گفتههایی
"نغز" از روحاﷲ
خمینی در
زمینههای
گوناگون و
انگولکهایی
بهجا به آنها
مدتی
مدید است که فایلی
که محتوی بخش
عمدهای از
آنچه که در
زیر خواهد آمد
در اینجا و
آنجا دیده میشود.
من نیز آنچه
را که بود (نقلقولهایی
از خمینی و
ناخنکهایی چند
به آنها) دیده
بودم. نامی بر
گردآورنده و
یا ناخنکزننده
نبود. فایل
دیگری هم شامل
نقلقولهایی
از خمینی در
اینجا و آنجا
بود. ساعتی
پیش بار دیگر دو
فایل مربوطه،
اینبار از
جانب رفیقی به
دستم رسیندد و
بهتر دیدم که
به جای همانند
گذشته دیدن و
گذشتن، آنها
را تنظیم کرده
و با حرکت از نقلقولها
و ناخنکهای
ابتدایی،
انگولکهایی
تازه به نقلقولها
بکنم. با سپاس
و قدردانی از
گردآورندهها
و ناخنکزننده
ابتدایی این
مجموعه را به
شما عرضه میکنم
و بدیهی است
که اگر اطلاعی
در مورد نام
افراد مزبور
باشد أنرا در
صورت خواست
این افراد در
اختیار همگان
قرار خواهم
داد. سپاسگزار
خواهم شد اگر
که نقلقولهای
دیگری را در
اختیار دارید
که میتوانند
این مجموعه را
در مسیر زمان کاملتر
کنند آنها را
(با ناخنکها
و انگولکهای
احتمالی خود
شما) برای من
ارسال نمایید.
نادر
ثانی
رياضي:
"شما
ياوهگويان
با زندگاني
معنوي و سعادت
اجتماعي يك گروه
انبوه صدها
هزار ميليون
نفري بازي ميكنيد."
كشف
الاسرار
نوشته روحاﷲ
خميني، صفحه ۷۴
* صد
هزار ميليون
ميشود صد
ميليارد نفر، صدها
هزار ميليون
را خودتان
حساب كنيد
چقدر میشود!
راستی جمعيت
جهان چند نفر
است؟
ميليونها
ميليون
سلاطين و
بزرگان و
فلاسفه در
عالم آمدند.
كشف
الاسرار
نوشته روحاﷲ
خميني، صفحه ۱۷۶
* میليونها
میليون يعني بیليونها
(یا با عبارتی
دیگر
تريلياردها)!
درهيچ دايرة
المعارفي و با
هیچ عقل سلیمی
شمار سلاطين و
بزرگان و فلاسفه
جهان در تمامی
دوران خیلی هم
ارفاق کنیم نمیتواند
حتي به يك هزار
میليون نفر برسد
و به گمانم
اصلاّ کل
تعداد
انسانهایی که
طی تمام دورههای
تاریخ بشری در
حیات بودهاند
در حد بیلیونها
نبوده باشد
(چرا دروغ؟ ما
که نشمردیم!)!!
"اسلام
ميليونها
حكم دارد."
كشف
الاسرار
نوشته روحاﷲ
خميني، صفحه ۵۵
* تا
آنجا که من میدانم
احکام اساسی
اسلام در قرآن
هستند و کل قرآن
۱۱۴ سوره و كمتراز
٧٠٠٠ آيه دارد
(مي گويند قرآن
از ۶۶۶۶ آيه تشكيل
ميشود ـ راست
یا دروغش به
گردن خود
آنها!!) و اگر از
این حرکت کنیم
که "آقا" قرآن
را خوانده
بوده و از آن
شناختی هر چند
مختصر داشته
(که نباید فرض
محالی باشد!!)،
این حرف يعني که
هر آيهاي از
قرآن بايد
شامل دست كم
هزار حكم
باشد. و
خودمونیم اين خودش
يك اعجاز است
كه با يك جمله
(آيه) بتوان
هزار حكم صادر
كرد!!!!!
فلسفه:
"فيثاغورث
حكيم در زمان
سليمان بود و
حكمت را از او
اخذ كرد."
