سارا نیکو:

نامه‌های روشنگرانه


درباره اتحاد عمل آشکار "حزب کمونیست کارگری" با سلطنت‌طلبان در روز ۱۲ جون ۲۰۱۰، به مناسبت بزرگداشت سالگرد خیزش‌های بزرگ مردم ایران و در اعتراض به جنایات رژیم جمهوری اسلامی، تظاهراتی از طرف نیروهای چپ و مترقی در مقابل دفتر حفاظت جمهوری اسلامی در واشنگتن برگزار شد. فعالین چریکهای فدایی خلق ایران در واشنگتن نیز با بنرها و بلندگوی خود در این تظاهرات شرکت داشتند. چند روز بعد اطلاع یافتم که یکی از اعضای "حزب کمونیست کارگری" در گزارشی که در سایت روزنه درج کرده، مکارانه نیروهای مبارز را در کنار سلطنت‌طلبان قرار داده تا به دروغ به مردمی که در این تظاهرات حضور نداشتند چنین جلوه دهد که این تظاهرات حاصل اتحادی فی‌مابین نیروهای سرنگونی‌طلب  و از جمله "سلطنت‌طلبان" بوده است. در آن گزارش قید شده که:


"۱۲ ژوئن ۲۰۱۰ فعالین آزادیخواه و سرنگونی‌طلب رژیم اسلامی موفق‌ترین تظاهرات را در واشنگتن دی‌سی برگزار کردند. در این روز سه تظاهرات از ساعت ۱۱ صبح تا ۴ بعد از ظهر در مقابل دفتر حفاظت رژیم اسلامی در خیابان ویسکانسین انجام شد. شرکت‌کنندگان شامل هواداران سلطنت، فعاین اتحاد چپ واشنگتن دی‌سی، هواداران سازمان فدائیان خلق، فعالین حزب کمونیست کارگری ایران و تعداد زیادی از فعالین مستقل بودند."   

 

این گزارش را در لینک زیر می‌توان مشاهده نمود: 

گزارش تظاهرات حمایت از انقلاب مردم در ایران در واشنگتن دی‌سی سایت روزنه

http://rowzane.com/fa/annonce-archiev/82-reports/2869-salgard-rep.html

نویسنده گزارش بالا ، به دروغ این تظاهرات را تظاهرات مشترک بین نیروهای چپ و مترقی و سلطنت‌طلبان جا زده و ضمن غلو کردن در مورد نقش خودش، زیرکانه همکاری "حزب کمونیست کارگری" با سلطنت‌طلبان را به همه منتسب کرده است.  در حالی که این ادعا به جز یک تحریف بزرگ و یک دروغ بیشرمانه‌ای بیش نیست. در ویدیوهائی که سلطنت‌طلبان در اینترنت گذاشته‌اند، پرچم "حزب کمونیست کارگری" به همراه دو تن از اعضای این تشکیلات در میان سلطنت‌طلبان دیده می‌شوند ولی در ساعت ۲ بعد از ظهر، زمان شروع برگزاری تظاهرات نیروهای چپ و مترقی در واشنگتن در مقابل دفتر حفاظت منافع رژیم جمهوری اسلامی، سلطنت‌طلب‌ها محل تظاهرات را ترک کرده و به طرف کاخ سفید به راه افتاده بودند. بنابراین در حالیکه در واقعیت سلطنت‌طلب‌ها به همراه "حزب کمونیست کارگری"ها تظاهرات مشترک خود را از ساعت ۱۱ صبح شروع کرده بودند و در ساعت ۱۲ بعد از ظهر، سلطنت‌طلب‌ها محوطه را به قصد راه‌پیمائی به طرف کاخ سفید ترک کرده بودند و تظاهرات نیروهای چپ و مترقی از ساعت ۲ بعد از ظهر شروع شد.  در گزارش جعلی "حزب کمونیست کارگری" از این تظاهرات ، این طور وانمود می‌شود که هواداران سلطنت، فعالین اتحاد چپ واشنگتن دی‌سی، هواداران سازمان فدائیان خلق، فعالین حزب کمونیست کارگری ایران از ساعت ۱۱ تا ۴ بعد از ظهر در کنار هم دست به تظاهرات زده بودند!  در واقع فعالین "حزب کمونیست کارگری" موذیانه سعی می‌کنند که همکاری خود و تظاهرات مشترک خود با سلطنت‌طلب‌ها را به نیروهای مبارز، چپ و مترقی نیز بسط بدهند.


همه شرکت کنندگان در آن تظاهرات بخوبی می‌دانند که این دروغ و عوام‌فریبی‌ای بیش نیست.  فعالین چریکهای فدایی خلق در واشنگتن و سایر نیروهای مبارز و انقلابی هیچگاه، تحت هیچ شرایطی با سلطنت‌طلبان، مبارزه مشترکی نداشته و نخواهند داشت و سلطنت‌طلبان را دشمنان قسم‌خورده کارگران و زحمتکشان ایران می‌دانند. "حزب کمونیست کارگری" قصد دارد که با شارلاتانیزم، سلطنت‌طلبان را در درون صفوف نیروهای مبارز جا دهد و با اینکار سیاست ارتجاعی دیرینه خودشان مبنا با همکاری با سلطنت‌طلبان را توجیه نمایند. این حرکت از جانب ما محکوم هست. 


اعتراض ما به این جعل و تحریف از سوی "حزب کمونیست کارگری" باعث شد تا یکی از اعضای این به اصطلاح حزب به نام  (م- ا) ، به جای پاسخگوئی به این امر، تکذیبیه تشکیلاتشان در مورد فعالیت مشترکشان با سلطنت طلبان در لندن را در بین فعالین سیاسی در واشنگتن پخش کند.  با دریافت این تکذیبیه و جهت روشن شدن اذهان عمومی و برای افشای هر چه بیشتر سیاست های ارتجاعی "حزب کمونیست کارگری" من در پاسخ به ایمیل مزبور در تاریخ پنج شنبه ۲۴ جون ۲۰۱۰ ایمیلی به نامبرده زده و نوشتم که: "چه چیزی را تکذیب می‌کنید؟"  با پاسخ فرد مزبور به این ایمیل، چند ایمیل بین ما رد و بدل شد که همه آنها را در زیر جهت اطلاع عموم منتشر می‌کنم.  چرا که بر این باورم مطالعه پاسخ‌های داده‌شده به نظرات من خود به روشنی گویای ماهیت منحط جریانی است که تحت نام کمونیسم بر علیه کمونیسم گام بر می‌دارد.  و از قرار یکی از وظایف‌اش مخدوش کردن صف مبارزات آزادیخواهانه کمونیست‌ها و نیروهای انقلابی بر علیه جمهوری اسلامی و رویگردان نمودن کارگران و توده‌های ستمدیده از کمونیسم و کمونیست‌ها می‌باشد.  کمونیست‌هائی که نابودی کلیت سیستم جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته را در صدر برنامه‌های خود قرار داده‌اند. در خاتمه ضروری می‌دانم که تاکید کنم گرچه مخاطب من یعنی یکی از وابستگان به اصطلاح حزب کمونیسم کارگری با نام و فامیل خود ایمیل‌های ارسالی را امضا می‌کرد اما من جهت جلوگیری از هر گونه جو سازی احتمالی، در هنگام چاپ این مطالب نام وی را با حروف  (م – ا) درج نمودم. در ضمن همه ایمیل‌های رد و بدل شده، به ترتیب زمانی در این مجموعه درج شده‌اند تا خواننده با مطالعه آن‌ها به راحتی متوجه سیر طبیعی این مباحثه بشود.


سارا نیکو؛ ۸ جولای ۲۰۱۰

*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *

ایمیل از طرف م – ا ؛ سه شنبه ۲۲ جون ۲۰۱۰؛ تكذیب ادعاى سلطنت‌طلبان
فایل ضمیمه را لطفا ملاحظه و توزیع كنید.  م - ا 

Worker-communist Party of Iran - UK Organisation 
تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگرى ایران - بریتانیا
توضیحى در مورد یك ویدئو كلیپ و تکذیب یک ادعا 
در حاشیه تظاهرات لندن روز ٢٠ ژوئن 

ویدئو کلیپی از تظاهرات لندن توسط یکی از طرفداران حکومت پادشاهی تهیه شده که از گفتگوی قبلی با حزب کمونیست کارگری در لندن و اتحاد با حزب کمونیست کارگری صحبت کرده است. كمیته تشكیلات حزب در انگلیس اعلام می‌كند كه نه هیچ تماس قبلی بین واحد حزب و این گروه سیاسی و نه هیچ اتحادی در این مورد صورت گرفته است.


