ا.
م. شیری:
http://eb1384.wordpress.com/2012/01/13/
پنجمین دانشمند
هستهای
ایران ترور شد
۲۲ دی ۱٣۹۰
به گزارش
منابع خبری،
مصطفی احمدی روشن،
یکی دیگر از
دانشمندان
هستهای
ایران، معاون
بازرگانی
مرکز هستهای
نطنز و یکی از
همکارانش صبح
روز
چهارشنبه، ۲۱ دی ۱٣۹۰
ترور شدند.
یادآوری میشود
که ترور این
دانشمند
جوان، پنجمین
مورد از سری
ترورهای
فعالین عرصه
هستهای
ایران طی دو
سال گذشته میباشد
که منهای یک
مورد آن-
حادثه ترور
نافرجام دکتر فریدون
عباسی دوانی- با
موفقیت اجرا
شده است.
محمدرضا
رحیمی، معاون
رئیسجمهور
ایران، از
جمله یکی از
اولین مقامات
رسمی ایران
بود که
بلافاصله
آمریکا و
اسرائیل را
مسئول ترور
این دانشمند
هستهای
دانست.
تاکنون
جامعه جهانی (بخوانید
آمریکا و
متحدانش) و
همچنین پادوهای
ایرانی آنها
ترور این
دانشمند ایرانی
را محکوم و یا
تقبیح کردهاند.
دلیل این امر
هر چه باشد،
طبیعتا هیچ
مفهومی جز
پشتیبانی و
تأئید
اقدامات
تروریستی ندارد.
البته از
جامعه جهانی
مورد نظر، هیچ
انتظاری غیر
از این نمیرفت
و نمیرود.
چرا که ترور،
ربودن و سر به
نیست کردن
فرهیختگان و
نخبگان حوزههای
علم و فناوری،
سیاسی و غیره
همواره یکی از
اصلیترین
بخش سیاست
امپریالیستهای
آمریکا و
اروپا را
تشکیل داده و
میدهد. ترور
و کشتار در
حدود ۶۰۰۰ نفر
از روشنفکران
و استادان
دانشگاههای
عراق در همان
سالهای اول
اشغال نه ساله
این کشور،
نمونه مشخص
این مدعاست.
صرفنظر
از صحت و سقم
همه ادعاها و
متهمسازیهای
مقامات رسمی
ایران و
همچنین، سکوت «جامعه
جهانی» در
مورد علل و
عوامل این
ترور و
ترورهای
مشابه دیگر،
بیتردید،
قبل از هر
دولت و یا هر
گروه تروریستی،
قبل از هر
سازمان
جاسوسی-تروریستی
مثل سازمان
«سیا» و «موساد»،
رژیم جمهوری
اسلامی ایران
به دلایل
روشنی، از
جمله، به خاطر
علنی کردن
نخبگان علمی و
فناوری کشور و
ناتوانی در
تأمین امنیت
زندگی آنها،
مسئول و پاسخگوی
مستقیم همه
این ترورها
شمرده میشود.
کاربرد
متدهای مشابه
در ترور مصطفی
احمدی روشن و
دیگر
دانشمندان
ایرانی نشان
میدهد که
بدون همکاری،
همدستی و
گرادهی عوامل
بیگانه، به خصوص،
اعضای
فراماسونری
در میان
روحانیت حاکم
و نفوذ وابستگان
سنتی انگلیس
مثل لاریجانیها
در نهادهای
سیاسی، نظامی
و امنیتی
کشور، چنین
عملیات
تروریستی نمیتوانست
و نمیتواند
به وقوع
بپیوندد. به
همین سبب،
عوامل ترورها
را قبل از
همه، باید در
داخل نهادهای
قدرت ایران
جستجو کرد نه
در جای دیگر.
رژیم
جمهوری
اسلامی ایران
در طول قریب
به ٣٣
سال سلطه
اختاپوسی و
چنگاندازی
بر میهن ما،
با تحمیل
فجایع و مصایب
کمسابقه ای
بر مردم و
کشور ایران و
با ترور،
کشتار جمعی و
تارومار کردن
وقیحانه
اکثریت عظیم
میهندوستان
صادق و آزادیخواهان
فرهیخته
ایران، توان
دفاعی کشور و
مردم را در
مقابل حملات
تبلیغاتی،
سیاسی، فرهنگی،
تروریستی و
احتمالا در
آینده، نظامی امپریالیسم
جهانی و
صهیونیسم بینالملل
به شدت تضعیف
کرد و راه
ورود عوامل
بیگانه بر
نهادهای قدرت
کشور را هموار
ساخت.
امروز
درست در شرایط
اوجگیری
فشاریهای
تبلیغاتی،
سیاسی و
اقتصادی ارتجاع
امپریالیستی
علیه کشور و
عامه مردم ایران
و درست در
شرایطی که
رژیم ولایتفقیه
مشروعیت خود
را در نزد
عموم مردم
ایران از دست
داده است،
ترور
دانشمندان ایرانی
را میتوان
پیشدرآمد
تهاجم نظامی
استعمارگران
غرب بر کشور ما
تلقی کرد. در
چنین شرایط
نگرانکنندهای
اگر احزاب و
سازمانهای
ترقیخواه و
میهن پرست،
نخواهند
وظیفه ملی و
میهنی خود را
درک نموده و
نخواهند در
اتحاد مستحکم
و پایدار با
هم در جهت دفع
حملات «بشردوستانه»
امپریالیسم
جهانی برعلیه
میهن و مهار
زدن به خیرهسریهای
رژیم جمهوری
اسلامی ایران
حرکت کنند، لزوما
بایستی در
انتظار
بازگشت ایران
به شرایط قبل
از انقلاب
بهمن سال
۱۳۵۷، یعنی
دوره حاکمیت
رژیم
نواستعماری
سابق باشند.