نادر
ثانی:
زمانی که
تروريستها
همديگر را "ترور"
میکنند!؟
دو
هفته از روزی
که حسین باراک
اوباما، رئیسجمهور
ایالات متحده
آمریکا در طی
بیاناتی اعلام
کرد که گروهی
از نیروهای
کماندوئی این
کشور توانستهاند
در حمله به مخفيگاه
اسامه بن لادن
وی به قتل
برسانند، گذشته
است. اوباما
که تکتک واژهها
و مفاهیم
سخنرانی اش با
دقت انتخاب و
پرداخته شده
بود، ادعا
نمود که دولت
آمريکا پس از
فعالیتهای شدید
اطلاعاتی
آنهم در طی
مدتی طولانی
قادر به کشف
محل مخفی شدن
"دشمن شماره
يک" خود در شهر"ابیت
آباد" واقع
در شمال شرقی پاکستان
گرديد.
پس از آن
روز بوق و
کرناهای
رسانهها به
کار افتاده و افکار
عمومی را در
جریان جزئیات
شکار این "بزرگترین
تروریست"
گذاشتهاند.
مانند همیشه برای
کسانی که
ماهيت
امپرياليسم و
فريبکاری های
ذاتی دستگاه تبليغاتی
اش را نشناخته
باشند جدا
کردن راست از
دروغ در میان
این همه دروغ و
یافتن
واقعیات در
میان ناگفتهها
بسیار دشوار می
باشد.
اوباما
در طی سخنان
خود از جمله
گفت: "پس
از مرگ اسامه
بن لادن، جهان
امنتر شده و
جای بهتری
برای زندگی
است". اگر فرض
را بر این
بگذاریم که اسامه
بن لادن به
راستی آن بوده
که مقامات ایالات
متحده آمریکا
در خلال
دوازده سال
گذشته تبليغ
کردهاند و اگر
فرض را بر این
بگذاریم که او
و جریان القاعده
و وابستگان به
آن مرتکب آن
شدهاند که
اینان اظهار
داشتهاند ضروری
است که بار
ديگر تاکيد
کنيم که به
راستی ماموران
سيا چه چهره
دهشتناکی دارند.
چرا که بر کسی
پوشيده نيست
که بن لادن
برای سالهای
طولانی مامور
رسمی سيا بود. اما
سوالی که با
دروغهائی که
دستگاه
تبليغاتی امپرياليستها
در اين فاصله
اشاعه داده
اند با برجستگی
در مقابل
همگان قرار می
گيرد اين است
که آیا با
ترور بن لادن
به وسیله نیروهای
کماندوئی
ایالات متحده
آمریکا تودههای
میلیاردی
جهان خواهند
توانست نفس
راحتتری
بکشند؟
پاسخ
به این پرسش
نیازمند پاسخ
به پرسش دیگری
است: "اسامه بن
لادن، جریان
القاعده و
وابستگان به
آن، چرا و از
کجا به وجود
آمده و دستپرورده
کدام جریان
بینالمللی
هستند؟" جالب
اینجاست که
حتی خود مقامات
ایالات
متحده آمریکا
و سازمانهای
اطلاعاتی آن
قبول دارند که
ریشه وجودی
آنها در نهاد
های امنيتی
خود آمريکاست و آنها
را اینها در
دورانی نه
چندان دور و
در زمان جنگ
سرد بین "غرب"
و"شرق" برای
مقابله با نیروهای
اتحاد جماهیر
شوروی به وجود
آورده و با کمک
و یاری
پاکستان و
عربستان
سعودی به
افغانستان فرستاده
بودند! بدینگونه
میخواستند
"کمربند سبز"
پیرامون
اتحاد جماهیر
شوروی را به
وجود آورده، مستحکمتر
کرده و
بدینگونه به
رشد
بنیادگرایی
اسلامی در
منطقه و در
جهان و در
پیامد آن رشد
اسلامستیزی
و مسلمانستیزی
در جهان یاری
فراوان
رساندند. هدف
اینان نه
مبارزه با یک
دین بلکه
استفاده از
چنین
دستاویزی
برای سرکوب مبارزات
توده ها و
گسترش نفوذ
خود در جهان
بود.