میتینگ چندصد نفره و بسیار موفق روز ٢٠ جون در لندن به فراخوان ”یك قانون برای همه“ و ”ایران سولیداریتی“ و به مناسبت سالروز سی خرداد و مرگ ندا از چند ماه قبل فراخوان و سازمان داده شده بود كه فعالین حزب هم در آن شرکت داشتند. این تظاهراتی بود علیه قوانین اسلامی در انگلیس و در دفاع از حقوق سکولار و برابر شهروندان در این کشور و علیه قوانین مذهبی و اسلامی در ایران و در همه جا.  ادامه این حركت اعتراضى یك راه‌پیمایى بود كه از مقابل دفتر نخست‌وزیرى انگلیس شروع شد و تا مقابل سفارت جمهوری اسلامی ادامه داشت۔  در مقابل سفارت تعدادی از سازماندهندگان این حركت اعتراضى از جمله مریم نمازى سخنگوى كمپین یك قانون براى همه و پتى دبونیتاس فعال ایران سولیداریى  سخنرانی کردند و علیه جمهوری اسلامی و تروریسم اسلامی شعار دادند۔ یكى از طرفداران پادشاهی از گوشه‌ای از حضور راهپیمایان در مقابل سفارت به روایت خود فیلمی تهیه کرده و با مونتاژ سرود و شعارهای سلطنت‌طلبانه تصویری غیر واقعی از این تظاهرات ارائه کرده است. ما این تلاش برای قلب وقایع را شدیدا تقبیح می‌کنیم.


اما در این میان کسانی هم که اسم خود را چپ گذاشته اند پیدا شده‌اند كه حرف نماینده گروه پادشاهی برایشان حجت شده و دربست ادعای آنها و صحنه‌های مونتاژ شده توسط آنها را قورت داده و علیه حزب کمونیست کارگری لجن‌پرانی و نفرت‌پراکنی كرده‌اند۔  اینها كه با صرف دیدن گروههای سیاسی  یا مخالفین جمهورى اسلامى با پرچمهاى مختلف در كنار هم احساس می‌كنند كه مرزهاى طبقاتی‌شان بهم خورده است باید فكرى به حال این مرزها بكنند.


حزب کمونیست کارگری پرچمدار آزادی بی قید و شرط سیاسی است و برای سرنگونی جمهوری اسلامی و  برقراری جامعه ای می‌کوشد که  همه جریانات از سطلنت‌طلبان گرفته تا چپ‌های سنتی و حتی فرقه‌های ایدئولوژیک بتوانند آزادانه فعالیت کنند و حرف خودشان را بزنند. 


تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران- واحد انگلیس

۲۱جون ٢٠١٠


*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *

ایمیل از طرف من (سارا)؛ پنج‌شنبه ۲۴ جون ۲۰۱۰؛

تكذیب ادعاى سلطنت‌طلبان


با سلام 

چه چیزی را تکذیب می‌کنید؟


حزب شما سابقه دیرینه‌ای در همکاری‌های مستقیم و غیرمستقیم با سلطنت‌طلبان دارد و حرکت شما در لندن فقط  نمونه مشتی از خروار است که بیانگر پیشبرد یک خط منحط ضدکمونیستی از طرف این حزب ساختگی است. آیا گزارشی که رفقای خود شما نوشتند و همه نیروهای مبارز و مترقی را به همکاری با جانیان سلطنت‌طلب در تظاهرات نیروهای چپ در واشنگتن منتسب کردند را هم می‌توانید تکذیب کنید؟

http://rowzane.com/fa/annonce-archiev/82-reports/2869-salgard-rep.html


متاسفانه  این بار اول نیست که شما با سلطنت‌طلبان، این حامیان رژیم جلاد پهلوی، صف و حرکت مشترکی را به پیش می‌برید. آیا شما خودتان ویدیو خودتان را ضمن رو بوسی و در آغوش کشیدن "اکمل" این مهره نظام ننگین پهلوی را  در تظاهرات ۱۲ جون در واشنگتن دیده‌اید؟ یا آن را هم تکذیب می‌کنید؟

http://www.youtube.com/watch?v=A5MiPb2yjN8

نیروهای مبارز و انقلاب هیچ مبارزه مشترکی با دژخیمان حامی شاه نداشته و نخواهند داشت و شرم بر آن هایی که به نام کمونیست با این دشمنان قسم خورده کارگران و زحمتکشان ایران سازش می‌کنند.


سارا

*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *

ایمیل از طرف م – ا ؛ پنج شنبه ۲۴ جون ۲۰۱۰؛ تكذیب ادعاى سلطنت طلبان

سارا جان

امیدوارم که عصبانی نشده باشی. دنیا پر از فراز ونشیب وبی‌عدالتی و حق‌کشی است باید صبور باشیم ومسائل را یک یک  احیانا حل وفصل کنیم.

 

اما فرمودی چرا ما ویا من با سلطنت‌طلبان در تظاهرات شرکت می‌کنم. چون آنان جانی هستند وگذشته جنایتکارانه را یدک می‌کشند.

 

اگر این حرف شما را مصداق قرار دهیم دیگر هرگز نمی‌توانیم در جهان سیاست یک سنگ روی سنگ بگذاریم. می‌شویم خودمان تنها که احتمالا فکر می‌کنیم از همه پلیدی‌ها مبرا هستیم.

 

اینکه سلطنت طلبان آدمکش هستند، جنایتکار هستند، دروغگوهستند ضد خلق و بشر هستند و کثیف هستند ونباید با آنان هیچوقت کار مشترک کرد ویا با آنان نزدیک شد یک متدولوژی پیش مدرن ودینی ، اسلامی  است.


همان متد است که میگفت ارمنی وبهایی و جهود کثیف است و نباید با آنان معامله کرد. و البته هزار دلیل هم داشت که ثابت کند که فرزندش نباید دوست بهایی داشته باشد این متد بدیختانه به جنبش چپ هم به ارث رسیده. اگر کسی مثل من نیست پس من دیگر با او کاری ندارم او کثیف است نجس است.


این حرف را از قضا خود سلطنت‌طلبان و حامیانشان نسبت به کمونیستها می‌گویند. با همین دلایل واهی وغیرواهی کمونیستها را زندان واعدام وشکنجه می‌کردند. می‌گویند کمونیستها آدمکشند، کمونیستها دیکتاتورند، کمونیستها جنایتکارند و غیره. که تقریبا همه هم ممکن است در جاهایی درست باشد.


استالین حداقل در حزب بلشویک تمام اعضای دفتر سیاسی را بعد از شکنجه اعدام و ترور کرد و حتی خانواده‌های آنان را هم ترور کرد. بعد رسید نوبت دیگر مخالفان خودش که سر به میلیونها زد. اینها را همه به نام پاسداری از انقلاب و طبقه کارگر و کمونیست انجام می‌داد.


حزب توده از استالین و دیگر وارثانش حمایت می‌کرد. حزب توده باعث کشتار هزاران نفر انقلابی فقط در زمان بعد از انقلاب به دست جمهوری اسلامی شد.  خود اکثریت سازمان فدایی از لودادن دیگر فدایی و انقلابیون ابایی نداشت. پل پوت در کامبوج باعث قتل میلیونها نفر شد فقط به نام کمونیست. و البته از این نمونه‌ها که کمونیستها آدم کشتند و خیانت کردند زیاد داریم.


آیا با همین دلیل نمیشود گفت که من با کمونیستها تظاهرات مشترک نمیگذارم.  اینان گذشته کثیفی دارند. اگر بروی پای سخنان سلطنت طلبان بنشینی با همین دلیل حاضر نیستند با ما نزدیک شوند.


حال اگر یک سلطنت‌طلب بیاید به من بگوید که آیا توقبول داری که کمونیستها جنایت کردند کشتار کردند وغیره من می‌گویم بله . ولی کشتار آنان هیچ ربطی به انسانهای آزاده، به طبقه کارگر، به کمونیسم وبه مواضع من و حزب من ندارد. من نه وکیل استالینم و نه وکیل حزب توده مرا با مواضع خودم ارزیابی کن. 