كشف
الاسرار
نوشته روحاﷲ
خميني، صفحه ۳۲
*
فيثاغورث حکیم
و ریاضیدان
مشهور (قضیهاش
را که یادتون
هست؟!) در قرن
پنجم پيش از
ميلاد در
يونان زندگي
ميكرد و جناب
"حضرت سليمان"
اگر به
"تاریخی بودن"
تورات و انجیل
عهد قدیم باور
آورده و به
منابع موجود
مراجعه کنیم در
قرن ۱۰ قبل از
ميلاد در
اورشليم
زندگي ميكرده
است. بين اين
دو نفر پنج
قرن اختلاف
زمان و البته صدها
كليومتر دوري
مكان هست.
"انبذقلس
فيلسوف بزرگ
در زمان داوود
نبي بود و
حكمت را از او
و از لقمان
حكيم اتخاذ
كرد."
كشف
الاسرار
نوشته روحاﷲ
خميني، صفحه ۳۳
* انبذقلس
- Empedocles ـ
فيلسوف بزرگ
يوناني در قرن
پنجم پيش از
ميلاد و "جناب حضرت
داوود" (باز با
توجه به
ذکریات بالا)
در قرن دهم
پيش از ميلاد
زندگي ميكردند.
در مورد فاصله
جغرافیایی
محل زندگی
آنها هم که
دیگر توضیحی
لازم نیست!!
"از
حكما و فلاسفه
بزرگ ديگر
اسكندر است"
كشف
الاسرار
نوشته روحاﷲ
خميني، صفحه ۳۵
*
انصافاً انگار
اين يكي دیگر درست
باشد!!! اسكندر
مقدوني را که
خوب میشناسید؟!!
(وگرنه فیلم
اولیور استون
را ببینید).
البته که
ایشان در زمره
فيلسوفان و
حكيمان بزرگ
تاريخ به شمار
میروند!!! اگر
شكی در این
مورد داريد
بروید و نگاهی
به منابع
تاريخی و
فلسفی بکنید.
اگر در کتابها
هم اینطور
نوشته نباشند
باید کار کار
آمریکای جهانخوار
و اسرائیل
باشد. "امام"
که نمیتوانند
اشتباه
بگویند!!!
تاريخ:
"اين
موضوع مربوط
به امروز و
ديروز نيست.
دو هزار سال
است كه آمريكا
ما را استعمار
كرده است"
در ديدار
با دانشجويان
خط امام پس از
گروگانگيري اعضاي
سفارت
آمريكا،
جماران، ۱۹
آبان ۱۳۵۸
* اگراشتباه
نكنم پای
سفیدپوستان
تازه (که
ایکاش پایشان
شکسته بود و
به آنجا نمیرسید
تا بومیان
دوستداشتنی
أنجا را تا أن
حد که بر
سرشان رفت
مورد آزار و
اذیت قرار
ندهند) در سال
۱۴۹۲ میلادی به
قاره آمریکا
رسید (یعنی چیزی
حدود ۵۲۰ سال پیش)
و ایالات
متحده آمریکا
هم که در سال
۱۷۷۳ اعلام
موجودیت کرد و
یعنی حدود ۲۳۵
سال عمر و تاریخ
دارد. انگار
این بدسیرتها
میباید پیش
از آغاز
تاریخشان هم
استعمارگر
بوده باشند!!!!
پزشكي:
"امروز
بر دكترهاي
كشور ثابت شده
كه براي علاج
ناخوشيهايي مثل
تيفوس و
تيفوئيد
(حصبه) چارهاي
جز عمل كردن
به طبق
دستورات
يوناني نيست و
علاجهاي
اروپايي نميتوانند
كاري به
اينگونه
مرضها بكنند".
كشف
الاسرار
نوشته روحاﷲ
خميني، صفحه ۲۸۰
* يك
زماني در جغرافي
يادمان ميدادند
كه يونان نيز
از كشورهاي اروپائي
میباشد!!! پس
از اين گفتار
خميني ديگر
نميدانم چه
بپندارم!!!
حتما این بیهمهچیزها
اشتباه یادمان
میدادنند تا
ما را به کوره
راه نادانی
ببرند!!! دم
"امام" گرم که
آمد و نور
آگاهی بر
اذهان کورشده ما
پاچید.
انشااﷲ همین
نور به قبرش
ببارد!!!! شانس
أوردیم که به
"آقا" کرسی
استادی
دانشکده
پزشکی اهدا
نشده بود!!
