گزارشی
از مراسم چهلم
جانباختگان
در بهشت زهرا
ارسالی
برای زنانی
دیگر
روز پنجشنبه
۸/۵/۸۸ ،
چهلمین روز
شهادت ندا و کشتهشدگان
دیگری که بعضی
از آنها هنوز
هم شناخته
نشدهاند به
بهشت زهرا
رفتم. گرمای
آزاردهندهی
هوا در ساعت
چهار بعد از
ظهر یک روز
مردادی بیداد
میکرد. در مترویی
که سوار شده
بودم همه مقصدشان
بهشت زهرا بود،
کسی در
ایستگاههای
بین راه پیاده
نشد، فقط یک
ایستگاه: بهشت
زهرا. مسیر
قطعهی ۲۵۷ را
بلد نبودم،
نیازی هم نبود
چرا که همهی
مردم به آن سو
روان بودند،
از همان دور
صفهای
نیروهای ضدشورش
به چشم میخورد.هنوز
به قطعه
نرسیده
نیروها ی
ضدشورش به
مردم حمله
کردند. چند
نفری زخمی
شدند پسر
جوانی که از
ناحیهی سر
زخمی شده بود
لنگانلنگان
میدوید و
دستان خونینش
را به علامت
پیروزی بالا
برده بود.
مردم لحظه به
لحظه بیشتر میشدند،
شعارهای
مختلفی از هر
طرف به گوش میرسید:
ندای ما
نمرده این
دولت است که
مرده ولایت
است که مرده
مرگ بر
دیکتاتور
عزا عزاست
امروز روز
عزاست امروز ملت
ایران صاحب
عزاست امروز
زندانی
سیاسی آزاد
باید گردد
نیروهای
ضدشورش در
مقابل سیل
جمعیت دیگر
قادر به کاری
نبودند و
نظارهگر شده
بودند ولی
اطلاعاتیها
سرگرم عکسبرداری
و فیلمبرداری
بودند. موسوی
هم آمد ولی
اجازهی
ماندن پیدا
نکرد، کروبی و
غفاری هم
آمدند و مدتی
بین مردم ماندند.
مردم پرشور
ادامه میدادند
و همجنان بر
تعداد آنها
اضافه میشد.
اطلاعاتیها
مثل تظاهرات
قبلی شروع به
دستگیریهای
پراکنده
کردند، اگر
کسی موبایل
دستش بود بر
سرش میریختند
و با کتککاری
میگرفتند و
میبردند. حلقهی
نیروهای ضدشورش
هم فشردهتر
میشد، کم کم
مردم پراکنده
شده و به
کسانی که تازه
از راه میرسیدند
میگفتند به
مصلی بروند تا
حدود ساعت شش
آنجا بودم و
سپس به سوی
مصلی راه
افتادم. در
ایستگاه مترو
کارشکنیهایی
در کار بود که
مردم به مصلی
نرسند با تاخیر
در آمدن قطارها
و اینکه در هر
ایستگاه توقفات
طولانی
داشتند مردم
هم بیپاسخ
نگذاشتند و با
سر دادن شعار
و خواندن "یار
دبستانی من" قطار
را به عرصهی
تظاهرات خود
تبدیل کرند. دو
ایستگاه
مانده به مصلی
سرعت قطار
افزایش پیدا
کرد و دیگر
توقفی نکرد
مردم به شدت
اعتراض کردند
ولی حاصلی
نداشت. در
انتهای مسیریعنی
بزرگراه همت
مردم پیاده
شده و خودجوش
با دادن شعار
مرگ بر
دیکناتور
وارد بزرگراه
شدند و راهپیمایی
خود به
سوی مصلی را
شروع کردند.
حرکت مردم با
بوق زدن و
روشن کردن
چراغ اتوموبیلها
به یک تظاهرات
بزرگ تبدیل شد
که باعث بسته
شدن خیابانها
گردید. در
نزدیکی مصلی
موتورسوارهای
لباسشخصی با
پرتاب کردن
گازاشکآور
به سمت مردم سعی
در پراکنده
کردن مردم
کردند. انبوه
مردم شاخهشاخه
شده و در مسیرهای
اطراف ادامه
دادند و با
روشن کردن آتش
گازهای اشکآور
را خنثی کردند.
این حرکات پراکنده
تا ساعتها
ادامه پیدا
کرد و در
منطقهی
وسیعی از جمله
خیابانهای
تختطاووس،
ولی عصر، عباسآباد،
بزرگراه
رسالت، ...
گسترش پیدا
کرد، مردم با
حضورشان، با
شعاردادن، با
روشن کردن شمع
در خیابانها
این حرکت را
به پاسخ
دندانشکنی
به رژیم تبدیل
کردند.
با
آرزوی
پیروزی
۸/۵/۸۸