اینکه سلطنت‌طلبان جنایت کردند حرف درستی است اما آیا همه سلطنت‌طلبان که در واشنگتن و لندن بر علیه جمهوری اسلامی تظاهرات می‌کنند جنایت کردند من می‌گویم نه.  من می‌گویم حتی یک در صد اینان هم در جنایات زمان شاه دست نداشتند. از قضا بیشتر آنان که در جنایت دست داشتند یا دوباره به عنوان شکنجه‌گر و بازجو در خدمت رژیم اسلامی درآمده و یا در کاخهای خود لم داده و منتظر حمله آمریکا به ایران هستند و یا مثل داریوش همایون و رضا شای دوم از جمهوری اسلامی سبز وبدون احمدی‌نژاد حمایت می‌کنند.


اکثریت این تظاهرات‌کنندگان که ساعت ۱۱ صبح در واشنگتن تظاهرات کردند نه سلطنت را قبول دارند و نه دیکتاتوری و شکنجه و اعدام را. ممکن است چند نفر در رهبری این تظاهرات منتظر رژیم دیکتاتوری نشسته‌اند. ولی اکثریت غریب به اتفاق آنان اصلا حکومت شاهنشاهی را قبول ندارند. بخصوص انکه فراخوان تظاهراتشان هیچ ذکری از سلطنت نکرده و فقط مردم منطقه را برای سرنگونی جمهوری اسلامی فراخوانده و نصف بیشترشان آدمهایی هستند که ضد دیکتاتوری و سلطنت هستند.


ما با علم به اینکه این مردم در شکنجه وقتل مردم دستی نداشته وندارند با شعارها و پرچم خودمان در کنار آنان تظاهرات می‌کنیم و قبل و بعد از تظاهرات به همه گوشزد می‌کنیم که رهبران سلطنت‌طلب این جریان در حقیقت از یک جناح جمهوری اسلامی حمایت می‌کند و خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. و خیلی از هواداران اصلی آنان و قسمتی از بدنه آنان در عمل به ما نزیک شده‌اند و خودشان علنا می‌گویند که ما مواضع  رضا شاه و حزب مشروطه را قبول نداریم. اینان کسانی هستند که تا چند سال پیش برای شاهنشاه  و حزب مشروطه سینه می‌زدند.


خیلی از آنان که اصلا شاهی نیستند در تظاهرات بیشتر شعارهای ما را تکرار می‌کنند و خودشان را به ما نزدیک‌تر میبینند.


تظاهرات مشترک با جریانی گذاشتن و یا در تظاهرات جریانی شرکت کردن لزوما  قبول مواضع آن جریان نیست.

 .
ما در تظاهرات ساعت ۲ بعد از ظهر اتحاد چپ هم شرکت کردیم.  آیا این به این معنی است که من اتحاد چپ را صد در صد قبول دارم؟  در اتحاد چپ واشنگتن حداقل شما می‌توانی از چندین مواضع متناقض اسم ببری.  و همه هم خودشان را چپ و کمونیست می‌دانند. یکی اصلا به تظاهرات اعتقاد ندارد. دیگری معتقد است که تنها را رهایی مردم ایران در این مقطع این است که آمریکا به ایران حمله نظامی کند و در این مقطع ما باید از موسوی و کروبی و گنجی و سازگارا حمایت کنیم . دیگری می‌گوید من طرفدار استالین هستم. و یکی طرفدار حزب توده است. مواضع من و حزب من با هیچکدام از این نظرات بالا سنخیتی ندارد.


حال سوال من از شما این است که شما چرا با کسانیکه در چنین تشکلی تظاهرات می‌کنند شرکت می‌کنی؟  آیا شما همه مواضع این تشکل و اعضای آنرا قبول داری؟ قرار نیست من در تظاهراتی شرکت کنم که همه مثل من فکر کنند ویا همه طرفدار استالین و یا رضا شاه نباشند. در این تظاهراتها  همه آزاد هستند که عقاید سیاسی خود را ابراز کنند. من پرچم سرخ حمل می‌کنم. شما پرچم فدایی را حمل می‌کنی یکی پرچم سه رنگ ایران را حمل می‌کند دیگری پرچم سبز دارد. و احیانا یکی عکس بیژن جزنی و دیگری عکس مارکس و یکی هم ممکن است عکس شاه ویا مصدق را حمل کند. چه کسی درست‌تر می‌گوید؟ من می‌گویم بگذار آزادی عقیده و ابراز نظر باشد من مطمئن هستم در آزادی کامل مردم خودشان بهترین خط را انتخاب می‌کنند. اگر تا به حال نکرده اند به این خاطر است که سانسور و خفقان حکفرما بوده است.


ما خودمان بیشترین نقدها را به جریان سلطنت داشته ایم و من مطمئن هستم هیچ جریانی به اندازه  جریان ما (حزب کمونیست کارگری) سلطنت‌طلبی را کاملا محکوم نکرده باشد. ما حتی در مکاتبات با خود سلطنت‌طلبان همواره مواضعشان را محکوم کرده‌ایم و هیچگاه کوچکترین لغزش از این بابت نداشته ایم. اما معتقد هستیم یک سلطنت‌طلب مثل هر انسان دیگر در جامعه آزاد، حق موجودیت و ابراز نظر دارد. ما معتقدیم در جامعه آزاد فردای ایران سلطنت‌طلبان و یا هر سازمان دیگر می‌تواند تشکل خود را به وجود آورد و آزادانه از مواضعش دفاع کند. 


اینکه فرمودید من دکتر اکمل را بغل کردم. من دکتر اکمل را خیلی خوب نمی‌شناسم فقط می‌دانم که یکی از رهبران حزب مشروطه است و از قضا با مواضع غالب حزب مشروطه در تضاد است. و خط سبز حزب را قبول ندارد و شاید برای همین است که او را کنار گذاشته‌اند.


من شخصا دوسه بار در مناظرات کوتاه و مناظرات نوشتنی مواضع سیاسیش را نقد و محکوم کردم که یکبار یادم می‌آید چند نفر از طرفدارانش به من بخاطر این امر فحاشی کردند. اما خود دکتر اکمل همیشه به من با احترام رفتار کرد. و این بار خانمی مرا در تظاهرات به اومعرفی کرد و ما یکدیگر را به آغوش کشیدیم واو گفت که مرا خوب می‌شناسد. من به دکتر اکمل به عنوان یک انسان احترام می‌گذارم ولی هیچگاه یک لحظه در جایی که لازم باشد از نقد و محکوم کردن نظراتش طفره نمی‌روم.


در جوامع مدرن وقتی قاتلی را می‌خواهند محاکمه کنند به او احترام می‌گذارند. به او می‌گویند آقا و یا خانم فلانی. به او شام و ناهار و صبحانه  و میوه و کتاب و کامپیوتر می‌دهند.


این در جامعه اسلامی پیش مدرن جمهوری اسلامی و طالبان و یا شاهنشاهی است که متهم را اول با کتک و چک و لگد قصاص می‌کنند و اگر زنده ماند ممکن است با بی‌احترامی سنگسار و یا اعدام کنند. دکتر اکمل اگر قاتل است، که من نمی‌دانم، من هنوز به خاطر انسان بودنش به او احترام می‌گذارم. ولی هرگز قرار نیست قتل اورا ببخشم.


شما خودتان طرفدار چریکهای فدایی خلق هستی. من نه چریک را قبول دارم، نه فدا شدن را قبول دارم. و نه خلق را قبول دارم. و نه فدای خلق شدن را قبول دارم . این اسامی خود از متدولوژی اسلامی به جریانات چپ به ارث رسیده و ربطی به متد علمی مارکس و کمونیست مدرن ندارد. شما در هیچ نوشته مارکس که تازه ۱۷۰ سال قدمت دارد صحبتی از فدا شدن در راه خلق نمی‌یابی. اما تا دلت بخواهد در فرهنگ اسلامی و پیش مدرن، خودت را باید فدای امام حسین و حضرت زهرا و غیره بکنی. خودت را باید فدای وطنت بکنی- فدای شاه ومیهن و خدا بکنی. و حالا هم باید خودت را فدای خلق بکنی همان متدولوژی است. من اصلا با این اسم اشکال دارم. وقتی خلق هست یعنی خالقی است و من اصلا آن خالق را هم قبول ندارم.


شما هم احتمالا خیلی چیزها از من و حزب من را قبول نداری. اما ما می‌توانیم در یک چهارچوب معین با هم فعالیت کنیم. قرار نیست اول مواضعمان عین هم بشود و بعد فعالیت کنیم.