هنر:
پرسش
و پاسخ زیر از
مصاحبه اوريانا
فالاچي روزنامهنگار
و نویسنده
ایتالیایی با "امام"
خميني
برداشته شده
است. (متن كامل
سخنراني در
كتاب "مصاحبه
با تاريخ"
نوشته فالاچي
موجود است -
البته اگر
كتاب را بتوانید
در دست دوم
فروشيها
پيدا كنید و
تازه اگر این
متن را مانند
بسیاری از
چیزهای دیگر
مصله نکرده
باشند!)
سوال:
شما موسيقي را
عامل فساد و
شهوتراني دانستهايد.
ولي آيا آثار
موسيقي كساني
چون باخ و موتسارت
و بتهوون و
وردي را نيز
با اين همه
معنويت آنها
عامل فساد ميدانيد؟
امام
خميني: من
اينهايي را كه
اسم برديد نميشناسم
ولي اگر مارش
جنگي ساخته
باشند كارشان
خوب است. در
غيراينصورت
كارشان قابلقبول
نيست.
* خب
این پاسخ را
هم باید به
حساب رد گم
کردنها،
تاکتیکها و
تقیههای
"امام" آگاه و
صلحدوست ما
گذاشت!!!
سياست:
"اسلام
به كاخ كرملين
هم كشيده شده،
به كاخ سفيد
هم كشيده شده.
به آمريكاي
لاتين هم
رفته. به آفريقا
هم رفته، به مصر
هم رفته. ملزم
كرده است همه
آنها را كه از
اسلام اطاعت كنند."
روحاﷲ
خميني در ديدار
با رئيس جمهور
و مقامات
كشور،
جماران، ۱۸
مرداد ۱۳۶۳
* البته
اسلام دركشورهائي
كه كاخ كرملين
دارند يا دارای
كاخ سفيد هستند
و يا نامشان
آمريكاي
لاتين است
دچار زمانزدگی
شده و مدت
مدیدی است که
در آنجاها قوانین
قرون وسطائی
آن به کناری گذاشته
شده است. از
جمله بر طبق
قوانين اسلام
اصلاح شده آنها
زنان و دختران
اين كشورها
اجازه پوشيدن لباسی
را که میخواهند
دارند،
اتوبوسها
مردانه و
زنانه نیستند،
دست قطع نمیشود،
از سنگسار
خبری نیست،
ولی وقیح (ببخشید
گمانم فقیه
بود!!) ندارند و .....
راستی: یکی
نبود به این
"آقا" آدرس قارهای
مصر را بدهد؟!!!
يكي از
بركات جمهوري
اسلامي اين
بود كه مصريهاي
كافر بالاخره
مسلمان شدند.
بقيه جاها هم
مسلمان شدند.
* ميگويند
حوزهي علميه
يا مكتبخانهي
الأزهر در مصر
هزار سال پيش در
دوره و توسط
فاطميان
تأسيس شده
است. ولی چرا
باید ما تمام
مدت به
چرندیات آنها
که "میگویند"
گوش بدهیم؟
زبانم لال
"آقا" که کشک
نمیگویند؟!!!
لابد مدتی بعد
از آن زمان
مصريها
ازاسلام عزیز برگشتند،
كافر شدند و دوباره
بعد از ”انقلاب“
اسلامي و روی
کار آمدن
جمهوری
اسلامی مسلمان
شدند!!! (دروغ
چرا؟ تا قبر
آ، آ، آ، آ !!!!)
و از اين
تاريخ بود كه
در قانون
اساسي آمريكا
و شوروي و
بقيه دنيا
نوشته شد كه
بايد قوانين
بر اساس شريعت
اسلام باشد.
* ایکاش
کسی را که
قانون اساسي
آمريكا و
شوروي و بقيه
دنيا را برای
"امام" ترجمه
کرده بود گیر
میآوردم!!
باور کنید که
به گمانم سواد
ایشانها (!!!!)
باید به
اعتبار مدرک
کردان بوده
باشد و تازه جالب
است که آنچه
تحت نام "شريعت
اسلام" در
آنجاها به
خورد مردم میدادهاند،
هیچگاه به شدت
و حرارت
"شريعت
اسلام" در
دیار
آخوندزده ما نبوده
و نیست!!!
"يكي
از راههاي
ايجاد اختلاف
در يك ملت
وجود احزاب
است... اساساً
احزاب از اول
براي اين درست
شدهاند كه
مردم با هم
متجمع نشوند.
