احمد
نوین:
نگاهی
به چگونگی
تعادل قوای باند ولایت
و باند احمدینژاد!
سیدعلی
خامنهای،
رهبر نظام،
امسال را سال "جهاد
اقتصادی"
نامیده است.
آیا وضعیت
اقتصادی فعلی ایران،
به گونهای
هست که دولت جمهوری
اسلامی
ایران،
بتواند با
اتکاء به آن،
اقتصاد کشور در سال جاری
را، از بحران
شکنندۀ موجود
نجات دهد؟
بر
پایۀ همۀ
شواهد و قرائن
موجود؛
اقتصاد جمهوری
اسلامی ایران،
ورشکسته است. در حال
حاضر ۵۰ درصد
بنگاههای
تولیدی ایران
تعطیل شدهاند
و بقیه آنها
با ظرفیت ۳۰ درصد
تا ۵۰ درصد کار
میکنند.
فزون
بر این، در
بسیاری از
بنگاههای
تولیدی ایران
که هنوز
ورشکسته نشدهاند،
کارگران و
دیگر حقوقبگیران
تحت ستم نه
تنها دستمزدی
مکفی دریافت
نمیکنند،
بلکه در حال
مبارزه برای
دریافت حقوق
عقبافتاده
خودشان هستند.
از طرف دیگر
بسیاری از
کارگران، تحت
قراردادهای
موقت مشغول به
کار هستند که
هر لحظه میتواند
باعث بیکار
شدن آنها
بشود.
نجات
کشور از وضعیت
اقتصادی و
اجتماعی
تاًسفباری
که در آن گرفتار
آمده است،
تنها با
فداکاریها و
از خودگذشتگیهای
پیگیر
کارگران و
زحمتکشان،
ممکن است.
اما، نظام
ضدانسانی جمهوری
اسلامی ایران،
به هیچوجه از
اعتماد مردم
برخوردار
نیست. کار به جائی
کشیده شده است
که حتی هاشمی
رفسنجانی هم
میگوید؛ اعتماد
مردم از بين
رفته و به
ترديد افتادهاند.
لذا، مردم
برای تامین
منافعشان،
چاره دیگری
ندارند جز
آنکه با اتکاء
به نیروی
خودشان این
نظام را به زیر
بکشند و نظام
دلخواه
خودشان را بر
سر کار
بیآورند.
در چنین
حالتی، مردم
زحمتکش
ایران، از هیچ
فداکاری برای
خروج از بحران
مرگباری که
کشور ما در آن
گرفتار آمده
است، مضایقه
نخواهند کرد.
در
تمامی دوران ۳۲
سال حاکمیت
جمهوری
اسلامی بر
ایران،
همواره مردم
شاهد درگیریها
مابین جناحهای
رنگارنگ نظام
بودهاند.
آخرین نمونۀ
آن درگیریهای
ماههای اخیر
مابین دستگاه
ولایت و باند
محمود احمدینژاد
است.
علت درگیریهای
مابین باند
ولایت و باند
احمدینژاد،
تلاشهائی
است در جهت
تسلط این و یا
آن باند
مافیائی جهت
دستیابی به
اقتدار برتر
سیاسی، برای
دریافت سهم
بیشتر در
اقتصاد کشور.
نگاهی
گذرا به نتایج
درگیریها
مابین جناحهای
ارتجاعی رژیم
نشان میدهد
که عموماً
نتایج نکبتبار
این درگیریها
نصیب مردم
زحمتکش ایران
میشود.
بنابراین،
در اینجا لازم
است که برای
بررسی چگونگی
تعادل قوای باند
ولایت و باند
احمدینژاد، نگاهی
به بخشهائی
از بستانکاریها
و بدهکاریهای
کشور
بیآندازیم.
