بهرام رحمانی:

bahram.rehmani@gmail.cpm

«بهار عربی» به آمریکا هم رسید!

 

«بهار عربی»، به تحولات انقلابی محرومان و ستمدیدگان کشورهای شاخ آفریقا و کشورهای عربی علیه دیکتاتورها نامیده می‌شود که مدت‌ها پیش از تونس آغاز شده است. اما این تحولات به سرعت در حال گسترش است و کمابیش تمام کشورهای عربی را فراگرفته است. اکنون بهار عربی به آمریکا هم رسیده است!

 

در چنین شرایطی، هر انسان آگاهی این سئوال را دارد که آیا این تحولات و همچنین بحران سرمایه‌داری جهانی، کدام افق و چشم‌انداز و استراتژی را دنبال خواهد کرد؟ قرار است این تحولات به نفع کدام طبقه اجتماعی تغییر پیدا کند؟ پیشروی این تحولات انقلابی در گرو جوابگویی به کدام موانع نظری و عملی است؟ گره‌گاه‌ها و موانع آن کدامند؟

 

از سوی دیگر، تاکنون جامعه جهانی شاهد بهار عربی بوده که نخست از تونس آغاز شد و سپس به سرعت مرزهای مختلف کشورها را شکافت و به مصر، لیبی، سوریه، بحرین، اردن و حتی در سطح کوچکی نیز به عربستان سعودی رسیده، هنوز به سرانجام نرسیده و تحولات این کشور به اشکال مختلف ادامه دارد. در این میان، دیگر کشورهای منطقه پُرتلاطم خاورمیانه چون اسرائیل، ایران و به درجاتی ترکیه نیز از این تحولات مصون نیستند و در لیست‌های بعدی قرار دارند. بنابراین، بهار عربی مختص کشورهای عربی نبوده و همه کشورهای جهان را یکی پس از دیگری درمی‌نورد و هم‌اکنون نیز در آمریکا با شعار «وال‌استریت را تسخیر کنید!»، در جریان است. وال‌استریت، بزرگترین بازار بورس نیویورک است.

 

جنبش «وال‌‌استریت را تسخیر کنید!»، ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱ برابر با ۲۶ شهریور ۱۳۹۰، در منطقه مالی شهر نیویورک با هدف اعتراض به مسائلی همچون فقر، بیکاری، قدرت و نفوذ شرکت‌های بزرگ، نابرابری‌های اقتصادی، اجتماعی، فساد اقتصادی، جنگ‌های خاورمیانه، بدهی دانشجویان، پاداش‌های زیاد برای مجریان وال‌استریت و... آغاز شد. این در حالی است که همزمان با اعتراضات مردمی «تسخیر وال‌استریت» و «تسخیر لس‌آنجلس»، معترضان جنبش «تسخیر واشنگتن» در روز شنبه ۷ اکتبر برابر با ۱۶ مهر، برای سومین روز متوالی در فریدم پلازا تظاهرات کردند.

 

اعتراضات سراسری همسو با جنبش «وال‌استریت را تسخیر کنید!»، روزبروز گسترده‌تر و قوی‌تر شده و تجمعات اعتراضی علیه استثمار و فساد در آمریکا به ۸۴۷ شهر گسترش یافته است.

جنبش «وال‌استریت را تسخیر کنید!» از جمله به سوداندوزی شرکت‌‌ها و بنگاه‌‌های مالی و به طور کلی به سیستم سرمایه‌داری در آمریکا اعتراض دارد، می‌گوید که از حقوق ۹۹ درصد از مردم آمریکا در برابر یک درصد از طبقه مرفه و ثروت مند دفاع می‌‌کند.

 

رابرت کامیسو، یکی از معترضین به بی‌‌بی‌‌سی، گفته است: «اعتراض ما علیه پلیس نیویورک نیست. اعتراض ۹۹ درصد از مردم به یک درصدی است که قدرتی بیش از حد در اختیار دارند.» او، می‌گوید: «ما هرج ‌و مرج‌ طلب نیستیم. ما شرور نیستیم. من یک مرد ۴۸ ساله هستم. تنها یک درصد از طبقه بالادستی، ۵۰ درصد از ثروت آمریکا را در اختیار دارد.»

 

هنری جیمز فری، یکی دیگر از معترضین گفته است: «این منصفانه نیست که دولت ما به جای مردم از شرکت‌‌های بزرگ حمایت می‌کند.»