چون دولتها از
اجتماع تودهها
ميترسند
احزاب سياسي
را درست كرده
اند."
* اصلا
از نظر
تاریخی،
سیاسی، جامعهشناسی
و روانشناسی
تودهها درستش
هم باید همين بوده
باشد: هزاران
سال است که دولتها
در اینجا و در آنجا
ميخواستهاند
حزب درست كنند
که مردم
اجتماع نکنند
و مردم آگاه و
همیشه در صحنه
(امت اسلام
عزیز) نميگذاشتند
که دولتها
موفق به اجرای
توطئهشان
بشوند تا
اينكه دولتها
بر عليه
ملتهايشان
انقلابهاي
"مشروطه و يا
جمهوري" بر
پاكرده و اين
حزبها را
درست كردند و
به زور به
مردم چپاندند!
میگوئید نه!!!؟
از تمامی آنها
که "رهبر
مبارزات
ضدامپریالیستی"
را "امام"
خطاب کرده،
برای سلامتی
"امام" دعا
کرده، در همهپرسی
فرمایشی شرکت
کرده و به
جمهوری
اسلامی رای
مثبت داده و
صدها "گل"
دیگر در آن
سالها به سر
ما زدند
بپرسید!!!
اسلام
سياسي يا غيرسياسي؟
"روحاني
نبايد به كار
ديگري غير از
روحانيت يعني
بسط توحيد و
تقوي و پخش و
تعليم قانونهاي
آسماني و
تهذيب اخلاق
بپردازد".
كشف
الاسرار
نوشته روحاﷲ
خميني، صفحه ۲۰۸
* پس بابا
این "آقایان
روحانی" که
در اینجا و
آنجای ایران
روحانیزده
به هزار کار
دیگر مشغول
هستند و خود
در راس بیشتر
کارها قرار
داده و بر
دوش همه سوار
شدهاند،
"کاری نمیکنند"!!!
"اين
را بدانيد كه
تنها روحانيت
ميتواند در
اين مملكت
كارها را از
پيش ببرد. فكر نكنيد
كه بخواهيد
كنار بگذاريد
روحانيت را".
روحاﷲ
خميني در ديدار
با نمايندگان
مجلس، جماران ۶
خرداد ۱۳۶۰
* صد افسوس
که کسی نبود
که کتاب "آقا"
را برای "آقا"
بخواند!! شاید
هم "آقا" فکر
میکرد که
ملتی که
"بیانات فصیح
و فرمایشات"
ایشان را
پذیرفته و
تصویر تمام رخ
ایشان را در
کره ماه
ببینند توان
پیش بردن کارها
در یک مملکت
را نداشته
باشند!!! البته
شاید هم این
بو و طعم كباب
و قدرت بود که
"امام" را ناچار
به "تجدید
نظر" کرد!!!
نقش
"آقا" در
دوران پس از
"آریامهر":
در
ایران اسلامی
علما خودشان
حکومت
نخواهند کرد و
فقط ناظر و
هادی امور
خواهند بود.
خود من نیز
هیچ مقام
رهبری نخواهم
داشت و از
همان ابتدا به
حجره تدریس
خود در قم
برخواهم گشت.
روحاﷲ
خميني در مصاحبه
با خبرگزاری
رویتر، نوفل
لوشاتو، ۵
آبان ۱۳۵۷
بیانصافی
نکنیم خب این گفته
تا حدی هم
مبدل به
واقعیت شده
است! مگر بنیصدر،
رجایی، احمدینژاد
(لاجوردی،
حاجی داوود و
حنایی) معمم
بودند یا
هستند؟ بقیه
هم که (از خود
خمینی گرفته
تا رفسنجانی و
بهشتی و خامنهای
و خاتمی و ریشهری
و فلاحیان و
شاهرودی و .......)
هم که " فقط
ناظر و هادی
امور" بودهاند
و هستند!!!!
راستش "امام"
هو از اول دا
خوشی از رهبر
بودن نداشت و
در تمامی دوران
رهبری و حکومت
دلش برای
برگشتن "به
حجره تدریس
خود در قم" لک
زده بود!!!!
(اونجای آدم
دروغگو)!!
نه
رغبت شخصی من
و نه وضع
مزاجی من
اجازه نمیدهند
که بعد از
سقوط رژیم
فعلی شخصاً
نقشی در اداره
امور مملکت
داشته باشم.
