پویان انصاری

Pouyan49@yahoo.se

تفاوت دو حیوان ...!

 

این بارنمیخواهم در باره حوادثی که هرروزه در جهان نابرابربه خصوص ایران، رُخ میدهد مطلبی و یا طنزی بنویسم! تعحب کردید!؟

پس درباره چی میخواهم بنویسم !؟

 

باور کنید نوشتههای خودم باعث شد چند خط، هرچند کوتاه ولی مفید! (حدالاقل برای یادآوری خودم) بنویسم! که بد نیست شما هم در جریان آن قرار بگیرید!

 

واقعیت این است وقتی فردی دست به قلم می‌برد و سپس، نوشته‌اش را برای درج در سایت‌ها و یا وبلاگ‌ها و ... ارسال می‌کند، بعد، حواسش، مُتمرکز به سرنوشت نوشته‌اش می‌شود! چرا که صِرف، فقط نوشتن نیست!

 

این نوشته‌ها اگر هیچ تأثیری بر روی خواننده نگذارد (به خصوص اگر شخصیت ادبی، هنری و ... هم نباشی که دیگه هیچ!) ولی حدالاقل برای افرادی مانند من، که گه گاه مطلبی می‌نویسم! دارای بار بسیار مُثبتی بود که ، باعث شناخت و درکی بهتر، از پیرامون خود، و صد البته همراه با تجربه، شود.

 

برای روشن شدن موضوع، به قول معروف، دروغ چرا، تا قبر آ آ آ، این شیر، خر و آفتابه، بله درست خوندید، این دو حیوان + آفتابه، در نوشتن این موضوع تأتیر داشتند!

 

وقتی نفرت خود را درباره جنگ می‌نویسم که: در جهانی زندگی می‌کنیم که از اثرات جنگ، حتی حیوانات هم در امان نمی‌مانند، برای نمونه "خرها" هم می‌دانند که جنگ آفتی است خانه مان سوز، چه رسد به مقام انسان ...

 

یا می‌نویسم: وقتی جهان شیر تو شیر است ... یا خیلی خر تو خر است ... و یا از "آفتابه" نام می‌برم ...

 

برخورد برخی، به خصوص آنهایی که سایت و یا وبلاگی و ... دارند به این نوع جملات (منظور درج کردن و یا نکردن آن در سایت‌هایشان است) جالب است!

از ایمیل‌های رسیده! تعدادی هم نوشتند: بی‌ادب و ... چرا از خر و آفتابه  و ... در نوشته‌ات استفاده می‌کنی!؟ حیرت‌انگیز کسی ایرادی به نوشتن " شیر" نگرفت!!!

 

دوستان! مگر شیر و خر هر دو حیوان نیستند!؟

 

حال وجدانأ کلاه خود را قاضی کنید! (این طنز هم نیست) ببینید در مقایسه، کدام از این دو حیوان به درد جامعه ما می‌خورد!؟

 

از "خر" زبون بسته، حدالاقل بخشی از روستائیان عزیز کشورمان، مثلأ: برای شخم زدن زمین و یا حمل و نقل و سواری استفاده می‌کنند، ولی در وصف "شیر" این حیوان درنده همین بس که مانند این آخوندهای بی اصل و نسب، جز پاره و پوره کردن آدمها و خوردن آنها کار دیگری از دستش بر نمی‌آید.

 

حتی آفتابه را نمی‌توان با این جنایتکاران رژیم جهل و نکبت، مقایسه کرد، چرا که بالاخره آفتابه بر خلاف سران حکومت جمهوری اسلامی در مواقعی خدمتگذار مردم است و کسی نمی‌تواند مُنکر این قضیه باشد.

 

برای اینکه به عُمق قضایا پی ببرید کافی است آفتابه را با احمدی‌نژاد مقایسه کنید! واقعأ کدامین یک، خدمتگذار مردم ما بوده است؟؟؟

 

در حقیقت اگر اعتراضی هم است باید به آوردن نام "شیر" (حیوان درنده) در نوشته باشد نه به "خر" (حیوان زحمت کش زبون بسته) و یا "آفتابه" (خدمتگذار مردم)!

