احمد نوین:
نگاهی
به وضعیت
اسفبار کنونی
کشور!
چه میتوانیم
بکنیم؟
در ابتدا،
به طور مختصر،
برخی از اخبار
ایران در
زمینههای
متفاوت از
جمله در زمینههای
بازداشتها و
تشدید سرکوبها،
اعدامها،
علل فرار
مغزها، وضعیت اقتصادی ایران، ناامنی
جادههای
ایران، تورم
لجامگسیخته،
ضایعات مصرف
مواد مخدر و
بیماریهای
روانی در
ایران، شیوع
برخی بیماریهای
دیگر در ایران
و نابسامانیهای
اجتماعی را
مرور میکنیم. سپس،
با توجه
به این اخبار
در رابطه با
اوضاع کنونی
در ایران،
نتیجهگیری و
عاقبت
پیرامون
اینکه ما مردم
چه میتوانیم
بکنیم،
مطالبی را
ارائه میدهم.
در زمینه
بازداشتها و
تشدید سرکوبها:
خبرها حکایت
از بازداشتها،
شکنجهها و
زندانهای بسیار
طولانیِمدت
فعالین
کارگری،
زنان، جوانان،
دانشجویان و
مبارزان ملیتهای
ساکن ایران دارد.
به عنوان مشت،
نمونه خروار:
ـ علی
نجاتی عضو
هيات مديره
سنديكای
كارگران هفتتپه،
روز شنبه ۲۱
آبان ماه، پس
از مراجعه به
دادگاه، توسط
ماموران
امنيتي،
دستگير شد.
ـ اوضاع
جسمی شهابی عضو
هيات مديرۀ
سنديكاى
كارگران شركت
واحد، در
زندان، وخیمتر
شده است.
ـ هشت تن از
فعالان ادبی و
فرهنگی شهر
گیلان غرب در
استان
کرمانشاه، در
مجموع به ۱۳
سال حبس
تعلیقی و
تعزیری محکوم
شدهاند.
ـ مادر
علی پورسلیمان،
آموزگار
زندانی، مینویسد:
"شنیدم که تو
را با چوبدستی
کتک زدهاند
تا جایی که تو
نیمهجان و خونین
بر زمین
افتادهای.
هنوز هم نمیتوانم
باور کنم با
یک معلم، با
یک انسان،
چنین رفتار
کردهاند".
ـ همسرروزنامهنگار
زندانی سيامک
قادری،
خبرنگار
منتقد هم میگوید:
"وقتی از شکنجهی
همسرم برای
مسئولان
گفتم،فقط
مسخرهام
کردند."
ـ در
رابطه با
وضعیت زندانهای
ایران نیز
گزارش شده است
که برخی از
زندانهای
کشور بیش از
چهار برابر
ظرفیتشان
زندانی دارند.
ـ عفو بينالملل
از مجمع عمومی
سازمان ملل
خواسته است به
وضعيت حقوق
بشر در ايران
رسيدگی کند.
در زمینه
اعدامها در
ایران:
ـ معاون
قضايی رئيس کل
دادگستری
خوزستان، از اجرای
۹۴ حکم اعدام،
در اين استان از
سال ۸۸ تاکنون
خبر داد.
ـ مرتباً
خبر اجرای احکام
اعدام به طور
علنی از ایران
مخابره میشود.
ـ بنا بر
گزارشات
منابع بینالمللی،
ایران در صَدر
جدولِ اجرای
احکام اعدام
در جهان، قرار
دارد.
در زمینه
علل
فرار مغزها
از ایران:
ـ حسين
نادریمنش،
معاون آموزشی
وزارت علوم،
میگوید: بيش
از نيمی از
فارغالتحصيلان
دكتری کشور
ما، بيكارند.
ـ وزير
کار دولت نيز،
نرخ بيکاری
فارغالتحصيلان
دانشگاهی را،
نسبت به افراد
فاقد مدرک، ۱۰
برابر اعلام
کرده است.
ـ آمار
منتشرشده
حکایت از
مهاجرت دهها
هزار نفر از
فارغالتحصیلان
ایران به خارج
از کشور دارد.