 

تظاهرکنندگان، همچنین به اخراج ۷۰۰ نفر از کسانی که در مدارس نیویورک کار می ‌کردند، معترض بودند. این عده به خاطر کمبود بودجه و توسط شهرداری نیویورک از کارشان کنار اخراج شده‌اند. معترضان می‌گویند که این تصمیم دولت منجر به پایین آمدن کیفیت آموزش در شهر می‌‌شود و البته به «صف طولانی بیکاران در آمریکا می‌‌افزاید.»

 

اتحادیه‌های کارگری در آمریکا هم با اعتراض‌های وال‌استریت اعلام همبستگی کرده‌اند. از سویی، جان ساموئلسون، رییس اتحادیه کارگران حمل و نقل نیویورک در جدیدترین اظهارنظر خود اعلام کرده که صدای معترضین وال‌استریت همان صدای خانواده‌های کارگران است.

 

این در حالی است که بانک‌ها اجرای قانون جدید اصلاحات بانکی موسوم به قانون «دادفرانک» را باعث بالارفتن هزینه‌های خود و اجبار به دریافت هزینه برخی خدمات اعلام کرده‌اند. معترضان به سیاست‌های بانکی و عملیات جنگی آمریکا در افغانستان و عراق تنها دو دسته از بخش‌های این جنبش اعتراض متنوعی هستند که اکنون اطراف جنبش «وال‌استریت را تسخیر کنید»، حلقه زده‌اند.

 

بسیاری از تحصیل‌کردگان بیکار، یکی دیگر از گروه‌های بزرگ حاضر در این جنبش اجتماعی و اعتراضی است. بسیاری از آنان به رسانه‌ها گفته‌اند با وجود هزاران دلار هزینه‌ای که برای تحصیلات عالی کرده و بدهکاری قابل‌توجهی پیدا کرده‌اند، اکنون نمی‌توانند شغل متناسب با رشته تحصیلی خود بیابند و بعضا ناچارند تن به مشاغل پست بدهند.

 

شنبه ۹ مهر ماه، معترضان در اعتراض به برخورد خشن نیروهای امنیتی نیویورک، مقابل مرکز پلیس این شهر تظاهرات کردند. معترضین همچنین جنبش «اشغال لس‌آنجلس» و اعلام همبستگی با جنبش «اشغال وال‌استریت» تشکیل داده و از صبح شنبه گذشته دست به تحصن زده‌اند. جنبش «اشغال شیکاگو» با اعلام شروع تحصن اعتراضی خود در مقابل بانک «فدرال رزرو»، گفته‌اند: اینجا «میدان‌التحریر» ماست و اگر لازم باشد ماه‌ها در اینجا خواهیم ماند. بنا به گزارش «نیویورک تایمز»، ۶۰۰۰ زندانی زندان کالیفرنیا، از دوشنبه هفته گذشته در اعتراض به شرایط بد این زندان دست به اعتصاب غذا زده‌اند.

 

پرس ‌تی‌وی، نوشته است: پلیس آمریکا بیش از ۱۰۰۰ معترض را در ایالت‌های مختلف این کشور دستگیر کرده است. «یورو نیوز»، نوشت، پلیس بی‌دلیل به ضرب و شتم معترضان پرداخت و سیاه ‌پوستان هدف اول حملات خشن پلیس هستند.

 

روزنامه انگلیسی «میل آنلاین» نیز از کشیده شدن تظاهرات اعتراضی جنبش «اشغال وال‌استریت» به شهرهای بوستون، سیاتل، شیکاگو، لس ‌آنجلس و دنور آمریکا خبر داده است.

 

ماریا آلوین، هماهنگ‌کننده جنبش اعتراضی «اکتبر ۲۰۱۱» به پرس تی‌وی گفته است شرکت‌های بزرگ و افراد ثروتمند کاملا دولت آمریکا را به اسارت خود در آورده‌اند. آلوین افزود: این نظامی است که ما قصد داریم آن را تغییر دهیم، چرا که این نظام دیگر برای مردم عادی جواب نمی‌دهد.

