معرفی
کتاب "بذرهای
ماندگار" از
اشرف دهقانی، "
دادی بر
بیداد!"
نوشتهای
از نادر ثانی
چند
دقيقهای است
که برای سومين
بار کار
خواندن کتاب
"بذرهای
ماندگار"
نوشته اشرف
دهقانی را به
پايان رساندهام.
در خلال ساعات
خواندن اين
کتاب، بارها
يادداشت
برداشتم،
بارها چند خط
و يا چند صفحه
به عقب رفته و
باز خواندم.
بارها به
انديشه رفتم و
در مورد نوشتههای
مندرج در کتاب
فکر کرده و
برای خودم جمعبنديهای
تازهای کردم.
بارها لبخند
بر لبانم آمد
و بارها از چشمانم
اشک جاری شد.
اشرف دهقانی
با اين نوشته
خود توانسته
توجه خواننده
را به بسیاری
از مسائل جلب
کند، به برخی
از پرسشهای
دیرین بی جواب
پاسخ گویدو
پرسشهای
جدیدی را در
ذهن خواننده
ایجاد کند.
مدتها بود که
میدانستم
چنين کتابی در
راه است. در
مقدمه تازهای
که بر چاپ دوم
کتاب "حماسه
مقاومت"
نوشته شده
بود، وعده
تهيه و چاپ
چنين کتابی داده
شده بود و حال
به اين وعده
عمل میشد. در
مرداد ماه
۱۳۷۳ معرفینامهای
بر چاپ دوم
کتاب يادشده
نوشته بودم
(که به صورت
ضميمهای به
همراه اين
نوشته برای
سايتها ارسال
میگردد) و از
اينرو مدتها
بود که در
انتظار دريافت
اين کتاب بودم
و حال ۱۱ ماه
پس از آن زمان،
اين کتاب را
در اختيار
داشتم.
کتاب
"بذرهای
ماندگار" (که
نهالی شکوفا
که از دل سخت
صخره روئیده
است را
بر روی جلد
داشته و با
بخشی از شعری
جاودان از
سعيد
سلطانپور
آغاز میگردد)
در دو فصل
تهيه شده است.
فصل نخست که
خود شامل سه
بخش میباشد،
مجموعهای
است که در
واقع برخی از
خاطرات و
دانستههای
ناگفته اشرف
دهقانی، يکی
از چهرههای
شناختهشده
جنبش
کمونيستی
ايران را در
بر می گیرد.
فصل دوم کتاب،
نگاهی
موشکافانه،
ناقدانه و
تحليلگرانه
به پارهای از
آنچه که در
سالهای اخير
در مورد
زندان، مبارزات
زندانيان
سياسی و زندانبانان
نوشته و يا
گفته شده
انداخته و
بخصوص به نقد کتابی
به نام "داد
بيداد" از
ویدا حاجبی می
پردازد.
سه بخش فصل
اول از قرار
زير است. نخست
نُه يادداشت
در زمينههای
گوناگون،
يادداشتهايی
که به اشکال
گوناگون با
هدف آشنا کردن
خواننده به
برخی از ناگفتههای
مبارزات
چريکهای
فدايی خلق
ايران و افراد
نزديک به آنان
آورده شدهاند.
در بخش دوم
اشرف دهقانی
ناگفتههايی
در مورد فرار
خود از زندان
قصر در سال ۱۳۵۳
را بر روی
کاغذ آورده و
در ادامه از
دوران پس از
فرار تا حدود
يک سال سخن میگويد.
در همين بخش
است که اشرف
دهقانی با
توجه به
دانستههای
خود از
همکاريهای
ميان دو
سازمان
"چريکهای
فدايی خلق
ايران" و
"مجاهدين خلق
ايران" در آن
سالها ياد
کرده و حتی
اعلام میدارد
که اعدام
انقلابی
مستشاران
آمريکايی در
آن سالها به
شکل مشترک
توسط چريکها و
مجاهدين
برنامهريزی
شده بوده و
قرار بوده که
در آن روز دو
عمل انقلابی
به انجام برسد
که متاسفانه
(به دليلی که
در کتاب آمده
است) عمل دوم
که قرار بوده
به طور مشخص
به وسيله
چريکها به عمل
برسد به انجام
درنيامده است.
در همين بخش
است که اشرف
دهقانی از
بسياری از
مجاهدين مبارز
آن سالها (از
جمله معصومه
شادمانی،
صديقه رضايی،
رضا رضايی و
حسين خراسانی)
و بسياری از
چريکهای
فدايی خلق
ايران (از جمله
حميد اشرف،
نسترن آنآقا،
مرضيه احمدی
اسکويی و...) ياد
کرده و خاطرات
گوناگونی از
اين دوران زندگانی
خود را بيان
می کند. جالب
اينجاست که او
در کنار گرامی
داشت ياد اين
مبارزان
شناختهشده،
از افراد
بسيار زياد
ديگری سخن به
میان می آورد که
فعاليت
سازمانی
نداشتند اما
به اشکال
گوناگون به
آزادی خواهان
و به امر
مبارزه کمک می
کردند. این
مبارزان
گمنام در
حقیقت تجلی روحيه
مبارزاتی بخش
بزرگی از تودههای
تحتستم میباشند
که اشرف
دهقانی به
درستی از آنها
ياد میکند.
