میثم
سراج
خبری
تازه رسید!
سر بریدند به
شب
مرغ سحر
و کبوتر مردش
در فشار تن بی
رحم قفس
... باز شلاق بر
انسان زده شد
جرم او بودن
بود!
هتک حرمت
کردند
شبنمی را که
بلغزید به گل
شهوت آن
خوانده شدش
حال من چون
وطنم ویران است
مردهباد
آنکه چنین
ویران ساخت