احمد
فارسی:
"مشروطهخواهی"
پس از یک قرن و
اندی؟!
در
طول مبارزات
سال گذشته،
آقایان و همباندیهایشان
از روزگار
قدیم و زنده
بودن خمینی و ”ارزشپرستی”
و ”مردمدوستی”
و ”جمهوریخواهی”اش
برایمان تعریف
کردهاند.
آنها، بارها
بر وفاداریشان
به ”خط امام”
تأکید ورزیده
و احمدینژاد
و دارودستهِ
او را به ”ترکِ
ارزشهای
امام” متهم
نمودهاند. اگر
بخواهیم از
زاویهِ
تصورات ایشان
به گذشته و
دوران خمینی
نگاه کنیم، در
زمان امام،
همه چیز در
حالت "گل و
بلبلی" بود. سفره
”عدل و عدالت”
در زیر سایه
نظام ”جمهوری”
گسترده بود و
چه نوحهها که
نمیخواندیم
و از چه
زیباییهای ”ارزشی”
بهره مند
نبودیم. و
دقیقاً به
خاطر حفظ چنین
یادگاری از ”امام”
است که بعد از
وقایع ”عاشورای
سرخ” (۱۳۸۹)،
هنگامی که
تظاهراتهای
خیابانی به در
هم شکستن ”جمهوری”
میل کردند و
مسیر
ناسازگاری با ”ارزشهایش”
را گزیدند،
دیگر نمیشد
با آشوبطلبان
همراه شد و میبایست
در روز ۲۲
بهمن در کنار
یارانِ قدیم
ایستاد و نشان
داد که ”پیروزی
جنبش سبز را
به هر قیمتی
نمیخواهیم”.
و این بدین
معناست که،
اگر قرار باشد
مبارزات مردم
به متلاشی شدن
”نظام جمهوری
اسلامی”
بیانجامد، ما
چنین پیروزیای
را نخواسته و
به ایشان پشت
میکنیم. که
کردند!!
گفتیم
که ایشان ”پیروزی
جنبش سبز را
به هر قیمتی”
نمیخواهند. از
قضا آقای
موسوی، از
آنهایی که
روزگار و ارزشهای
”امام” را
الگوی مملکتداری
قلمداد میکند،
در سخنرانی
برای ”جمعی از
مدیران
مسئول،
خبرنگاران و
خانوادههای
روزنامهنگاران
دربند” که در
سایت ”کلمه”
آمده است، با
تکیه بر جمله
بالا، که طعنهای
علیه مبارزان
برانداز است،
شمهای از
روزگار امام،
و طبعاً،
نمونهای از
حکومت آینده
که زیر حاکمیت
ایشان و دارودستهاش
میباید
انتظار داشته
باشیم، نشان
میدهد. او در
سخنانی که
برای دفاع از
خود در مقابل ”تهمتهای”
دخالت ایشان
در دوره
زمامداریشان،
در قتلهای
گروهی و
وحشیانه
زندانیان سیاسی
تابستان ۶۷،
عذر بدتر از
گناه آورده و
میگوید: ”مسئله
سال ۶۷ را
باید در منظر
تاریخی خود
بررسی کرد و
بعد هم دید
آیا دولت در
این زمینه
اطلاعی داشته
است؟ نقشی
داشته است؟
آیا اصلا
امکانی برای
دخالت داشته
است؟ آیا در
احکام و
اسناد، نامی
از دولت وجود
داشته است؟
دولت که نقشی
در این مسئله
نداشته است. (البته
غیر از وزارت
اطلاعات-احمد)
خیلی از کسان
دیگر هم اطلاع
نداشتهاند.
اما برای مطرح
کردن این
مسائل با ذکر
جزئیات، من هم
محذوراتی
دارم.
مهندس
موسوی اظهار
داشت: قدرت
جنبش سبز در
اخلاقی بودن
آن است؛ در
این که سفید
را سفید گفته و
سیاه را سیاه
گفته است. ما
چیزی که بد
بوده را قبول
نمیکنیم اما
اگر کسی در
جایی سکوت میکند،
معنای آن
موافقت و
همراهی با آن
نیست و باید
این حق را
برای افراد
قائل باشیم.”