 

هم‌اکنون سران کاخ سفید و به طور کلی هیئت حاکمه ایالات متحده آمریکا در برابر تظاهرات‌های عظیم کارگران، بی‌خانمامان، بیکاران و آزادیخواهان آمریکایی، آنچنان به تکاپو افتاده‌اند که از یک‌سو، پلیس را سراغ تظاهرکنندگان فرستاده و صدها نفر را با ضرب و شتم دستگیر و زندانی کرده و از سوی دیگر، ریاکارانه با این جنبش اعلام همبستگی نموده‌اند.

 

گسترش بیسابقه این جنبش به شهرهای کوچک و بزرگ آمریکا سبب شده است تا سیاستمداران ناچار به موضع‌گیری در اینباره شوند. سیاستمداران حزب دمکرات به‌ خصوص می‌خواهند روی قطار جنبش اعتراضی بپرند و با جذب کردن آنان و شکل دادن به مطالبات‌شان، از وال‌استریت را تسخیر کنید!، به‌ عنوان وزنه تعادل «تی‌پارتی» که جناح راست‌تر حزب جمهوری‌خواه است، استفاده کنند. حتی اوباما نیز با این معترضان همدردی کرده و اشک تمساح ریخته است. او، گفته که ناراحتی این افراد در انتخابات سال ۲۰۱۲ بازتاب پیدا خواهد کرد؟! در همین روز نانسی پلوسی، هم‌حزبی اوباما و رهبر اقلیت دمکرات در مجلس نمایندگان نیز از معترضان وال‌استریت در نیویورک و دیگر شهرهای آمریکا تجلیل کرد. او نیز گفت که خدا حافظ آنان باشد و اظهار امیدواری کرد که این جنبش موثر باشد. به گفته پلوسی، پیام مردم آمریکا این است که دیگر بی‌احتیاطی عده‌‌ای در وال‌استریت نباید باعث بیکاری گسترده در خیابان‌های آمریکا شود. در واقع قدرت و عظمت جنبش وال‌استریت را تسخیر کنید!، حتی حاکمان آمریکا را نیز به موضع‌گیری وادار کرده است.

 

مسلما، هیچکس با چنین همبستگی‌های ریاکارانه سران کاخ سفید و دیگر نمایندگان بورژوازی و به خصوص دو حزب عمده سوسیال دمکرات و جمهوریخواه دچار توهم نمی‌شود. زیرا چنین توهمی، برای جنبش «وال‌استریت را تسخیر کنید!» بسیار مضر است و آن را از مسیر اصلی خود منحرف می‌سازد. البته چنین سیاستی یک خاصیت دیگری هم برای سران هیئت حاکمه آمریکا دارد و آن هم سیاست تفرقه انداختن بین فعالین و گروه‌های مختلف این جنبش است.

 

تاکنون در تظاهرات‌هایی که در مقابل وال‌استریت، این سمبل سرمایه‌داری جهانی برگزار شده و به دستگیری بیش از ۱۰۰۰ نفر انجامیده، این پیام شفاف را دارد که این جنبش «وال‌استریت را تسخیر کنید!»، یک جنبش عظیم و گسترده علیه کاپیتالیسم است که در آن، جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های آزادیخواه و انساندوستی چون جنبش ضدجنگ، جنبش محیط زیست، جنبش دانشجویی، جنبش زنان، بیکاران، بی‌خانمانان و به طور کلی محرومان و ستمدیدگان جامعه حضور پیگیر و فعالی دارند. از این رو، همانطور که در این جنبش، گروه‌های مختلفی با دیدگاه‌های مختلفی حضور دارند، شعارهای متفاوت و مختلفی را نیز سر داده می‌شود که همگی انعکاس‌دهنده دردها و رنج‌ها و خواست‌های اکثریت مردم آمریکا هستند. بنابراین، یک پیام روشن و شفاف این جنبش، این است که: کارگران و محرومان جوامع مختلف علیه کاپیتالیسم متحد شوید! در عین حال، یک تفاوت بزرگ بین بهار عربی و بهار آمریکایی وجود دارد. مبارزه مردم کشورهای عربی و منطقه بحرانی خاورمیانه، عمدتا علیه اختناق و سانسور دیکتاتورهاست. در حالیکه جنبش «وال‌استریت را تسخیر کنید،»، یک جنبش ضدسرمایه‌داری است. از این رو، طبیعی است که مبارزه جنبش‌های جاری منطقه ما نیز نباید صرفا به برکناری دیکتاتورها محدود باشد. هر چند که خود این حرکت گامی به پیش است. اما در عین حال، باید در این تحولات دست به عمق روابط و مناسبات سرمایه‌داری برد و از موضع طبقاتی، خواست‌های تاکتیکی و استراتژیکی طبقه کارگر و محرومان و ستمدیدگان جامعه را مطرح کرد.