مطمئن باش در فردای آزاد ایران صدها خط عجیب وغریب پیدا خواهند شد. هنر ما این است که ما بتوانیم در یک جامعه آزاد، بدون ترس، ابراز عقیده کنیم. مطمئن باش در چنین صورتی خیلی زود مردم به منافع خود واقف خواهند شد. وگرنه با دیکتاتودی و یک حزبی بعد از ۹۰ سال می‌شود کشور شوروی که دوباره به زمان تزار رسیده.


از مکاتبه با تو خوشحال شدم. امیدوارم ما و همه با نظرات مختلف بتوانیم با هم فعالیت سیاسی کنیم تا هر چه زودتر از شر این حکومت فاشیستی خلاص شویم.


با احترام  م – ا


*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *

ایمیل از طرف من (سارا)؛ جمعه  ۲۵ جون ۲۰۱۰
تكذیب ادعاى سلطنت‌طلبان

با سلام


۱. با توضیحاتی که در دفاع از سیاست حزب‌تان در بر حق بودن همکاری‌تان با سلطنت‌طلبان دادید در واقع خودتان در عمل نشان دادید که تکذیبیه تشکیلات‌تان  فاقد اعتبار است و جنبه فرمالیته دارد.  در واقعیت امر، سلطنت‌طلبان با درج بیانیه خود و نشان دادن فیلم همکاری "حزب" شما با آنها در لندن، به همکاری غیررسمی شما با خودشان رسمیت بخشیدند. البته بر همگان آشکار است که "حزب" شما در دوران حکومت پهلوی و زمانی که بهترین زنان و مردان مبارز و کمونیست ایران در راه مبارزه برای سرنگونی رژیم پهلوی جان خود را ایثار کردند اساساً وجود نداشتید.


۲. کسی در این جا صحبت از آن نکرده که سلطنت‌طلبان حق صحبت کردن ندارند.  آنها می‌توانند تا دلشان می‌خواهد حرف بزنند، همانطور که شب و روز در صدها بلندگوی رسانه‌ای امپریالیستی رو به ایران، مشغول پخش افکار ارتجاعی خودشان می‌باشند که گاها شما  را هم مورد لطف قراد داده و بلند گوهای خود را نیز در اختیارتان می‌گذارند.
اما ما معتقدیم که سلطنت‌طلبان یک نیروی ارتجاعی و ضدانقلابی می‌باشند و هیچگونه همکاری را با چنین جریانی، اصولی نمی‌بینیم و آن را افشا خواهیم کرد. (پس با پیش کشیدن عباراتی چون نجس و غیره، سفسطه‌بازی نکنید، خودتان هم می‌دانید که بحث بر سر چیست.)

 
۳. دره عمیقی از اختلافات نظری-سیاسی-عملی ، ما را از شما جدا می‌کند و از آن جا که شما آگاهانه سیاست‌های ارتجاعی همکاری با نیروهای ارتجاعی را تبلیغ می‌کنید. ادامه این دیالوگ‌ها را ضروری نمی‌بینم. در مورد اتهاماتی که به رفقای اتحاد چپ زدید، به عهده خود آنهاست که در این موارد توضیحات خود را بدهند. در مورد قبول نداشتن چریکهای فدایی خلق، نیازی به این همه قلم‌فرسایی نبود، دشمنی آشکار شما با خط رادیکال و انقلابی چریکهای فدایی خلق سالهاست که بر همگان آشکار است، و انتظار بیشتری هم از کسی که نمی‌داند واژه خلق چیست نمی‌رود، واژه ای که مارکس بارها در نوشته‌هایش از آن صحبت کرده است.

شما یک فرقه هستید نه حزب، اساسا باوری به کمونیسم ندارید. هیچ ارتباطی هم با طبقه کارگر ندارید.

برای آشنایی بیشتر به نظرات ما در باره ماهیت تشکیلات "حزب کمونیست کارگری"

مطلب زیر را مطالعه کنید:

نگاهی به "حزب کمونیست کارگری" (برای ثبت در تاریخ)  ع. شفق

http://www.siahkal.com/publication/negahi-be-hkk.htm


سمت‌گیری‌های بورژوایی این حزب زیر نام "کمونیسم کارگری" در بسیاری دیگر از مواضع‌اش به وضوح قابل تشخیص است. از جمله مقاله "سناریوی سیاه و سفید" که طی آنها "سلطنت طلبان"، این دشمنان قسم‌خورده خلق‌های ایران در تحولات سیاسی ایران جزو "سناریوی سفید" تلقی شده و به این وسیله همکاری و حرکت با آنها در صحنه عملی تئوریزه گشت. آنهم درست در شرائطی که رهبران و فعالان این "حزب" در عالم سیاسی حقیر خویش در "میزگردها" و "رادیو تلویزیون‌ها" مشغول نشست و برخاست با مرتجع‌ترین مزدوران امپریالیسم بوده و یا با افتخار در نشریاتشان با جلادانی نظیر "گاری سیک"ها و پادوهای درجه دو و سه امپریالیسم "مصاحبه" راه می‌اندازند تا نشان دهند که "سری در میان سر ها" دارند. و یا موضع‌گیری این جریان برای "حل" مناقشه اعراب و اسرائیل را در نظر بگیرید که درست به در بحبوحه قتل‌عام توده‌های تحت‌ستم فلسطینی توسط نیروهای اسرائیلی و حمایت بی چون و چرای امپریالیست‌ها از رژیم متجاوز صهیونیستی ارائه شد و طی آن "حزب کمونیست کارگری" از طرح "سازمان ملل" – یعنی طرح گروهی از دولت‌های استثمارگر امپریالیستی- دفاع نمود که در آن دولت آمریکا و سایر جهانخواران بین المللی زیر نام "حل عادلانه مناقشه اعراب و اسرائیل" از هیچ کوششی در تثبیت موقعیت سلطه جویانه صهیونیست‌ها بر جان و مال توده‌های ستمدیده فلسطینی و محدود و سرکوب ساختن مبارزات آنها خودداری نورزیده‌اند."

سارا


*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *

ایمیل از طرف م – ا ؛ شنبه ۲۶ جون ۲۰۱۰؛ تكذیب ادعاى سلطنت طلبان


سارای عزیز

 

مطلب شما و رفیقت که در باره حزب کمونیست کارگری و منصور حکمت بود خواندم و واقعا تعجب کردم از ابنهمه عقب‌افتادگی فکری و نظری.

 

ادعای کمونیست بودن می‌کنید و بعد می‌گویید ما با سلطنت‌طلبان و ضدانقلابیون و ارتجاعیون و آنان که با این گروهها در تماسند (یعنی ما) کاری نداری و همگیشان را افشاء میکنی.

 

لنین قبل از اینکه به قدرت برسد وهنوز حزب بلشویک عمدتا یک نیروی کوچک خارج از کشوری بود، با بزرگترین کشور امپراتوری آن زمان و با فرماندهان و رهبرانشان شروع به مذاکره کرد و از آنان قول گرفت چنانچه از حزبش حمایت کنند و در صورت قدرت گرفتن حزب در روسیه یکجانبه صلح با آلمان خواهد کرد و نیم بیشتر روسیه اروپا را به المان خواهد بخشید. از ان پس امپراتوری آلمان هم از نظر مالی و هم از نظر امکانات مادی و معنوی کمک‌های قابل توجه‌ای در اختیار لنین و بلشویک‌ها قرار داد. و حتی بعد از انقلاب فوریه با قطار اختصاصی دولت آلمان لنین را از راه هلسینکی وارد روسیه کردند. لنین بعد از انقلاب اکتبر به قدرت رسبد و مجبور شد که به قول و توافقش قبل از رسیدن به قدرت به آلمانها جامعه عمل بپوشاند و یکطرفه شکست روسیه در مقابل امپراتوری المان را بپذیرد و قسمتهای مهم اروپایی روسیه را به المان ببخشد.


شما و آن رفیق تئوریسین شما که شما از او اقتباس می‌کنی اصلا بویی از کمونیست و انقلاب و متدولوژی علمی آنان نبرده‌اید که هیچ بلکه الفبای سیاست جهانی و تاریخی را هم درک نمی‌کنید. فقط دلتان را خوش کرده‌اید که فدایی هستید و ادامه‌دهنده خون سرخ فدایی که در داخل ایران بودند و اسلحه کشیدند و شهید شدند. و ما را محکوم می‌کنی که در داخل نبوده‌ایم چریک نیستیم و در خارج حزب تشکیل مب‌دهیم و احیانا کارگر نیستیم و کارگر هم در حزب نداریم.