ـ به علاوه
مسلمی
نائينی، مدير
کل بورس و امور
دانشجويان
خارج وزارت
علوم، در جمع
خبرنگاران
اعلام کرد که "حدود
۸۰ هزار
دانشجوی
ايرانی در
خارج از کشور
و در دانشگاههای
مختلف شاغل به
تحصيل هستند."
ـ بنا
بر تجربه اکثر
فارغالتحصیلان
ایرانی نیز،
پس از اتمام
تحصیلات
دانشگاهی، به علت
عدم وجود
آزادی، سطح
نازل علمی و
وجود تبعیضات
گسترده در
ایران و خطر
بیکاری به کشور
بازنمیگردند.
در زمینه
اقتصادی:
ـ بر
اثر سوءسیاستهای
اقتصادی دولت از
جمله برچیدن
یارانهها،
کلاهبرداریهای
کلان و متعدد
ورود دهها
میلیاردها
دلار کالاهای
قاچاق تحریم
اقتصادی
کشور، بیش از
نیمی از بنگاههای
تولیدی ایران
ورشکست شدهاند
و بقیه با
ظرفیت۳۰ درصد تا
۵۰ درصد به کار
ادامه میدهند.
به علاوه گردش
نقدينگی در
بخش توليد
کشور به صفر
رسيده است.
ـ مرکز
پژوهشهای مجلس
شورای
اسلامی، اعلام
کرد که پوشاک
قاچاق، در سال
۱۳۸۹، سه
برابر کُل حجم
واردات
قانونی،
پوشاک بوده است.
ـ تحقیقات
نشان میدهد
قاچاق کالا سالانه
منجر به از
بين رفتن صدهاهزار
فرصت شغلی، در
کشور شده است.
ـ بیش
از ۳۵ درصد جوانان
ایران نیز
بیکار هستند و بنا بر
آمار وزارت
کار ايران فقط ۱۳ درصد
زنان ايرانی
شاغل هستند.
ـ آش
آنچنان شور
شده است که رسولی،
دبير اجرايی
خانه کارگر
رژیم در مشهد
نیز در رابطه
با تقلب دولت
در مورد تعریف
معنای شاغل،
صدایش در آمده
است. او میگوید
که اين فرضيه "که
هر کسی در
هفته يک ساعت
کار کند شاغل
محسوب ميشود از
اساس و بنياد
غلط است و
اشتغال به اين
معنی اشتغال
نيست. کسی که
قرار باشد يک
ساعت کار کند
مزد يک ساعت
آن ۱۵۷۰ تومان
است، آيا با اين
مبلغ کسی ميتواند
زندگی کند؟"
ـ دبير
دیگر اجرايی
خانه کارگر
رژیم در استان
تهران نیز
گفته است: "نحوه
برخورد با
کارگران نوعی
بردهداری
نوين است.". و "
کارگربه
عنوان
کارآموز در يک
واحد توليدی
فعاليت ميکند
و بعد از۴ تا ۵ ماه به
علت نياز مالی
وقتی از
کارفرما
درخواست حقوق
و قرارداد ميکند،
کارفرما،
کارگر را
اخراج میکند."
البته توجه
دارید که که
منظور این
دبیر اجرائی
از"کارفرما"،
سرمایهدار
است که تحت
حمایت نظام
جمهوری
اسلامی ایران،
این چنین "آزادی"
عمل دارد. ضمناً
او نیز به "نبود
امنيت شغلي،
بيکاری و
کمبود شغل" و "هزينههای
زياد آب و برق
و گاز و غيره"
معترض است.
ـ بنابر
اطلاعات
منتشر شده تنها
کمتر از ۱۸ درصد
کارگران کشور،
استخدام رسمی
هستند. بقیه؛
پیمانی، سفید
امضاء و یا
بدون قرارداد
هستند.
ـ در
رابطه با
اختلاسهای
کلان در ایران
نیز، پس افشای
اختلاس ۳۰۰۰
میلیارد
تومانی،
اکنون خبر میدهند
که اسناد
مربوط به
گزارش اختلاس ۱۰۰۰
ميلياردی
نیز مفقود شده
است.
ـ دیگر
سخنان
"گوبلز"ی
احمدینژاد نظیر؛
پول نفت را به
سر سفره شما
خواهیم آورد و
یا "صفر تا ۱۰۰
درآمدهای
نفتی بايد به
جيب ملت برود."