باید
سئوال کنیم که:
۱. پس از
تصویب آخرین
مصوبۀ سازمان
ملل در رابطه
با تکمیل
محاصره
اقتصادی
ایران، حدود ۳۰
تُن شمشهای
طلای متعلق به
ایران، به داخل
کشور آورده
شد. این شمشهای
طلا، تحت
کنترل چه
کسانی است؟ دستگاه
ولایت و یا
باند احمدینژاد؟
۲.
میلیاردها
دلار و یورو
که پس از
آخرین مصوبه سازمان
ملل، به ایران
آورده شد، و یا در
برخی از حسابهای
بانکی در
کشورهای
آسیائی
گذاشته شد، تحت
کنترل چه
کسانی است؟ دستگاه
ولایت و یا
باند احمدینژاد؟
۳. هزار
میلیارد تومان
(معادل ۵۰ میلیارد
دلار)
توسط ۲۰۰ نفر
صاحب نفوذ، از
بانکهای
ایران وام
گرفته شده
است. این ۲۰۰
نفر عمدتاً به
کدام باند
وابستهاند؟ دستگاه
ولایت و یا
باند احمدینژاد؟
۴. معادل ۱۸
میلیارد دلار
به طرح "سرمایهگذاری
زودبازده"
اختصاص داده
شد. ۹ میلیارد
دلار آن به ۱۶۸
نفر داده شد. این ۱۶۸
نفر عمدتاً به
کدام باند
وابستهاند؟ دستگاه
ولایت و یا
باند احمدینژاد؟
۵.
۹ میلیارد
دیگر از طرح "سرمایهگذاری
زودبازده"،
تحت کنترل چه
کسانی است؟ دستگاه
ولایت و یا
باند احمدینژاد؟
۶.
خود دولت،
معادل ۴۷
میلیارد دلار
از سیستم
بانکی ایران وام
گرفته است.
این ثروت
عظیم، عمدتاً
به جیب طرفداران
کدام باند
سرازیر شده
است؟ دستگاه
ولایت و یا
باند احمدینژاد؟
۷.
در سال گذشته،
تعداد قابلملاحظهای
(عمدتاً) از
طرفداران
احمدینژاد، وامهای
۵۰ تا ۴۰۰
میلیون تومانی
با بهرۀ ۶ درصد
دریافت کردند.
این افراد وام
دریافتشده
را در حسابهای
سپرده بانکها،
با بهره ۲۴ درصد قرار
دادند. از این
طریق، به
درآمدهای
ماهانه قابلملاحظهای
دست پیدا
کردند. تعداد
این افراد
چقدر است؟ نقش
آنها در
سازماندهی
دستههای
فاشیستی
طرفدار احمدینژاد
چقدر است؟ وزن
آنها در زمان
مقابله احتمالی
و خشنتر باند
ولایت و باند
احمدینژاد،
چقدر است؟
۸.
ارتباطات
آشکار و نهان
کسانی که از
امتیازات
مالی باند
احمدینژاد
سود بردهاند،
با
فرماندهانِ
ریز و درشت
سپاه چگونه است؟
۹.
۱۲ میلیارد
دلار موجودی
حساب ذخیره
ارزی، به جیب
چه کسانی رفته
است؟ چه مقدار
به باند احمدینژاد
و چه مقدار به
باند سیدعلی
خامنهای؟
۱۰.
نسبت وزن
فرماندهان
سپاه
پاسداران، که
به طور حقیقی در لحظۀ
سرنوشتساز،
از باند احمدینژاد-
مشائی دفاع میکنند،
نسبت به وزن
فرماندهان
سپاه پاسداران
که در نقطۀ
تعیین سرنوشت
در پشت سر
خامنه خواهند
ایستاد،
چگونه است؟
همین سئوال در
رابطه با
نیروی بسیج
نیز مطرح است.
اشاره به چند
نکته اهمیت
دارد:
باند محموداحمدینژاد-
اسفندیاررحیم
مشائی، از آغاز
کارش، با چراغ
خاموش حرکت میکرده
و میکند. علاوه بر
این، شیوه کار
باند احمدینژاد-
رحیم مشائی
شباهتهای
زیادی به شیوه
کار پیراهنقهوهایها
و پیراهنسیاههای
هیتلر و
موسولینی دارد:
الف - علاوه
بر بالا، از
پائین هم وسیعاً
سازماندهی میکنند.
