
با نهایت
اندوه به
اطلاع عموم میرسانیم
که بانو
خالخاص لطفالله
نژادیان مادر
گرامی
جانباختگان
راه آزادی دکتر
فتحالله،
یدالله و حسین
لطفالله
نژادیان و
مادربزرگ
جانباخته
حبیب لطفاللهی
در روز یکشنبه
۲۳ فروردین
در شهر سنندج
به علت عارضه
قلبی در سن
هشتاد سالگی
درگذشت.
بانو خالخاص
که بیشتر
مردم او را
دایه خاله
خطاب میکردند
در چهل سال
گذشته
همواره و همدوش
با فرزندانش
بطور خستگی ناپذیر
در هر دو رژیم
سلطنتی و
جمهوری
اسلامی بر
علیه ظلم و
ستم و برقراری
عدالت
اجتماعی
مبارزه کرد.
سیمای
مهربان و
روحیه
انقلابی او در
همگامی با
فرزندانش
باعث شده بود
منزل دایه
خاله همیشه
در دوران قبل
و بعد از قیام پذیرای
بسیاری
از مبارزان
شهر و رهبران
جنبش مقاومت کردستان
همچون
جان باختگان
راه آزادی
صدیق کمانگر،
سید ایوب نبوی،
بهروز
سلیمانی ............
و
بسیاری دیگر از این
رهبران مردمی
باشد .
او که
خود در
خانوادهای
زحمتکش به
دنیا آمده
بود، درد و
رنج مردم را
از نزدیک میشناخت
و هر چه بر
زبان میآورد
به آن اعتقاد
داشت.
به
شهادت هم
تبعیدیها و همبندیهایش
تهدیدات،
زندان، تبعید
و سلولهای
انفرادی هم
نتوانست
کوچکترین
تأثیری بر
روحیهی والای
او داشته
باشد.
شخصیت
اعتراضی و
افشاگرانه
دایه خاله
در سالهای
خفقان و سرکوب
در بین مردم سنندج
زبانزد همه
بود. او بدون
هیچ ملاحظه و
محافظهکاری
به افشاگری و
تبلیغ بر علیه
وضع موجود میپرداخت
و هر گاه میشنید
که یک زندانی
سیاسی از
زندان
آزاد شده
است بدون
اینکه
او را بشناسد
با دستهای
گل به دیدنش
میرفت.
حضور
دایه خاله
در مراسم سوگواری
جانباختگان و
اعدامشدگان مایه
همبستگی
خانوادهها
و تسلی
بازماندگان
و بالا
رفتن روحیه
آنها میشد.
دایه
خاله را هر گاه
برای بازجویی
به سپاه
پاسداران و
اداره
اطلاعات میبردند
همیشه از
موضع خود و
فرزندانش در دفاع
از مردم
میپرداخت و
با زبان ساده
خطاب به
مزدوران می
گفت:
تمام
اعتراضات
مردم در
ناعدالتی
حکومت شماست.
انسانهایی که
شما آنها را
ضدانقلاب مینامید
فرزندان این
مردم هستند.
همه باسواد،
روشنفکر و بیشترشان
مقام و منصبی
داشتهاند و
به خاطر
منفعت شخصی به
کوه نرفتهاند
و اگر حکومت
شماها به
آنها فرصت میداد
هر کدام میتوانستند
شهری را اداره
کنند. ولی آیا اینچنین
کردهاید؟
شماها در عوض
شهرها را ویران
کردید، شبانه
مثل راهزنان
به منازلمان
حمله کردید،
اموالمان را به غارت
بردید،
فرزندانمان
را گرفتید و
اعدام کردید و
حتی به سنگ
قبرهایشان هم
رحم نکردید.این
است عدالت اسلامی
شما؟
در یکی از
روزهای پاییز
سال ۱۳۶۰هنگامی
که نیروهای دولتی
در منطقه اطراف
سنندج در
درگیری با
نیروهای
پیشمرگ شکست خورده
و چند اسیر
بجای گذاشته
بودند، مزدوران
سپاه و
جاشهای محلی
به سرکردگی
حاجی میکائیل
نشور از
محبوبیتی که
دایه خاله
در میان
پیشمرگان
داشت استفاده
کرده و او را
در منزلش
دستگیر و
بعنوان اسیر
به منطقه
درگیری بردند
و با تهدید از
او خواسته
بودند که از
پیشمرگان
بخواهد
اسیرانشان را
آزاد کنند.
هنگامی
که دایه
خاله با
پیشمرگان
روبرو میشود
خطاب به آنها
میگوید غم من
را نخورید من
عمر خود را
کردهام،
شماها هر چه
را به صلاح
میدانید
آنجام دهید. و
همین موضع
قاطع دایه
خاله باعث میشود
که توطئه
مزدوران نقش
بر آب شود.
دایه
خاله متأسفانه
در سالهای آخر
عمرش به علت
عارضه قلبی و
فشارهای روحی
دچار فراموشی
شد. و در ۲۳
فروردین قلب
مهربانش از
تپش باز ایستاد
و نامش در
تاریخ
مبارزات
رهاییبخش
مردم کردستان
به ثبت رسید.
یادش
برای همیشه
گرمی باد.
ضمنأ
برای گرامی
داشت یاد عزیز
دایه خاله
مراسمی در
لندن برگزار
میشود.
شرکت
دوستان و
آشنایان مایه
تسلی
بازماندگان
خواهد بود.
آدرس:
45 Queens Walk
Ealing
W5 1 T N
زمان: یکشنبه
۱۹ آپریل
ساعت : ۱۵
تا ۱۸
تلفن
برای اطلاعات
بیشتر Tel: 0044 79 30 14 44 09
از
طرف جمعی از
دوستان