کسی را فریب
نمیدهد. دیگر
همه فهمیدهاند
که "جهاد
اقتصادی" علی
خامنهای در
خدمت پُر کردن
کیسههای
سرمایهداران
است.
در
رابطه با ناامنی
جادههای
ایران:
ـ گزارش
شده است که روزانه ۸۲
نفر در جادههای
ایران کشته میشوند.
ـ در
۵ سال گذشته، ۱۲۰
هزار و ۷۰ نفر
در جادههای
ایران، جان
باختهاند.
در
مورد تورم
لجام گسیخته:
ـ به
عنوان نمونه میتوان
به قیمت بهای
نان که سه
برابر شده و قيمت
تخممرغ که
همچنان دانهای
۲۵۰ تومان و قيمت
هر کيلوگرم
گوجهفرنگی
که بين ۱۰۰۰
تا ۱۲۰۰ تومان
است اشاره
نمود.
ـ بنا
بر آخرین خبر
منتشر شده در ۲۶
آبانماه، هر
کيلوگرم گوجهفرنگی
در خردهفروشيهای
سطح شهر تهران
از مرز ۱۷۰۰ تومان
عبور کرد و
نسبت به مدت
مشابه هفته
گذشته اين
کالا در هر
کيلوگرم ۵۰۰ تومان
افزايش قيمت
داشته است.
در
زمینه ضایعات
مصرف مواد
مخدر و بیماریهای
روانی در
ایران:
ـ خود
مقامات رژیم سن
اعتياد در
ايران را ۱۳
سال اعلام نموده
اند.
ـ ۵،۳۵
درصد زنانی
که همسر معتاد
دارند، دارای
افکار خودکشی
هستند و بیش
از ۲۱ درصد
آنها تجربه
ناموفق،
خودکشی داشتهاند.
ـ بیش
از ۱۵ میلیون
نفر نیز در
ایران، دچار
بیماریهای
گوناگون
روانی هستند.
ـ برای
آگاهی از
اینکه سر نخ
گسترش مواد
مخدر ایران در
کجاست، به عنوان
یک نمونه توجه
شما را به این
خبر نیز جلب
مینمایم: "چند
ماه پيش ۲۵
نفرعضو يک
شبکه بزرگ
قاچاق مواد
مخدر، در کشور
آذربايجان
دستگير شدند.
تحقیقات نشان
میدهد که
حداقل ۸ نفر
از آنها،
کارمندان
محلی سفارت جمهوری
اسلامی ایران
در باکو بودند
که به عضويت
در فعاليتهای
خارجی سپاه
پاسداران
اعتراف کردهاند
و کارتهای هويت
آنها هم بر
اين امر گواهی
میداد.
ـ پيش
از اين اخبار
فراوانی از
تجارتهای
غيرقانونی،
قاچاق آثار
عتيقه، قاچاق
سلاح و نيز
قاچاق پول
توسط سپاه
پاسداران
منتشر شده بود."
ـ بنابر
اطلاعات
موجود، تعداد
معتادان کشور
بیش از ۴
میلیون نفر
است. طبعاٌ
منافع حاصل از
گستردن مواد
مخدر در ایران
و جهان، چشم
"برادران قاچاقچی"
سپاه و دیگر
نهادهای رژیم
را خیره کرده است.
به ویژه زمانی
که بنادر،
فرودگاهها و
پاسگاههای
مرزی تحت
اختیار سپاه،
تسهیلات
ضروری را
ارائه میدهند.
در
زمینه شیوع
برخی بیماریهای
دیگر در ایران:
ـ رئيس
چهارمين
کنگره بينالمللی
هپاتيت تهران
اعلام کرد ۱ ميليون
و ۴۰۰ هزار
نفر در کشور
مبتلا به
هپاتيت B هستند.
ـ مينو مُحرز،
رئيس مركز
تحقيقات ايدز
میگوید "۹۹ درصد
بيماران
جديدی كه در
تهران، در
بيمارستان
امام خميني،
به من مراجعه
ميكنند، از
طريق روابط
جنسی به ويروس
ايدز مبتلا
شدهاند. هر
سال نیز، به
تعداد
مبتلايان، از
اين طريق،
افزوده ميشود".