بخش سوم فصل
نخست حاوی
اسنادی از
مبارزات
اوليه دو
سازمان
چريکهای فدايی
خلق ايران و
مجاهدين خلق
ايران (اعلاميههايی
چند از اين دو
سازمان) میباشد.
در فصل دوم
کتاب "بذرهای
ماندگار"،
فصلی که "نقد
برخی ايدهها
(دادی بر
بيداد) نام
گرفته است،
اشرف دهقانی با
موشکافی عمدتا
به تجزيه و
تحليل ايده
های انحرافی مندرج
در کتاب "داد
بيداد" می
پردازد. در
اینجا، او
تنها شرحی از
اين کتاب به
خواننده نمیدهد
بلکه با تکیه
بر مارکسيسم -
لنینیسم،
تحليلـی
کمونيستی از
ایده های اين
کتاب، سبک
برخوردی که در
پیش گرفته و
چرايی نگارش آن
ارائه میکند.
این کتاب نه
تنها در خارج
کشور بلکه در
داخل کشور با
اجازه
جمهوری
اسلامی نیز به
چاپ رسیده
است. بايد به
ياد داشته
باشيم که د
رتبلیغ برای
کتاب " داد
بیداد" از سوی
نیروهای راست
کوششهای
بسیار زیادی صورت
گرفته است. در
چنین شرایطی
ست که ما می
بینیم اشرف
دهقانی، با
استفاده از
تجزيه و
تحليلـی دقيق
به روشنگری در
مورد اين
کتاب، ایده ها
و پیام آن و اهدافی
که از مطرح
کردن آن پیام
و ایده ها
تعقیب می شود،
پرداخته است.
شيوه نگارش
اشرف دهقانی
ساده و روان
است. او با
صداقت و
صميميت سخن میگويد
و تلاش میکند
تا نه تنها
مسائلـی از
جنبش انقلابی
ايران (بخصوص
در خلال
سالهای ۱۳۴۹
تا ۱۳۵۴) را به
شکل برخی از
يادهای خود بر
روی کاغد
بياورد و به تاريخ
بسپارد، بلکه با
تاکید بر
تجارب حاصل از
آنها ، بطلان
ایده های
انحرافی
گوناگونی را
نشان دهد که
زیر نام "نقد"
به نفی
ارزشهای
مبارزاتی می پردازند.
برای من که
بسياری از
آثار اشرف
دهقانی را بارها
خواندهام
فصل نخست اين
کتاب ادامهای
ناگزير بر
"حماسه
مقاومت" بوده
و فصل دوم کتاب
يادآور نوشتههای
بسيار
باارزشی
مانند "راز
"مرگ" صمد" و "نقدی
بر
اسپارتاکوس"
میباشد.
کتاب
"بذرهای
ماندگار"
تجزيه و
تحليلـی از شرايط
اقتصادی،
سياسی و يا
اجتماعی
ايران در سالهای
ابتدايی دهه
۱۳۵۰ و يا
امروز نيست.
اين کتاب
وظيفه توضيح
تئوری مبارزه
مسلحانه هم استراتژی
و هم تاکتيک
را بر عهده
نگرفته است. اين
کتاب نمیخواهد
از همه آنچه
که بر سازمان
پرافتخار
چريکهای
فدايی خلق رفته
است، سخن
بگويد و يا
بگويد که از
چه رو سازمان
مجاهدين خلق
ايران در سير
گذشت زمان به
جريانی مبدل
شد که امروز
فرسنگها به
لحاظ اهداف،
برنامه ها و
شیوه های خود
با سازمان
مجاهدین آن
سالها فاصله گرفته
است. اين کتاب
از يک سو
يادهايی
صادقانه از يک
انقلابی- فردی
که نمیخواهد
يادهايش را با
ديگران قسمت
نکند- را عرضه
میدارد و از
سويی ديگر
نقدی بر ایده
های راست و
انحرافی در
جنبش آزادی
خواهانه مردم
تحت ستم ما ارائه
میکند.
از جمله
دستاوردهای
هميشهماندنی
اين کتاب که
به "کارگران
رزمنده
ايران" تقديم
شده است،
عکسهای بسيار
زيادی است که
برخی از آنان
برای نخستين
بار در اختيار
علاقمندان
قرار میگيرند.
در مقدمه اين
کتاب که با
عنوان "سخنی
با خواننده"
آمده است وعده
داده شده که
بزودی نوشته ديگری
از اشرف
دهقانی که به
تحليل و
مقايسه
زندانهای دو
رژيم ضدخلقی و
وابسته به
امپرياليسم (و
از اينرو به
ناچار
ديکتاتوری)
سلطنت پهلوی و
جمهوری
اسلامی پرداخته
است، در
اختيار
علاقمندان
گذاشته خواهد
شد. با تقدير
از زحمات اين
رفيق،
علاقمندان را
به خواندن
"بذرهای
ماندگار" دعوت
کرده و خود در
انتظار
خواندن نوشته
بعدی و نوشتههايی
ديگر که شايد
پاسخدهنده
برخی ديگر از
پرسشهای من (و
به وجودآورنده
پرسشهايی
ديگر در ذهن و
مخيله من یا
هر خواننده
دیگری) باشند،
خواهم ماند.
۲۲
تیرماه ۱۳۸۴ (۱۳
ژوئیه ۲۰۰۵)