روحاﷲ
خميني در مصاحبه
با خبرگزاری آسوشیتد
پرس، نوفل
لوشاتو، ۱۷
نوامبر ۱۹۷۸
حالا شانس
آوردیم که "رغبت
شخصی" و "وضع
مزاجی" ایشان
اجازه نمیدادند
که "عالیجناب"
شخصاً نقشی در
اداره امور
مملکت داشته
باشند؛ وگرنه با
شناخت تاریخیای
که از ایشان
پیدا کردهایم
معلوم نیست که
دیگر چه به
سرمان میآمد!!!
دولت
اسلامی ما یک
دولت دموکراتیک
به معنی واقعی
خواهد بود. من
در داخل این
حکومت هیچ
فعالیتی برای
خودم نخواهم
داشت.
روحاﷲ
خميني در مصاحبه
با تلویزیون NBC ،
نوفل لوشاتو، ۱۱
نوامبر ۱۹۷۸
این گفته
هم کاملا درست
از آب درآمد.
مشکل آن است
که تودههای
ما اصلا از یک
طرف نمیدانند
که "یک دولت
دموکراتیک به
معنی واقعی" یعنی
چه و از طرف
دیگر این
قدرناشناسان
درک نمیکنند
که اگر ایشان
به راستی
فعالیت میکرد
چه میشد!! میگوئید
نه؟!! شما را به
تنها یک نمونه
از این نوع
فعالیتها،
صدور فرمان
کشتار
زندانیان
سیاسی در سال ۱۳۶۷
رجوع میدهم!!!
تازه: فعالیت "جزئی"
ایشان برای
خودشان نبود؛
گریبانگیر ما
شد!!!
من نمیخواهم
رهبر جمهوری
اسلامی آینده
باشم. نمیخواهم
حکومت یا قدرت
را به دست
بگیرم.
روحاﷲ
خميني در مصاحبه
با تلویزیون
اتریش، نوفل
لوشاتو، ۱۶
نوامبر ۱۹۷۸
بابا بیایید
و باور کنید: ایشان
اصلاُ و ابداُ
نمیخواست!!
خودش یکهو و
همینجوری "اﷲ
بختکی" شد!!!!
پس از
رفتن شاه من
نه رییس جمهور
خواهم شد، نه هیچ
مقام رهبری
دیگری را به عهده
خواهم گرفت.
روحاﷲ
خميني در مصاحبه
با روزنامه
لوموند، نوفل
لوشاتو، ۹
ژانویه ۱۹۷۹
خب باز ۵۰
درصد حرفش
درست از آب در
آمد!! باز بگین
این "آقا" همش
دروغ میگفت و
تودهها را
(البته با
یاری مجدانه
تودهایها و
اکثریتیها)
فریب میداد!!!
حقوق
مساوی برای
شهروندان:
در
جمهوری
اسلامی
کمونیستها هم
در بیان عقیده
خود آزاد
خواهند بود.
روحاﷲ
خميني در مصاحبه
با سازمان عفو
بینالملل،
نوفل لوشاتو، ۱۰
نوامبر ۱۹۷۸
در اینجا
"امام" که
افکارشان به
دنبال رفاه آتی
تودهها (نفت
و برق مجانی و
از این قبیل) بود
فراموش کردند
که بخش دوم
سخن خود را بر
زبان بیاورند
که: "جمهوری
اسلامی هم
آزاد خواهد
بود که آنچه
را که میخواهد
بر سر این
اوباش (البته
در اصل واژه
دیگری بود!!!)
بیاورد"!!
البته اصل
احتیاط در سخن
حکم میکند
فرض کنیم
ایشان بخش دوم
سخنان خود را
طوری که
نماینده
سازمان عفو
بینالملل نشنود
بر زبان
آوردند!!!!
در
جمهوری
اسلامی زنان
در همه چیز
حقوقی کاملاً
مساوی با
مردان خواهند بود.
روحاﷲ
خميني در مصاحبه
با روزنامه
گاردین، نوفل
لوشاتو، ۱
آبان ۱۳۵۷
خب این کلام
هم باز یک خرده
درست از آب
درآمده است! ببینید:
درست است که در
جمهوری
اسلامی زنان
از حقوق زیادی
برخوردار
نیستند ولی خب
مردها هم به
همین وضع
دچارند و
بنابراین زنان
حقوقی کاملاً
مساوی با
مردان دارند!!! (در
نداری هم میتوان
تساوی داشت)!!!! اشکال
از ما بود که
از "امام"
نپرسیدیم
منظورشان
چیست!!!!