ـ رئيس مركز
تحقيقات ايدز گفته
است که "ميزان كشوریِ
ابتلای جنسی
ايدز،
حدود ۴۰ درصد
است. در عين
حال، تعداد
زنان باردارِ
مبتلا به اين
ويروس نيز، در
حال افزايش
است."
ـ آمار
رسمی وزارت
بهداشت، از شناسايی
بیش از ۲۳
هزار نفر
آلوده به
ويروس ايدز در
كشور خبر ميدهند.
بر اين اساس
تاکنون تنها يک
چهارم و يا يک
پنجم از تعداد
واقعی
مبتلايان به
بیماری ایدز، شناسايی
شدهاند. لذا
تعداد
مبتلایان به
بیماری ایدز
در ایران
مابین ۹۰۰۰۰ تا
۱۱۵۰۰۰
نفر تخمین زده
میشود.
ـ ناصر
سودانی، رئيس
مجمع
نمايندگان
خوزستان نیز
در ۲۶
آبانماه، در
نشست مديران و
روحانيون
استان
خوزستان با رئيس
مجلس شورای
اسلامی، از
بروز
بيماريهای
جديد و صعبالعلاج
بين مردم اين
استان
خبر داده
است.
در
زمینه
نابسامانیهای
اجتماعی:
ـ ايران
از لحاظ
برابری
جنسيتی، يکی
از بدترين کشورهای
جهان است.
ايران، پس از
ترکيه، مصر و سوريه،
رتبه ۱۲۵
را به خود
اختصاص داده
است.
ـ هفته
گذشته مجدداً زنی
۵۰ ساله و
بیمار را در
حالیکه لباس
بيمارستان به
تن داشت،
آمبولانس در
حاشيه خيابان
رها کرده است.
ـ
ضمناً سرماى
زودرس در
تهران،
مجدداً بىخانمانها
و كارتنخوابها
را در معرض
مرگ قرار داده
است.
ـ يک
جامعهشناس
در رابطه با
کارتنخوابها
میگويد:
"کارتنخوابهای
ايران اکثرا
از معتادان يا
کودکان فراری
و خيابانی و
همينطور
مهاجرين و
کارگران فصلی
هستند که
مجبور میشوند
شب را بدون
سرپناه
بگذرانند. بر
اساس آمار
رسمی بيش ۱۲
ميليون نفر در
کشور زير خط
فقر مطلق قرار
دارند و اين
به معنای آن
است که اين
افراد فاقد
توانايی ايجاد
يک سرپناه
برای خود
هستند. ما
حداقل ۴
ميليون معتاد
در جامعه
داريم که هر
کدام در مراحلی
از اعتياد
هستند و
تعدادی از آنها
هم از خانواده
طرد شده اند و
به خيابانها
پناه آوردهاند."
ـ در
رابطه با تجاوزات
جنسی در بررسی
تنها ۴۰
پروندهی
تجاوز، روشن شد
که بيش از ۱۱۰
قربانی تجاوز
جنسی، ۱۷ قربانی
خردسال، ۱۷ مورد
تجاوز جنسی
گروهی و ۷
مورد تجاوز
زنجيرهای،
توسط افراد و يا
گروه، در ۱۱ ماه
گذشته، انجام
گرفته است.
ـ سازمان
پزشكى قانونى
اعلام كرد: در ۶
ماهه نخست
امسال،
۷۷۸ نفر در
حوادث كار جان
خود را از دست
دادند. به عبارت
دیگر روزانه ۴
الی ۵ کارگر،
در اثر حوادث
كار، جان خود
را از دست دادند.
توجه داشته
باشید که این
آمار مربوط به
۱۸ درصد
کارگران
ایران است که
در استخدام
رسمی هستند.
لذا، آمار
درست مرگ
کارگرانی که
در حوادث كار
جان خود را از
دست میدهند،
میتواند ۵ برابر
۷۷۸ نفر باشد.
ـ
۳ ميليون و ۵۰۰
هزار كودك، از
امکان آموزش و
پرورش محروم
هستند. ۱
ميليون و ۶۰۰
هزار نفر از
اين كودكانِ
محروم از
تحصیل، برای
فرار از
گرسنگی، به
كار اشتغال
دارند.
