مینا
اسدی
شرح
بی شرحیست
شرح حال ما...
یورش
وحشیانهی
ماموران مسلح
دولت عراق، به
پایگاه مجاهدین
در شهر"اشرف"،
سیلی محكمیست
به چهرهی همهی
تبعیدیان...
دربدران... و
آوارگان
رانده شده از
میهن.
و
روشن است كه این
فاجعه، با
حضور و همكاری
عاملان قتلعام
مردم ایران
انجام میپذیرد...
و
نشانهی بیشرمی
و وقاحت
رژیمیست كه
برای ماندن بر
مسند قدرت، از
هیچ جنایتی رویگردان
نیست...
و
نشانهی رو به
مرگ بودن رژیمیست
كه هیچ صدای
مخالفی را تاب
نمیآورد و هیچ
اعتراضی را
برنمیتابد...
و
نشانهی بیاعتنایی
سردمداران جهان
به حقوق بشر
است.
هیچ
نقطهای از
جهان برای
دگراندیشان ایرانی،
مامنی امن
نبوده و نیست.
دگراندیش
ایرانی در هیچ
كجای زمین، سر
آسوده بر بالین
نمیگذارد
اگر به گونهای
بیندیشد كه با
تفكر رژیم ایران
سر سوزنی فرق
داشته باشد.
هر
روز خبر شكنجه
... ترور ... تیرباران
... و اعدام، گم
شدن جوانان در
كوچه و خیابان...
جستجوی بیثمر
مادران و
پدران
سرگردان و پریشان
برای پیدا
كردن فرزندان ...
و بازیافتن
جنازههای
آنان در مردهشوی
خانههای
شهرهای ایران.
سازمانی
را نمیشناسم
كه به حقوق
بشر ادعاییاش
باور داشته
باشم... و تجربهی
تلخ سالیان،
به من نشان
داده است كه
در چشم مراجع "بهاصطلاح"
بینالمللی،
"بشر" با
"بشر" برابر نیست
و همهی انسانها
به اندازهی
هم حق زیستن و
نفس كشیدن
ندارند.
جهان
را میان "جهاناولی"ها
و "جهانسومی"ها
قسمت كردهاند.
جان "جهاناولی"ها
را مثقالی میكشند
و جان جوانان
ما را خرواری.
چگونه
میتوان یورش
ماموران دولت
عراق را با
اسلحههای مرگبار
و "چماق" و "میخ
و سیخ" به
انسانهای بیسلاح،
درگیری نام
نهاد...
چگونه
میتوان در
برابر این بیشرمی
خاموش ماند.
چگونه
میتوان بر این
هجوم بیامان
و بر كشتار
پناهندگان دیده
فرو بست.
نمیتوان
با هیچ بهانهای
حقوق انسانی
ساكنان شهر
اشرف را نادیده
گرفت.
كشتار
ساكنان بیدفاع
شهر اشرف، به
همان اندازه
شرمآور و
محكوم است كه
كشتار
جوانان... زنان...
معترضان...
آزادیخواهان
و مبارزان در
جایجای آن میهن
ویران.
دفاع
از انسان و حق
او هیچ مرزی
نمیشناسد... و
هیچ "اما" و
"اگر"ی را نمیپذیرد...
سكوت
نكنیم... خاموش
ننشینیم... باشیم...
و این جنایات
را برنتابیم ....
پنجشنبه
سیام
جولای سال دو
هزار و نه -
استكهلم