پروانه قاسمی

ما هرگز به جلادان آری نگفتیم

  به مناسبت اعدامهای اخیر

 

مرا امروز تکه تکه آوردند

مرا امروز شکنجه‌شده و خونین آوردند

مدتهاست اینگونه با من می‌کنند

هم زنجیرانم هم اینگونه شکنجه شده و می‌شوند

ما سر فرود نیاوردیم

ما سکوت را شکستیم و فریاد برآوردیم

به هیچ‌کدام از ما در دنیا قلم طلایی داده نشد

نه توانستیم مستقیم با رادیوهای جهانی حرفی بزنیم

و نه قهرمان نجات ایران شدیم

ما شکنجه شدیم، ما تکه‌تکه شدیم،

ما تجاوز شدیم

اعدام گشتیم و یا زیر شکنجه جان باختیم

و یا در اعتصاب غذا جان خود را از دست دادیم

حتا وقتی از "حقوق‌بشر" به دیدار زندانها آمدند

بندهای ما را دیوار گرفتند که حقوق‌بشرشان آزرده خاطر نشود

ما بیمار گشتیم؛ پزشکی، دارویی نبود

چرا که همه چیز در زندان طبیعی‌ست و احتیاجی به دکتر نیست

آنگاه که تکه تکه شدم

 به جلادان آری نگفتم

آنگاه که چشم نسترن را زنده از حدقه بیرون آوردند

او نیز آری نگفت

آنگاه که کودکان را جلوی چشمان پدر و مادرشان شکنجه کردند

نیز...

آنگاه که به دستور خفاش بزرگ خون بدن زندانیان را قبل از اعدام کشیدند

باز آری نگفتیم

آنگاه که به دختران قبل از اعدام تجاوز کردند و بعد کشتند

آری نگفتیم

آنگاه... آنگاه... آنگاه...

آنگاه نیز آری نگفتیم

فراموش نکنیم

یارانی را که  نیمه های شب در باتلاقهای اطراف شهر قم ریختند

فراموش نکنیم

یاران نیمه‌جانی را که زنده بگور کردند

و صدای ناله‌های آنان را اطرافیان شنیدند

فراموش نکنیم

گورهای دسته‌جمعی خاوران را...

مادرم گریه نکن دیگر زمان آن رسیده

که صدایمان را فریادمان را همه بشنوند

ما همگی به جلادان نه گفتیم

                 ...    

بپا خیزیم و به این قتل‌عام‌ها پایان دهیم

 

پروانه قاسمی

Ghassemi2@yahoo.ca