http://www.andishe.net/khayyam/images/sadegh_hedayat_01.jpg

 

نوشته‌ای از

صادق هدایت

هنوز هم دست‌بردار نیستد!

 

 

 

 

ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم، ما برای خودمان تمدن وثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخرنمی‌دانستیم همه اینها را ازما گرفتند و به جاش فقر و پشیمانی و مرده‌پرستی و گریه و گدائی و تأسف و اطاعت از خدای غدار و قهار و آداب کونشوئی و خلأ رفتن برایمان آوردند، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سودپرستی و بی‌ذوقی و مرگ و بدبختی است 

 

چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چوس‌ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه‌اَش سر و کار دارند.


برای عرب سوسمارخوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده‌ها باید به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند.

 

... ، در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی َگند خَلأست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفی که دست و پای چرکین خودشان را در آن می‌شویند و به آهنگ نعره مؤَذن روی زیلوی خاک‌آلود خودشان دولا و راست می‌شوند و برای خدای خونخوارشان ِورد و اَفسون می‌خوانند.

 

... , عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است. خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین‌توز است و همه‌اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را می‌دهد و پیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را می‌فرستد تا حسابی دَخل اُمتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل‌عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند.

 

تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم‌پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را به سر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه‌اَش زیر سلطه اَموات زندگی می‌کنند و مردمان زنده امروز از قوانین شوم هزار سال پیش تبعیت می‌کنند کاری که پست‌ترین جانوران نمی‌کنند.

 

عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند.

 

این مذهب برای یک وجب پائین‌تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل می‌کرد و نه سر قدم می‌رفت، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده.

 

تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن حدف کنیم اسلام روی هم می‌غلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سرو کله بزنند سجع و قافیه‌های بی‌معنی و پرطمطرق برای اغفال مردم بسازند و یا تحویل بدهند.

 

سرتا سر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت و جهل و تعصب و فقر و جاسوسی و دوروئی و دزدی و چاپلوسی و کون آخوند لیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردند.


اما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد و خود موسی ازآن ترسید این اژدهای هفتاد سر هم دارد این دنیا را می‌بلعد. همین روزی پنج بار دولا راست شدن جلو قادر متعال که باید به زبان عربی او را هجی کرد، کافی است تا آدم را توسری‌خور و ذلیل و پست و بی‌همه‌چیز بار بیاورد.


مگر برای ما چه آوردند؟ معجون دل‌به‌هم‌زنی از آرا وعقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین، هول‌هولکی و هضم‌نکرده استراق و بی‌تناسب به هم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب ششمشیر به مردم زوزچپان کرده‌اند. یعنی شمشیر بران و کاسۀ گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت‌المال مسلمین بپردازید یا سرتان را می‌بریم. هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست‌بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند.

 

توضیح: تیتر نوشته از من (نادر ثانی) است.

منبع: سایت پرس‌لیت