ـ محمد
نوریزاد،
فیلمساز صاحبنام،
مینویسد: "درميانهی
راه، همسر و
دختر جوان شما
را به زندان
اوين فرا میخوانند،
تا در ۵ ساعتِ
تمام، به اسم
"پارهای
توضيحات"،
خصوصیترين
مسائل
خانوادگی را
با همسرشما، و
مسائل
رختخوابی را،
با دختر شما،
درميان
بگذارند."
ـ در ادامه
نابسامانیهای
اجتماعی در
ایران، به علاوه
گزارش شده است
که پسربچهای ۴
ساله، به
وسیله تپانچه
عتیقه پدرش،
دخترعموی ۲
ساله خود را
به قتل رسانده
است. یک آسیبشناس
و رفتارشناس
اجتماعی میگوید
یکی از علل
اینگونه
فجایع، گسترش
خشونت در جامعه
است. کارل مارکس
نیز میگوید اخلاق
جامعه متاًثر
از ایدئولوژی
طبقه حاکم
است.
نتیجهگیری
در رابطه با
اخبار فوقالذکر:
۱)
پاسخ جمهوری
اسلامی ایران
در ۳۳ سال
گذشته، به
مبارزات و
خواستهای
بلاواسطه
مردم اذیت و
آزار،
بازداشت،
زندان، شکنجه
و اعدام بوده
و هست. امری که
در ماههای
اخیر تشدید هم
شده است.
۲) بر
بستر فقر،
بیکاری و رواج
خشونت، از
طرفی اخلاق
جامعه به طرف
انحطاط میرود
و از طرف دیگر
شیرازۀ
اجتماعی کشورمان،
در حال ازهمگسیختگی
است.
۳)
در زمینه
رفاهی، آنچه
در سیاستهای
این رژِیم
جائی ندارد،
تامین رفاه
اجتماعی است.
۴) گرانیهای
کمرشکن، اخراجهای
گسترده
کارگران و
بیکاریهای
گسترده به اضافه
تورم شدید،
زندگی
کارگران و
زحمتکشان
کشور را، به
ناامیدی و زجر
آغشته کرده
است.
۵) در
رابطه با وضع
کودکان و
جوانان کشور،
اخبار مربوطه،
همگی حکایت از
وضعیت اسفبار
و غیرانسانیِ
این آیندهسازان
جامعۀ ما
دارد.
۶) آنچه
به وضوح دیده
میشود،
مسابقۀ صاحبمنصبان
رژیم، برای
چپاول و غارت
هر چه بیشترِ،
ثروتهای
جامعه و نیروی
کار زحمتکشان است.
۷) در
رابطه با فرار
مغزها از ایران؛
اخبار مربوطه
نشان میدهد
که نه تنها
ضایعات
مربوطه در
مقطع کنونی،
بلکه در آینده
نیز، اثرات
جانکاه و مهلک
خود را بر جای
خواهند نهاد. نظامی
که سیاستهایش،
فرار مغزها را
باعث شود،
نظامی است ضد
منافع اکثریت قریب
به اتفاق مردم
زحمتکش و ستمدیده
کشور.
کارگران،
زحمتکشان،
آزادیخواهان
و برابری طلبها!
قبل
از آنکه رژیم
ولایت فقیه در
ایران، موفق
شود که با
ماجراجوئیهای
دیگر در داخل
و خارج از
کشور شیرازه
این جامعه را
به طور کامل
از هم بپاشد،
باید به حیات
آن پایان داد.
در عین
حال، در چنین
شرایطی باید
فکر کنیم که
چرا، پس از
آنهمه
مبارزات و
فداکاریهای
مردم که به
سرنگونی
رژیم استبدادی
شاه منجر شد، یکبار
دیگر، گرفتار
رژیم
استبدادی دیگری
شدهایم. رژیم
نابهنگامِ جمهوری
اسلامی ایران.
پاسخ
اینست که؛ ما
مردم، پس از
سرنگون کردن
رژیم وابسته
به امپریالیسم،
به عوض حفظ
قدرت، آنرا در
نهایت ناآگاهی،
به دست نیروی
استبدای دیگر
سپردیم. نیروئی
حافظ جهل و
مدافعِ منافع
سرمایه!