 

این پیام جنبش‌های سیاسی - اجتماعی، از آمریکا تا سوریه، از لیبی تا مصر، از تونس تا بحرین، از اسپانیا تا یونان و به طور کلی در سطح بین‌المللی همه حکومت‌های جهان، چه از نوع و مدل به اصطلاح دمکراتیک و چه نوع و مدل دیکتاتوری را به لرزه درآورده است.

 

هم‌اکنون جنبش اعتراضی در آمریکا که با شعار وال‌استریت را تسخیر کنید آغاز شده، در این مدت کمتر از یک ماه نیز به بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک آمریکا رسیده است. هم زمان با ادامه این جنبش، شخصیت‌های مطرح آمریکایی نیز حمایت خود را از این جنبش عظیم اعتراضی اعلام کرده‌اند.

 

دیوید پترسون، فرماندار سابق ایالت نیویورک با حضور در جمع معترضان، حمایت خود از این اعتراضات را اعلام کرد. مایکل مور، مستندساز معروف آمریکایی، اظهار داشته که ریشه‌ مشکلات، «سیستم سرمایه‌‌داری» است که ۲/۴۶ میلیون نفر آمریکایی زیر خطر فقر را در قرن ۲۱ بر جای گذاشته است.

 

نوآم چامسکی، اندیشمند برجسته آمریکایی ضمن حمایت از جنبش «اشغال وال‌استریت»، گفته است «اگر شما در خیابان‌‌های نیویورک قدم بزنید، فقر در همه‌جا قابل مشاهده بوده و زیرساخت‌‌ها و نیز مدارس در حال سرنگونی است.»

 

در سومین هفته اعتراض به سیستم سرمایه‌‌داری و سلطه بازار در سیاست‌های دولت آمریکا، شمار معترضان و حضور گسترده آنها به‌ صورت کم‌سابقه‌ای در حال افزایش است.

 

در چندین شهر در سراسر آمریکا، از شهرهای کوچک چند هزار نفری تا شهرهای مهم و تاثیرگذاری چون نیویورک و واشنگتن، کارگران، دانشجویان، بیکاران و بی‌خانمان‌ها به خیابان ریخته و دست به اعتراض زده‌اند.

 

تظاهرات‌های بزرگ و کوچکی در شهرهایی همچون فلوریدا، نیوجرسی، فیلادلفیا، نورفولك، ویرجینیا، شیكاگو، هیوستن، سن‌ آنتونیو، تنسه، پورتلند، سیاتل و لس‌‌آنجلس و... برپا شده است. معترضان در این تظاهرات ‌ها، نسبت به افزایش فاصله طبقاتی میان ثروتمندان و فقرا و هم چنین فساد مالی میان سیاستمداران، علیه جنگ و غیره شعارهایی سر داده‌اند. به گزارش رویترز، از زمان آغاز فعالیت جنبش «وال‌استریت را تسخیر کنید!»، صدها تن فقط در نیویورك دستگیر شده‌اند.

 

براساس اخبار و گزارشات رسانه‌های مختلف، معترضان در واشنگتن پلاكاردهایی علیه سرمایه‌داری حمل می‌‌كردند. در شهر لس‌آنجلس، معترضان یكی از ساختمان‌ بانک‌های آمریكا را اشغال كردند و پس از مدتی اشغال‌کنندگان دستگیر شدند. همچنین صدها تن از ساكنان سانفرانسیسكو در حمایت از جنبش «وال استریت را تسخیر کنید!» در نیویورك دست به راهپیمایی زدند. معترضان در سانفرانسیسكو راهپیمایی خود را از بانك ذخائر فدرال آغاز كردند. ‌اما این راهپیمایی به چندین خیابان در مناطق مركزی نیز كشیده شد.

 

بسیاری از معترضان پلاكاردهایی كه بر روی برخی از آنها نوشته شده بود: «جنگ با كارگران را متوقف كنید»، در دست داشتند. «فیلیپ اوجه» یكی از سازمان‌دهندگان این راهپیمایی به رسانه‌ها گفته است: «ما قصد داریم به آنها نشان دهیم كه از این همه فساد صورت گرفته كه ما با آن موافق نیستیم، ناامید و مایوس شده‌ایم.»