در
جمهوری
اسلامی زنها
آزاد خواهند
بود. در تحصیل
هم آزاد
خواهند بود.
در کارهای
دیگر هم آزاد
خواهند بود.
روحاﷲ
خميني در مصاحبه
با هفته نامه
گاردین، نوفل
لوشاتو۱۶
نوامبر ۱۹۷۸
به راستی
هم که در
جمهوری
اسلامی زنها
آزاد هستند. میتوانند
(البته تحت
شرایط خاص و
با توجه به
آیندهای
نامعلوم)
"آزادانه" به
تحصیل
بپردازند. در اشتغال
به کارهایی
مانند تنفروشی
و صیغه شدن هم
که آزادِ آزاد
هستند!! این
نسوان دیگر چه
میخواهند؟!!!!
برای
همه اقلیتهای
مذهبی آزادی به
طور کامل
خواهد بود و
هر کس خواهد
توانست اظهار
عقیده خودش را
بکند.
روحاﷲ
خميني در کنفرانس
مطبوعاتی،
نوفل لوشاتو، ۹
نوامبر ۱۹۷۸
تبصره: در
اینجا هم جمهوری
اسلامی از
اختیارات و
آزادیهای ناچیزی
برخوردار است.
به توضیح بالا
در مورد آزادیهای
کمونیستهای
لامذهب (و از
اینرو لامصب)
مراجعه
نمایید!!!
در
حکومت اسلامی
رادیو، تلویزیون،
و مطبوعات
مطلقاً آزاد
خواهند بود و
دولت حق نظارت
بر آنها را
نخواهد داشت.
روحاﷲ
خميني در مصاحبه
با روزنامه
پیزا سره،
نوفل لوشاتو، ۲
نوامبر ۱۹۷۸
این هم کاملاُ
درست از آب در
آمده است! رادیو،
تلویزیون، و
مطبوعات
مطلقاً آزاد
هستند تا آن
بگویند، نشان
دهند و
بنویسند که حکومت
اسلامی دستور
داده است.
نیازی هم به حق
دولت برای نظارت
بر آنها نیست!! اصلا
دولت سگ کی
باشه!! دیگران
این مهم را خودشان
به انجام میرسانند.
مهترضین
محترم هم میتوانند
برای ارائه
اعتراضنامه
خود با در دست
داشتن وصیتنامه
معتبر به اوین
مراجعه
نمایند!!!
در
منطق اینها
آزادی یعنی به
زندان کشیدن
مخالفان،
سانسور
مطبوعات و
اداره دستگاههای
تبلیغاتی. در
این منطق تمدن
و ترقی یعنی
تبعیت تمام
شریانهای
مملکت از فرهنگ
و اقتصاد و
ارتش و دستگاههای
قانونگذاری و
قضایی و
اجرایی از یک
مرکز واحد. ما
همه اینها را
از بین خواهیم
برد.
روحاﷲ
خميني در سخنرانی
برای گروهی از
دانشجویان ایرانی
در اروپا،
نوفل لوشاتو، ۸
آبان ۱۳۵۷
دنباله
سخنان"ّامام"
که به شکل
زیرلبی ایراد
شدند: "... و
زمانی که آنها
را کاملا از
بین بردیم، یک
مرکز مستحکمتر
و بهترش را
برای بقای
خودمان پایهگذاری
خواهیم کرد!!!! چنان
"آزادی"ای
نشانتان
بدهیم که
دلتان برای
محمدرضای جلاد
تنگ شود!!!!"
دانشگاه
كجاست؟
"ريشه
تمام
مصيبتهايي كه
تاكنون براي
بشر پيش آمده
از دانشگاهها
بوده است... همه
مصيبتهايي كه
در دنيا پيدا
شده از
متفكرين و
متخصصين
دانشگاهي
است... اگر به
اسلام علاقه
داريد بدانيد
كه خطر
دانشگاه از خطر
بمب خوشهاي
بالاتر است".