برای اطلاع شما باید بگویم که نه مارکس کارگر بود و نه انگلس ونه لنین. هم مارکس و هم لنین خارج از کشورشان بودند و هیچکدامشان چریک فدایی خلقشان هم نبودند. و حتی سندی هم وجود ندارد که اینان حتی بکروز کار کارگری بکنند (به مفهوم کارگری که اقای شفق مدعی است که منصور حکمت نبود) از قضا انگلس یک سرمایه‌دار و ثروتمند و خیلی هم خوشپوش بود.

 

لنین و پلخانوف و مارتف و تروتسکی و دهها رهبرسوسیال‌دمکرات و بعد از انشعاب یلشویکها اکثریت قریب به اتفاقشان کارگر نبودند و در خارج از روسیه حزب کمونیستی به وجود اوردند. هیچکدامشان هم چریک نبودند. چریکها ناردونیکها و دیگران بودند که لنین دهها مقاله بر علیه‌اشان نوشت.

 

شما به اصطلاح کمونیست محفلی و حاشیه‌ای هستید که آینده شما گذشته ورشکسته شماست.


کمونیست بودن یعنی در یک حزب کمونیستی فعالیت کردن و دخالت کردن در همه امور مربوط به سیاست و قدرت و بالاخره به قدرت رسیدن از طریق بسیج میلیونی توده‌ها و سازماندهی آنان از هر طریق ممکن.

 

کمونیست بودن  یعنی سازمان دادن انقلاب به هر روش ممکن و ادعای حکومت کردن و رهبر انقلاب شدن و زندگی میلیونها نفر را که در فقر وفلاکت هستند عوض کردن.
شما با این بحث‌های پیش پا افتاده، هیچکس شما را جدی نمی‌گیرد حتی خودتان هم خودتان را جدی نمی‌گیرید که می‌خواهید رهبر انقلاب شوید. و اگر کسی هم که می‌خواهد جدی باشد و در فکر انقلاب و گرفتن قدرت و بسیج توده‌هاست او را تمسخر می‌کنید که شما خارج از کشور هستید- کارگر نیستید- با سلطنت‌طلبان دست می‌دهید-  در گذشته سابقه چریک فدایی خلق نداشتی و دیگر لاطائلات.


خوشبختانه هیچکس شما را جدی نمیگیرد.  


شما به ما اتهام زدی که ما خطمان خط اسراییل و آمریکا و سلطنت‌طلبان وغیره است و احتمالا از آنها کمک می‌گیریم و این چنین لاطائلات بدون مدرک و باد و هوا.


برای اینکه منطق ندارید و در یحث وعمل وا می‌مانید خودتان را راحت می‌کنید می‌گویید شما اسراییلی هستید آمریکایی هستید و بعد هم به خبال خودت محکوم کردی و بعد هم سرتان را زیر برف می‌کنید و فکر میکنید دیگران شما را نمی‌بینند.


این همان روش حکومت سلطنت و خمینی است وقتی در  بحث و منطق کم می‌آورد می‌گفت کمونیستها وانقلابیون نوکر شوروی و بیگانه هستند و شروع می‌کرد به اعدام و زندان. شما هم همان متد را به کار می‌بری ولی خوشبختانه قدرت نداری که زندان و شکنجه کنی اگر داشتی اول ما و بعد سلطنت‌طلبان را به جرم خیانت به " انقلاب" اعدام می‌کردی. مدرکت همان مدرک نوع خمینی و شاه است. اینبار خیانت به خلق قهرمان ایران بابت سرسپردگی به اسراییل و آمریکا. من خیلی خوشحالم که شما در قدرت نیستی و ادعای قدرت را هم نداری این خودش یک نقطه مثبت در شما است.


خوشبختانه مردم ایران اصلا مثل شما فکر نمی‌کنند.  درست ۱۸۰ در جه با شما مخالفند.
نه حزب ما. شما به اکثریت مردم ایران اگر بگویی یک حزبی است که با سلطنت‌طلبان که می خواهند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند رابطه خوبی دارد و با اسراییل و آمریکا هم دارد ساخت و پاخت می‌کند و با دیگر دولتها هم درگیر مذاکره است که جمهوری اسلامی را سرنگون کند. آیا شما به این حزب رای می‌دهید که به قدرت برسد اکثریت قریب به اتفاق مردم می‌گویند بله ما چنین حزبی میخواهیم که در ایران حکومت کند. که بعد از حکومت آمریکا و اسراییل به ما حمله نکند وبا دولتهای دیگر هم مراوده داشته باشد. 


حالا این را مقایسه کنید با این سوال: یک حزبی است که اصلا سلطنت‌طلبان را قبول ندارد و همه آنان را دشمن خودش می‌داند و اصلا حاضر نیست با آنان سر هیچ چیزی مذاکره کند و می‌گوید بین ما و آنان دریایی از خون است. و با آمریکا اصلا مذاکره نمی‌کند و امریکا را دشمن خودش و خلقهای جهان می‌داند و با اسراییل هم خیلی بد است و هر کس با اسراییل و امریکا نزدیک شود با انان سر جنگ دارد. ایا شما حاضر هستید به این حزب رای بدهید. اکثریت قریب به اتفاق مردم می‌گوبند نه. اگر این حزب به قدرت برسد حتی اگر خیلی هم خوب باشد ممکن است آمریکا و اسراییل و ترکیه و دیگر کشورهای هوادار آمریکا به ما حمله نظامی کند. ما را تحریم اقتصادی و سیاسی کنند وضع ما بد می‌شود من به این حزب رای نم‌یدهم.


شما با این تبلیغات دروغ و کذایی و بدون مدرک که ما طرفدار سلطنت و اسراییل و دولت آمریکا هستیم در حقیقت می‌خواهی به خیال خام خودت ما را پیش مردم ایزوله کنی ولی آنقدرها هم شعور ندارید که اگر مردم به فرض همه حرفهای شما را  قبول کنند تازه بیشتر به ما اطمینان می‌کنند. می‌گویند اگر اینان به قدرت برسند خیال ما دیگر از امریکا و اسراییل و دیگر کشورها راحت است.  شما حتی عرضه تبلیغ سوء علیه ما را هم نداری. برای همین است که به قول خودتان بعد از ۵۰ سال مبارزه مسلحانه و غیره هنوز ول‌معطلید و باید روز روشن افتراء بزنی دروغ یگویی و اتهام بدون مدرک ببندی، این شده وظیفه انقلابی چریکی شما. خیلی برایتان متاسفم که هیچ چیزی در چنته ندارید. دنیای شما دنیای کوتوله‌های سیاسی است. که فقط نوک دماغشان را می‌بینند.


درباره از بین بردن جنیش کردستان هم که حرفتان خیلی مسخره است. کومله و حزب کمونیست ایران با ما همکاری نزدیک دارد. و اعتصاب عمومی کردستان با فراخوان مشترک ما صورت گرفت. شما در کردستان جه کردید؟ در ترکمن‌چای چه کردید؟ آنجا که منصور حکمت نبود در جاهای ذیگر ایران چه کردید؟ در خارج از کشور منصور حکمت چه می‌کنید؟ خارج کشور منصور حکمت بد است اما مال شما خوب است؟ از این نظر هم برایتان متاسفم.