آموزشهای
انقلاب
مشروطه، سالهای
بحرانی ۱۳۲۰
الی ۱۳۳۲،
مبارزات ملی
کردن نفت و
انقلاب ۲۲
بهمن ۱۳۵۷ به ما
هشدار میدهند
که:
لازمۀ
آنکه غارت
نیروی کارِ
کارگران و
زحمتکشان و
غارت ثروتهای
عمومی
کشورمان، متوقف
گردد، این است
که ما
مردم بتوانیم
نظامی را در
کشورمان
مستقر کنیم
که؛ آزادی بیان
و قلم، آزادی
ایجاد
تشکیلاتهای
مردمی، آزادی
اعتصابات و
کوتاه سخن، امکان
تعیین سرنوشتمان
توسط
خودمان را ،
ممکن و میسر
گرداند.
میگویند،
گذشته چراغی
فرا راه آینده
است:
هم در
حکومت ستمشاهی
– به ویژه پس از
انقلاب سفید
شاهانه - و هم
در نظام جمهوری
اسلامی
ایران، هَم و
غمِ اساسی
جناح مسلط
طبقه حاکم، حفظ
و گسترش منافع
سرمایه بوده
است. نه تامین
منافع اکثریت
قریب به اتفاق
مردم.
به
ویژه در جمهوری
اسلامی ایران
از همان ابتدا
شاهد بودیم که
حاکمیت
وهمراهانش،
از هیچ کوششی،
از یک طرف
برای به عقب
راندن
کارگران و
زحمتکشان
کشور و تخریب
شرایط کار و
زیست آنان و
از طرف دیگر
برای بازگذاردن
دست غارتگر
صاحبان
سرمایه و کاست
حکومتی، فرو
گذار ننمودند.
واقعیت
اینست که چه
در رژیم سابق،
و چه در نظام
ولایت فقیه،
همواره منافع
امپریالیسم،
مستقیم و غیرمستقیم،
تامین بوده
است. تامین منافع
امپریالیسم
در ایران، در
گُروی غارت
نیروی کار و
ثروتهای
عمومی جامعه
است. و این
غارتها، بجز
با سرکوب مردم
توسط رژیم
بومی، ممکن
و میسر نمیشود.
به
همین دلیل،
مبارزه با
رژیم جمهوری
اسلامی
ایران، برای
دستیابی به
آزادی،
برابری و
رفاه، جدا از
مبارزه با
امپریالیسم
نیست.
برای
دستیابی به
آزادی، رفع
تبعیض و برقراری
رفاه عمومی در
جامعه،
باید سّد مقدم
پیشروی کنونی
مردم، یعنی جمهوری
اسلامی ایران،
با به میدان
آمدن
بزرگترین
تودۀ سازماندادهشدۀ
مردم، درهم شکسته
شود. در چنین
صورتی،
نیروهای مسلح
دول
امپریالیستی
و متحدانشان
نیز جرائت
حمله به کشور
ما را نخواهند
داشت.
در
آن هنگام قادر
خواهیم بود حکومتی
را در ایران
مستقر کنیم،
که متکی بر
اکثریت عظیم
مردم، برای
تامین منافع
اکثریت عظیم
مردم باشد.
این
مهم را از هماکنون
با تعمیق
گفتمان
دمکراتیک،
تشدید مبارزه
و سازماندهی
حُول خواستهای
بلاواسطهمان
در محلهای
زیست و
کارمان،
تلفیق مبارزه
مخفی و علنی،
گسترش
نافرمانی
مدنی برای ناممکن
کردن
فرمانفرمائی
فرمانروا، و
پیوند این
مبارزات در
سراسر کشور با
یکدیگر، میتوانیم
تا سرنگونی
رژیم چپاولگر
جهل و جنایت،
به پیش ببریم.
فراموش
نکنیم؛ ملت
سازماندادهشده،
ملت مصمم،
آزادیخواه و
برابریطلب،
منشاء همۀ
قدرتها است.
به
امید آینده
بهتر و بهروزی
مردم ایران!
۱۷
نوامبر ۲۰۱۱ – ۲۶ آبان ۱۳۹۰