روحاﷲ
خميني در ديدار
با اعضاي دفتر
تحكيم وحدت
حوزه و دانشگاه،
۲۷ آذر ۱۳۵۹
* اگر از
این حرکت کنیم
که منظور
واقعی "امام"
از واژه "بشر"
در بالا
خودکامهها،
"روحانیون" و
صاحبان
سرمایه بوده
است میبینیم
که در اینجا
"امام" چندان
هم به بیراهه
نزده است.
حالا میفهمم
که اگر در
ایران اسلامزده
زندانها به
جای دانشگاهها
جایگاه
بسیاری از
دانشجویان
شده و چماقبهدستان
به دانشگاهها
حمله میکنند،
علت تنها این
است که
"روحانیون
عزیز و محترم"
میخواهند
تودههای ما
را خطر بمب
خوشهاي نجات
دهند!!!!
"ما هرچه
ميكشيم از
اين طبقهاي
است كه ادعا
ميكند
دانشگاه رفتهايم
و روشنفكريم و
حقوقدانيم.
هرچه ميكشيم
از اينها است."
روحاﷲ
خميني در قم، ۱
مرداد ۱۳۵۸
* متوجه
نمیشوم که در
اینجا منظور
"آقا" از ما
چه کسانی است!!!
راستش آنها که
ادعا ميكنند
روشنفكر و
حقوقداناند
(و در صفوف به
قدرترسانان
"آقا" جای
داشتند) باید
بلای جان تودههای
محروم ما و
آنها که به
راستی روشنفکر
(از نوع خلقی
آن) هستند
بلای جان
"روحانیت"
باشند.
فرار
مغزها:
"منافقين
هي ميگويند
مغزها دارند
فرار ميكنند.
به جهنم كه
فرار ميكنند.
اين دانشگاهرفتهها،
اينها كه همهاش
دم از علم و
تمدن غرب ميزنند
بگذاريد
بروند. ما اين
علم و دانش
غرب را نميخواهيم.
اگر شما هم ميدانيد
كه اينجا
جايتان نيست
فرار كنيد. راهتان
باز است ."
روحاﷲ
خميني در جماران،
۸ آبان ۱۳۵۸
* اینجا
واقعا "آقا"
میدانست چه
میگوید! با
فرار کردن،
فراری دادن و
فراری شدن
بخشی از "مغزها"
(و نه آنها که
به اصطلاح مغز
خر خوردهاند)
و با تحت فشار
شدید قرار
دادن، مرعوب
کردن، زندانی
کردن، شکنجه
دادن و به قتل
رساندن بخشی
دیگر از
"مغزها"،
آخوندها میتوانند
ماموریت خود
را با "سهولت"
بیشتری به
انجام
برسانند.
صادرات
انقلاب؟
"آقا"
اولش میگفت:
"ما
بايد به هر
قيمت شده باشد
انقلاب
خودمان را به
تمام ممالك
اسلامي و تمام
جهان صادر
كنيم."
روحاﷲ
خميني در پيام
به ملت، ۲۲
بهمن ۱۳۵۸
و یا میگفت:
"بايد در
صدور
انقلابمان به
تمام جهان كوشش
كنيم"
روحاﷲ
خميني در پيام
نوروزي به
ملت، اول
فروردين ۱۳۵۹
اما وقتی كشورهاي
جهان اعتراض
كردند و "آقا"
متوجه شد که
وقت زدن حرف
دل نیست حرفش
را عوض کرده و
گفت:
"ما
قصد صدور
انقلاب
اسلامي را
نداريم. اينها
حرفهاي
دشمنان اسلام
است"
روحاﷲ
خميني در ديدار
با مسئولان
صدا و سيما، ۱۶
مرداد ۱۳۶۱
* خب
حالا اگر حرف
اول "آقا" را
پس از حرف دوم
"آقا"
بخوانیم
متوجه میشویم
که طبق گفته
"آقا" باید
خود "آقا" از
دشئنان اسلام
باشند! صد
افسوس که
خلخالی حواسش
نبود وگرنه
شاید ما را از
شر این "مفسد
فیالارض" راحت
میکرد!!!
خبرچینی
و جاسوسي؟
"آقا"
در ابتدا (بیش
از دو سال پس
از ترک زیر درخت
سیب) گفت:
"هيچكس
حق ندارد براي
كشف جرم و
گناه، جاسوسي
ديگران را
بكند زيرا اين
خلاف مقررات اسلام
است."