 

وی، افزود: «نظر شخصی من این است كه این یك انقلاب مردمی است. من هر آنچه را كه در زندگی انسان‌ها تغییر برای زندگی بهتر ایجاد كند، انجام می‌دهم.» این راهپیمایی كه توسط گروه «اشغال سانفرانسیسكو» سازماندهی شده بود در وب‌سایت خود اعلام كرده كه اعضای این گروه به ارزش‌های اصلی جنبش «اشغال وال‌استریت» پایبند است.

 

اکنون با پیوستن بخش‌های دیگری به جنبش وال‌استریت را اشغال کنید، همچون معترضان به جنگ و لشکرکشی آمریکا، ابعاد گسترده‌تری یافته ‌است. بخشی از معترضان، شنبه گذشته با نگهبانان بخش هوافضای موزه اسمیتسونین در واشنگتن درگیر شدند. این گروه از معترضان، مشخصا به استفاده از هواپیماهای بدون خلبان توسط ارتش آمریکا، معترضند.

 

بنا به گزارش الجزیره، نگهبانان موزه هوافضای واشنگتن، درهای آنجا را روی حدود ۱۰۰ نفر از معترضان بستند و برای متفرق ‌کردن آنان از گاز فلفل استفاده کردند. یک نفر هم در این حادثه بازداشت شد. موزه اسمیتسونین بزرگ‌ترین موزه آمریکا محسوب می‌‌شود که شامل ۷ موزه تخصصی از جمله هوا فضاست.

 

اکنون نه ‌تنها نشریات و رادیو تلویزیون‌های سراسری آمریکا از برگزاری تجمع‌های اعتراضی در شهرهای بزرگ از جمله واشنگتن، لس‌آنجلس، شیکاگو، هیوستن، آتلانتا و سینسیناتی گزارش می‌دهند، بسیاری از رسانه‌های محلی آمریکا نیز خبر از برگزاری تجمع‌های اعتراضی در مقیاس کوچکتر می‌دهند. در حالی ‌که هفته پیش نیویورک صحنه راهپیمایی ۵۰۰۰ نفره بود، روزنامه محلی بیلینگز گازت خبر از برگزاری اعتراض ۵۰ نفره در شهر کوچک کاسپر در ایالت وایومینگ داده است. کارشناسان می‌گویند شبکه‌‌های اجتماعی یکی از عوامل گسترش این جنبش اعتراضی به سراسر آمریکا و حتی به شهرهای کوچک آن است.

 

شایان ذکر است که بحران اقتصادی سرمایه داری كه از سال ۲۰۰۸ آغاز شده، دوره‌های متفاوتی را تا زمانی كه این بحران در اقتصاد آمریكا و اقتصاد جهانی اوج بگیرد و به این روزها برسد، پشت ‌سر گذاشته است. پیش‌بینی‌ها بر این مبنا بود كه در سال ۲۰۰۹ اوج مشكلات مربوط به بحران خواهد بود. در سال ۲۰۱۰، با ریختن پولهای کلان به صندوق شرکت‌ها و بانکها توسط دولت‌ها و فشار بر روی مزدبگیران و گرانی، این بحران تا حدودی کمتر شد. اما مجددا در سال ۲۰۱۱، اوج گرفت.

 

در واقع در سال ۲۰۱۰، جلوی بحران با بدهی‌های دولتی کمی گرفته شد. پول‌های هنگفتی که باید صرف رفاه عمومی و خدمات اجتماعی و اشتغال و غیره می‌شد به جیب سرمایه‌داران ریخته شد. اما این‌بار افزایش كسر بودجه دولت‌‌ها نیز به بحران سرمایه‌داری اضافه گردید.

 

در شش ماه نخست سال ۲۰۱۱، آثار افزایش بدهی‌های دولتی و كسری بودجه نمایان شد. دولت‌های قدرتمند و پیشرفته‌ای چون آمریكا و دولت‌‌های اروپایی تلاش كردند تا با ارائه راه‌حل‌‌های جدیدی بر این بحران دوم كه بحران بدهی‌ها بود، غلبه كنند.