 

باور کنید اگرآفتابه و خر زبان داشت به جُرم اتهام و مقایسه‌شان با این رژیم خونخوار، از  دست من به دادگاه لاهه شکایت می‌بُردند!

 

داستان به همین جا ختم نمی‌شود! به طور مثال، در نوشته‌ای از آمریکا به عنوان چپاولگر و چاپیدن سرمایه‌های مردمی در جهان یاد می‌کنم، با کمال تعجب، آن سایت‌هایی که به هواداری از آمریکا و یا ... معروف شده‌اند، نوشته را چاپ می‌کنند! ولی در سایت‌های  .... درج نمی‌شود! خوب آدم شاخ در نیاورد؟!

 

در نوشته‌ای دیگر از اصلاح‌طلبان دوم خردادی، مردادی، خاتمی مکار و کروبی غُربتی و رسمأ جانی، میر حسین چُرنی و .... نام بُرده می‌شود، با کمال تعجب می‌بینی در سایت‌هایی درج شده‌اند! که دیگه از شاخ در آوردن گذشته است! ولی در سایت‌های ... چاپ نمی‌شود! بعد بگوئید جهان عوض نشده است!

 

از گفتن و یا نوشتن واقعیت‌ها و یا همان خطوط قرمز ... دیگه نگو و نپُرس! مثلأ نمی‌دانم، این چند جمله زیر واقعیت نداشت!؟ آیا در بهمن ٥٧  اتفاق نیافتاد!؟:

 

چپ که می گفت کمونیست بی‌دین است!                                

و دین، افیون است.

اگر بود خمینی جزو مذهبیون؟

پس چرا سکوت شد مابین لامذهبیون!؟

هورای مرگ بر شاه، بر پا بود!                                 

مرگ بر امام، گناه بود!

 

البته شاید هم، آن مقاله در آن سایت‌ها ...، که چاپ نشد و یا به دل بعضی‌ها ننشست نه به خاطر واقعیتی است که گفته شد! بلکه به خاطر وزن و قیافه ... ببخشید قافیه‌اش بود که به هم نمی‌خورد !!! که البته حق با آنهاست!

 

پس من از این انشاء نتیجه می‌گیرم، باید طوری بنویسم که کلمات به هم بخورند، یعنی به نوشته‌ام هارمونی بدهم که خوشگل و قشنگ بشود!

 

شاید کسانی هم می‌گویند "اینا چیه می‌نویسه"!؟ غلط تعلیمات دینی هم که داره! پس نتیجه دیگر اینکه: نوشته‌های من، هرگز جایزه نوبل، حتی اُسکار را هم، نصیبم نمی‌کنند!

 

نتیجه ای دیگر از این انشاء: "خر و آفتابه بسیار مفید هستند و مرگ بر شیر".

 

نتیجه کُلی اینکه، واقعأ جهان، خر تو ... ببخشید، شیر تو شیر شده است، مثل اینکه همه چیز تغییر کرده است، معلوم نیست کی کجا ایستاده! و جایگاه‌ها هم قاطی‌پاتی شده اند. 

 

در خاتمه جا دارد از دوستان و رفقا و مسئولین سایت‌ها، وبلاگ‌ها و ... به خصوص آنهایی که از نظر فکری و ... با من مخالف‌اند ولی چون به اصل آزادی بیان در معنای واقعی آن پابندند و نوشته‌هایم را درج می‌کنند، سپاسی فراوان، داشته باشم.

همچنین آن دسته از کسانی که اکثر آنها را هم نمی‌شناسم، ولی با E-mail مرا مورد لطف و محبت و تشویق و یا بر عکس ... قرار می‌دهند، تشکر کنم.

 

زنده باد آزادی بیان !

١٧ آپریل -  استکهلم