ب - عمدتاً تبلیغاتشان
– حیلهگرانه - رو به
تودۀ محروم و
ناراضی است.
ج - با تکیه
به محافل ترور
و سرکوب، سعی
در ایجاد خوف
میکنند.
د - با بذل و
بخششهای
مادی،
طرفداران خود
را راضی نگه
میدارند.
به واقع،
همانند
دستگاه ولایت
عمل میکنند.
اما، تا دو
ماه قبل، با
چراغ خاموش و کمابیش
با بستن چشم
دستگاه ولایت،
حرکت میکردند.
· احتمالاً
نظر باند احمدینژاد
– اسفندیا
رحیم مشائی، از
عَلم کردنِ "اسلام
ایرانی" اینست
که به طور غیرمستقیم
به غرب هشدار
دهند که، از
نظر آنان ولی
فقیه ج.ا.ا،
رهبر شیعیان نمیباشد.
لذا، قصد صدور
انقلاب
اسلامی را
ندارند و حاضر
به همکاریهای
واقعی با غرب
برای اداره
منطقه هستند.
· افشاء
معامله شرکتهای
وابسته به
جمهوری
اسلامی ایران
با موّسسات
صهیونیستی،
باضافه تصمیم
اعزام صالحی
وزیر امور
خارجه دولت
احمدینژاد
به عربستان
سعودی (پس
اعزام
نیروهای مسلح
عربستان به
بحرین جهت سرکوب
شیعیان آن
کشور) میتواند
نشاندهندۀ
علائمی مبنی
بر اعلام تمایز
سیاستهای
باند محمود
احمدینژاد
با دستگاه
ولایت در
زمینه بینالمللی
باشد. [البته
بعداً اعلام
شد که سفر وزیر
امور خارجه
ایران به
بحرین منتفی
شده است.]
· احتمالاً
اسفندیا رحیم
مشائی، با
اعلام اینکه "با
مردم اسرائیل
دشمنی
نداریم." و
تنها با رژیم
صهیونیستی
دشمن هستیم،
به واقع، به
غرب علامت میدهد
که در صورت سر کار
آمدن دولت
"مردمی" در
اسرائیل،
نسبت به آن
دولت موضع
دشمنانه
نخواهند داشت.
· خود
محمود احمدینژاد
در سخنرانی ۲۶
اردیبشت (۱۶ ماه
مه) گفت: "اتحاد
گروههای
فلسطینی،
باید منجر به
ریشهکنی قطعی
صهیونیسم از
سرزمینهای
اشغالی شود.".
· دولت
جمهوری
اسلامی
ایران، یک
دولت رانتخوار
بوده و هست.
دولت ضدمردمیِ
رانتخوار،
نیازی به تکیه
بر تودههای
کارگر و
زحمتکش نمیبیند.
لذا دولت
احمدینژاد (همانند
همۀ دولتهای
قبلی ج.ا.ا) با
تکیه به رانت
نفتی، ضمن
سرکوب خواستهای
به حق مردم،
اقتصاد مورد
نظرش را سامان
میدهد و
حکومت میکند.
· محمود
احمدینژاد
برای آنکه
نشان دهد که
مقتدر است و
میتواند در
مقابل رهبر،
مجلس خبرگان،
مجلس شورای
اسلامی و قوه
قضائیه نظام
بایستاد،
راّساً دستور
انحلال سه
وزارتخانه و
ادغام آنها در
سه وزارتخانه
دیگر را صادر
کرد.
· علاوه
بر اینها،
محمود احمدینژاد
وزارت نفت را
هم منحل کرد و
خود راّساً سرپرستی
وزارت نفت را
به عهده گرفت. منبعی
که بیش از ۸۰ درصد مخارج
جاری کشور را
تامین مینماید.