 

در چنین شرایطی، برای مقابله با بحران جدید، سیاست محدودیت‌‌های اقتصادی و ریاضت‌کشی را به صحنه آوردند كه این محدودیت‌ها، بر بخش عمومی جوامع فشار بیشتری آورد. به عبارت دیگر، این محدودیت‌ها از طرفی بر دستمزدها، اشتغال و بر تامین اجتماعی و به‌ طور مستقیم بر اقشار كم ‌درآمد جامعه، فشار فزاینده‌ای وارد كرد.

 

طرح‌های خروج از بحران كه در آمریكا نیز به‌ كار گرفتند، نه توجه به زیست و زندگی مزدبگیران و مردم محروم و رفاه عمومی، بلكه بیشتر در جهت حمایت از شرکتها، بانک‌ها و موسسات مالی بود تا بتوانند خود را از بحران نجات دهند. این اقدام دولت‌های غربی، سبب شد که اکثریت مردم ناراضی شوند و دست به اعتراضات گسترده‌ای بزنند. اعتراضاتی که امروز در قلب سرمایه‌داری جهان، یعنی آمریکا خودش را به این شکل گسترده نشان داده است.

 

آمریکایی‌ها برای كنترل بحران خود، از جمله فروش اوراق خزانه در این كشور را گسترش دادند كه از گذشته هم این امر رایج بود. در این میان، كشورهای صادر‌كننده كالا به آمریكا كه بیش‌تر كشورهای آسیایی هستند این اوراق را خریداری كردند و دلاری را كه از صادرات كالای خود به دست ‌آوردند دوباره در آمریكا سرمایه‌گذاری ‌كردند. این سرمایه‌گذاری، از جمله یكی از راه‌های مطمئن و سودآور، همین خرید اوراق خزانه آمریكا بوده است. بنابراین، سرمایه‌داران آمریکایی، تا حدودی منابع مالی را خارج از مرزهای کشوری تامین می‌کردند. در حالی که در این سه سال گذشته، فشار اقتصادی برای عموم مردم بیشتر و بیشتر شده و به انفجار اجتماعی امروزی منجر گردیده است.

 

در حقیقت بحران امروز سرمایه‌داری در هر کشوری، بلافاصله تاثیر خود را در اقتصاد کشورهای دیگر و منطقه و جهان می‌گذارد. به همین دلیل با بحران یورو، نگرانی سرمایه‌داران آمریکایی نیز شدیدتر شد. به عبارت دیگر، بحران یورو نگرانی سرمایه‌داری جهانی را دوچندان کرد به طوری که اوباما، رییس ‌جمهوری آمریكا خواستار پایان هرچه سریع‌تر بحران اقتصادی در منطقه یورو شد. باراك اوباما، با اشاره به اینكه بحران منطقه یورو تهدیدی برای اقتصاد جهانی محسوب می‌شود، از اروپایی‌ها خواست كه هرچه سریعتر به بحران این منطقه پایان دهند. بنا به گزارش خبرگزاری آلمان، باراك اوباما، گفت: «بحران اروپا، رشد اقتصادی آمریكا را تحت تاثیر قرار داده است و افزود كه امیدوار است اروپایی‌ها با برنامه‌های عملی خود در نشست «جی -۲۰» هرچه سریعتر با این بحران‌ مقابله كنند.»

 

نشست جی - ۲۰ قرار است اوایل ماه نوامبر سال جاری در فرانسه برگزار شود. در همین حال وزیر خزانه‌داری آمریكا نیز نسبت به پیامدهای بحران منطقه یورو برای آمریكا، هشدار داده است. او، گفته که: اروپایی‌ها باید پول بیشتری را صرف حل مشكلات برخی كشورهای مقروض منطقه یورو كنند. وزیر خزانه‌داری آمریكا، افزود: اروپا، همچنان و به گونه‌ای تنگاتنگ با اقتصاد جهان و آمریكا در ارتباط است. اوباما كه در جمع نمایندگان كنگره سخن می‌گفت از آنها درخواست كرد كه از برنامه پیشنهادی وی برای احیای بازار كار این كشور حمایت كنند.

 

برنامه اقتصادی پیشنهادی اوباما، اختصاص ۴۵۰ میلیارد دلار را برای احیای بازار كار و ایجاد فرصت‌های شغلی در اقتصاد آمریكا پیش‌بینی کرده است. این در حالی است كه جمهوریخواهان مخالف اوباما، بارها با این برنامه مخالفت كرده‌اند. طبق اظهارات اوباما، رشد اقتصادی آمریكا نسبت به ابتدای سال جاری با رشد كمتری همراه بوده است. سنای آمریكا نیز طی روزهای آتی درباره طرح اقتصادی اوباما تصمیم‌‌گیری می‌كند. در این میان، باراک اوباما اقرار کرده است که اقتصاد آمریکا، فرصت‌های شغلی کافی برای کسانی که در پی یافتن کار هستند ایجاد نکرده است.