ایالات
متحده آمریکا
و همپالکیها
و مزدوران آن
با به وجود
آوردن و حمایت
از اسامه
بن لادن،
جریان
القاعده و
جریانات گوناگون
بنیادگرای
اسلامی توانستند
که از طرفی در
اینجا و آنجا
(از جمله در
ایران) حمله
گستردهای به
جریانات
انقلابی و
مترقی سازمان
داده و از طرف
دیگر
توانستند تا
در اینجا و
آنجا (از جمله
در افغانستان
و عراق) زمینهساز
توجیه پیشبرد
سیاستهای
تجاوزگرانه
خود باشند.
این
نخستین بار
نیست که
نیروهای یک
کشور در کشور
دیگری دست به
اعمال
تروریستی زده
و به شکلی
مخالفان خود
را به قتل میرسانند.
نمونههای
بسیار زیادی
از آنچه که ایالات
متحده
آمریکا،
اسرائیل و
جمهوری اسلامی
در طی دهههای
گذشته به اجرا
درآوردهاند
شاهدی بر این
مدعاست. آنچه
که خواستهاند
کردهاند و
آنگاه فریاد مظلوم
نمائی سر دادهاند!
جالب
اینجاست که اگر
بر آنچه که مقامات
رسمی ایالات
متحده آمریکا
و پاکستان
اعلام داشتهاند
باور بیاوریم
باید به این
جمعبندی
برسیم که اسامه بن
لادن در قلب
کشور دیگری و
بدون اطلاع و
اجازه مقامات
این کشور در
حالیکه مسلح
هم نبوده به
قتل رسیده و
"پس از طی
مراسم و آداب
اسلامی" به
دریا سپرده
شده است! به
راستی اگر این
خود نمونهای آشکاراز
زیر پا گذاشتن
قوانین بینالمللی
و حقوق انسانی
نباشد، پس
چيست؟
چند
روز پیش از
اعلام قتل
اسامه بن لادن
اعلام شده بود
که در طی
بمباران
هوایی نیروهای
پیمان نظامی
ناتو در تریپولی
پايتخت ليبی یکی
از پسران ديکتاتور
اين کشور،معمر
قذافی و سه
نوه خردسال وی
کشته شدهاند.
آیا قطعنامه
سازمان ملل
متحد اجازه
قتل و عام
کودکان و مردم
بيگناه را
صادر کرده
است؟ آيا
نیروهای
"مدافع آزادی
تودههای
لیبی" چون
قذافی
جنايتکار است
حق دارند نوههای
خردسال وی را
نيز بکشند؟
همانطور که بن
لادن را در
مقابل چشمان
دختر ۱۲ سالهاش
کشتند؟ و آیا
دختر خردسال
قذافی نیز که
چند سال پیش
در نتیجه بمبهای
دیگر "آزادیبخشان"
اعزامی از ایالات
متحده آمریکا
به قتل رسید
نیز تروريست
بود و برای
مبارزه با
تروریسم لازم
بود که کشته
شود ؟ آیا آن
سی نفری هم که
برای شرکت در
مراسم یک جشن
عروسی در
افغانستان به سوی
محل جشن میرفتند
که جان خود را
به دلیل
"هدایای
آسمانی" نيروهای
ایالات متحده آمريکا
که خود را
"پیامبران
صلح و آزادی"
میخوانند از
دست دادند هم
تروریست
بودند؟
تروریسم
خواستار آن
است که با دست
زدن به
عملیاتی که به
ایجاد و گسترش
ترس و وحشت منجر
میگردد به
اهداف سیاسی،
اجتماعی و یا
اقتصادی خود برسد.
تروریستها به
خوبی میدانند
که بهترین راه
برای ایجاد و
گسترش ترس و
وحشت در میان
تودهها،
آسیب رساندن
به شهروندان بیگناه
میباشد و از
این رو
تروریسم اهداف
خود را
آگاهانه و
تعيين میکند.