· احتمالاً
اکنون، منابع
نفتی و
درآمدهای آن در
کنترل باند
احمدینژاد
است.
نتیجهگیری:
* در
موارد
بسیاری،
اقتصاد حرف
آخر را میزند.
شواهد قرائن
حکایت از این
دارد که از
مدتها قبل و
با برنامه، باند
احمدینژاد
تلاش کرده است
که با تسلط بر
اهرمهای
اقتصادی، کشور
را در کنترل
خودشان
درآورند.
* پاسخ
صحیح به لیست بستانکاریها
و بدهکاریهای کشور (که
در ابتدای این
نوشتار به ۱۰
مورد آن اشاره
شد) میتواند
روشن نماید که
کنترل
اقتصاد کشور
عمدتاً در دست
کدام باند میباشد. دستگاه
ولایت و یا
باند احمدینژاد؟
* چگونگی
مسیری که
جمهوری
اسلامی ایران
در سال جاری
طی خواهد کرد،
بستگی به
برآیند نیروهای
درون نظام
خواهد داشت.
لذا از آنجا که
ساختار جدید
رژیم، بر سه
پایۀ؛ دستگاه
ولایت، سپاه
پاسداران و دولت
انتظاریون
قرار دارد،
چگونگی
عملکرد سپاه
پاسداران در مسیری
که جمهوری
اسلامی ایران
در سال جاری
طی خواهد کرد،
اثرات قاطعی خواهد
داشت.
سئوالات
مهم دیگری که
در اینجا مطرح
است از این
قرار است:
* سپاه
پاسداران
جمهوری
اسلامی
ایران، در مقطع
تعیین تکلیف
در سال جاری چگونه
عمل خواهد کرد:
* الف:
قدرتمند پشت
سرِ ولیفقیه
خواهند
ایستاد؟
* ب:
قدرتمند پشت
سر دولت
انتظاریون
خواهند ایستاد؟
* ج:
عملاً اعلام
بیطرفی
خواهند کرد؟
گذشته
از آنچه که
نتیجۀ درگیریهای
مابین دستگاه
ولایت و دولت
انتظاریون باشد،
برای کارگران
و زحمتکشان
ایران که در ۳۲
سال گذشته زیر
سرکوبهای
مرگبار ج.ا.ا،
دچار خسارات
بسیاری شدهاند،
یک چیز روشن
است:
- حاکمیت
هیچکدام از
جناحهای رنگارنگ
رژیم ج.ا.ا،
منافع مردم را
تامین نخواهد
کرد.
- برای
نجات کشور و
تامین منافع اکثریت
عظیم در
ایران، مردم
چارهای جز
سازماندهی
خودشان،
تعمیق گفتمان
دمکراتیک
برای ایجاد
جنبشی سراسری
بر علیه نظام
جمهوری
اسلامی
ندارند.
- در
این مسیر، برای
مردم
آزادیخواه و
برابریطلب،
چاره کار؛ تلفیق
مبارزه مخفی و
علنی، بههم
پیوستن و یا
اتحادعمل بخشهای
گوناگون جنبشهای
مردمی،
سازماندهی
اعتصابات در
محل زندگی و
کار کارگران و
زحمتکشان،
استفاده از
نافرمانیهای
مدنی، به میدان
آمدنِ گستردهتر
جنبشهای
جوانان و
دانشجویان،
زنان، کارگران
و ملیتهای
ساکن ایران و
همبستگی بیش
از پیش آنها است.
-
در صورت تحقق
این شروط،
مطمئناً نه
تنها رژیم
جمهوری
اسلامی ایران سرنگون
خواهد شد،
بلکه،
امپریالیستها
هم، نیز جرئت
حملۀ نظامی به
کشور ما را
نخواهند داشت.
۱۰
خرداد ۱۳۹۰ – ۳۱
ماه مه ۲۰۱۱