 

مقامهای آمریکایی، اعلام کرده‌اند از ماه مارس گذشته حدود چهار دهم درصد بر شمار بیکاران افزایش یافته است، اما در ماه ژوئن تغییر محسوسی در میزان بیکاری رخ نداده است.

 

اکثریت مردم آمریکا، با مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند. برای مثال، موسسه نظرسنجی گالوپ، در گزارشی نوشت که ۸۱ درصد از مردم آمریکا از روشی که واشنگتن در اداره کشور اتخاذ کرده است، رضایت ندارند. از زمان آغاز نظرسنجی موسسه گالوپ، درباره میزان رضایت مردم آمریکا از روش اداره امور این کشور در ۴۰ سال پیش، نظرسنجی اخیر بالاترین میزان نارضایتی را نشان می‌دهد. این نظرسنجی، هم چنین نشان می دهد ۸۲ درصد مردم آمریکا از عملکرد کنگره این کشور ناخشنودند. البته نارضایتی عمومی در آمریکا به مقاماتی که از طریق انتخابات تعیین می‌شوند، محدود نمی‌شود بلکه ۵۳ درصد شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی به صاحبان مشاغل دولتی نیز بی‌اعتمادند یا اعتماد اندکی دارند.

 

بدین ترتیب، جنبش «وال‌استریت را تسخیر کنید!»، متاثر از اوضاع اقتصادی و اجتماعی کنونی آمریکاست. اولین نشانه تولد این جنبش، به روز ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱ باز می‌گردد. این روز هزاران نفر از فعالان جنبش‌های اجتماعی مختلف در برابر ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورک در خیایان وال‌استریت تجمع کردند و اعلام کردند تا زمانی که به خواست‌هایشان رسیدگی نشود، به تجمع خود پایان نخواهند داد. این معترضان از سه هفته پیش با جمع شدن در نزدیکی وال‌استریت و دعوت از مردم برای پیوستن به آنها، در تلاشند مطالبات خود را با قدرت متحدانه سیاسی، اجتماعی و طبقاتی خود به سرمایه‌داران و دولت تحمیل کنند.

 

خواست‌های گوناگونی که از حل بیکاری، بیمه تامین اجتماعی تا پایان بخشیدن به جنگهای آمریکا در جهان و ایجاد شغل برای جوانان را در برمی‌گیرد. آنچه که این خواست‌‌های گوناگون را به هم گره زده، این است که این جمع‌ها بر این عقیده‌اند مدیران مالی در وال‌استریت و به طور کلی سیستم سرمایه‌داری، مسبب همه این مشکلات هستند.

 

در واقع این روزها بخش تغییر در آمریکا به مساله روز خانواده‌ها، به ویژه خانواده‌های محروم و کارگری تبدیل شده است. سئوال این است جنبشی که در وال‌استریت نیویورک متولد شد و قلب‌اش نیز در آنجا می‌زند آیا قادر خواهد بود رهبری واقعی سازش‌ناپذیر خود را پیدا کند؟

 

در هر صورت همه این وقایع نشان می‌دهند که که سیستم کاپیتالیسم بیش از این نمی‌تواند به سیاست‌های بردگی خود علیه کارگران و محرومان جوامع مختلف ادامه دهد. اما سئوال مهمتر آن است که آیا طبقه کارگر با استراتژی کمونیستی خود، قادر خواهد بود این وضعیت را به نفع طبقاتی خود و همه محرومان و ستمدیدگان تغییر دهد؟ یا این که هم چون تاریخ گذشته، محصول مبارزه و جانفشانی‌های این جنبش‌های سیاسی - اجتماعی حق‌طلب و عادلانه و آزادیخواه علیه سیستم سرمایه‌داری بیرحم را باز هم گرایشات رنگارنگ بورژوازی لیبرال درو خواهند کرد؟!

 

سه شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۰ - یازدهم اکتبر ۲۰۱۱

* یادداشت روز دیدگاه