خسرو گلسرخی:

 

 

روا مدار

 

غروب فصلی
این کفتران عاصی شهر
به انزوای ساکت آن سوی میله‌های بلند
هرگز طلوع سلسله‌وار شبی در اینجا نیست
و تو بسان همیشه، همیشه دانستن
چه خوب می‌دانی
که این صدای کاذب جاری درون کوچه و کومه
در این حصار شب‌زده‌ی تار
بشارتی‌ست
بشارت ظهور جوانه
جوانه‌های بلند
که رنگ اناری میله
با آن شتاب و بداهت
دروغ بزرگ
زمانه خود را
در اوج انزجار انکار می‌کنند