بمب اتم بر
هیروشیما و
ناکازاکی میاندازد،
تودههای
ویتنامی را با
ناپالم و مواد
شیمیایی بمباران
میکند، حمله
به برجهای
دوقلو را
سازمان میدهد،
کشتــار
وحشیانه صبـرا،
شتیله و قارنــا
را به وجود میآورد،
در
گوانتانامو،
اوین، ابوغــریب
و کهریزک
جنایت کرده و
آنرا به نمايش
میگذارد،
مردم بیپناه
غزه را به خاک
و خون میکشد،
در متروی
توکیو مواد
شیمیایی پخش
کرده، در
متروی لندن و
در قطار
مادرید بمب میگذارد،
جو هیل را به
صندلی
الکتریکی میبندد،
ویکتور خارا
را به خاک و
خون میکشد،
گلسرخی و
سلطانپور را
تیرباران میکند،
قتلعام و کشتار
زندانیان
سیاسی در
زندانها را سر
و سامان میدهد،
اردوگاههای
کار را پر از
مخالفان کرده،
به کار اجباری
واداشته و
سرانجام به
دست مرگ سپرده
و حتی جسد
آنان را از
بین میبرد،
مخالفان را
ناچار به ترک
وطن و زندگی
در تبعید میکند،
استادیوم
ورزشی را پر
از انقلابیون
میکند، به
صلیب کشیده،
سنگسار کرده،
در مقابل جوخههای
تیرباران
قرار داده و
طناب اعدام را
بر گردن
انسانها میاندازد.
بنابراين
همواره اين
دشمنان مردم هستند
که برای رسيدن
به اهداف ضدمردمی
خود با تکيه
بر اين اصل
خطا که هدف
وسيله را
توجيه می کند
با توسل به
ترور کور
سياستهای
ضدمردمی خود
را پيش میبرند.
اگر دلائلی که
دستگاه
تبليغاتی
دولت آمريکا برای
توجيه ترور بن
لادن تاکنون
ارائه داده است
را بپذيريم
آنگاه بر اساس
همين دلائل میباید
نیروهای
کماندوئی
"آزادیبخش"
ایالات متحده
آمریکا برای نابودی
تروريسم کاخ
سفید را آماج
حملات خود
قرار دهند که
در اين صورت ديگر
قوانین بینالمللی
هم نقض نشده و
حاکميت کشورهای
دیگر زير پا
گذاشته نشده
است!
آری
پدیدارگر، بر
پای
نگهدارنده و
گسترشدهنده تمامی
ناعدالتیها،
گرسنگی، عدم
آزادی و نابسامانیهای
موجود در جهان
امروز سرمایهداری
جهانی و
نوکران و
سگهای زنجیری
آن است که
برای حفظ قدرت
خود و ادامه
بهرهکشی
انسان از
انسان از تمامی
امکانات خود سود
میجويد.
ترور
و تروريسم
خصیصه ذاتی
سلطه سرمایهداری
جهانی بوده و در
جهان امروز
منبع اصلی
ترور، سلطه
امپرياليسم و
به ويژه
امپرياليسم ایالات
متحده آمريکا
میباشد. بنابراين
با ترور
تروریستی چون
اسامه بن
لادن، اعدام دیکتاتوری
چون صدام حسین
و حمله به
مستبدی چون
معمر قذافی جهان
امنتر نشده و
جای بهتری
برای زندگی نمیشود.
نوکران و
سگهای زنجیری
دیگری به جای
آنان کمر به
خدمت ارباب
خواهند بست. جهان
ما تنها زمانی
میتواند امن
شود که
کارگران و
زحمتکشان
توانسته
باشند
امپرياليستها
و سگهای زنجيريشان
را از صحنه
گيتی بردارند.
آنروز که بهرهکشی
انسان از
انسان به
پایان رسیده
باشد جهان جای
بهتری برای
زندگی خواهد
شد!
نادر
ثانی
شنبه ۲۴
اردیبهشت ۱۳۹۰
(۱۴ مه ۲۰۱۱)
توضیح:
این
نوشته نخستین
بار به عنوان
"یادداشت هفته"
در دیدگاه درج
شده است.