احمد شاملو:

شعر نماینده‌ی چیست؟

 

توضیح لازم: متن زیر از مصاحبه‌یی گرفته شده است که  بهروز آکره‌یی با زنده‌یاد احمد شاملو انجام داد. این مصاحبه در آن زمان در ایران منتشر نشد.  بعدها شاملو متن قسمت اعظم گفت‌وشنیدش با آکره‌یی را برای پاسخ به پرسش‌های کتبی ناصر حریری، در اختیار او قرار داد. حریری هم با حفظ امانت و اشاره به مرجع، آن‌ها را منتشر کرد. این متن پاسخ شاملو به یکی از پرسشهای آکره‌یی می‌باشد.


می‌توانم بگویم آثار من خود شرح حال کاملی است. من به این حقیقت معتقدم که شعر برداشت‌هایی از زنده‌گی نیست، بلکه یک‌سره خود زنده‌گی است. خواننده‌ی یک شعر صادقانه، روراست با برشی از زنده‌گی شاعر و بخشی از افکار و معتقدات او مواجه می‌شود.

در باب آنچه زمینه‌ی کلی و اصلی شعر مرا می‌سازد می‌توانم به سادگی بگویم که زنده‌گی‌ام در نگرانی و دلهره خلاصه می‌شود. مشاهده‌ی تنگدستی و بی‌عدالتی و بی‌فرهنگی در همه‌ی عمر بختک رویاهایی بوده است که در بیداری بر من می‌گذرد. جز این هیچ ندارم بگویم. باقی چیزها همه فرعیات است و در حاشیه قرار می‌گیرد. شاید انسان سرانجام بتواند روزی دنیایی شایسته‌ی نام خود بسازد. هنوز فرصت از دست نرقته است. به عمر ما وصلت نمی‌دهد. مسلم است. ولی ما به امید زنده‌ایم. روزی که انسان  دریابد گرفتار وحشت بی‌پایه‌یی است که نخستین ثمره‌اش اطاعت محض است، روز مبارکی است که ما هم در جشن طلوع‌اش حضور خواهیم داشت.