با احترام  م- ا

 
*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *

ایمیل از طرف من (سارا)؛ یکشنبه  ۲۷ جون ۲۰۱۰؛ تكذیب ادعاى سلطنت طلبان


با سلام

 

جناب م - ا به راستی  شما را چه شده است که ماشین بدون "دنده و ترمز" فحاشی‌تان را بر علیه من راه انداخته‌اید؟ مگر من چه گفته‌ام که چنین شما را خشمگین ساخته است؟ همه مسئله این بود و هست که تشکیلاتی که شما خود را وابسته به آن می‌دانید یعنی "حزب کمونیسم کارگری" با سلطنت‌طلبان در لندن تظاهرات مشترک گذاشته و یکی از سلطنت‌طلبان کلیپ این تظاهرات را برای اطلاع عموم پخش کرده  و دوستان شما که در کلیپ دیده می‌شوند این امر را تکذیب نمودند و من هم سوال کردم که "چه چیزی را تکذیب می‌کنید؟" و تازه اگر این مورد را تکذیب می‌کنید با موارد دیگر چه خواهید کرد؟ مگر "حزب شما سابقه دیرینه‌ای در همکاری‌ها مستقیم و غیرمستقیم با سلطنت‌طلبان ندارد؟" و بعد هم با توجه به دیدن فیلم رو بوسی شما با یکی از سلطنت‌طلبان معروف که در زمان شاه سفیر رژیم سلطنت در استرالیا بود پرسیده بودم که "آیا شما خودتان ویدیو خودتان را ضمن بوسیدن و در آغوش کشیدن اکمل این مهره نظام ننگین پهلوی را در تظاهرات ۱۲ جون در واشنگتن دیدید؟" خوب شما هم در "دفاع از سیاست حزب‌تان در بر حق بودن همکاری‌تان با سلطنت‌طلبان" توضیحاتی دادید که نشان می‌داد "تکذیبیه تشکیلات‌تان" فاقد اعتبار است، و جنبه فرمالیته دارد.  به واقع این همه حرف من بود که در کنار آن از شما خواستم که یکی از آثار تشکیلات ما در رابطه با این به اصطلاح حزب را نیز بخوانید. و شما با توضیحاتی که دادید نشان دادید که نه تنها همکاری با سلطنت‌طلبان سیاست نادرستی نیست بلکه بر عکس شما معتقدید که اگر "به اکثریت مردم ایران" بگویی "یک حزبی است که با سلطنت‌طلبان که می‌خواهند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند رابطه خوبی دارد و با اسراییل و امریکا هم دارد ساخت و پاخت می‌کند و با دیگر دولتها هم درگیر مذاکره است که جمهوری اسلامی را سرنگون کند. ایا شما به این حزب رای می‌دهید که به قدرت برسد اکثریت قریب به اتفاق مردم می‌گویند بله ما چنین حزبی می‌خواهیم که در ایران حکومت کند" بعد هم توضیح دادید که "اکثریت مردم ایران" به این دلیل به شما رای خواهند داد که بعد از به قدرت رسیدن حزب شما "آمریکا و اسراییل به ما حمله نکند و با دولتهای دیگر هم مراوده داشته باشد" خوب با توجه به توضیحات شما حزبی که به آن وابسته‌اید دارد سیاستی را پیش می‌برد که "اکثریت مردم ایران" با آن توافق دارند و چون به قول شما کمونیست بودن یعنی "به قدرت رسیدن از طریق بسیج میلیونی توده‌ها و سازماندهی آنان از هر طریق ممکن" (تاکید از من است) پس دیگر چه جائی برای تکذیب و گله می‌ماند؟  با این توضیحات من نمی‌فهمم گناه من چیست که شما چاک دهانتان را باز کرده و هر چه را که شایسته خودتان و حزبتان می‌باشد را نثار من می‌کنید. 


در حالیکه همه آن چه من گفته ام همان است که در بالا توضیح دادم شما مدعی شده‌اید که من به شما اتهام زده‌ام که خط شما "خط اسراییل و آمریکا و سلطنت‌طلبان و غیره است و احتمالا از آنها کمک می‌گیریم و این چنین لاطائلات بدون مدرک و باد و هوا" و تاکید هم کرده‌اید که "برای اینکه منطق ندارید و در یحث و عمل وا می‌مانید خودتان را راحت می‌کنید می‌گویید شما اسراییلی هستید آمریکایی هستید و بعد هم به خبال خودت محکوم کردی و بعد هم سرتان را زیر برف می‌کنید و فکر می‌کنید دیگران شما را نمی‌بینند".


 
جناب م- ا اما اگر کمی دقت داشته باشید متوجه می‌شوید که این شما هستید که سرتان را مثل کبک در برف فرو برده اید و فکر می‌کنید کسی متوجه اعمال شما نیست. اینکه شما و حزبتان خط‌تان "خط اسراییل و آمریکا و سلطنت‌طلبان" است را نیازی نیست که من به شما بگویم و یا شما را متهم به آن بکنم خودتان در نوشتجات و عملتان دارید آنرا فریاد می‌زنید. مگر خودتان در همین ایمیل ننوشته‌اید که :"ما حتی در مکاتبات با خود سلطنت‌طلبان همواره مواضعشان را محکوم کرده‌ایم". آیا می‌شود به "اکثریت مردم ایران" که قرار است به شما رای دهند و شما را به "قدرت" برسانند بگوئید که چه مصالحی چنین "مکاتباتی" را ضروری ساخته است؟  آیا یکی از حوزه‌هائی که چنین مکاتباتی را ضروری می‌سازد همین سازمان دادن تظاهرات مشترک نیست؟ در شرایطی که شما معتقد هستی که "قرار نیست من در تظاهراتی شرکت کنم که همه مثل من فکر کنند و یا همه طرفدار استالین و یا رضا شاه نباشند. در این تظاهراتها  همه آزاد هستند که عقاید سیاسی خود را ابراز کنند. من پرچم سرخ حمل می‌کنم. شما پرچم فدایی را حمل می‌کنی یکی پرچم سه رنگ ایران را حمل می‌کند دیگری پرچم سبز دارد" روشن است که باید هم دست اتحاد به سوی کسانی دراز کنی که کودکانه فکر می‌کنی همکاری با آنها تو را به "قدرت" نزدیک می‌کند آنهم در شرایطی که ماکیاولی‌وارانه معتقدی که کمونیست کسی است که "از هر طریق ممکن" برای رسیدن به قدرت اقدام می‌کند. به راستی روشن‌تر از این هم مگر می‌شود اتحاد عمل با سلطنت‌طلبان را توجیه تئوریک نمود؟ 
جناب م - ا اگر مثل کبک سر در برف فرو نکرده بودی حتما می‌دیدی که جریاناتی که از حزب شما جدا شده‌اند یعنی کسانی که سال‌ها در کنار شما بوده‌اند تشکیلات  شما را "پروامپریالیست" می‌خوانند و صدایشان از همکاری‌های شما با سلطنت‌طلبان بلند شده است در چنین شرایطی چه نیازی هست که من به شما "اتهام" بزنم؟  اما از این حرف‌ها گذشته  برخورد شما مرا یاد آن ضرب‌المثل معروف می‌اندازد که "چوب را که بلند کنی گربه دزده فرار می‌کند" آخر در شرایطی که من جز در مورد غیرواقعی بودن تکذیب نامه حزب شما چیزی نگفته بودم شما چون دن‌کیشوت شمشیر کشیده و بر آسیاب بادی می‌تازید. به راستی چه کسی و یا کسانی چون "منطق" ندارند و "در یحث و عمل" وا می‌مانند مزخرف می‌گویند؟


راستش تجربه به من نشان داده که لنین هزاران بار حق داشت وقتی که می‌گفت: "گفتۀ معروفی است که اگر قضایای بدیهیه هندسی هم با منافع افراد برخورد می‌نمود، محققاً آنها را رد می‌کردند" مطالعه همین چند ایمیل بار دیگر این حکم را به اثبات می‌رساند. به همین دلیل هم من شخصا تمایلی به ادامه چنین بحثی را ندارم اما وقتی که می‌بینم تحت نام "کمونیسم"  چگونه کمونیسم به ابتذال کشیده می‌شود و چنان اتهامات سخیفی به کمونیستها و لنین زده می‌شود که حتی گاه خود دستگاه‌های تبلیغاتی ضدکمونیستی بورژوازی هم به خود اجازه نمی‌دهند که چنین گویند، وظیفه خود می‌دانم که از کمونیسم و لنین دفاع کنم.


