پروانه
قاسمی:
سرزمین نفت و خون
بهار و
پائیز و اینک
زمستان عرب
زنجیر
بردگیمان
همچنان
پابرجاست
برای ثروت
دیگران از
دسترنج من و تو
ماشین
جنگیشان بیش
از پیش فعال
است
مادران
گریان بر
بالین عزیزان،
مردان و زنان
سرگردان
جنگ و
نکبت، رود خون
در کوچهها
جاریست
لقمه
نانی یافت نمیشود
گرسنگی
در همه جا حتی در
قلبها رخنه
کرده است
من مادری
عرب و عجم و
ترک و کرد ...
دامنم
خونین، هر جایجای
تنم زخمیست
کودکانم
گرسنه سر به
بالین میگذارند
صدایم
میکنند
نالان، سفرهمان
خالیست
...
بمب و خمپاره
و تانک ...
کشت و کشتار
است
کرکسان
کرکسان
همچنان مستمست
جنگ و
نکبت، رود خون
در کوچهها
جاریست
...
قلبم
اما گرچه زخمی،
گر چه خونین
دامنم پُر
از ستارهها،
پُر از شقایقهاست
پُر از
عشق است، پُر
از امید
امید
رهایی و آزادیست
۱۵
ژانویه ۲۰۱۲