به امید
این که سال ۲۰۱۲،
سال
بهتری برای
همه شهروندان
آزاده جهان،
به ویژه سال
سرنگونی کلیت
حکومت اسلامی
با مبارزه و
قدرت مردمی
باشد، با
آمادگی و
آگاهی بیشتری
به استقبال
تحولات این
سال بشتابیم.
دوشنبه
دوازدهم دی ۱۳۹۰ - دوم
ژانویه ۲۰۱۲