شما جهت توجیه موقعیت خود و به اصطلاح حزبی که به آن وابسته‌اید- حزبی که هیچ پیوندی با کارگران ایران ندارد و صرفا در خارج از کشور فعالیت می‌کند-   تا آنجا پیش رفتید که نوشتید: "لنین قبل از اینکه به قدرت برسد و هنوذ {هنوز} حزب بلشویک عمدتا یک نیروی کوچک خارج از کشوری بود با بزرگترین کشور امپراتوری آن زمان  و با فرماندهان و رهبرانشان شروع به مذاکره کرد و از آنان قول گرفت چنانچه از حزبش حمایت کنند و در صورت قدرت گرفتن حزب در روسیه یکجانبه صلح با آلمان خواهد کرد و نیم بیشتر روسیه اروپا را به المان خواهد بخشید." اولا حزب بلشویک بزرگترین حزب کارگری روسیه آن زمان بود و انسان باید خیلی نادان باشد که بدون مطالعه تاریخ این حزب همان چیزی را بگوید که بورژوازی جهانی و از جمله همکاران سلطنت‌طلب شما سال‌هاست که نشخوار می‌کنند.  تنها مروری بر تاریح حزب بلشویک نشان می‌دهد که بلشویک‌ها بیشترین پیوند را با کارگران روسیه داشتند و این بیشرمانه‌ترین اتهام به کسانی است که دست در دست کارگران روسیه انقلاب کبیر اکتبر را سازمان دادند. البته چنین بیشرمی از کسی و یا کسانی که برای توجیه روابط خود با قدرت‌های امپریالیستی و یا دست‌نشاندگان آنها  مدعی می‌شوند که "لنین بعد از انقلاب اکتبر به قدرت رسبد و مجبور شد که به قول و توافقش قبل از رسیدن به قدرت به المانها جامعه عمل بپوشاند و یکطرفه شکست روسیه در مقابل امپراتوری المان را بپذیرد و قسمتهای مهم اروپایی روسیه را به المان ببخشد" آیا تاکنون جریانی را دیده‌اید که چنین بیشرمانه در باره لنین وبلشویکها و انقلاب اکتبر مزخرف گفته باشد؟ آیا هرگز فکر کرده‌اید که وقتی که حزبی چنین می‌گوید  "اکثریت مردم ایران" هم حق دارند سوال کنند که شما کدام قسمت از ایران را قرار است به قدرت‌های خارجی ببخشید تا به قدرت آنها به "قدرت" برسید؟


به واقع با اینکه نمی‌خواستم به "لاطائلات" شما بپردازم بازهم علیرغم میلم به برخی از آنها پرداختم اما باور کنید که اگر کسی بخواهد به حرفهای شما بپردازد موردی نیست که نادرست، غیرعلمی و مغایر مصالح کارگران و انقلاب آنها نباشد.


 
سارا

*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *

ایمیل از طرف م – ا ؛ سه شنبه ۲۹ جون ۲۰۱۰؛ تكذیب ادعاى سلطنت طلبان

سارای عزیز

 

متاسفانه بحث با شما و کلاً با اکثر نیروهای چپ سنتی راه بجایی نمی‌برد.

 

شما فقط دنبال رابطه با آمریکا و اسراییل و دیگر دولتها هستید و آنهم بدون مدرک و این شده بحث سیاسی شما با ما و احیانا با دیگر نیروها. شما برای بحث هیچ چیز لازم نداری فقط تکرار رابطه با امریکا و امپریالیست و غیره و آنهم تازه بدون مدرک.


ما  رسما اعلام کرده‌ایم که حزب ما این حق را دارد که از تمام مراجع و دولتها  کمک و از جمله کمک مالی دریافت کند مگر در موارد خاص. و در صورت انجام این امر اینرا حق خود می‌دانیم وعلنا به همه اعلام می‌کنیم که از چه منبعی این کمک را گرفته‌ایم. یعنی هیچ چیزی مخفی نخواهد ماند.

 

در نتیجه ما اگر کمکی از کسی دربافت کنیم و یا مذاکره‌ای انجام دهیم همه‌اشان علنی است و احتیاج به مخفی نگهداشتنش نیستیم که شما بدون مدرک و با حدس و گمان و آنهم با خجالت مارا با سلطنت‌طلبان و یا اسراییل و آمریکا وصل کنی.

 

تقریبا ۴ هفته پیش بود که در کنفرانسی در اروپا من مینا احدی، یکی از رهبران حزب کمونیست کارگری و رضا شای دوم و دیگر مقامات اروپایی را در تلویزیون و اینترنت و دیگر میدیا مشاهده کردم و همه جای جهان پخش شد.


اگر فردا هم با هر مقامی دیگر جهان از جمله اسراییل و امریکا مذاکره کنیم آنرا علنا پخش خواهیم کرد و از آن هیچ ابایی نداریم. همانطور که من با سلطنت‌طلبان در واشنگتن تظاهرات کردم و فیلم هم گرفته شد و یکیشان را در آغوش گرفتم. و به زعم شما  وضوع خلقی انقلابی من باطل شد. 


ما هم در لندن در آن تظاهرات شرکت کردیم. اما یکی از آن سلطنت‌طلبان ویدئویی بیرون داده بود که گوبا ما با انان متحد شده‌ایم و قرار گذاشته‌ایم که مثلا شعار مشترکی مثل  جاوید شاه وغیره بدهیم و این ویدئو را پخش کرده بود که رفقای ما آن اتحاد و آن ویدئو را ساختگی دانستند.


همانطور که ما در واشنگتن بدون اتحاد با سلطنت‌طلبان تظاهرات کردیم با شعار خودمان و پرچم خودمان. و وقتی که شما در اغوش گرفتن من با ان سلطنت‌طلب را  "افشای انقلابی" کردی من منکرش نشدم. ما از هیچ چیزی و بخصوص از چپ سنتی و "افشاگریهایش" واهمه نداریم.


این چپ تقریبا می‌توان گفت که هیچکاری نمی‌کند  و هیچ ادعای قدرت هم ندارد و بیشتر کار سیاسیش شده که ما را "افشاء" کند. و از طرف دیگر می‌گوید ما هیچ هستیم معلوم نیست چرا باید برای این هیچ نیرو گذاشت و افشایش کرد.


همانطور که گفتم شما بحث سیاسی نمی‌کنی. تهمت می‌زنی بدون مدرک. همانطور که شاه و خمینی بدون مدرک تهمت می‌زدند. چرا؟ چون بحث سیاسی و منطق مثل شما نداشتند. خیلی راحت است که اتهام ببندی مثلا بگویی:  تلویزیون دارد،  با سلطنت‌طلبان تظاهرات می‌گذارد،  به اسراییل می‌گوید یک کشور دمکراسی و غیره.


 
که همه آنها هم درست است. ولی کو مدرک مشکوک بودن؟ اگر ما یگوییم آمریکا و اسراییل کشورهای دمکراسی هستند آیا مشکوک هستیم. اگر یگوییم هندوستان و فرانسه دمکراسی هستند چه؟ دیگر مشکوک نیستیم؟ می‌بینید که شما اصلا بحث سیاسی ندارید. چپ سنتی مثل جمهوری اسلامی فقط تهمت می‌زند.


اولین بار که  ما را به اسراییل ربط دادند روزنامه کیهان و حسین شریعتمداری بود و فقط چپ‌های سنتی که جمهوری اسلامی را ضدآمریکا و ضدامپریالیست خطاب می‌کردند آنرا تکرار کردند که باعث بی‌آبرویی خودشان شد و دیگر کسی آنان را جدی نگرفت چون بی‌مدرک اتهام جمهوری اسلامی را تکرار کردند.


لنین هم چون با امپریالیست آلمان  قبل از قدرت‌گیری تماس گرفته بود و این را مثل حزب ما حق خودش می‌دانست. منشویکها و لیبرالها و دولت تزار او را جاسوس آلمان نام نهادند.
و حتی بعد از انقلاب که لنین مجبور شد اکثر خاک اروپای روسیه را به آلمان واگذار کند، مدرکی از سازمانهای جاسوسی آمریکا در رابطه  با تماس لنین و آلمان که موجود بود را دسیسه کردند و در کنگره آمریکا بحث بر سر اینکه لنین جاسوس آلمان است در گرفت  و تصویب شد. واز آنجا در نیورک‌تایمز و دیگر رسانه‌های‌شان اعلام کردند که لنین جاسوس آلمان است. لنین حداقل با آلمانها تماس گرفته بود و مدرک هم موجود بود . شما بدون هیچ مدرک مثل ارتجاع روس وامپریالیست اتهام می‌زنی. و عملا حرف جمهوری اسلامی را سالها تکرار می‌کنی.


هم چپ سنتی و هم جمهوری اسلامی در مبارزه با امپریالیست و آمریکا و اسراییل با هم فصل مشترک دارند و هم از اینروست که در تهمت به ما یک حرف را تکرار می‌کنند. اما هر دوی این نیروها  حال و آینده‌ای خوشبختانه در سیاست ایران ندارند رژیم رفتنی است و تبلیغاتش و بلند گوهایش بی اثر.