ماده۶
از فرمان۸
مادهاي روحاﷲ
خميني به ملت،
جماران، ۱
مرداد ۱۳۶۱
ولی
انگار "آقا"
ناگهان مبتلا
به "بیماری
فراموشی" شد! ببینید
که "امام"
تودهایها و
اکثریتیها
پس از گذشت
تنها پس از
سپری شدن دو
ماه چه
فرمودند:
"دانش
آموزان بايد
با كمال دقت
اعمال و كردار
دبيران و
معلمين خود را
زير نظر
بگيرند و اگر خداي
نكرده در يكي
از آنها
انحرافي
ببينند،
بلافاصله به
مقامات مسئول
گزارش نمايند .....
اين كار را به
صورت مخفي
انجام دهند"
روحاﷲ
خميني در پيام
به
دانشجويان،
دانش آموزان،
استادان و دبيران،
در زمان روز بازگشايي
مدارس در سال
تحصيلي ۶۱-۶۲
، ۱ مهر ۱۳۶۱
* در
اینجا البته
بار دیگر تودهایها
و اکثریتیها "اشتباه
مختصری"
کردند: خود را
دانشآموز
دیده و
انقلابیون را دبیران
و معلمین دچار
انحراف ارزیابی
کردند!!!
حكم
مواد مخدر؟
"امام"
اولش (زمانی
که زیر سایه
بعثیهای
عراق بود) میگفت:
"تعجب ميكنم
كه اين دولت (شاه)
چگونه فكر ميكند...
در نظر دارند
قاچاقچيان
هروئين را
اعدام كنند.
اين موضوع نه
تنها خلاف
اسلام است. خلاف
انسانيت هم
هست"
كتاب
ولايت فقيه
نوشته روحاﷲ
خميني ، نجف ۱۳۵۵
پس از
به قدرت رسیدن
موضع "آقا" از
اینرو به آنرو
شده و "امام"
ناگهان
فرمودند:
"اينهايي
كه مواد مخدر
ميفروشند
شرعاً مستوجب
اعدامند و
بايد بدون هيچ
تاخيري اعدام
شوند. هيچ
ترحمي هم در
مورد آنها
جايز نيست"
۳۰ روحاﷲ
خميني در
ارديبهشت ۱۳۵۹
* و
البته "امام"
جا زدن دیگران
در میان
قاچاقچيان
مواد مخدر را
جایز شمردند و
امروز وارثان
"آقا"
وحشیانه و
بدون "ترحم"
میکشند و
دیگران را هم
جا میزنند.
بني
صدر كي بود ؟
"امام"
در ابتدای کار
و زمانی که رئوس
"مثلث بیق"
تماما در خدمت
ایشان و نظام
جمهوری
اسلامی و
"ولایت فقیه"
بودند و بنیصدر
وعده میداد
که تا پایان
دادن به سرکوب
انقلابیون
چکمههایش را
از پاهایش
درنیاورد میگفت:
"جناب
آقاي بني صدر
را همين مردم
كوچه و بازار
از پاريس
آوردند اينجا
و رئيس جمهور
كردند، براي
اينكه مردي
مسلمان است،
مومن است،
خدمتگزار
است".
روحاﷲ
خميني در ديدار
با استاندارهاي
كشور،
جماران، ۱۸
آذر ۱۳۵۹
بعدش
که اختلافی در
آن بالاها پیش
آمد و بنیصدر
مورد غضب "ولی
وقیح" قرار
گرفت گفت:
"اين
آدم از اول
ادعا ميكرد
كه مسلمان است
و براي اسلام
كار ميكند و
كذا. من هم از
اول فهميدم
دروغ ميگويد".
روحاﷲ
خميني در ديدار
با افسران و
درجه داران،
جماران، ۳
شهريور
* حالا
حتما باید
دلیل اینکه
این "امام"
سرشار از درک
ما این دروغگو
را به خدمت
پذیرفته و به
"افتخار کسب
مقام ریاست
جمهوری
جمهوری
اسلامی"
منصوب کردند
همان باشد که
آنهایی که میگویند
از همان ابتدا
بر ماهیت
"امام" آگاه
بودند و با
این وجود به
بیعت با ایشان
میشتافتند و
او را
"رهبر
مبارزات
ضدامپریالیستی"
خطاب میکردند
و ...... باشد!!!