پنج تن
بودند!
چکامهای
از
سیمین
بهبهانی

این
غزل را سیمین
بهبهانی، برای
پنج ستارهای
که خاموش شدند،
برای آن پنج
جوان اعدامشده،
پنج آزاده که
در سحرگاه روز
یکشنبه ۱۹
اردیبهشت ۱۳۸۹ به دست
جلادان
جمهوری
اسلامی به
چنگال مرگ فرستاده
شدند؛ برای
فرزاد
کمانگر، علی
حيدريان، فرهاد
وكيلی، شیرین علمهولی و مهدی
اسلاميان،
سروده است.
بگو چگونه
بنویسم یکی
نه، پنج تن
بودند
نه پنج، بلکه
پنجاهان به
خاطرات من
بودند
بگو چگونه
بنویسم که دار
از درخت آمد
درخت آن
درختانی که
خود تبرشکن
بودند
بگو چگونه
بنویسم که چوب
دارها روزی
فشرده پای آزادی
به فرق هر چمن
بودند
نسیم در
درختستان به
شاخهها چو میپیوست
پیامهاش
دستافشان به
سوی مرد و زن
بودند
کنون سری
به هر داری
شکسته گردنی
دارد
که روز و
روزگارانی
یلان تهمتن
بودند
چه پای در
هوا مانده چه
لال و بیصدا
مانده
معطلاند
این سرها که
دفتری سخن بودند
مگر ببارد
از ابری بر
این جنازهها
اشکی
که مادران
جدا مانده ز
پارههای تن
بودند
ز داوران
بیایمان چه
جای شکوهام
کاینان
نه خصم ظلم و
ظلمتها که
خصم ذوالمنن
بودند