شما حرفی برای گفتن نداری اگر داشتی من با شما ادامه بحث می‌کردم. بحث بسیار جدی شما این است که چرا ما در تلویزیون سلطنت‌طلب و بورژوازی شرکت می‌کنیم. انگار که صدها تلویزیون کارگری و کمونیستی وجود دارد و ما داریم از تلویزیون سلطنت‌طلب تبلیغ می‌کنیم. خوشا به حال شما که اصلا خودتان را در این تلویزیونها کثیف، نجس نمی‌کنید و پاک و منزه هستید. عاقبت این منزه بودن شما دادن قدرت به دست جناح دیگری از بورژوازی است. اما ما داریم سعی می‌کنیم که این اتفاق نیفتد و در صحنه هستیم و نخواهیم گذاشت برسر منافع زحمتکشان ایران یکبار دیگر مثل دفعات قبل معامله‌ای صورت گیرد. البته شما باز هم می‌توانی ما را مسخره کنی چون این فقط وظیفه  "انقلابی" شما است.


شما از مارکس ولنین یک پیغمبرو امام ساخته‌ای که هرگز اشتباه نمی‌کردند و معصوم بودند. من از مارکس و لنین آموخته‌ام که باید قدرت سیاسی را از جمهوری اسلامی بگیرم  و آنرا به طبقه کارگر به رهبری حزب کمونیست کارگری بسپارم.


من می‌دانم که شما صادقانه می‌خواهی جمهوری اسلامی سرنگون شود. لطفا به من بگویید که این قدرت را به دست چه کسی می‌خواهید بدهید. خودتان که ادعایی ندارید. اینکه قدرت به کارگران داده می‌شود حرف کلی است. کارگران از طریق حزبشان به قدرت می‌رسند.


من جواب شمارا دارم: به دست همانها می‌دهید که امروز به آنها فقط فحاشی می‌کنید یعنی سلطنت‌طلبان و امپریالیست‌ها. چون توان مبارزه با آنان را حتی در یک مناظره را ندارید فقط کارتان شده فحاشی. ما مدعی هستیم که هم در تئوری و هم در عمل این دشمنان طبقه کارگر را به شکست می‌کشانیم. شما برای سرگرمی می‌توانی مارا مسخره کنی.


با احترام  م – ا 

*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *

ایمیل از طرف من (سارا)؛ پنجشنبه 8 جولای 2010؛ تكذیب ادعاى سلطنت طلبان

جناب م – ا


همانطور که قبلا هم تاکید کرده‌ام من برای بحث با شما هیچگونه ارزش مبارزاتی قائل نیستم و همین چند ایمیل هم علیرغم میل خودم و به این دلیل که این ایمیل‌ها در این منطقه در اختیار فعالین سیاسی قرار می‌گرفت بین ما رد و بدل شد. به واقع هر کس که تنها نگاهی گذرا به همین چند ایمیل بیندازد فورا متوجه می‌شود که شما جز توهین و تهمت چیزی در چنته نداری. اگر تو و به اصطلاح حزب‌ات واقعا چیزی برای گفتن داشتید چه نیازی بود که کارتان بشود تهمت‌زنی.  شما از چنان فرهنگ عقب‌افتاده‌ای برخوردارید که هر کس کوچکترین انتقادی به شما و سیاست‌های ضدمردمی‌تان بکند آماج ناسزاها و توهین‌هائی قرار می گیرد که تنها شایسته خودتان و تشکیلات‌تان می‌باشد. در این ایمیل‌ها هم نشان دادی که در کار توجیه سیاست‌های ضدمردمی تشکیلات خود تا آنجا پیش می‌روی که حتی از انتساب بیشرمانه‌ترین تهمت ها به لنین هم کوتاهی نمی‌کنی و اگر هم کسی پیدا شود و به شما بگوید کمتر مزخرف بگوئید، با لاقیدی تمام شانه بالا انداخته و مدعی می‌شوید که "شما از مارکس ولنین یک پیغمبرو امام ساخته‌ای که هرگز اشتباه نمی‌کردند و معصوم بودند". در حالیکه خودت هم می‌دانی که مثل روز داری دروغ می‌گوئی و بحث بر سر "معصوم" بودن اندیشمندان پرولتاریا نیست، بلکه بر سر این است که هیچ‌کس حق ندارد برای توجیه کثافت‌کاری‌های خود و تشکیلات‌اش با بیشرمی مدعی شود که: "لنین بعد از انقلاب اکتبر به قدرت رسبد و مجبور شد که به قول و توافقش قبل از رسیدن به قدرت به المانها جامعه عمل بپوشاند و یکطرفه شکست روسیه در مقابل امپراتوری المان را بپذیرد و قسمتهای مهم اروپایی روسیه را به المان ببخشد".


جناب م – ا 


من در طول زندگی مبارزاتی خود - که کوتاه هم نبوده - همه جورش را دیده بودم، از توده‌ای و سه‌جهانی تا کسانی که همه مسئله‌شان صرفاً کوبیدن فدائی‌ها بود. اما در همه این سال‌ها ندیده بودم که کسی مدعی کمونیسم شود و به لنین این چنین بیشرمانه تهمت بزند و وقتی که جلویش ایستادی، با بی‌نزاکتی ویژه این تشکیلات بگوید: "شما بدون هیچ مدرک مثل ارتجاع روس و امپریالیست اتهام می‌زنی و عملا حرف جمهوری اسلامی را سالها تکرار می‌کنی". به راستی اگر شما حرفی برای گفتن داشتید چنین خزعبلاتی را سر هم می کردید؟


من در ایمیل قبلی‌ام نوشته ام که "اگر کسی بخواهد به حرفهای شما بپردازد موردی نیست که نادرست، غیرعلمی و مغایر مصالح کارگران و انقلاب آنها  نباشد." به همین دلیل هم نیازی نمی‌بینم که بیش از این  ادعاهای غیرکمونیستی و ضدمردمی کسی را افشاء کنم که: از هیچ چیزی "واهمه ندارد"! و اصلا  بوئی هم از "کمونیست و انقلاب و متدولوژی علمی" کمونیستها نبرده است.


جناب  م- ا


درست‌ترین حرفی که در تمام لاطائلاتی که تاکنون در این ایمیل‌ها گفته‌اید می‌توان یافت، این حرف است که از هیچ چیز واهمه ندارید. می‌دانید چرا در حرف و نوشته‌تان واهمه ندارید؟ چون برای واهمه داشتن باید قلب‌ات برای منافع کارگران و زحمتکشان و سرنوشت آنها بتپد، چون برای واهمه داشتن باید احساسات انقلابی داشت. برای واهمه داشتن باید انقلابیون و کمونیست‌ها را در آغوش گرفت نه سلطنت‌طلبانی که هنوز هم بوی خون کمونیست‌ها و آزادیخواهان از دستانشان به مشام می‌رسد.  کسی که افتخار می‌کند سلطنت‌طلب جنایتکاری را در آغوش گرفته، کسی که افتحار می‌کند در تظاهراتی شرکت می‌کند که "یکی پرچم سه رنگ ایران را حمل می‌کند دیگری پرچم سبز دارد" و مفتضحانه‌تر این که کسی که افتخار می‌کند که "یکی از رهبران" تشکیلات‌اش به نام مینا احدی "در کنفرانسی در اروپا" با "رضا شای دوم"* نشسته است باید هم از هیچ چیز "واهمه" نداشته باشد. آخر برای واهمه داشتن در این زمینه باید انقلابی بود و احساس شرم را هم داشت و درک کرد.  مارکس زمانی گفت که شرم یک احساس انقلابی است و به همین دلیل هم ما آن را هرگز در صفوف شما ندیده و نخواهیم دید.


در خاتمه این را هم اضافه کنم که دیگر به ایمیل های شما جواب نخواهم داد و چون این ایمیل‌ها از ابتدا در طیف چپ‌های این منطقه پخش می‌شد حال مجموعه آنها را برای اطلاع همگان چاپ می‌کنم تا دیگران هم بیشتر با استدلال‌ها و شیوه بحث و تهمت‌زنی‌هایتان آشنا شوند.



*جالب است که برخی از سلطنت‌طلبان، رضا پهلوی را "رضا شاه دوم" نمی‌نامند اما کاسه‌های داغ‌تر از آشی مثل شما حتی از این دسته از سلطنت‌طلبان هم عقب‌ترند!


سارا نیکو


۸ جولای ۲۰۱۰