نادر
ثانی:
ادامهگری
در راه شستشوی
مغزی در جمهوری
اسلامی؟
٢٨ مرداد
است و امروز
درست ٥٥ سال
از کودتای
ایالات متحده آمریکا
و بخشی از
سگان زنجیری
آن بر علیه
حکومت محمد
مصدق که از به
اجرادرآوردن
تمامی خواستههای
امپریالیستها
سرباز زده بود
میگذرد.
حکومت مصدق را
از میان
برداشتند
(همانگونه که
٢٠ سال بعد حکومت
آلنده را
سرنگون کردند)
و محمدرضا پهلوی
سگ زنجیری خود
را که فرار را
به قرار ترجیح
داده بود، به
حکومت
بازگرداندند
(همانگونه که
زمام حکومت را
به دست آگوستو
پینوشت دادند).
اما سیل
خروشان تودهها
بار دیگر
محمدرضا پهلوی
را ناچار به فرار
کرده و حکومت
وی را سرنگون
کند (سرنگونیای
که به پینوشت
نیز تحمیل
گردید).
سرمایه جهانی
آنچه میتواند
میکند تا
تودهها را در
زیر یوغ خود
نگاه دارد اما
تودهها نیز
بیکار از پای
ننشستهاند!
در
خبری از
خبرگزاری
فارس از قول
محمدعلی ملانوری،
فرمانده سپاه
شهرستان
ساوجبلاغ،
خواندم که "خانوادهاي
با حضور در
حوزه بسيج
شهرستان
ساوجبلاغ فرزند
سه روزه خود
را در بسيج
اين شهرستان
ثبتنام
كردند." به
همراه این خبر
عکسی هم از
"حسین"، این
نوزاد سهروزه
در حال گریه
درج شده بود؛
گویی که
"حسین" میخواهد
بدینگونه از
هماکنون
نسبت به
شستشوی مغزیای
که پدر و مادر
حزبالئهایش
برای او تدارک
دیدهاند
اعتراض کند
(لینک راهنما
به این خبر و
عکس در پایان
این نوشته
آورده خواهد
شد). بدینگونه
و با یاری
چنین پدر و
مادرانی است
که نظام
وابسته به
امپریالیسم و
ضدانسانی جمهوری
اسلامی میخواهد
ضامنی برای
ادامه حیات
حکومت ننگین
خود بیابد.
تلاشهایی
بدینگونه
برای دستیابی
به چنین خواستهای
خاص جمهوری
اسلامی نیست.
پیش از این هم
شاهد "گارد
جاویدان"
حکومت پهلوی،
گارد جوانان هیتلری
نازیستها و
نمونههای
بسیار دیگر از
این قماش بودهایم
اما مسیر
تاریخ نشان
داده است که
تمامی آنان در
زمانی که
حکومت
دیکتاتوری
بیش از همیشه
به آنان نیاز
دارد در هم
ریخته و مضمحل
خواهند گردید
و آن هنگام
زمانی است که
تودههای تحتستم
دیگر نتوانند
و نخواهند
ادامه بهرهکشی
نظام خاکم را
تاب بیاورند.
در هفتههای
اخیر با چندین
نفر که در
خلال ماههای
گذشته در آن
دیار شبزده
بودهاند گفت
و شنودهای
بسیاری در
مورد شرایط
حاکم بر کشور
داشتهام و
گفتههای
تمامی این
افراد حاکی ار
گسترش فشار
اقتصادی،
سیاسی و
اجتماعی و از
آنرو گسترش
نارضایتی
عمومی در سطح
کشور میباشد
و شکی ندارم
که زمانی که
تودهها با پا
برخیزند
اکثریت "حسینها"
زنجیری را که
شستشوی مغزی
به دست و پای
آنان انداخته
دریده و به
موج تودهها
خواهند
پیوست؛ اندکی
از اینان نیز
که از خود بیخود
شدهاند در
زیر گامهای
سنگین حرکت
تودهها از
میان رفته و
در جمله
قربانیان
ناآگاه نظام
درخواهند آمد.
ملانوری
(تلفیقی از
نظام جمهوری
اسلامی و جریان
ضدخلقی حزب
توده) میگوید:
"اولياي كوچكترين
عضو بسيج
اعلام كردهاند
كه بزرگترين
آرزوي آنها
شهادت
فرزندشان در
راه اسلام و
انقلاب
اسلامي است." امید
دارم که در
مسیر آینده
"حسین" آگاهی یافته
و کاری کند که
پدر و مادرش
به آرزوی ضدانسانی
خود دست
نیابند چرا که
اگر به آگاهی
لازم دست
نیافته و در
راه تودههای
محروم نیفتد،
نظام جهل و
فشار و شکنجه
و اعدام
قربانی دیگری
خواهد داشت.
فرمانده
بسيج
ساوجبلاغ در
پايان تأكيد
كرده است: "ملتي
كه اينگونه در
راه آرمان
خويش
ايستادگي ميكند،
هيچگاه نيازي
به سلاح اتمي
ندارد و با دستان
خالي و تنها
با اتكا به
قرآن و ولايت
از آرمان خويش
دفاع ميكند."
گویی که این
خزبالهی در
تمامی موارد
راهپیمای
رهبری نظام
موعود خود
نیست! اینگونه
است که امید
نجات یافتن
"حسینها" جانی
تازه مییابد!
٢٨
مرداد ١٣٨٧
لینک
راهنما به
خبر و عکس:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8705250668