(سایت کلمه)
بنابراین،
میبینیم که
گذشته از
افشایِ میزان
تعهد خمینی به
حاکمیت ”جمهوری”،
حکومت مطلوب
آقای موسوی و
دارودسته
شان، از آن
نوع حکومتهایی
است که
قدرتمداران
هر کاری که میخواهند
میکنند و
لزومی هم
ندارد که ”دولت
جمهور” از آن
اطلاعی داشته
باشد. چرا که
دستور مستقیم
کشتار
زندانیان
سیاسی در
تابستان ۶۷ به
حکم
جنایتکارانه ”بُت”
ایشان، خمینی
صورت پذیرفت.
البته
در این
سخنرانی،
ایشان سعی
کردهاند که خود
را بر مبنای
اقتضایِ
زمانه خیلی ”رزمنده”
نشان دهند و
صحبت از ”ایستادگی
بر خواستهها”
میکنند. اما قبل از
آن خواستهها
ی خود که مردم
نیز باید به
آن رضایت دهند
را اینگونه
بیان داشته
است: ”هدف اصلی
ما مشروط کردن
قدرت، رسیدن
به عدالت و
آزادی، زنده
شدن ارزشهای
بنیادین و
رفتن به سمت
جامعهایست
که در آن فشار
و تهدید
نباشد. این
احتیاج به
زمان دارد و
یک سال مدت
زیادی برای
رسیدن به این
اهداف نیست.
گرچه در این
یک سال آگاهیهای
جامعه ما
بسیار گستردهتر
شده است. به
نظرم ایدهها
اگر خوب متولد
شود، پیروزی
آن قطعی است و
من بر این
باورم که ایده
تغییر در کشور
متولد شده است".
پس، در حقیقت،
حکومت دلخواه
ایشان،
حکومتی است ”مشروطه”
که قرار است ”قدرتمداران”
را به حد ”ارزشهای
بنیادین”
محدود کند. البته
نمونهی ”ارزشهای
بنیادین” را
نیز در مثال
بالا، و وقایع
تابستان ۶۷ و
نقش ”دولت
جمهور”، دیدیم.
تازه،
رسیدن به چنین
حکومتی ”احتیاج
به زمان دارد”
و کار یکی دو
سال نیست.
ای
ابلهانی که
هنوز خواستههای
این باندهای
حکومتی را در
راستایِ
خواستههای
مردم میپندارید!
”مشروطه نمودن
قدرت و
قدرتمندان”
خواستهِ ملت ۱۰۰
سال پیش بود. در
همان زمان هم
ثابت شد تا
زمانیکه ”قدرت”
در دست عدهِ
خاصی متمرکز است،
زیر بار شرایط
و محدودیت نمیرود. و اگر هم
مجبور باشد در
مقابل
مبارزهِ مردم
برای مدتی در
محدوده باقی
بماند،
همواره در انتظار
موقعیتی است
که با فرسایش
نیروهای
مداخلهگر
مردمی،
دوباره این
حدود را در هم شکسته
و بدتر از
دیروز، دمار
از روزگار
مبارزین و
مردم در آورد.
تنها
راه محدود
کردن ”قدرت”
انهدام تمرکز
آن در دست عدهای
خاص و انتقال
آن به عموم و
پایه است. این واقعه
نیز نه به صورت
”گام به گام”،
بلکه به صورت
انقلابی
امکانپذیر
است. پیشروی ”گام
به گام” از طرف
این حضرات به
این علت توصیه
میشود که
تدریجاً
نیروی
مبارزاتی
مردم فرسایش یابد
و شرایط برای
خروج ”قدرتمداران”
از حدودی که
مبارزات
مردمی به
ایشان تحمیل
کرده است
آماده شود.
پس،
بیدار شوید و
چشم بگشایید!
مهلتی که برای
رسیدن به
اهداف واقعیمان،
که میبایست”محو
کامل قدرت” و
استقرار
جمهوری
شورایی باشد،
مورد نیاز است،
دورانی است که
ما برای بیدار
کردن مردممان
و به ویژه
طبقهِ
انقلابی
کارگر نیاز
داریم. آن لحظهای
که بتوانیم
ایشان را به
چنان آگاهیای
برسانیم،
همان لحظهِ
استقرار
جمهوری شورایی
و فروپاشی ”قدرت
متمرکز″ در
سطح سیاسی و
محو امتیازات
حقوقیشان
خواهد بود.
پیش
بسوی انقلاب
نان،
مسکن، آزادی –
جمهوری
شورایی